0

تبلیغ و اطلاع ‏رسانی دینی

 
mohamadaminsh
mohamadaminsh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 25772
محل سکونت : خوزستان

تبلیغ و اطلاع ‏رسانی دینی




تبلیغ و اطلاع ‏رسانی دینی

اشاره

مانایی و گسترش دین خدا در گرو «تبلیغ» است. اگر امروزه عطر خوش وحی در قالب مذهب و آموزه‏های اخلاقی در میان آدمیان پراکنده شده، بدان سبب است که پیامبران، اولیای الهی و سپس مبلّغان بزرگ دینی، به خوبی از عهده امر تبلیغ دین برآمدند و در کار تبلیغ، هرگز کوتاهی نورزیدند. قرآن کریم وظیفه اصلی پیامبران را تبلیغ آیین الهی دانسته است و می‏فرماید: «فَهَلْ عَلَی الرُّسُلِ اِلَّا الْبَلاغُ الْمُبین؛ آیا بر (عهده) پیامبران، چیزی جز تبلیغ آشکار است.» اهمیت تبلیغ تا آن‏جاست که خداوند در قرآن کریم به پیامبر خود می‏فرماید: «اگر آنچه را برتو نازل کردیم تبلیغ نکنی، (در واقع) رسالت خود را انجام نداده‏ای.» اساسا در پرتو تبلیغ، راه سعادت و هدایت بر روی انسان‏ها گشوده و مبانی اصلی فرهنگ اسلامی تبیین و درونی می‏شود. به دلیل اهمیت تبلیغ، این گفتار را به این موضوع اختصاص داده‏ایم.

تبلیغ، نشانه مهرورزی خداوند به بندگان

خداوند، بندگانش را دوست دارد. یکی از نشانه‏های این دوستی آن است که آنان را به حال خود رها نکرده است، بلکه به برکت تبلیغ و تلاش پیامبران، درِ بهروزی، نیک‏بختی و کمال روحی را بر آنان گشوده است. در خطبه اول نهج‏البلاغه، از زبان حضرت علی علیه‏السلام می‏خوانیم: «خداوند از پیامبران پیمان وحی گرفت تا امانت رسالت را به مردم تبلیغ کنند و برسانند... تا (در اثر این کار) توان‏مندی‏های پنهان شده عقل آنان را آشکار سازند.» باز از آن حضرت است که: «پیامبر، مردم را به جایگاه کرامت انسانی آنها سوق داد و راه رستگاری را شناساند.» این مهرورزی خداوند به بندگان خویش، بعد از پیامبران الهی و اهل بیت علیهم‏السلام ، در وجود مبلّغان راستین ادامه پیدا کرد؛ ره‏نمایانی که قدم در جای پای آن بزرگواران نهادند و همانند آنان، به حال انسان‏ها دل‏سوز بوده و هستند.

تبلیغ، عامل آشتی بندگان با خداوند

بسیاری از انسان‏ها به واسطه آنکه شناخت درستی از پروردگارشان ندارند، در اثر گناه کردن، خود را از قرب الهی بی‏بهره می‏سازند. در این میان، این مبلّغان دینی هستند که می‏توانند با تبلیغ درست، بندگان گریزپا را با پروردگارشان آشتی دهند. آورده‏اند که واعظی در بین سخنانش گفت: بار خدایا! سنگ‏دل‏ترین و پرگناه‏ترین افراد را بیامرز. پس مردی از جا بلند شد و گفت: دعایی را که گفتی دوباره تکرار کن! واعظ تکرار کرد. آن مرد گفت: به نظرم من همان مردی هستم که گفتی و آن‏گاه به درگاه الهی توبه کرد. همان واعظ در خواب ندایی شنید که: مرا خوشحال کردی؛ زیرا با سخنت، باعث صلح و آشتی بین من و بنده‏ام شدی.
نیز نقل است که روزی داوود علیه‏السلام به صحرا رفته بود. خداوند متعالی بدو وحی فرستاد که: ای داوود! چون است که تو را تنها می‏بینم؟ گفت: بار خدایا! شوق تو اندر دلم اثر کرده است و مرا از صحبت خلق باز داشته است. فرمود: برو باز نزدیک ایشان شو. اگر تو بنده گریخته‏ای را [در اثر تبلیغ] به درگاه من باز آری، نام تو را در لوح محفوظ خود، از جمله بزرگان ثبت می‏کنم.

جایگاه والای مبلّغ

ارزشمندی امر تبلیغ موجب شده است که مبلّغ جایگاهی والا بیابد و برتری ویژه‏ای برای خود رقم زند. معاویة بن عمار می‏گوید:به امام صادق علیه‏السلام عرض کردم: مردی است که از شما روایت بسیار نقل می‏کند و میان مردم انتشار می‏دهد و آن را در دل ایشان استوار می‏سازد. از آن سو، عابدی از شیعیان شما را می‏بینم که همانند او نیست. کدام‏یک از این دو بهترند؟ فرمود: «آن‏که احادیث ما را روایت کند و دل‏های شیعیان ما را استوار سازد، از هزار عابد بهتر است».

رمز برتری عالِم مبلّغ بر عابد خانه‏نشین

سعدی شیرازی در حکایتی کوتاه، عالم دینی را که دل در هوای دیگران دارد و می‏کوشد با تبلیغ درست خویش، «دست غریق را بگیرد»، بر عابد خانه‏نشین که سر در سودای خویش دارد و تنها در آن اندیشه است که «گلیم خویش از موج به در برد»، برتری می‏دهد:
صاحب‏دلی به مدرسه آمد ز خانقاه بشکست عهد صحبت اهل طریق را
گفتم میان عابد و عالِم چه فرق بود ***تا اختیار نمودی از آن، این فریق را
گفت آن گلیم خویش به در می‏بَرَد ز موج *** وین جهد می‏کند که بگیرد غریق را

خیرخواهی مبلّغ در مورد همگان

خیرخواهی در مورد انسان‏ها، ویژگی برجسته همه پیامبران، اولیای الهی و مبلّغان بزرگ دینی بوده است. جالب آنکه گستره این نیک‏طلبی، مردمان ناسپاس و دشمنان را نیز فرا می‏گیرد. به تعبیر زیبای صائب تبریزی:
فیض روشن‏دل به نیک و بد برابر می‏رسد پرتو مَه می‏فتد یکسان به آباد و خراب
شمس تبریزی نیز در این‏باره می‏گوید: «انسان کامل می‏خواهد هشیاری دهد و ناپختگان را از خامی به بلوغ و کمال رهنمود شود. ازاین‏رو انسان کامل، خودسازِ دیگرپرور است. او حتی در برابر ناسپاسی و حق‏ناشناسی مردمان و نیز در برابر آزار آنان، همچنان و بلکه بیش از هر هنگام، غم‏خوار و خیرخواه ایشان است».
در حکایت است که در یکی از جنگ‏ها، مسلمانان، شمار زیادی از دشمنان اسلام را به اسارت گرفتند و آنها را به مدینه آوردند. چون رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله آنها را دید، تبسم کرد. کافران چون لبخند آن حضرت را دیدند، آن را بر شادمانی و خرسندی ایشان حمل کردند. نبی اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله با نفی این برداشت، سبب تبسم را چیز دیگری دانست و فرمود: «لبخند من به دلیل شگفتی از قومی است که باید آنها را به زور غل و زنجیر به بهشت بُرد».

مدارا در تبلیغ

یکی از شرط‏های موفقیت در تبلیغ، مدارا با مردم است. انسان اهل مدارا، محبوب خداست؛ چنان‏که پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله می‏فرماید: «اِنَّ اللّه‏َ رَفِیقٌ یُحِبُّ الرِّفْقَ؛ به درستی که خداوند اهل مداراست و مدارا را [نیز] دوست دارد.» همچنین از ایشان نقل است که فرمود: «هر که اهل مدارا با مردم باشد، به آنچه از آنان توقع دارد، می‏رسد.» نیز فرمود: «همان‏گونه که مأموریت تبلیغ دارم، مأموریت دارم با مردم مدارا کنم.» مدارا با مردم از سوی مبلّغ دینی، چهره دین را زیبا جلوه می‏دهد، دل‏های مردم را جذب می‏کند، از دشمنی‏ها می‏کاهد و در زدودن کینه‏ها و فروکش کردن درگیری‏ها تأثیر بسزایی دارد.

مبلّغ و تکریم انسان‏ها

تبلیغ، باید به همراه تکریم انسان‏ها باشد؛ چرا که خداوند وجود آدمی را ارج نهاد و فرمود: «وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَنی آدَم؛ به تحقیق ما فرزندان آدم را گرامی داشتیم.» در قرآن کریم، نمونه‏ای از تبلیغ کریمانه را از سوی حضرت موسی علیه‏السلام و برادرش هارون علیه‏السلام مشاهده می‏کنیم. آن‏گاه که خداوند آنها را به منظور هدایت فرعون به سویش می‏فرستد، سفارش می‏کند: «به نرمی و ملایمت با او سخن بگویید؛ شاید متذکر شود یا [از خدا [بترسد.» آرامش و وقار همراه با گفتاری لطیف و مؤدبانه، نمونه‏ای از رفتار کریمانه است که خداوند آن را از موسی و هارون و همه مبلّغان الهی خواسته است.

طمأنینه و خودباوری در پرتو توکل به خدا

قرآن کریم به پیروانش درس شهامت و خودباوری می‏دهد و می‏فرماید: «سست نشوید و غمگین نگردید. شما برترید، اگر ایمان داشته باشید.» آن‏که پیرو راستین قرآن کریم و مبلّغ دین است، به درستی کار خویش اطمینان دارد و در راهی که می‏رود، راسخ و استوار است؛ چرا که در مسیر حق گام برمی‏دارد و حق نیز همیشه پیروز است. بایسته است مبلّغان دین، در خودباوری به رسول خاتم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله اقتدا کنند؛ چنان‏که جواهر لعل نهرو در این‏باره گفته است: «حضرت محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله از شهر مدینه، پیامی برای حکمرانان و پادشاهان جهان فرستاد و آنها را به قبول وجود خدای یگانه و رسولش دعوت کرد. لابد این پادشاهان و حکمرانان حیرت کردند که این مرد گم‏نام کیست که جرئت کرده است برای آنها دستور صادر کند. از فرستادن همین پیام‏ها می‏توان تصور کرد که حضرت محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله چه اعتماد و اطمینان فوق‏العاده‏ای به خود و رسالتش داشته است و توانسته همین اعتماد و ایمان را در مردم کشورش به وجود آورد و به آنها الهام ببخشد، به طوری که آن مردان توانستند بر نیمی از جهان معلوم آن زمان مسلط گردند. ایمان و خودباوری، مسئله بزرگی است و این ثمرات عالی را به وجود می‏آورد».

مردم‏شناسی مبلّغ

یکی از شرایط موفقیت در امر تبلیغ، مردم‏شناسی مبلّغ است. شناخت فرهنگ و آداب و رسوم ملی، در نظر گرفتن نیازها، کمبودها و مشکلات ویژه مردم هر منطقه و نیز توجه به میزان تحصیلات و سطح آگاهی‏های مردم و مسائلی دیگر از این‏گونه، از شرایط اساسی کارآمدی امر تبلیغ به شمار می‏آید. در حقیقت بدون شناخت زمینه تبلیغ و روحیه مردم، هیچ‏گونه تضمینی برای نفوذ کلام و پیام وجود ندارد.
رهبر معظم انقلاب از نبود روان‏شناسی تبلیغی با عنوان یکی از کاستی‏های تبلیغ دین یاد می‏کند و می‏فرماید: «یا مثلاً می‏رود تبلغ کند، ولی روان‏شناسی تبلیغی ندارد و با مردم حرفی را می‏زند که حرف آنها نیست. حرفی را که باید در دانشگاه زد، در روستا می‏زند و حرفی که باید در روستا زده شود، در کارخانه می‏زند. بنابراین، تعلیم و روش‏یابی علمی و فراهم کردن مقدمات علمی برای تبلیغ، مثل روان‏شناسی اجتماعی، در حوزه نیست».

تبلیغ، به انگیزه انجام وظیفه

پافشاری در رسیدن به نتیجه یا شتاب‏زدگی در رسیدن به مقصود مورد نظر، از آسیب‏های تبلیغ است. در واقع مهم در امر تبلیغ، ادای تکلیف و رساندن پیام است و اثرگذار بودن تبلیغ را می‏توان فرع بر اصل تبلیغ دانست. خداوند نیز در قرآن کریم، وظیفه پیامبران الهی را تنها تبلیغ و رساندن پیام می‏داند و می‏فرماید: «فَهَلْ عَلَی الرُّسُلِ إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبینُ؛ آیا بر عهده رسولان، جز تبلیغی آشکار هست.» به تعبیر شیوای سعدی شیرازی:
من آنچه شرط بلاغ است با تو می‏گویم *** تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال
سعدی در جای دیگر می‏گوید:
ما نصیحت به جای خود کردیم ***روزگاری در این به سر بردیم
گر نیاید به گوش رغبت کس ***بر رسولان پیام باشد و بس
باز در قرآن کریم می‏خوانیم: «اگر شما تکذیب کنید، مردمانی که پیش از شما بودند [نیز[ تکذیب کردند و بر عهده پیامبر، جز تبلیغی روشن‏گر هیچ نیست».

سوء تبلیغ

بعضی وقت‏ها اگر از چیزی ارزشمند به درستی تبلیغ نشود و آن چیز گران‏بها به خوبی عرضه نگردد، موجب بی‏رغبتی و بی‏اعتنایی مردم به آن می‏شود. عرضه ضعیف دین، دفاع بد از آن و رعایت نکردن ظرافت‏های تبلیغی، در حقیقت «سوء تبلیغ» از دین است که از زیبایی و آراستگی چهره آن در نگاه مردمان می‏کاهد. سعدی شیرازی نیز در حکایتی جالب، نمونه‏ای از سوء تبلیغ از دین را این‏گونه به نثر و نظم می‏کشد: «ناخوش‏آوازی به بانگ بلند قرآن همی‏خواند. صاحب‏دلی بر او بگذشت. گفت: تو را مشاهره (یعنی حقوق ماهانه) چند است؟ گفت: هیچ. گفت: پس چرا زحمت خود همی‏دهی؟ گفت: از بهر خدا می‏خوانم. گفت: از بهر خدا مخوان.
گر تو قرآن بدین نَمَط خوانی ببری رونق مسلمانی»

هم بشارت و هم انذار

مبلّغ راستین کسی است که هم مردم را به رحمت خداوند امیدوار می‏سازد و هم عذاب پروردگار را به آنان گوشزد می‏کند. وی نه یکسره مردمان را امیدوار می‏سازد، به گونه‏ای که ناخواسته زمینه لغزش را برای آنان فراهم آورد و نه آنها را ناامید می‏کند، تا آنجا که انگیزه انجام کارهای شایسته را از آنان باز ستاند. در این‏باره خداوند خطاب به پیامبرش می‏فرماید: «وَ ما اَرْسَلْناکَ اِلّا مُبَشِّرا وَ نَذِیرا؛ تو را نفرستادیم مگر آنکه هم بشارت دهی و هم بترسانی». امیرمؤمنان حضرت علی علیه‏السلام نیز در این زمینه می‏فرماید: «فقیه تمام‏عیار کسی است که مردم را از رحمت خدا نومید نکند و آنان را از فیض درگاهش نا امید نگرداند و همچنین از عذاب خدا ایمنشان نسازد.» گفتنی است هراس از دوزخ، در واقع همان چهره اخم‏آلود بشارت است؛ چرا که میوه خوف از عذاب خدا، راه‏یابی به بهشت است. به تعبیر زیبای مولانا:
«لاتَخَفْ» دان چون که خوفت داد حق نان فرستد چون فرستادت طَبَق

بردباری در امر تبلیغ

جاده تبلیغ، مسیری ناهموار است و بی‏گمان مبلّغ، در این راه با ناگواری‏ها و سختی‏هایی روبه‏رو خواهد شد. ازاین‏رو، مبلّغ دینی تنها با بردباری می‏تواند بر ناگواری‏ها غلبه کند و پیروز میدان گردد. مولانا می‏گوید:
تیغ حلم از تیغ شمشیر تیزتر بَلْ ز صد لشکر ظفَرانگیزتر
از امیرمؤمنان علی علیه‏السلام در این‏باره نقل است که: «نخستین دستاورد بردبار از بردباری خود، پشتیبانی مردمان از او در برابر نادان است.» مبلّغ با بردباری، از خطرهای خشم و پی‏آمدهای ناگوار آن حفظ می‏شود و در نتیجه، شخصیت او از آسیب، ایمن می‏ماند. سعدی می‏گوید:
در خاک بیلقان برسیدم به عابدی *** گفتم مرا به تربیت از جهل پاک کن
گفتا برو چو خاک تحمل کن ای فقیه *** یا هرچه خوانده‏ای همه در زیر خاک کن

عمل به گفته‏

قرآن کریم می‏فرماید: «آیا مردم را به نیکی فرا می‏خوانید، ولی خودتان را فراموش می‏کنید.» مبلّغی که به گفته‏هایش عمل نمی‏کند، افزون بر آنکه تأثیر سخنانش از دست خواهد رفت، در نگاه مردم نیز بی‏اعتبار می‏شود. حضرت علی علیه‏السلام می‏فرماید: «ای مردم! به خدا سوگند که من شما را به طاعتی وادار نمی‏کنم مگر آنکه خود پیش از آن بدان عمل کرده‏ام و از معصیتی باز نمی‏دارم جز آنکه پیش‏تر آن را ترک گفته‏ام».
سعدی شیرازی نیز در مورد عالمان بی‏عمل می‏گوید:
ترک دنیا به مردم آموزند ***خویشتن سیم و غلّه اندوزند
عالمی را که گفت باشد و بس ***هرچه گوید نگیرد اندر کس

کریمی که جهان پاینده دارد               تواند حجتی را زنده دارد

 

دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی

شنبه 6 فروردین 1390  3:35 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها