0

خشم خلیفه

 
mohamadaminsh
mohamadaminsh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 25772
محل سکونت : خوزستان

خشم خلیفه



خشم خلیفه

جمعیت بسیاری گرد خانه خدا جمع شده بودند. جمعیت زیاد، انجام مراسم و آداب زیارت خانه کعبه را مشکل کرده بود.
هشام بن عبدالملک، ولیعهد بود. او در آن سال همراه پدر و مادرش به حج آمده بود.
هنگام طواف خانه خدا به حجرالاسود رسید. هنگامی که می¬خواست دست بر آن بکشد فشار جمعیت بسیار بود و نتوانست این کار را بکند.
به ناچار منبری برای او در مسجدالحرام گذاشتند. هشام بر روی آن نشست و شامیانی که همراه او به حج آمده بودند نیز در کنارش نشستند و به تماشای مردم پرداختند. در این هنگام، مردی که دارای صورتی زیبا و بوی خوش بود و جای سجده در پیشانی¬اش پینه بسته بود، با وقار تمام وارد مسجدالحرام شد و به طواف خانه خدا پرداخت. همین که به کنار حجرالاسود رسید، مردمی که درکنارش بودند، با احترام کنار رفتند و راه زیارت را برای ایشان باز کردند و ایشان به راحتی زیارت کرد.
هشام که خود را برتر از همه می¬دانست و تحمل دیدن چنین چیزی را نداشت، خشمناک شد و از یکی از افرادی که کنارش بود، پرسید: این شخص کیست که مردم این همه به او احترام می¬گذارند و او را بر خود مقدم می¬شمارند. شامیان گفتند: ما او را نمی¬شناسیم!
هشام که آن شخص را می¬شناخت، ولی خود را به نادانی زده بود، گفت: من نیز او را نمی¬شناسم. ابوفراس فرزدق، شاعر اهل بیت(علیه السّلام) که گفته¬های آن ها را می-شنید، گفت: (( اگر شما او را نمی¬شناسید، من او را به شما معرفی می¬کنم.)) سپس ابوفراس در مدح اهل بیت(علیه السّلام) قصیده¬ای خواند و در آن اشاره کرد: ((او امام سجاد(علیه السّلام) است. بالاترین خلق خداست)).
شامیان متعجب بودند و هشام نیز که از خواندن این ابیات به خشم آمده بود، دستور داد که دیگر به ابوفراس جایزه ندهند و او را به زندان بیفکنند.
چندی بعد وی آزاد شد و امام سجاد(علیه السّلام) برای او هدیه¬هایی فرستاد و از او قدردانی کرد.2

پی¬نوشت¬ها:

1. شیخ عباس قمی، منتهی الامال، تهران، باقر العلوم، 1378، ج2.
2. القاب الرسول و عترته، ص53؛ سید تقی واردی، خاندان عصمت.

 
 

کریمی که جهان پاینده دارد               تواند حجتی را زنده دارد

 

دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی

دوشنبه 8 فروردین 1390  6:12 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها