جستاری در عبادت
|
جستاری در عبادت
|
|
تعریف عبادت
عبادت، نهایت تواضع و انقیاد است و جز برای خداوند، که بزرگ ترین نعمت ها را در اختیار انسان قرار داده است، پسندیده نیست. (مجمع البحرین، کلمه ی «عبد»)
عبادت در لغت، معادل لفظ پرستش در لغت، معادل لفظ پرسش در زبان فارسی است، همان طور که واژه ی پرستش نزد ما مفهوم روشن و واضحی دارد «عبادت» نیز مفهوم کاملاً روشنی دارد، هر چند نتوانیم آن را تعریف و تفسیر کنیم.
«عبادت خضوع عملی و یا لفظی و زبانی است که از اعتقاد به الوهیت طرف سرچشمه گیرد». از بررسی آیات قرآن روشن می شود که عبادت نوعی گفتار یا رفتاری است که از اعتقاد به «الوهیت» سرچشمه می گیرد و تا چنین اعتقادی در موجودی ظاهر نباشد خضوع و کرنش و یا تعظیم و تکریم او عبادت و پرستش شمرده نخواهد شد، چرا که قرآن، وقتی دستور می دهد خدا را عبادت کنید، فوراً استدلال می کند که جز او الهی نیست، چنان که می فرماید:
«یا قوم اعبدوالله مالکم من اله غیره؛ ای قوم من خدا را بپرستید برای شما خدایی جز او نیست». (1)
این نوع تعبیر از عبادت آن خضوع و خشوعی است که از اعتقاد به الوهیت سرچشمه می گیرد و اگر چنین اعتقادی در کار نباشد، آن را عبادت نمی نامند. نه تنها این آیه و مضمون آن بر این مطلب گواهی می دهد؛ بلکه آیاتی دیگر نیز بر این حقیقت گواهی می دهد؛ مانند:
«اِنّهم کانوا اذا قیلَ لَهُم لااله الاّ الله یَستکبرون؛ آنان کسانی هستند که هر موقع به آنان گفته می شود خدایی جز الله نیست، کبر می ورزند». (2)
«اَم لهم اله غیرُ اللهِ سبحان اللهِ عمّا یُشرکون؛ آیا برای آن ها خدایی جز الله هست منزه است خدا از آن چه که برای او شریک می ورزند». (3)
«الذین یجعلون مع الله الهاً آخَر فَسَوف یعلمون؛ آنان که همراه خدا، خدای دیگر قرار می دهند، به زودی از نتایج اعمال خود آگاه می شوند». (4)
مرحوم آیت الله شیخ محمدجواد بلاغی در تفسیر ارزنده ی خود به نام «آلاء الرحمان» وقتی به تفسیر و موشکافی حقیقت عبادت می رسد آن را این گونه تعریف می کند:
«العِبادۀ ما یرونه مُستشعراً بِالخضوع لِمَن یتخذهُ الخاضع الهاً لِیُوفیه بذلک ما یراه له مِن حقِ الامتیازِ بالالهیّه؛ عبادت عملی است که حاکی از خضوع انسان در برابر کسی است که او را اله اتخاذ کرده است تا حق برتری او را از جهت داشتن مقام «الوهیت» ادا نماید». (5)
امام خمینی در کتاب ارزنده ی خود همین نظر را برگزیده و می فرماید: «عبادت در عربی و پرستش در فارسی، عبارت از آن است که کسی را به عنوان این که خدا است، ستایش کنند، خواه به عنوان خدای بزرگ یا به عنوان خدای کوچک». (6)
مجموعه آیات مبارزه با شرک روشن ترین گواه بر این نظریه است. و تمام فرقه های شرک، موجوداتی را که در برابر آن ها خضوع و آن ستایش می کردند همه را «اله» «اعم از بزرگ یا کوچک، حقیقی یا مجازی» پنداشته و به این عنوان در برابر آن ها تذلل می کردند.
اهمیت و ضرورت عبادت
«عبادت و پرستش خداوند یکتا و ترک پرستش هر موجودی دیگر، یکی از اصول تعلیمات پیامبران الهی است، تعلیمات هیچ پیامبری از عبادت خالی نبوده است.
در دیانت مقدسه ی اسلام نیز عبادت سرلوحه ی همه تعلیمات است، چیزی که هست در اسلام عبادت به صورت یک سلسله تعلیمات جدا از زندگی که صرفاً به دنیای دیگری تعلق داشته باشد وجود ندارد، عبادات اسلامی با فلسفه های زندگی توأم است و در متن زندگی واقع است.
از نظر اسلام هر کار خیر و مفیدی اگر با انگیزه ی پاک خدایی توأم باشد عبادت است؛ لهذا درس خواندن، کار و کسب کردن، فعالیت اجتماعی کردن اگر لله و فی الله باشد عبادت است.
در عین حال، اسلام نیز پاره ای تعلیمات دارد که فقط برای انجام مراسم عبادت وضع شده است از قبیل نماز و روزه و این خود فلسفه ای خاص دارد». (7)
عبادت برای این است که در ما نورانیّت پیدا شود؛ یعنی همان حسّی که اسمش را حسّ ششم گذاشتند. عبادت برای این است که بلکه به آن عمق عالم، به آن جان عالم راه پیدا کنیم، خودمان جان و دل پیدا کنیم و با جان عالم آشنا شویم. قرآن می فرماید:
«و منَ کان فی هذه اعمی فهو فی الاخرۀ اعمی و اضلُّ سبیلاً؛ آن که در این جهان کور باشد در آخرت کور است و گمراه تر». (8)
راه های عبادت
مقصود از راه های عبادت تنها حرکات و سکنات و اذکار محدود در موقع برقرار ساختن رابطه معمولی با خدا نیست که مخصوصاً با نظریه عدم توجه اغلب مردم به معانی و حکمت اصلی آن ها، پدیده های ناچیز هستند که حتی شایستگی هدف بودن برای زندگی یک روز انسان را هم ندارند، چه رسد به این که هدف یک کارگاه فوق العاده بزرگ با میلیون ها قوانین و پدیده ها و اسرار و استعدادها و امکانات هستی بوده باشد.
منظور از راه های عبادت که هدف خلقت انسان ها معرفی شده است دو راه است.
1. عبادت عام؛ 2. عبادت خاص
1. عبادت عام: عبارت است از همان عبادت و ذکر و سجده و تسبیح که در همه ی اجزای هستی وجود دارد و آیات قرآنی به طور فراوان این عبادت را در همه ی کائنات متذکر شده است:
2. عبادت خاص: عبارت است از عبادت انسان که دارای معنای بسیار وسیع است؛ زیرا مطابق منابع معتبر اسلامی، انسان هر گفتار و عمل و نیت مشروع را که انجام بدهد اگر با آگاهی به این حقیقت باشد که او مورد نظاره ی خداوندی است و همه ی توانایی و وسایل کاری که انجام می دهند، مستند به خدا است و او ا این کاری که انجام می دهد و سخنی که می گوید و اندیشه و نیّتی که در درونش می گذرد، مطابق مشیت الهی رفتار می کند، مشغول عبادت است؛ و به عبارت جامع تر انسان در این دنیا در همه ی حالات می تواند در پیش گاه خدا حضور پیدا کند. (9)
انواع عبادت
ما سه نوع عبادت داریم:
1. عبادت بدنی؛ مثل نماز خواندن، روزه گرفتن؛
2. عبادت مالی؛ مثل زکات دادن، خمس دادن و به طور کلی انفاقات؛
3. عبادت فکری «عبادت صرفاً روحی» که والاترین نوع عبادت است، این که می گویند: «تفکُّرُ ساعَۀٍ خَیر مِن عبادۀِ سنۀٍ» یا «سِتّینَ سنۀّ» یا «سَبعینَ سنۀّ» معلوم می شود که ارزش تفکر، از آن عبادت های دیگر خیلی بیشتر است.
عبادت عملی: مانند قیام و رکوع و سجود در نماز یا وقوف در عرفات و مشعر و طواف در حج. غالباً عبادت ها، هم مشتمل است بر جزء قولی و هم جزء عملی مانند نماز و حج که هم بر جزء قولی مشتملند و هم بر جزء عملی.
عبادت چه قولی و چه عملی، یک کار «معنی دار» است.
درجات عبادت
از نظر اسلام، عبادت درجات و مراتبی دارد. یک درجه اش عبادت به خاطر طمع به بهشت است، و یک درجه ی آن عبادت برای ترس از جهنّم است، و بالاتر از این، درجات دیگر عبادت است که هدف آن عبادت ها نه بهشت است و نه جهنّم.
حضرت علی (علیه السلام) سخنی معروف در این زمینه دارد که می فرمایند:
«اِنّ قَوماَ عَبدوا اللهَ طمعاً فی الجنۀ فَتِلک عبادۀُ التُّجار و اِنَّ قوماً عَبَدوا اللهَ خوفاً مِن النار فِتلک عبادۀُ العبید و انَّ قوماً عبدوا الله لِانّه اهل لِلعباده فتلک عبادۀ الأحرار؛ گروهی از مردم خدا را عبادت می کنند به طمع بهشت. این عبادت از نوع تجارت است، تجارت پیشگی و معامله گری است. در این جا کار می کند برای این که در آن جا سودی ببرد».
جمله ی معروف امیرالمؤمنین (علیه السلام) را همه شنیده ایم:
«الهی ما عبدتُکَ خَوفاً مِن نارک ولا طمَعاً فی جنَّتک بل وَجدتُکَ اَهلاً لِلعبادۀ فعبدتُکَ؛ خدایا! تو را پرستش نکردم به طمع بهشتت و نه از ترس جهنمت، بلکه تو را چون شایسته ی نیایش و پرستش دیدم پرستش کردم». (10)
نقش فردی – اجتماعی عبادت در سازندگی انسان
مسئله ی عبادت به عنوان یک عامل برای تربیت و کسب اخلاق فاضله است. همان طور که تفکر و تعقّل برای روشن شدن فکر برای قوه ی عاقله بوده، و تقوا و تزکیه ی نفس برای تقویت نیروی اراده در انسان، عبادت برای تقویت عشق و علاقه ی معنوی و ایجاد حرارت ایمانی در انسان است.
اسلام به عبادت شکل داده و به شکل هم نهایت اهمیّت را داده و در آن شکل نیز یک سلسله برنامه های تربیتی را در لباس عبادت وارد کرده است.
که در ادامه به برخی از آن ها اشاره می کنیم:
1. نظافت در زندگی: [اسلام] چیزی را که به عبادت ربط زیادی ندارد ولی در تعلیم و تربیت مؤثر است، در لباس عبادت، اعمّ از واجب و مستحب، پیاده می کند و در ضمن آن می گنجاند؛ مثل مسئله غسل، مسئله ی وضو، دائم الوضو بودن، دائم الطهاره بودن که یکی از سنت های اسلامی است. و غسل های مستحبی به عناوین مختلف.
این نیز پیاده کردن یک برنامه ی تربیتی مربوط به حقوق اجتماعی در پیکره ی عبادت است؛ زیرا اگر این شرط را برای عبادت قرار نمی دادند، ضربه ای بر عبادت از آن جهت که عبادت است وارد نمی آمد. (11)
2. وحدت جهت: اسلام به خاطر یک مصلحت تربیتی اجتماعی که با روح عبادت ارتباط ندارد یعنی روح عبادت متوقّف به آن نیست چنین استفاده ی تربیتی را در این جا می کند و می گوید: نمازی که می خوانی همه مردم روبه یک نقطه ی معیّن بایستند تا افراد بفهمند که باید یک جهت باشند؛ یعنی این درسی است برای وحدت و اتحاد و یک جهت داشتن و روبه یک سود بودن.
3. تمرین ضبط نفس: یکی از مهم ترین خصوصیّات شکلی که اسلام به عبادت داده مسئله ی تمرین ضبط نفس در هنگام عبادت است. (12)
4. تمرین وقت شناسی: بدون شک این امر در روح عبادت و رابطه انسان با خدا مؤثر نیست که مثلاً اگر ما یک دقیقه قبل از زوال ظهر نماز را شروع کنیم آن حالت تقرّب و توجه قلب به خدا پیدا نمی شود؛ ولی همین قدر که زوال ظهر انجام شد تقرّب ایجاد می شود. (13)
ولی اسلام این را شرط قرار داده و نخواسته هرج و مرج از نظر وقت و زمان باشد. نوعی وقت شناسی و تمرین احترام گزاردن به نظم زمانی و وقتی است. (14)
5. مسالمت طلبی: با این که از نظر روح عبادت هر چه غیر خدا در ذهن انسان نیاید بهتر است؛ ولی اسلام به خاطر یک مصلحت اجتماعی بسیار مهم، برای این که روح یک مسلمان را روح اجتماعی کرده باشد آن را با چاشنی عبادت به خورد مردم داده و می گوید بگویید:
«اِیّاک نَعبُدُ وَ ایِّّاک نَستعین اِهدنا الصِّراطَ المستقیم»
ما عموماً منحصراً تو را پرستش می کنیم و منحصراً از تو کمک می خواهیم، خدایا همه ی ما را به راه راست هدایت کن. در این جا هم کاری و هم دلی و هم گامی کاملاً مشهود است.
6. گناه زدایی: عبادت و بندگی و در یاد خدا بودن وجدان مذهبی انسان را پرورش می دهد، میل و رغبت به کار نیک را افزون می کند و از میل و رغبت به شر و فساد و گناه می کاهد؛ یعنی تیرگی های ناشی از گناهان را زایل می گرداند و میل به خیر و نیکی را جای گزین آن می سازد.
«نماز گناهان را مانند برگ درخت می ریزد و گردن ها را از ریسمان گناه آزاد می سازد. پیامبر خدا نماز را به چشمه ی آب گرم که بر در خانه ی شخص باشد و روزی پنج نوبت خود را در آن شست و شو دهد تشبیه فرمودند، آیا با چنین شست و شوها چیزی از آلودگی بر بدن باقی ماند؟». (15)
7. درمان اخلاقی: «چون بشر در معرض آفات اخلاقی و بیماری های روانی است خداوند به وسیله ی نمازها و زکات ها و روزه ها، بندگان مؤمن خود را از این آفات حراست و نگهبانی کرد این عبادات دست ها و پاها را از گناه باز می دارند، چشم ها را از خیرگی باز داشته به آن ها خشوع می بخشند، نفوس را رام می گردانند، دل ها را متواضع می نمایند، و بادِ دماغ را زایل می سازند». (16)
8. انس و لذّت: پروردگارا، تو از هر انیسی برای دوستانت انیس تری، و از همه ی آن ها برای کسانی که به تو اعتماد کنند برای کارگزاری آماده تری، آنان را در باطن دلشان مشاهده می کنی و در اعماق ضمیرشان بر حال آنان آگاهی و میزان بصیرت و معرفت شان را می دانی، رازهای آنان نزد تو آشکار است و دل های آن ها در فراق تو بی تاب است. اگر تنهایی سبب وحشت آنان گردد یاد تو مونس شان است و اگر سختی ها بر آنان فرو ریزد به تو پناه می برند. (17)
پی نوشت ها:
1. اعراف (7) آیه ی 59.
2. صافات (37) آیه ی 35.
3. طور (52) آیه ی 43.
4. حجر (15) آیه ی 96.
5. بلاغی، محمدجواد، آلاء الرحمان، ص 57، چاپ صیدا.
6. امام خمینی، کشف الاسرار، ص 29.
7. استاد مرتضی مطهری، سیری در نهج البلاغه.
8. اسراء (17) آیه ی 72.
9. محمدتقی جعفری، ترجمه و تفسیر نهج البلاغه، ج 12، ص 12.
10. بحارالانوار، ج 41، باب 101، ص 14 (با اندکی تصرف): به نقل از کتاب تعلیم و تربیت در اسلام، استاد مطهری.
11، 12، 13 و 14. استاد شهید مطهری، تعلیم و تربیت در اسلام.
15. همان، سیری در نهج البلاغه، ص 96.
16. همان، خطبه ی 196.
17. همان، ص 97 و 98.
منبع: با معارف اسلامی آشنا شویم، شماره ی 39.
|
کریمی که جهان پاینده دارد تواند حجتی را زنده دارد
دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی
شنبه 6 فروردین 1390 7:27 PM
تشکرات از این پست