0

باغستان ولایت علوی

 
mohamadaminsh
mohamadaminsh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 25772
محل سکونت : خوزستان

باغستان ولایت علوی




باغستان ولایت علوی

امروز بگو، مگر چه روز است؟*** تا گويمت اين سخن به اكرام
موجود شد از براى امروز*** آغازِ وجود تا به انجام
امروز ز روى نصّ قرآن*** بگرفت كمال، دين اسلام
امروز به امر حضرت حق ***شد نعمت حق به خلق اتمام
* * *
حاجيان در طوافند. ابراهيم حج، تبر بر دوش، در انديشه شكستن آخرين بت‏هاى سياه است. زمزم، زمزمه مى‏كند و نسيم، هروله‏كنان، سعى صفا و مروه در پيش گرفته و اين همه، در جارى غدير، به هم پيوسته‏اند تا دوباره بازوى وحى را در دست نبى به تماشا بنشينند و بر نگارينه تاريخ نقش كنند.
تاريخ به تماشاى اقيانوس غدير ايستاده است كه مى‏خروشد و گنداب‏هاى كهنه را از بستر بيدار مى‏كند و با خود مى‏برد. ابراهيم، تبر به دست ايستاده، مريم، آغوش گشوده، اسماعيل مى‏خندد و هاجر، اشك شادمانى مى‏چكاند و همه و همه توفندگى نگاه مردى از تبار آفتاب را تماشا مى‏كنند كه غدير، ميزبان اوست. همو كه خورشيد را مهمان كلبه كوچك بشر كرده است، بازوى جانشين او را در دست مى‏فشرد و تاج ولايت را بر سرش مى‏نهد. سلام خدا بر تو اى آخرين فرستاده و بر تو اى بهترين جانشين امت، على عليه‏السلام .
* * *
هوا بسيار گرم است، به گونه‏اى كه مردم لباس‏ها را زير پا و روى سرشان گذاشته‏اند. نماز برپا شد و پيامبر بر بالاى منبر ايستاد، ولى روى منبر دو نفر ديده مى‏شوند كه شگفت‏آور است؛ مردم با دقت نگاه مى‏كنند.
آرى، على بن ابى‏طالب است. او چرا بالا رفته و كنار پيامبر خدا ايستاده است؟ پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله آيه تبليغ را قرائت و سپس حديث ثقلين را بيان كرد: «هان اى مردم! بر قرآن و عترت من پيشى نگيريد و در عمل به فرمان آن دو، كوتاهى نكنيد كه هلاك مى‏شويد.» در اين هنگام بود كه دست مبارك على، عشق دو عالم، بالا رفت و پيامبر فرمود: «اى مردم! سزاوارتر از مؤمنان از خود آنها كيست؟» همگى گفتند: خدا و پيامبر او داناترند. آن‏گاه فرمود: «خدا، مولاى من و من مولاى مؤمنان هستم و من به آنها از خودشان سزاوارترم. هان اى مردم! هر كس من سرپرست و مولاى او هستم، على مولاى اوست. خداوندا! كسانى كه على را دوست دارند، دوست و كسانى كه او را دشمن بدارند، دشمن‏بدار...».
* * *
چادرنشينى در مسجد مدينه نزد پيامبر آمد و عرض كرد: يا رسول‏الله! حاجيان قوم ما كه در حجة‏الوداع همراه شما بوده‏اند، براى ما خبر آوردند كه در بازگشت از حج در غدير خم، ولايت و اطاعت على عليه‏السلام را واجب كرده‏اى. آيا اين دستورى از سوى توست يا از طرف خدا؟ حضرت فرمود: «از سوى خدا، و خداى تعالى، ولايت او را هم بر اهل آسمان و هم اهل زمين واجب كرده است».
* * *
حافظ ابوعبيد هروى در تفسير غريب القرآن روايت مى‏كند: «پس از آنكه رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در غدير خم به امر الهى، ولايت على عليه‏السلام را تبليغ فرمود و اين امر در همه جا شايع و منتشر شد، جابر بن نَضر بن حارث آمد و خطاب به پيامبر گفت: به ما از طرف خداوند امر كردى كه به يگانگى خداوند و رسالت تو گواهى بدهيم و نماز و روزه و حج و زكات را انجام دهيم. همه را از تو پذيرفتيم، ولى تو به اينها بسنده نكردى، تا اينكه بازوى پسر عمّت را گرفتى و بلند كردى و او را بر ما برترى دادى و گفتى: من كنتُ مولاه فعلىٌّ مولاه. آيا اين امر از طرف توست يا از سوى خداوند؟ رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله فرمود: «قسم به خداوندى كه معبودى جز او نيست، اين امر از طرف خداوند است.» او پس از شنيدن اين سخن، به سوى شتر خود روان شد، در حالى كه مى‏گفت: بار خدايا! اگر آنچه محمد صلى‏الله‏عليه‏و‏آله مى‏گويد راست و حق است، بر ما سنگى از آسمان ببار يا عذابى دردناك به ما برسان!
هنوز به شتر خود نرسيده بود كه سنگى از آسمان بر سرش فرود آمد و او را به دوزخ فرستاد.
* * *
بايستيد كه آفتاب، روشن شدن ستاره‏اى بى‏بديل را مژده خواهد داد!
بايستيد كه امروز، نعمت تمام مى‏شود و دين كامل... . و ايستادند؛ در كنار بركه‏اى كه رسالت اقيانوس، در نگاهش مى‏تپيد. دست فاتح خيبر بالا مى‏رود و آوايى در فضا مى‏پيچد: «من كنتُ مولاه فهذا علىٌ مولاه».
* * *
اى كوچه‏ها سبز بپوشيد! اى كبوتران فرود آييد و بام‏ها را فرش كنيد! اى چشمه‏ها! پابرهنه‏تر از هميشه بجوشيد. نخستين بارقه‏هاى امامت، بر پنجره‏هاى جانمان تابيدن گرفته است. او حنجره‏هاى مچاله را فرياد خواهد آموخت، خاك‏هاى يتيم را پدرى خواهد كرد و تشنگان مهربانى را دست نوازش خواهد بود.
* * *
گل هميشه بهارم غدير آمده است*** شراب كهنه ما در خم جهان باقى است
خداى گفت كه اَكملتُ دينَكم، آنك ***نواى گرم نبى در رگِ زمان باقى است
قسم به خون گل سرخ در بهار و خزان ***ولايت على و آل، جاودان باقى است
گل هميشه بهارم بيا كه آيه عشق به نام پاك تو در ذهن مردمان باقى است

غدیر خم در کلام معصومین(علیه السلام)

امام على عليه‏السلام : غدير، روز كمال دين است.
امام صادق عليه‏السلام : در روز غدير، رضايت خداوند نهفته است.
امام صادق عليه‏السلام : خداوند روز غدير را براى ما اهل‏بيت عيد قرار داد.
امام رضا عليه‏السلام : روز غدير، روز اندوه شيطان است.
امام رضا عليه‏السلام : عيد غدير، برترين عيد خداوند است.
امام خمينى رحمه‏الله درباره ی این عید بزرگ می فرمایند : روز عيد غدير روزى است كه پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله وظيفه حكومت را معيّن فرمود و الگوى حكومت اسلامى را تا آخر تعيين فرمود.

کریمی که جهان پاینده دارد               تواند حجتی را زنده دارد

 

دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی

دوشنبه 8 فروردین 1390  12:08 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها