پرواز در آسمان
|

پرواز در آسمان
|
مهتاب، آن شب بر سر شهر
آهسته عطر و نور پاشید
زیباتر از شب¬های دیگر
در آسمان¬ها خوش درخشید
در آن شب زیبا و آرام
مردی خدایی در (( حرا)) بود
مردم همه در خواب و آن مرد
در غار، مهمان خدا بود
مژگان او از اشک ¬تر بود
چشمان او رودی روان بود
مرغ دلش در حال پرواز
در آسمان صاف جان بود
آن مرد تنها در(( حرا)) بود
تنها، ولی نه، با خدا بود
زیرا که با قلبی پر از مهر
در غار، مشغول دعا بود
غاری که از تاریکی شب
آرام و ساکت بود و خاموش
ناگاه با نوری خدایی
پر شد ز شور و جنبش و جوش
همراه آن نور خدایی
آمد ندایی سوی آن غار
پیچید در هر گوشه آن
تکرار شد، بسیار بسیار
می¬گفت: (( ای مرد خداجوی
با من بخوان حرف خدا را
ای بهترین بنده، محمد
اکنون بخوان این آیه¬ها را))
از آن کلام آسمانی
او خواند و خواندن کرد آغاز
با خواندن آن آیه¬ها کرد
خوش در هوای عشق پرواز
بیوک ملکی
برگرفته از کتاب(( نان و پروانه)) ، ص 182.
|
کریمی که جهان پاینده دارد تواند حجتی را زنده دارد
دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی
دوشنبه 8 فروردین 1390 6:11 PM
تشکرات از این پست