آن روز . . .
کفش هایت آن روز
هر دو برفی بودند
واژه ها را بگو !
انگار آن روز
فقط و فقط ، سه حرفی بودند
برگ زرد
مرگ عشق
روز سرد . . .
افعال نقش بسته در ذهنت
آن روز همگی صرفی بودند
بستن
رفتن
شکستن . . .
چه مثبت هایی که آن روز
به چشم تو ، همه منفی بودند