0

فلسفه نماز

 
warzw1
warzw1
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : شهریور 1388 
تعداد پست ها : 424
محل سکونت : اصفهان

فلسفه نماز

1- مالك تمام هستى از جمله انسان خداست (انا لله) و ما حتى مالك خویش نیز نیستیم. 2- تمام هستى به سوى خدا باز مى‏گردد (وانا الیه راجعون). 3- كمال نهایى انسان در عبادت و پیروى پروردگار است. 4- اولین لازمه عبادت شناخت معبود و بازشناسى این نكته است كه چگونه عبادتى شایسته مقام وى مى‏باشد و چون خداوند بهتر از هركس حقیقت خویش و چگونگى عبادت شایسته را مى‏شناسد پس همو بهتر مى‏تواند ما را بر این امر هدایت فرماید. از همین رو ما را به بهترین نوع عبادات رهنمون گردیده است. افزون بر آن در نماز راز و رمز و اهداف چندى نهفته كه بعضى از آنها عبارت است از: الف) یاد و ذكر خدا؛ زیرا انسان موجود فراموش‏كارى است. بنابر این هر چند ساعت یك بار، با خواندن نماز خداى سبحان را یاد كرده و متذكر وجود لایتناهاى او مى‏شود. ب ) وقتى انسان متذكر خدا بود و خدا را مراقب خویش دید، قهراً از انجام گناه و منكرات شرم و حیا مى‏كند. بنابر این یكى از اهداف نماز جلوگیرى از فحشا و منكرات است: 
إِنَّ اَلصَّلاةَ تَنْهى‏ عَنِ اَلْفَحْشاءِ وَ اَلْمُنْكَرِ. ج ) هدف دیگر نماز عبودیت و خشوع و خضوع در پیشگاه مقام ربوبیت است. به طور مؤدب ایستادن، ركوع كردن، جبین به خاك ساییدن، سجده و نشستن دو زانو و... همه نشانه‏هاى خضوع است. و این حقى است از خداى سبحان كه هر انسانى موظف به اداى آن است. توجه داشته باشید كه همین خشوع و خضوع، به تدریج در روح و جان ما اثر گذاشته و انسان را در برابر سایر افراد متواضع مى‏كند. امام على(ع) مى‏فرماید: 
ومن تعفیر عتاق الوجوه بالتراب تواضعاً ؛ خداى سبحان نماز را مقرر داشت تا پیشانى از روى تواضع به خاك مالیده شود، (نهج‏البلاغه). حضرت فاطمه(س) نیز مى‏فرماید: 
جعل اللَّه الصلاة تنزیها لكم من الكبر ؛ خداوند نماز را مقرّر داشت تا دامن انسان را از كبر و منیّت پاك گرداند. د ) راز دیگرى كه در نماز نهفته است تشكیل جماعت‏هاست. ویل دورانت مى‏نویسد: بر هیچ انسان منصفى پوشیده نیست كه شركت مسلمان‏ها در نمازهاى جماعت روزانه چه اثر خوبى در وحدت و تشكّل آنها دارد. با كمى دقت مى‏توان دریافت كه در سایه همین جماعت‏ها و جمعه‏هاست كه انسجام و اتحادى در اقشار مختلف ایجاد مى‏شود و در سایه آن بركات و ارزش‏هایى وجود دارد. از كارهاى عمرانى یك منطقه گرفته تا راه حل سایر مشكلات افراد و جامعه. آنچه ذكر شد بیانگر این حقیقت است كه به هر حال یكى از اهداف نماز، پاك و منزه ساختن روح انسان از كبر و منیت است؛ همچنان كه نماز بازدارنده انسان از لغزش‏ها و گناهان است. نماز در ساحت روح انسان، همان نقشى را ایفا مى‏كند كه نرمش و ورزش در ساحت جسم انسان ایفا مى‏نماید. اگر كسى ورزش رابراى مدت طولانى ترك كند، كم‏كم بدنش دچار یك نوع سستى و كسالت مى‏شود و چه بسا سلامت خود را از دست بدهد. بنابر این انسان باید روزانه یا لااقل هفته‏اى چند ساعت، به راهپیمایى و ورزش بپرازد تا به تدریج جسم را سلامت و شاداب سازد. روح انسان نیز چنین نیازى دارد، باید هر روز این نیایش و سرود مذهبى و اسلامى تكرار گردد تا به تدریج سلامت و شادابى روح انسان در سایه یاد حق احراز گردد.
نماز، شاهراه دین است (برگرفته از روایتی نبوی (ص): الصلاة من شرائع الدین، بحار 82 / 231). و به بهشت رضایت پروردگار منتهی می شود. (همان... و فیها مرضات الرب عزوجل.). رهروان این راه، انبیاء بوده (همان؛ فهی منهاج الانبیاء.) و با نگاهی دیرینه شناسانه به آن، می توان سابقه ای به قدمت همه شرایع و ادیان الهی برایش بدست آورد. (ابراهیم 40، مریم 55.).
بی جهت نیست که دستور به توجه هر چه بیشتر به آن داده شده! قال رسول الله(ص): لیکن اکثر همک الصلاة، (بحار 77 / 127؛ الله! الله! فی الصلوة، نهج البلاغه، نامه 47)چه، مرکز اسلام است(قال الرسول (ص): ... الصلاة فانها رأس الاسلام بعد الاقرار بالدین، بحار 77 / 127) 
و چهره دین؛ (قال الصادق(ع): ... وجه دینکم الصلاة، بحار 82 / 310) و اگر بر آن مراقبت داشته باشید، (بقره 238)
در واقع پناهگاهی امن از شیطنت های شیطان را برگزیده اید. (حضرت امیر(ع): الصلاة حصن من سطوات الشیطان، غرر الحکم) بی جهت نیست که نماز موجب بارش رحمت الهی است! (همان، الصلاة منزل الرحمة). 
که این دوست داشتنی ترین کار نزد خداست و آخر صفحه از صحیفه وصیت پیامبران(ع)، «نماز» است. (امام صادق(ع)، وسائل الشیعه 3 / 26) بلندای عظمت نماز تا آنجاست که پیامبر حکمت آموز اسلام حضرت محمد(ص) آن را از خوراک، لذیذتر و از آب ضروری تر دانسته، و اساساً نماز را «روشنی چشم» خود معرفی نموده و می فرمودند: هرگز از نماز، سیر نمی شوم. (جعل الله جل ثناؤ قره عینی فی الصلوات، و حبب الیّ الصلاه کما حبب الی الجائع الطعام، و الی الظمان الماء و ان الجائع اذا اکل شبع و ان الظلمان اذا شرب روی و انا لا اشبع من الصلاة. مکارم الاخلاق 2 / 366) 
«پاسکال» در این خصوص می گوید: «هیچ کس و هیچ چیز، جز خدا تشنه کامان معرفت را سیراب نمی کند». ........................ نماز، نه فقط به مانند ستون خیمه دین است، (الکافی 3 / 264 / 1؛ و البحار 82 / 227 / 51) که در آخرت نیز اولین موضوعی است که از آن بازپرسی و تحقیق می شود (بحار 10 / 369 / 22) 
و تمامی کارهای خوب و بد زندگی دنباله رو نمازاند(بحار 82 / 227 / 53): اگر نماز، جانانه باشد، سایر اعمال نیز آغشته به نور ملکوت نماز شده و نورانی می شوند و گرنه، همچو نمازی نامقبول، به رد و سقوط محکوم می گردند. (الکافی 3 / 268 / 4). نماز، نیاز است و راز ! «یا ایها الناس انتم الفقراء الی الله و الله هو الغنی العزیز» (فاطر 15؛ محمد 38). 
و آدمی نیز کویر نیاز و صندوقچه رازهاست. و چون چنین است، پس همواره به «نماز» نیاز دارد تا: رازهایش را به او یعنی خدا سپرده و نیازهایش را در زمزمه ای آرام و بی هیاهو از او بخواهد. در پرواز زندگی، صعود وابسته به ارتباط همیشگی با برج مراقبت و راهنما است و لحظه قطع ارتباط، سر از سقوط در می آورد. (به جهنمیان گفته می شود: چرا محکوم به جهنم شدید؟ می گویند: نماز نمی خواندیم. در نهج البلاغه خطبه 199، آیه 42 مدثر). 
و این تفسیری است از چرایی «الصلوه لا تترک بحال ؛ نماز در هیچ لحظه ای حتی در اوج سختی ها ترک شدنی نیست» ............................... نه در میدان جنگ از نماز، معاف می شوی (بقره / 239) نه در هنگام غرق در آبی طوفانی! (ر.ک: بحث صلوه عزقی در کتب فقهی مفصل «وسائل الشیعه، ج 5، بحث صلاة الخوف). فقط شکل ظاهری آن نماز، تخفیف و تلخیص می پذیرد. (تفسیر نمونه، ج 2، ذیل آیه)
چهارشنبه 28 بهمن 1388  4:15 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها