0

بالاترين نوع حكمت چیست

 
mohamadaminsh
mohamadaminsh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 25772
محل سکونت : خوزستان

بالاترين نوع حكمت چیست



بالاترين نوع حكمت چیست

شرح كتاب مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة
خوف ممدوح

خوف ممدوح ، همچون حالات عالى ديگر روانى براى انسان لازم و ضرورى است .


بدون اين خوف راهى براى ترقى و تعالى وجود ندارد و براى انسانى كه از اين خوف بى بهره است در پيشگاه قرب حضرت حق جايى نيست .


اين خوف از عالى ترين ويژه گى هاى موقنين و از آثار برجسته ى وجود متّقين و نشانه اى از اتّصال مجبّين به خداى متعال است .


عاشقان حضرتش هرگز از اين خوف جدا نبوده و بدون اين حالت عالى زيست نداشتند .


خاتم پيامبران (صلى الله عليه وآله) مى فرمود :


أَنَا أَخْوَفُكُمْ مِنَ اللهِ .


« خائف ترين شما از خدا من هستم » .


چه مسائل مهمّى كه از خوف انبياء در قرآن و كتب اسلامى نقل شده است و چه برنامه هاى پر اهميّتى كه در اين زمينه ، از اولياى خدا و ائمه هدى و عارفان الهى ، به ما رسيده است نشنيده ايد كه عارف عارفان امير مؤمنان على (عليه السلام)شبى چند بار از خوفى كه از عظمت حق داشت و از اوضاع جهان پس از مرگ نسبت به آنان كه مورد لطف نخواهند بود از خود بى خود مى شد .


سالكان راه مى گويند : كمترين درجه ى خوف آن است كه در اعمال و رفتار تجلى كند ، آنجا كه انسان از هر گناهى كناره گيرى مى كند ، معلوم مى شود از خوف بهره مند است و اين خوددارى از گناهان در فرهنگ الهى ورع شمرده شده است ، و چنانچه انسان از شبهات بپرهيزد داراى تقوا گشته و چون نظر از غير حق بردارد و هيچ نَفَسى جز به ياد او نكشد ، داراى صدق شده و در جمع صديقان قرار گرفته است .


خوف پر و بالى است كه به وسيله ى آن بندگان حضرت حق ، به سوى هر مقام شايسته اى پرواز كرده ، و به سبب آن ، از منازل وحشت انگيز آخرت با كمال اطمينان عبور مى كنند .


كسى كه غرق در شهوات با شجاعت كاذبى آلوده به هر لذّت حرام و از افتادن در لجنزار گناه ترسى نداشته باشد ، چگونه مى خواهد از عذاب فردا درامان باشد ؟


در روايت مهمّى از حضرت صادق (عليه السلام) آمده است :


لا يَكُونُ مُؤْمِنٌ مُؤْمِناً حَتّى يَكُونَ خائِفاً راجِياً ، وَلا يَكُونُ خائِفاً راجِياً حَتّى يَكُونُ عامِلاً لِما يَخافُ وَيَرْجُو .


« كسى را مؤمن نمى گويند مگر اينكه داراى بيم و اميد باشد و بيم و اميد در كسى نيست مگر آنكه به مقتضاى بيم و اميد عمل كند »


راستى انسان داراى ترس ، از گناه خوددارى مى كند ، و دارنده ى اميد براى بهره بردن در دنيا و آخرت ، به دستورات حق گردن مى نهد .


جمله اى را بدين مضمون از بعضى از حكيمان نقل كرده اند :


من خافَ شَيْئاً هَرَبَ مِنْهُ وَمَنْ خافَ اللهَ هَرَبَ إِلَيْهِ .


« كسى كه از چيزى ترس دارد ، از آن فرار مى كند و هركس از خدا مى ترسد با حرص و ولع به سويش مى رود » .


آرى اگر انسان از گناه و عواقب آن بترسد از آن فرار مى كند و هركس از مقام خدا بترسد براى تبديل ترسش به حالت اميد به او پناه مى برد .


خلاصه خوف ممدوح خوفى است ، كه در دنيا و آخرت به وجود آورنده ى امنيّت باطن و آرامش فكر وجان است چنانچه در قرآن مجيد آمده :


( وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ اَمْناً ) .


كه ايمان و عمل صالح و ترس از خدا و وحشت از گناه و عذاب فردا ، علّت امنيّت در دنيا و آخرت است .


صاحبان اين خوف ، در قرآن مجيد و روايات و اخبار ، مورد تمجيد قرار گرفته و از آنان به عنوان بندگان شايسته ياد شده است .


اين خوف در هركس نباشد ناقص است ، و بنا به فرموده نبى بزرگ اسلام ناقص ملعون است .


اگر اين خوف ، يعنى خوف از عظمت حق ، و كوچكى خود ، خوف از مقام خدا ، خوف از جريمه ى جرم ، خوف از سوء عاقبت بر اثر عدم تربيت صحيح ، در آدمى نباشد چه علّتى براى رشد و تكامل ، و مصون ماندن از خطرات درونى و بيرونى وجود دارد ؟ اگر اين خوف نباشد ، چگونه انسان بنده ى حق مى شود و با كدام عامل بازدارنده از گناه خوددارى مى كند و چگونه درصدد دور كردن خود از عذاب فردا برمى آيد ؟!


بدون اين خوف چگونه انسان ، بنده است ، و با پشتيبانى كدام ياور مى تواند با دشمنان شرافت و فضيلتش مبارزه كند ؟ بندگى محصول خوف است و خوف عامل جذب محافظت و دفاع حضرت حق ، كه بدون آن انسانيّت انسان لكّه دار شده و آرام آرام از مرز آن خارج مى شود .


خوف بالاترين حكمت

حال كه سخن از « حكمت » به ميان آمده است بهتر است معناى حكمت و تعريفش روشن شود . قرآن مجيد در آيات گوناگونى حكمت را كه مجموعه اى از واقعيات الهامى ، و عقايد حقّه و اعمال پسنديده و نورانيّت الهيّه و حالات عالى درونى است ، از اعظم نعمت ها و بهترين نيكى ها دانسته و اصل حكمت و آراستگان به آن را ستوده است .


در سوره ى بقره آيه ى 269 مى فرمايد :


( يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشاءُ وَمَنْ يُؤْتِ الْحِكْمَةَ فَقَدْ اُوتِيَ خَيْراً كَثيراً ) .


« حكمت را به هركس بخواهيم عطا كرده ، و به هركس حكمت عنايت شود خير كثير داده شده » .


خداى متعال در سوره ى مباركه ى لقمان يكى از مهمترين ويژگيهاى حضرت لقمان را داشتن حكمت برشمرده و مى فرمايد :


( وَلَقَدْ آتَيْنا لُقْمانَ الْحِكْمَةَ ) .


در سوره ى بقره آيه ى 251 مى فرمايد :


( وَقَتَلَ داوُدُ جالُوتَ وَآتاهُ اللهُ الْمُلْكَ وَالْحِكْمَةَ ) .


« داود جالوت ستمگر را نابود كرد، مابه داود حكمرانى وحكمت عنايت كرديم » .


در سوره ى نساء آيه ى 54 آل ابراهيم را به آراسته بودن به حكمت ستوده و مى فرمايد :


( وَاِذْ عَلَّمْتُكَ الْكِتابَ وَالْحِكْمَةَ ) .


و در سوره ى بقره آيه ى 129 ، و در سوره ى آل عمران آيه ى 164 و سوره ى جمعه آيه ى 2 يكى از اهداف بزرگ رسالت رسول گرامى اسلام را تعليم حكمت قلمداد كرده است .


حكيم كسى است كه وجودش به ريشه هاى قوانين و اصول الهى محكم است و وجودش براى ديگران منبع خير و فيض است و جامعه حكيم جامعه اى است كه قوانين آن براساس ضوابط و معيارهاى اسلامى استوار است .


با توجّه به اهميّتى كه قرآن براى حكمت قائل شده است و با توجه به ستايشى كه در قرآن و روايات از حكيمان شده است ، مى بينيم پيامبر بزرگ اسلام در روايتى ريشه و اصل حكمت را ترس از خدا دانسته و مى فرمايد:


رَأْسُ الْحِكْمَةِ مَخافَةُ اللهِ .


« اصل و سر حكمت ترس از خداست » .


و از اين كلام نورانى به جايگاه « ترس » از خدا و لزوم آن براى زندگى بندگان شايسته خدا پى مى بريم .


در حديث قدسى از قول خداى متعال آمده است :


رأْسُ الْحِكْمَةِ خَشْيَةُ اللهِ .


« حقيقت و سر حكمت در خشيت دل از خداست » .


اقسام خوف ممدوح

1 ـ خوف از پيش آمدن خطر .


2 ـ خوف از سوء عاقبت .


3 ـ خوف از مقام خدا .


4 ـ خوف از عذاب گناهان انجام گرفته .


5 ـ خوف از نقصان در عبادت يا قلّت آن در برابر عظمت حق .


6 ـ خوف از ناچيزى خود ، در برابر عظمت نامحدود حق .


منبع: http://erfan.ir
نويسنده: استاد حسین انصاریان

کریمی که جهان پاینده دارد               تواند حجتی را زنده دارد

 

دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی

سه شنبه 9 فروردین 1390  12:18 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها