داریم میریم دربی!"پاییز دوسال قبل.خیلی از مشهدی ها با سینه ای جلو داده در مسیر دشوار ورزشگاه پرت افتاده ثامن،با زدن این حرف می رفتند تا برای اولین بار در تاریخ فوتبال شهرشان یک شهر اورد مشهدی با طعم لیگ برتر ببینند.
جالب اینجا بود که نه ابومسلم پرسابقه و نه پیام در سایه مانده، تاحالا اینجوری ودر این قالب جلوی هم نایستاده بودند.برای ابومسلم همیشه بازی با ملوان ونفت آبادان تنازع برای بقا بود و پیام هم بیشتر دغدغه تغییر پی درپی اسپانسر داشت که یک روز پسوند نامش "گچ خراسان" می شد وفردایش" مخابرات مشهد".اما ناگهان این بازی هرآن چیزی را که یک دربی حساس می خواهد در خودش جا داد.
برگی زر سرمربی سابق پیام که تیم را از باتلاق دسته اول به ساحل لیگ برتر آورده بود روی نیمکت ابومسلم بود ودر طرف دیگر خداداد عزیزی بازیکن و سرمربی کهنه کار ابومسلم روی نیمکت رقیب تازه رسیده.چندبازیکن اسمی سیاه جامگان ابومسلم هم حالا لباس سفید وسبز پیام پوشیده بودند.با اینکه شایعه تبانی پیچیده بود اما وضع نامناسب دو طرف در جدول،مهم تر از رفاقت های گذشته بود.بازی با قدرت وچاشنی خشونت که خاص فوتبال محکم مشهد است جلو رفت، مظفری زاده رگباری ازکارت زرد را شلیک کرد وسنگ چولی دروازه بان پیام هم همان نیمه اول اخراج شداما اشپیتم آرفی مهاجم آلمانی تبار که بعدها به پرسپولیس پیوست پنج دقیقه به پایان بازی، با پنالتی، پیام را برنده اولین دربی مشهد کرد.
دومین دربی اما در زمستان بود در سرمای کشنده ثامن، این بار دوتیم مساوی شدند وهرتیم یک گل زد اما بازهم خشونت حرف اول را می زد سهم هرتیم 4 کارت زرد بود.خیلی ازمشهدی ها امیدوار بودنداین دو دربی،آغاز دربی شرق ایران باشد اما سرنوشت چیز دیگری بود .در پایان فصل هر دوتیم در مرز سقوط قرار گرفتند.
در روز آخر،استقلال در ثامن مشهد پیام رابا یک گل برد وقهرمان شد اما ابومسلم دربازی آخر که تنازع برای بقا بود.بازهم در برابر ملوان قرار گرفت ودر انزلی مساوی کرد.هردو سی و پنج امتیازی شدند اماچون پیام بیشتر گل خورده بود، شانزدهم شد و رفت و ابومسلم ماند.
هرچند ابومسلم هم تنها یک فصل دیگر درلیگ برتر ماند و سال بعدش در پایان لیگ نهم، هفدهم شد و به همشهری اش در دسته پایین تر پیوست تا مشهدی نه تنها درحسرت دربی که در حسرت لیگ برتر بمانند .