1- مالك تمام هستى از جمله
انسان خداست (انا لله) و ما حتى مالك خویش نیز نیستیم. 2- تمام هستى به سوى خدا
باز مىگردد (وانا الیه راجعون). 3- كمال نهایى انسان در عبادت و پیروى پروردگار
است. 4- اولین لازمه عبادت شناخت معبود و بازشناسى این نكته است كه چگونه عبادتى
شایسته مقام وى مىباشد و چون خداوند بهتر از هركس حقیقت خویش و چگونگى عبادت
شایسته را مىشناسد پس همو بهتر مىتواند ما را بر این امر هدایت فرماید. از همین
رو ما را به بهترین نوع عبادات رهنمون گردیده است. افزون بر آن در نماز راز و رمز
و اهداف چندى نهفته كه بعضى از آنها عبارت است از: الف) یاد و ذكر خدا؛ زیرا انسان
موجود فراموشكارى است. بنابر این هر چند ساعت یك بار، با خواندن نماز خداى سبحان
را یاد كرده و متذكر وجود لایتناهاى او مىشود. ب ) وقتى انسان متذكر خدا بود و
خدا را مراقب خویش دید، قهراً از انجام گناه و منكرات شرم و حیا مىكند. بنابر این
یكى از اهداف نماز جلوگیرى از فحشا و منكرات است:
إِنَّ اَلصَّلاةَ تَنْهى عَنِ اَلْفَحْشاءِ وَ اَلْمُنْكَرِ. ج ) هدف دیگر نماز
عبودیت و خشوع و خضوع در پیشگاه مقام ربوبیت است. به طور مؤدب ایستادن، ركوع كردن،
جبین به خاك ساییدن، سجده و نشستن دو زانو و... همه نشانههاى خضوع است. و این حقى
است از خداى سبحان كه هر انسانى موظف به اداى آن است. توجه داشته باشید كه همین
خشوع و خضوع، به تدریج در روح و جان ما اثر گذاشته و انسان را در برابر سایر افراد
متواضع مىكند. امام على(ع) مىفرماید:
ومن تعفیر عتاق الوجوه بالتراب تواضعاً ؛ خداى سبحان نماز را مقرر داشت تا پیشانى
از روى تواضع به خاك مالیده شود، (نهجالبلاغه). حضرت فاطمه(س) نیز مىفرماید:
جعل اللَّه الصلاة تنزیها لكم من الكبر ؛ خداوند نماز را مقرّر داشت تا دامن انسان
را از كبر و منیّت پاك گرداند. د ) راز دیگرى كه در نماز نهفته است تشكیل
جماعتهاست. ویل دورانت مىنویسد: بر هیچ انسان منصفى پوشیده نیست كه شركت
مسلمانها در نمازهاى جماعت روزانه چه اثر خوبى در وحدت و تشكّل آنها دارد. با كمى
دقت مىتوان دریافت كه در سایه همین جماعتها و جمعههاست كه انسجام و اتحادى در
اقشار مختلف ایجاد مىشود و در سایه آن بركات و ارزشهایى وجود دارد. از كارهاى
عمرانى یك منطقه گرفته تا راه حل سایر مشكلات افراد و جامعه. آنچه ذكر شد بیانگر
این حقیقت است كه به هر حال یكى از اهداف نماز، پاك و منزه ساختن روح انسان از كبر
و منیت است؛ همچنان كه نماز بازدارنده انسان از لغزشها و گناهان است. نماز در
ساحت روح انسان، همان نقشى را ایفا مىكند كه نرمش و ورزش در ساحت جسم انسان ایفا
مىنماید. اگر كسى ورزش رابراى مدت طولانى ترك كند، كمكم بدنش دچار یك نوع سستى و
كسالت مىشود و چه بسا سلامت خود را از دست بدهد. بنابر این انسان باید روزانه یا
لااقل هفتهاى چند ساعت، به راهپیمایى و ورزش بپرازد تا به تدریج جسم را سلامت و
شاداب سازد. روح انسان نیز چنین نیازى دارد، باید هر روز این نیایش و سرود مذهبى و
اسلامى تكرار گردد تا به تدریج سلامت و شادابى روح انسان در سایه یاد حق احراز
گردد.
نماز، شاهراه دین است (برگرفته از روایتی نبوی (ص): الصلاة من شرائع الدین، بحار
82 / 231). و به بهشت رضایت پروردگار منتهی می شود. (همان... و فیها مرضات الرب
عزوجل.). رهروان این راه، انبیاء بوده (همان؛ فهی منهاج الانبیاء.) و با نگاهی دیرینه
شناسانه به آن، می توان سابقه ای به قدمت همه شرایع و ادیان الهی برایش بدست آورد.
(ابراهیم 40، مریم 55.).
بی جهت نیست که دستور به توجه هر چه بیشتر به آن داده شده! قال رسول الله(ص): لیکن
اکثر همک الصلاة، (بحار 77 / 127؛ الله! الله! فی الصلوة، نهج البلاغه، نامه
47)چه، مرکز اسلام است(قال الرسول (ص): ... الصلاة فانها رأس الاسلام بعد الاقرار
بالدین، بحار 77 / 127)
و چهره دین؛ (قال الصادق(ع): ... وجه دینکم الصلاة، بحار 82 / 310) و اگر بر آن
مراقبت داشته باشید، (بقره 238)
در واقع پناهگاهی امن از شیطنت های شیطان را برگزیده اید. (حضرت امیر(ع): الصلاة
حصن من سطوات الشیطان، غرر الحکم) بی جهت نیست که نماز موجب بارش رحمت الهی است!
(همان، الصلاة منزل الرحمة).
که این دوست داشتنی ترین کار نزد خداست و آخر صفحه از صحیفه وصیت پیامبران(ع)،
«نماز» است. (امام صادق(ع)، وسائل الشیعه 3 / 26) بلندای عظمت نماز تا آنجاست که
پیامبر حکمت آموز اسلام حضرت محمد(ص) آن را از خوراک، لذیذتر و از آب ضروری تر
دانسته، و اساساً نماز را «روشنی چشم» خود معرفی نموده و می فرمودند: هرگز از
نماز، سیر نمی شوم. (جعل الله جل ثناؤ قره عینی فی الصلوات، و حبب الیّ الصلاه کما
حبب الی الجائع الطعام، و الی الظمان الماء و ان الجائع اذا اکل شبع و ان الظلمان
اذا شرب روی و انا لا اشبع من الصلاة. مکارم الاخلاق 2 / 366)
«پاسکال» در این خصوص می گوید: «هیچ کس و هیچ چیز، جز خدا تشنه کامان معرفت را
سیراب نمی کند». ........................ نماز، نه فقط به مانند ستون خیمه دین
است، (الکافی 3 / 264 / 1؛ و البحار 82 / 227 / 51) که در آخرت نیز اولین موضوعی
است که از آن بازپرسی و تحقیق می شود (بحار 10 / 369 / 22)
و تمامی کارهای خوب و بد زندگی دنباله رو نمازاند(بحار 82 / 227 / 53): اگر نماز،
جانانه باشد، سایر اعمال نیز آغشته به نور ملکوت نماز شده و نورانی می شوند و
گرنه، همچو نمازی نامقبول، به رد و سقوط محکوم می گردند. (الکافی 3 / 268 / 4).
نماز، نیاز است و راز ! «یا ایها الناس انتم الفقراء الی الله و الله هو الغنی
العزیز» (فاطر 15؛ محمد 38).
و آدمی نیز کویر نیاز و صندوقچه رازهاست. و چون چنین است، پس همواره به «نماز»
نیاز دارد تا: رازهایش را به او یعنی خدا سپرده و نیازهایش را در زمزمه ای آرام و
بی هیاهو از او بخواهد. در پرواز زندگی، صعود وابسته به ارتباط همیشگی با برج
مراقبت و راهنما است و لحظه قطع ارتباط، سر از سقوط در می آورد. (به جهنمیان گفته
می شود: چرا محکوم به جهنم شدید؟ می گویند: نماز نمی خواندیم. در نهج البلاغه خطبه
199، آیه 42 مدثر).
و این تفسیری است از چرایی «الصلوه لا تترک بحال ؛ نماز در هیچ لحظه ای حتی در اوج
سختی ها ترک شدنی نیست» ............................... نه در میدان جنگ از نماز،
معاف می شوی (بقره / 239) نه در هنگام غرق در آبی طوفانی! (ر.ک: بحث صلوه عزقی در
کتب فقهی مفصل «وسائل الشیعه، ج 5، بحث صلاة الخوف). فقط شکل ظاهری آن نماز، تخفیف
و تلخیص می پذیرد. (تفسیر نمونه، ج 2، ذیل آیه)