تبلیغ و اطلاع رسانی دینی
|
تبلیغ و اطلاع رسانی دینی
|
|
اشاره
مانایی و گسترش دین خدا در گرو «تبلیغ» است. اگر امروزه عطر خوش وحی در قالب مذهب و آموزههای اخلاقی در میان آدمیان پراکنده شده، بدان سبب است که پیامبران، اولیای الهی و سپس مبلّغان بزرگ دینی، به خوبی از عهده امر تبلیغ دین برآمدند و در کار تبلیغ، هرگز کوتاهی نورزیدند. قرآن کریم وظیفه اصلی پیامبران را تبلیغ آیین الهی دانسته است و میفرماید: «فَهَلْ عَلَی الرُّسُلِ اِلَّا الْبَلاغُ الْمُبین؛ آیا بر (عهده) پیامبران، چیزی جز تبلیغ آشکار است.» اهمیت تبلیغ تا آنجاست که خداوند در قرآن کریم به پیامبر خود میفرماید: «اگر آنچه را برتو نازل کردیم تبلیغ نکنی، (در واقع) رسالت خود را انجام ندادهای.» اساسا در پرتو تبلیغ، راه سعادت و هدایت بر روی انسانها گشوده و مبانی اصلی فرهنگ اسلامی تبیین و درونی میشود. به دلیل اهمیت تبلیغ، این گفتار را به این موضوع اختصاص دادهایم.
تبلیغ، نشانه مهرورزی خداوند به بندگان
خداوند، بندگانش را دوست دارد. یکی از نشانههای این دوستی آن است که آنان را به حال خود رها نکرده است، بلکه به برکت تبلیغ و تلاش پیامبران، درِ بهروزی، نیکبختی و کمال روحی را بر آنان گشوده است. در خطبه اول نهجالبلاغه، از زبان حضرت علی علیهالسلام میخوانیم: «خداوند از پیامبران پیمان وحی گرفت تا امانت رسالت را به مردم تبلیغ کنند و برسانند... تا (در اثر این کار) توانمندیهای پنهان شده عقل آنان را آشکار سازند.» باز از آن حضرت است که: «پیامبر، مردم را به جایگاه کرامت انسانی آنها سوق داد و راه رستگاری را شناساند.» این مهرورزی خداوند به بندگان خویش، بعد از پیامبران الهی و اهل بیت علیهمالسلام ، در وجود مبلّغان راستین ادامه پیدا کرد؛ رهنمایانی که قدم در جای پای آن بزرگواران نهادند و همانند آنان، به حال انسانها دلسوز بوده و هستند.
تبلیغ، عامل آشتی بندگان با خداوند
بسیاری از انسانها به واسطه آنکه شناخت درستی از پروردگارشان ندارند، در اثر گناه کردن، خود را از قرب الهی بیبهره میسازند. در این میان، این مبلّغان دینی هستند که میتوانند با تبلیغ درست، بندگان گریزپا را با پروردگارشان آشتی دهند. آوردهاند که واعظی در بین سخنانش گفت: بار خدایا! سنگدلترین و پرگناهترین افراد را بیامرز. پس مردی از جا بلند شد و گفت: دعایی را که گفتی دوباره تکرار کن! واعظ تکرار کرد. آن مرد گفت: به نظرم من همان مردی هستم که گفتی و آنگاه به درگاه الهی توبه کرد. همان واعظ در خواب ندایی شنید که: مرا خوشحال کردی؛ زیرا با سخنت، باعث صلح و آشتی بین من و بندهام شدی.
نیز نقل است که روزی داوود علیهالسلام به صحرا رفته بود. خداوند متعالی بدو وحی فرستاد که: ای داوود! چون است که تو را تنها میبینم؟ گفت: بار خدایا! شوق تو اندر دلم اثر کرده است و مرا از صحبت خلق باز داشته است. فرمود: برو باز نزدیک ایشان شو. اگر تو بنده گریختهای را [در اثر تبلیغ] به درگاه من باز آری، نام تو را در لوح محفوظ خود، از جمله بزرگان ثبت میکنم.
جایگاه والای مبلّغ
ارزشمندی امر تبلیغ موجب شده است که مبلّغ جایگاهی والا بیابد و برتری ویژهای برای خود رقم زند. معاویة بن عمار میگوید:به امام صادق علیهالسلام عرض کردم: مردی است که از شما روایت بسیار نقل میکند و میان مردم انتشار میدهد و آن را در دل ایشان استوار میسازد. از آن سو، عابدی از شیعیان شما را میبینم که همانند او نیست. کدامیک از این دو بهترند؟ فرمود: «آنکه احادیث ما را روایت کند و دلهای شیعیان ما را استوار سازد، از هزار عابد بهتر است».
رمز برتری عالِم مبلّغ بر عابد خانهنشین
سعدی شیرازی در حکایتی کوتاه، عالم دینی را که دل در هوای دیگران دارد و میکوشد با تبلیغ درست خویش، «دست غریق را بگیرد»، بر عابد خانهنشین که سر در سودای خویش دارد و تنها در آن اندیشه است که «گلیم خویش از موج به در برد»، برتری میدهد:
صاحبدلی به مدرسه آمد ز خانقاه بشکست عهد صحبت اهل طریق را
گفتم میان عابد و عالِم چه فرق بود ***تا اختیار نمودی از آن، این فریق را
گفت آن گلیم خویش به در میبَرَد ز موج *** وین جهد میکند که بگیرد غریق را
خیرخواهی مبلّغ در مورد همگان
خیرخواهی در مورد انسانها، ویژگی برجسته همه پیامبران، اولیای الهی و مبلّغان بزرگ دینی بوده است. جالب آنکه گستره این نیکطلبی، مردمان ناسپاس و دشمنان را نیز فرا میگیرد. به تعبیر زیبای صائب تبریزی:
فیض روشندل به نیک و بد برابر میرسد پرتو مَه میفتد یکسان به آباد و خراب
شمس تبریزی نیز در اینباره میگوید: «انسان کامل میخواهد هشیاری دهد و ناپختگان را از خامی به بلوغ و کمال رهنمود شود. ازاینرو انسان کامل، خودسازِ دیگرپرور است. او حتی در برابر ناسپاسی و حقناشناسی مردمان و نیز در برابر آزار آنان، همچنان و بلکه بیش از هر هنگام، غمخوار و خیرخواه ایشان است».
در حکایت است که در یکی از جنگها، مسلمانان، شمار زیادی از دشمنان اسلام را به اسارت گرفتند و آنها را به مدینه آوردند. چون رسول خدا صلیاللهعلیهوآله آنها را دید، تبسم کرد. کافران چون لبخند آن حضرت را دیدند، آن را بر شادمانی و خرسندی ایشان حمل کردند. نبی اکرم صلیاللهعلیهوآله با نفی این برداشت، سبب تبسم را چیز دیگری دانست و فرمود: «لبخند من به دلیل شگفتی از قومی است که باید آنها را به زور غل و زنجیر به بهشت بُرد».
مدارا در تبلیغ
یکی از شرطهای موفقیت در تبلیغ، مدارا با مردم است. انسان اهل مدارا، محبوب خداست؛ چنانکه پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله میفرماید: «اِنَّ اللّهَ رَفِیقٌ یُحِبُّ الرِّفْقَ؛ به درستی که خداوند اهل مداراست و مدارا را [نیز] دوست دارد.» همچنین از ایشان نقل است که فرمود: «هر که اهل مدارا با مردم باشد، به آنچه از آنان توقع دارد، میرسد.» نیز فرمود: «همانگونه که مأموریت تبلیغ دارم، مأموریت دارم با مردم مدارا کنم.» مدارا با مردم از سوی مبلّغ دینی، چهره دین را زیبا جلوه میدهد، دلهای مردم را جذب میکند، از دشمنیها میکاهد و در زدودن کینهها و فروکش کردن درگیریها تأثیر بسزایی دارد.
مبلّغ و تکریم انسانها
تبلیغ، باید به همراه تکریم انسانها باشد؛ چرا که خداوند وجود آدمی را ارج نهاد و فرمود: «وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَنی آدَم؛ به تحقیق ما فرزندان آدم را گرامی داشتیم.» در قرآن کریم، نمونهای از تبلیغ کریمانه را از سوی حضرت موسی علیهالسلام و برادرش هارون علیهالسلام مشاهده میکنیم. آنگاه که خداوند آنها را به منظور هدایت فرعون به سویش میفرستد، سفارش میکند: «به نرمی و ملایمت با او سخن بگویید؛ شاید متذکر شود یا [از خدا [بترسد.» آرامش و وقار همراه با گفتاری لطیف و مؤدبانه، نمونهای از رفتار کریمانه است که خداوند آن را از موسی و هارون و همه مبلّغان الهی خواسته است.
طمأنینه و خودباوری در پرتو توکل به خدا
قرآن کریم به پیروانش درس شهامت و خودباوری میدهد و میفرماید: «سست نشوید و غمگین نگردید. شما برترید، اگر ایمان داشته باشید.» آنکه پیرو راستین قرآن کریم و مبلّغ دین است، به درستی کار خویش اطمینان دارد و در راهی که میرود، راسخ و استوار است؛ چرا که در مسیر حق گام برمیدارد و حق نیز همیشه پیروز است. بایسته است مبلّغان دین، در خودباوری به رسول خاتم صلیاللهعلیهوآله اقتدا کنند؛ چنانکه جواهر لعل نهرو در اینباره گفته است: «حضرت محمد صلیاللهعلیهوآله از شهر مدینه، پیامی برای حکمرانان و پادشاهان جهان فرستاد و آنها را به قبول وجود خدای یگانه و رسولش دعوت کرد. لابد این پادشاهان و حکمرانان حیرت کردند که این مرد گمنام کیست که جرئت کرده است برای آنها دستور صادر کند. از فرستادن همین پیامها میتوان تصور کرد که حضرت محمد صلیاللهعلیهوآله چه اعتماد و اطمینان فوقالعادهای به خود و رسالتش داشته است و توانسته همین اعتماد و ایمان را در مردم کشورش به وجود آورد و به آنها الهام ببخشد، به طوری که آن مردان توانستند بر نیمی از جهان معلوم آن زمان مسلط گردند. ایمان و خودباوری، مسئله بزرگی است و این ثمرات عالی را به وجود میآورد».
مردمشناسی مبلّغ
یکی از شرایط موفقیت در امر تبلیغ، مردمشناسی مبلّغ است. شناخت فرهنگ و آداب و رسوم ملی، در نظر گرفتن نیازها، کمبودها و مشکلات ویژه مردم هر منطقه و نیز توجه به میزان تحصیلات و سطح آگاهیهای مردم و مسائلی دیگر از اینگونه، از شرایط اساسی کارآمدی امر تبلیغ به شمار میآید. در حقیقت بدون شناخت زمینه تبلیغ و روحیه مردم، هیچگونه تضمینی برای نفوذ کلام و پیام وجود ندارد.
رهبر معظم انقلاب از نبود روانشناسی تبلیغی با عنوان یکی از کاستیهای تبلیغ دین یاد میکند و میفرماید: «یا مثلاً میرود تبلغ کند، ولی روانشناسی تبلیغی ندارد و با مردم حرفی را میزند که حرف آنها نیست. حرفی را که باید در دانشگاه زد، در روستا میزند و حرفی که باید در روستا زده شود، در کارخانه میزند. بنابراین، تعلیم و روشیابی علمی و فراهم کردن مقدمات علمی برای تبلیغ، مثل روانشناسی اجتماعی، در حوزه نیست».
تبلیغ، به انگیزه انجام وظیفه
پافشاری در رسیدن به نتیجه یا شتابزدگی در رسیدن به مقصود مورد نظر، از آسیبهای تبلیغ است. در واقع مهم در امر تبلیغ، ادای تکلیف و رساندن پیام است و اثرگذار بودن تبلیغ را میتوان فرع بر اصل تبلیغ دانست. خداوند نیز در قرآن کریم، وظیفه پیامبران الهی را تنها تبلیغ و رساندن پیام میداند و میفرماید: «فَهَلْ عَلَی الرُّسُلِ إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبینُ؛ آیا بر عهده رسولان، جز تبلیغی آشکار هست.» به تعبیر شیوای سعدی شیرازی:
من آنچه شرط بلاغ است با تو میگویم *** تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال
سعدی در جای دیگر میگوید:
ما نصیحت به جای خود کردیم ***روزگاری در این به سر بردیم
گر نیاید به گوش رغبت کس ***بر رسولان پیام باشد و بس
باز در قرآن کریم میخوانیم: «اگر شما تکذیب کنید، مردمانی که پیش از شما بودند [نیز[ تکذیب کردند و بر عهده پیامبر، جز تبلیغی روشنگر هیچ نیست».
سوء تبلیغ
بعضی وقتها اگر از چیزی ارزشمند به درستی تبلیغ نشود و آن چیز گرانبها به خوبی عرضه نگردد، موجب بیرغبتی و بیاعتنایی مردم به آن میشود. عرضه ضعیف دین، دفاع بد از آن و رعایت نکردن ظرافتهای تبلیغی، در حقیقت «سوء تبلیغ» از دین است که از زیبایی و آراستگی چهره آن در نگاه مردمان میکاهد. سعدی شیرازی نیز در حکایتی جالب، نمونهای از سوء تبلیغ از دین را اینگونه به نثر و نظم میکشد: «ناخوشآوازی به بانگ بلند قرآن همیخواند. صاحبدلی بر او بگذشت. گفت: تو را مشاهره (یعنی حقوق ماهانه) چند است؟ گفت: هیچ. گفت: پس چرا زحمت خود همیدهی؟ گفت: از بهر خدا میخوانم. گفت: از بهر خدا مخوان.
گر تو قرآن بدین نَمَط خوانی ببری رونق مسلمانی»
هم بشارت و هم انذار
مبلّغ راستین کسی است که هم مردم را به رحمت خداوند امیدوار میسازد و هم عذاب پروردگار را به آنان گوشزد میکند. وی نه یکسره مردمان را امیدوار میسازد، به گونهای که ناخواسته زمینه لغزش را برای آنان فراهم آورد و نه آنها را ناامید میکند، تا آنجا که انگیزه انجام کارهای شایسته را از آنان باز ستاند. در اینباره خداوند خطاب به پیامبرش میفرماید: «وَ ما اَرْسَلْناکَ اِلّا مُبَشِّرا وَ نَذِیرا؛ تو را نفرستادیم مگر آنکه هم بشارت دهی و هم بترسانی». امیرمؤمنان حضرت علی علیهالسلام نیز در این زمینه میفرماید: «فقیه تمامعیار کسی است که مردم را از رحمت خدا نومید نکند و آنان را از فیض درگاهش نا امید نگرداند و همچنین از عذاب خدا ایمنشان نسازد.» گفتنی است هراس از دوزخ، در واقع همان چهره اخمآلود بشارت است؛ چرا که میوه خوف از عذاب خدا، راهیابی به بهشت است. به تعبیر زیبای مولانا:
«لاتَخَفْ» دان چون که خوفت داد حق نان فرستد چون فرستادت طَبَق
بردباری در امر تبلیغ
جاده تبلیغ، مسیری ناهموار است و بیگمان مبلّغ، در این راه با ناگواریها و سختیهایی روبهرو خواهد شد. ازاینرو، مبلّغ دینی تنها با بردباری میتواند بر ناگواریها غلبه کند و پیروز میدان گردد. مولانا میگوید:
تیغ حلم از تیغ شمشیر تیزتر بَلْ ز صد لشکر ظفَرانگیزتر
از امیرمؤمنان علی علیهالسلام در اینباره نقل است که: «نخستین دستاورد بردبار از بردباری خود، پشتیبانی مردمان از او در برابر نادان است.» مبلّغ با بردباری، از خطرهای خشم و پیآمدهای ناگوار آن حفظ میشود و در نتیجه، شخصیت او از آسیب، ایمن میماند. سعدی میگوید:
در خاک بیلقان برسیدم به عابدی *** گفتم مرا به تربیت از جهل پاک کن
گفتا برو چو خاک تحمل کن ای فقیه *** یا هرچه خواندهای همه در زیر خاک کن
عمل به گفته
قرآن کریم میفرماید: «آیا مردم را به نیکی فرا میخوانید، ولی خودتان را فراموش میکنید.» مبلّغی که به گفتههایش عمل نمیکند، افزون بر آنکه تأثیر سخنانش از دست خواهد رفت، در نگاه مردم نیز بیاعتبار میشود. حضرت علی علیهالسلام میفرماید: «ای مردم! به خدا سوگند که من شما را به طاعتی وادار نمیکنم مگر آنکه خود پیش از آن بدان عمل کردهام و از معصیتی باز نمیدارم جز آنکه پیشتر آن را ترک گفتهام».
سعدی شیرازی نیز در مورد عالمان بیعمل میگوید:
ترک دنیا به مردم آموزند ***خویشتن سیم و غلّه اندوزند
عالمی را که گفت باشد و بس ***هرچه گوید نگیرد اندر کس |
کریمی که جهان پاینده دارد تواند حجتی را زنده دارد
دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی
شنبه 6 فروردین 1390 3:35 PM
تشکرات از این پست