0

کودک لیبیایی ضدّ قذافی / عکس

 
Mehdi900
Mehdi900
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : بهمن 1389 
تعداد پست ها : 6667
محل سکونت : بوشهر

کودک لیبیایی ضدّ قذافی / عکس

کودکان لیبایی هم از قذافی متنفرند.

کودکان لیبیایی هم از قذافی متنفرند

« سعادتمند کسی است که از هر اشتباه و خطایی که از او سر می زند، تجربه ای جدید به دست آورد »
سقراط

شنبه 6 فروردین 1390  6:46 PM
تشکرات از این پست
badrood
paandraa
paandraa
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 1256
محل سکونت : خوزستان

پاسخ به:کودک لیبیایی ضدّ قذافی / عکس

قام اطمينان
مقصود از دعوت انبيا و نزول كتاب‌هاي آسماني، رساندن انسان به مقام اطمينان، رضا و تسليم است. اين برترين مقامي است كه بشر مي‌تواند در اين چند روزه حيات دنيوي، خود را به آن برساند. وقتي كه انسان به اين مقام رسيد، به ارواح عاليه و در رأس ايشان محمد و آل او(ص) متصل مي‌شود.

خدايا نفس مرا به تقديرات خودت مطمئن گردان.
نفس» در اين آيه، نظير جان و روح انسان است كه بدن، مَركَب او است. همان حقيقت انسانيت كه پيكر وسيلة اجراي دستوراتش مي‌باشد. هماني كه به آن اشاره مي‌كني: «من» و مي‌گويي: من رفتم، من  كردم، اشاره به  ذات و حقيقت است. «مطمئنه» هم از اطمينان است، به معني قرار و سكون، و ضد اضطراب و تزلزل است. انسان در اضطراب است تا وقتي كه به اطمينان برسد؛ اما اضطراب در چه چيز؟
آدمي تا خدا را نشناخته، به مقام يقين نرسيده است. در هر مقام و مرتبه‌اي كه باشد، دلش نسبت به اسباب مضطرب است. بار زندگي را بر دوش خودش مي‌بيند، مثلاً مي‌بينيد كه چگونه بعضي ازجوان‌ها درس مي‌خوانند، زحمت مي‌كشند تا نمرة بيشتري بگيرند؛ ورقه‌اي به نام ديپلم يا دكتر بگيرند، چون مي‌بيند اگر اين ورقه را بگيرد در اداره‌اي استخدام مي‌شود و حقوقي دريافت مي‌نمايد، مرتباً در اضطراب است مبادا نمرة‌ لازم را نياورد.


فلان كاسب، در اضطراب است نكند در اين معامله ضرر كند. همه اين اضطراب را دارند، زبان مي‌گويد « لااله الاالله» قرآن مي‌خواند و مي‌گويد امور به دست خدا است، اما دلش هنوز باورش نشده است.

سببش اين است كه هنوز اسباب را مستقل مي‌داند؛ مي‌گويد رب خداست، مدير و مدبر خداست، ولي حالش حال كفر است، يعني بار زندگي را بر دوش خودش مي‌پندارد. خيال مي‌كند تنها به وسيلة اين اسباب كارها اداره مي‌شود. مدير و مدبر، خودش است و ديگران را مستقل بالذات مي‌بيند، لذا تا خودش را مستقل و بي‌پناه و بي‌تكيه مي‌بيند مضطرب است چون اسباب طوري نيست كه هميشه مطابق ميل شخص باشد، چه بسيار مواردي كه شخص به فراق اسباب مبتلا مي‌گردد يا خوف از فقدان آن‌ها، او را از پاي در مي‌آورد.
مثلاً سرمايه‌اي داشت به خيالش زندگي‌اش به آن مي‌چرخيد. حال كه از  كفش رفت؛ مثل اينكه دنيا به آخر رسيده است؛ حزن و اندوه او را فرا مي‌گيرد، صورت ملكوتي‌اش را اگر كسي در آن حال ببيند، كفر حقيقي است. مثل اينكه عقيده‌اي به غيب ندارد. حالا كه سببي از اسباب از كفش رفته، همه چيزش از بين رفته باشد.
دوشنبه 8 فروردین 1390  9:46 AM
تشکرات از این پست
badrood
badrood
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : دی 1388 
تعداد پست ها : 352
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:کودک لیبیایی ضدّ قذافی / عکس

ظالم برای همه منفور است کوچک و بزرگ ، پیر و جوان نمی شناسد

یک شنبه 14 فروردین 1390  9:33 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها