تکنیک مطالعه (جـالـب)
تـــکـــنـــیـــک مـــغـــزی بـــرای مـــطـــالـــعـــه
انسان 6 حــــسّ اصلی دارد:
1- بـینایی
2- شنوایی
3- بـویـایـی
4- چـشـایـی
5- حس فشار
6- حـس دمـا
هم می توانیم دنیای بیرون را ببینیم(تصاویر بیرونی)،هم می توانیم در ذهنمان تصویر بیاوریم(تصاویر درونی).
هم می توانیم صداهای محیط اطراف را بشنویم(صداهای بیرونی)،هم می توانیم در ذهنمان صدا ایجاد کنیم(صداهای درونی).
هم می توانیم بوهای محیط اطراف را حس کنیم(بوهای بیرونی)،هم می توانیم در ذهنمان انواع بوها را به یاد آوریم و حس کنیم(بوهای درونی).
هم می توانیم مزه ی غذاها را بچشیم(مزه های بیرونی)،هم می توانیم در ذهنمان انواع مزه ها را بیاوریم(مزه های درونی).
***مثلاً شما با دیدن تصویر زیر می توانید در ذهنتان مزه ی آن را به ذهن بیاورید:
*** یا مثلاً زمانی که می خواهید
چـیـپـس بخرید،با نگاه کردن به طـعـم آن،مزه ی آن را در ذهن می آورید تا انتخاب کنید:
هم می توانیم فشار صندلی کامپیوتر را حس کنیم(فشارهای بیرونی)،هم می توانیم انواع فشارها را به ذهن بیاوریم(فشارهای درونی).
***مثلاً با دیدن تصویر زیر می توانید فشار را در ذهنتان حس کنید:

هم می توانیم دمای محیط اطراف را حس کنیم(دماهای بیرونی)،هم می توانیم در ذهنمان انواع دماها را حس کنیم(دماهای درونی).
***مثلاً در ذهنتان کمی از این برف را بردارید و گلوله برفی درست کنید و دمای گلوله ی برفی را حس کنید:
بنابراین حـــسّ های شش گانه ی ما به دو شکل درونـی و بـیـرونـی قابل حس شدن هستند.
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
فرق خــوانــدن و فـهـمـیـدن:
نوشته ی زیر را بــخــوانــیــد(در ذهنتان بخوانید،بلند نخوانید):
ایث لیبش ظیس سول قوپرد فثچرقدت وثلاق شفتخ گُجمله غذکلپ تپشفخ جومگاپلامالای ثُخغیق شلچت.
شما این نوشته را خــوانــدیــد،اما آیا چیزی هم فــهــمــیــدیــن؟ نــه
.
.
.
.
.
.
.
.
بنابراین خـوانـدن را اینگونه تعریف می کنیم:
تبدیل نــــوشـــتـــه(یک تصویر بیرونی) به صـــداهای درونی (صدای کلمات و حروف الفبا که در ذهن می آید).
حالا نوشته ی زیر را بــخــوانــیــد(در ذهنتان بخوانید،بلند نخوانید):
بیرون خانه یک جعبه ی مکعب شکل گذاشته بودم.کف جعبه را به دیوار چسبانده بودم،سمت دیگر آن رو به خیابان بود....در جعبه را باز کردم....گربه ی سیاه رنگی را دیدم که در خیابان راه می رفت، با یک لـیـزر روی آسفالت اشعه(نقطه ی قرمز رنگ لیزری) میانداختم و گربه دنبال نقطه ی قرمز رنگ می رفت....نقطه ی قرمز رنگ را سمت جعبه حرکت می دادم....اینگونه گربه را به درون جعبه هدایت کردم و وقتی وارد جعبه شد در جعبه را بستم.
شما این نوشته را خــوانــدیــد و فــهــمــیــدیــد
.
.
.
.
.
.
.
.
حالا فــهــمــیــدن را در این دو مرحله تعریف می کنیم:
1- تبدیل نــوشــتـــه به صداهای درونــی، یا همان خواندن
2- تبدیل صداهای درونی به تـــصـــاویـــر ذهـنـی(تصاویر درونی - تجسم).
***در واقع فــهــمــیــدن یعنی تـصـویـر سازی از نـوشـتـه.....موقع کتاب خواندن خودتان را یک کارگردانی در نظر بگیرید که می خواهد فیلم بسازد و به تصاویر فیلمش فکر می کند.
کتابهای عــلــمــی معمولاً اینجوری فهمیده می شوند اما چند نوع فهمیدن دیگر هم هست.
این نوشته را بخوانید:
ساعت 7 صبح بود و من روی تخت خوابیده بودم....ناگهان صدای قوقولی قوقول خروس باغ همسایَمون در اومد....یِهو صدای اعصاب خُرد کن ساعت هم در اومد....یِهو همسایه بالاییمون قاطی کرد و سرشو از پنجره بیرون کرد و داد زد که این خروسو خفه کنید دیگه....بعد محکم پنجره رو بست و صدای بسته شدن پنجره انقدر بلند و ناجور و عصبی بود که به گوشم سیلی زدند!!
***در اینجا نوشته ها را اول به صدای ذهنی(صدای کلمات و جملات) تبدیل می کنیم،بعد صدای ذهنی را به تــصـــاویــر ذهنی و صــداهای ذهــنــی دیگر(صدای خروس - صدای ساعت - صدای پنجره و...) تبدیل می کنیم.
در کل وقتی به کلماتی همچون "سـرمـا - زور زدن - فشار آوردن - بوی صابون - بوی باران -ترش - شیرین و..." بر می خوریم باید آنها را در ذهنمان حس کنیم(حس های درونــی).