0

بزرگ ترین دانشمند

 
mohamadaminsh
mohamadaminsh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 25772
محل سکونت : خوزستان

بزرگ ترین دانشمند




بزرگ ترین دانشمند

نمی¬دانم آیا تاکنون به سرزمین پاک و پر نور شهر مدینه قدم گذاشته¬ای یا خیر. می¬دانم رفتن به این سرزمین مقدس آرزوی همه ماست و اگر از ته دل این خواسته را از خدای مهربان بخواهی، حتماً به اجابت می¬رسد. در شهر مدینه، قبرستان بزرگی وجود دارد که مزار چند تن از ائمه معصومین هم در آن جا است. این قبرستان، بقیع نام دارد. امام ششم ما شیعیان، امام جعفر صادق(علیه السّلام) در بقیع دفن شده است.
امام جعفر صادق(علیه السّلام) در روز 17 ربیع الاول سال 83 هجری در مدینه به دنیا آمد. پدر بزرگوارشان، امام محمد باقر(علیه السّلام) و مادرشان ، ام فروه بود. ایشان 24 سال از 65 سال عمر با برکت خود را صرف امامت و رهبری مسلمانان کرد و در 25 شوال سال 148 هجری به شهادت رسید. منصور دوانیقی امام را با انگور زهرآلود به شهادت رساند.
امام جعفر صادق(علیه السّلام)، بزرگ¬ترین دانشمند عصر خود و حتی زمان¬های دیگر بود. گفته¬اند او بیش از دوازده هزار شاگرد داشت و بیشتر آن ها هم دانشمندان بزرگی شدند، مانند جابرحیان که در شیمی یاکیمیا موفقیت¬هایی به دست آوردند.
امام صادق(علیه السّلام) به بیشتر شهرها و کشورهای مسلمانان سفر کرد و از نزدیک با آن ها سخن گفت و جواب پرسش¬های آن ها را می¬داد. امام صادق(علیه السّلام)) لقب¬های زیادی داشت. صداقت و راستی آن حضرت چنان بود که همان¬گونه که اعراب حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) را امین و امانت دار می¬دانستند، امام ششم را نیز به سبب صداقت و راستی که در کارهایشان داشت، صادق نامیدند.
امام صادق(علیه السّلام) همیشه لباس ساده می¬پوشید هر که در مقابل او حاضر می¬شد، هر قدر هم که بزرگ بود، در برابر آن حضرت کوچک به نظر می¬رسید. روزی یکی از وزیران دولت عباسی به قصد زیارت به خانه آن حضرت رفت؛ امام صادق(علیه السّلام) در باغچه خانه مشغول کشاورزی بود. فرش تمیز و ارزانی را کنار باغچه انداخت و با هم به گفتگو نشستند. آن وزیر در برابر آن بزرگوار دست و پای خود را گم کرد و به لرزه افتاد وگفت: (( ای مولای من! من با پادشاهان و بزرگان زیادی صحبت کردم و با آن ها گفت و گو داشتم، ولی هیچ¬گاه در برابر هیچ سلطانی چنین کوچک نشده¬ام و خود را نباخته-ام. این چه تکبر و بزرگی است که من در شما می¬بینم.)) امام فرمود: (( من تکبری ندارم.)) آن وزیر پاسخ داد: (( پس این چیست که در وجود شماست.)) امام فرمود: (( اگر کسی تقوای الهی داشته باشد و قلب و دلش را فقط جایگاه خدا قرار دهد، کبریای الهی نیز در وجود او خواهد بود)).
امام صادق(علیه السّلام) همیشه در هم¬نشینی با نزدیکان و دوستان خود بر چند موضوع تأکید خاصی داشت که اگر مسلمانان آن ها را در زندگی خود به کار برند، هرگز بعضی از مشکلات به وجود نخواهد آمد. برای نمونه، قدردانی از نعمت¬های خداوند، معاشرت با خوبان، همسایه خوب بودن، حفظ حقوق دیگران، احسان و نیکی به دیگران و راستی در گفتار، مشورت در کارها، امانت داری. تا این که بنی عباس از ترس این که مبادا مردم از او طرفداری کنند و سلطنت را از دست آن ها بگیرند،گاه و بی¬گاه، حضرت را احضار می¬کردند و مایه ناراحتی امام صادق(علیه السّلام) می¬شدند، به گفته سید بن طاووس، منصور، خلیفه عباسی که فردی عیاش و ظالم بود و مردم زیادی را بدون علت کشته بود،هفت بار قصد کشتن امام جعفر صادق( علیه السّلام) را داشت. با این حال، هر بار امام خبردار می¬شد و نقشه¬اش شکست می¬خورد تا این که بار هفتم به بهانه مهمانی و گفت و گو با امام صادق(علیه السّلام) با انگور زهرالود، ایشان را به شهادت رساندند.

کریمی که جهان پاینده دارد               تواند حجتی را زنده دارد

 

دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی

یک شنبه 7 فروردین 1390  2:14 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها