بلندای بندگی
|
بلندای بندگی
|
|
ويژه نامه آيت الله شيخ غلامرضا فقيه خراساني يزدى
حضرت امام خمینی(ره):
ایشان عجب تفسیری ارائه كردند. خیلی عمیق و جالب بود. آیا یزد هم¬چنین بزرگانی دارد؟!
آیةالله حاج شیخ مرتضی حائری یزدی(ره):
من فقط دو نفر را دیدم كه واقعاً خالی از هوای نفس هستند: یكی مرحوم حاج شیخ حسین زاهد در تهران و دیگر مرحوم حاج شیخ غلام¬رضا در یزد، اما علوّ همت مرحوم حاج شیخ غلام¬رضا را هیچ-كس ندارد.
آیةالله العظمی بروجردی(ره):
آقای آیةالله حاج شیخ همه كاره¬ی من و صاحب اختیار من است.
آیةالله حاج آقا بزرگ تهرانی(ره):
شیخ غلام¬رضا یزدی دانش¬وری است كمال یافته و فرهیخته¬ای است بلند پایه. آنان كه اهل معرفتند، جایگاه برینش را می¬شناسند و بسیار گرامی¬اش می¬شمارند. خدمات ارجمندش والا و ماندگارند و پندهای سنجیده¬اش در جان مخاطبان اثرگذار؛ زیرا او، خود، تندیس پارسایی و راست¬گویی و بی-آلایشی است.
آیةالله سید جمال¬الدین گلپایگانی(ره):
خوشا به حالتان! خوشا به حالتان! به ایرانی¬ها بگویید آقای حاج شیخ غلام¬رضا «حجّت زمان» است. چهل سال پیش در این¬جا (نجف) بوده است، دویست نفر از ما در این¬جا مجتهد و بعضی¬ها مرجع تقلید شده¬اند، ولی هیچ¬كدام آقای حاج شیخ غلام¬رضا نمی¬شوند.
آیةالله العظمی بهجت:
از آقای حاج¬آقا حسین قمی شنیده بودم كه از منبر دو نفر به خوبی می¬شود استفاده نمود: يكي منبر آقا سيد يحيي و ديگر حاج شیخ غلام¬رضاي يزدى. ما رفتیم پای منبر ایشان استفاده كنیم كه دیدم نظر آقای قمی درست است. از آقای حاج سیّد محمّد داماد پرسیدم: آیا كسی الآن در یزد مثل حاجی شیخ غلام¬رضا هست؟ گفت: نه.
ایشان مفتاح علوم قرآن دارند كه كتاب جالبی است. معلوم نیست از این كارخانه¬، دیگر چنین قماش¬هایی در می¬آید یا نه؟ نمی¬دانم، خدا بهتر می¬داند! خوشا به سعادت آقای حاج شیخ غلام-رضا، ما كجا و این¬ها كجا!
علاّمه محمدتقی جعفری(ره):
شما روحانیون باید اهل عمل باشید. شما اگر حاج شیخ غلام¬رضا یزدی را می¬دیدید، با همان دیدن او، جواب سؤالتان را می¬گرفتید.
ای لقای تو جواب هر سؤال مشكل از تو حل شود بی قیل و قال
حضرت آيةالله صافي گلپايگانى:
منبر ایشان را درك كرده بودم. ایشان انسان جالب و روحانی وارسته¬ای بود و نفوذ كلام عجیبی داشت.
شهید محراب آیةالله صدوقی(ره):
مردم! تا حاج شیخ غلام¬رضا را در یزد دارید، منتظر گرفتاری نباشید؛ ایشان حلاّل مشكلات است و به واسطه¬ی ایشان بركات خدا بر شما نازل است. ایشان مشكلات و مهمّات مردم را كفایت می¬كند و دعای ایشان مستجاب می¬شود.
حضرت آيةالله مظاهرى:
حاج شیخ مجتهد بود، امّا برای تبلیغ اسلام و ارشاد مردم به روستاها می¬رفت و برای گسترش دین تلاش می¬كرد.
آيةالله مصباح يزدى:
حاج شیخ، غلام¬رضا كوچه بيوكى... از علمای یزد؛ كتابی به نام تندیس پارسایی در احوالاتش نوشته¬اند. ایشان تا سن 90 سالگی هم منبر می¬رفت. عمده مطالب منبرش آیات قرآن و نكات تفسیری بود و گاهی یكی دو تا شعر می¬خواند، منبر ایشان را در یزد از زمان كودكی به یاد دارم. این شعر حافظ را مكرر از ایشان شنیدم: كه آن را با یك حالی روی منبر می¬خواند:
گر كسان قدر مي بدانندي شب نخفتند و رز نشانندى
خود مرحوم شیخ وقتی این شعر را می¬خواند، بعد با آن حالش این آیه را تلاوت می¬كرد: تَتَجافى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ...
آيةالله جعفر سبحانى:
واقع این است كه سخن گفتن درباره¬ی عارف وارسته، حضرت آیةاللهشیخ غلام¬رضا یزدی در حدّ من نیست و ایشان خیلی بالاتر از این حرف¬هاست. معرِّف باید اجلی از معرَّف باشد؛ در حالی كه ایشان بالاتر هستند و شاید برای من زبان درازی است كه در مورد ایشان سخن بگویم، چون ایشان به تمام معنا «رض» به رضای حق بود. ما این¬چنین شخصی را در اجتماع كم دیده¬ایم. این¬ها انسان-هایی هستند پیامبرگونه كه خود را كشته¬اند و رضای حق را برگزیده¬اند. ایشان با تمام كمالات و تقوای والا، توجّه زیادی به امر تبلیغ داشت. نمی¬گفت كه من مرجع دینی مردم این استان هستم و از لحاظ علمی اجتهاد دارم و منبر در شأن من نیست، بلكه منبر را برای هدایت مردم یك هدف می-دانست. من مفهوم «آیةالله» را مدّتی كه در یزد بودم در این شخص مجسّم می¬دانستم. گرامی باد تولدش، گرامی باد درگذشتش و إن¬شاءالله در آینده جزء علمایی خواهد بود كه ما را شفاعت می-كند.
استاد محمّدرضا حكيمى:
بارى، مرحوم حاج شیخ غلام¬رضا يزدي، چند سالی تابستان¬ها به مشهد مقدّس مشرّف می¬شدند، و شب¬ها نماز مغرب و عشا را ـ به جماعت ـ در صحن آزادی (صحن نو) برگزار می¬كردند. پدر این¬جانب (مرحوم حاج عبدالوّهاب حكیمی) كه از مریدان ایشان بود، مرا كه نوجوان بودم، با برخی از دوستان و همكارانش به نماز ایشان می¬برد. جمعی از بازاریان و تجّار یزدی ساكن مشهد و محترمین دیگری نیز ـ از سر ارادت ـ به جماعت ایشان حاضر می¬شدند. پس از نماز به منبر می¬رفتند و به روش خاص خود مختصری موعظه می¬فرمودند، منبری بسیار با حال و حالت بود و شامل نكته¬ها و معرفت¬ها، و به فرموده¬ی خود ایشان: «یادآوری مبدأ و معاد كه عمده¬ی وظیفه¬ی پیغمبران(ص) است و فطرت بنی¬آدم گواه بر این دو است». گاه در مقام ترغیب به استفاده از عمر و به خصوص از شب و شب زنده¬داری با كلماتی مؤثّر سخن می¬گفتند، و این بیت را با لحنی خاص می¬خواندند:
گر كسان قدر مي¬ بدانندي شب نخفتند و رَز نشانندى
در یكی از این سفرها، ایام مصادف شده بود با 23 ماه ذی¬قعده كه روز مخصوص زیارتی حضرت امام ابوالحسن علی¬بن موسی¬الرضا(ره) است. و مردم در آن شب و روز از همه جا رو به مشهد می¬گذارند، و برای درك روز زیارتی مخصوص با تحمّل مشقّتِ سفر، خود را به آستانه¬ی مباركه می¬رسانند...
آن شب 23 ذی¬قعده، هنگامي كه نماز و منبر حاج شیخ تمام شد، گفتند حاج شیخ امشب عازم حركت به سوي يزد هستند و از فردا شب نماز جماعت نيست؟! و این امر مایه تعجّبی بسیار و تعجّب بسیاری شد ـ بلكه هركس شنید ـ كه چه¬طور ایشان برای روز زیارتی مخصوص ـ در حالی كه شب آن در مشهد هستند ـ نمی¬مانند. گفتند: حاج شیخ فرموده¬اند كاغذي از يزد برايم رسيده است كه وظيفه¬ي خود مي¬دانم هيچ تأخير نكنم و براي انجام آن كار به طرف يزد حركت كنم... و اين است مرز دقيق تكليف شناسى |
کریمی که جهان پاینده دارد تواند حجتی را زنده دارد
دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی
شنبه 6 فروردین 1390 3:55 PM
تشکرات از این پست