تعصب ناروا
|
تعصب ناروا
|
اشاره
بديهى است که تعصب ناروا در ميان تمام ملل و طوايف جهان کم و بيش وجود دارد و افراد واقع بين جانبدارى از فرد، گروه و عقيده اى را زشت و ناپسند مى دانند و آن را نشانه ضعف منطق و سستى دليل و وجود گرايش هاى غير انسانى در طرفدار تلقى مى کنند؛ وافراد مبتلا به اين صفت براى حق جلوه دادن کارهاى خود مى کوشند تا بر اعمال خويش لباس حق بپوشانند و آن را يک عمل پسنديده جلوه دهند، اينگونه افراد مى کوشند تا شايد بدين طريق خود را از فشار درونى وجدان برهانند.
تعصب در لغت عرب از ريشه «عصب» به معنى رگ گرفته شده است و در گذشته هر نوع جانبدارى هم رگى و همبستگى را «تعصب» مى ناميدند و اجتماعات خويشاوندى را که در ميان قبال مرسوم بود «عصبه» مى خواندند ولى اکنون اين دو لفظ معنى اصيل و محدود خود را از دست داده است، اينجاست که گرايش هاى باطل و دور از منطق و عقل را «تعصب» مى خوانند و به هر گروه اجتماعى که (خواه در ميان آن پيوند خويشاوندى باشد يا نه) از چيزى بى دليل و منطق طرفدارى کند «عصبه» مى گويند.
|
آيات و روايات
خداوند حكيم در قرآن كريم ميفرمايد: «هنگامى که در قلب ها حميت جاهليت پروراندند ( ونگذاشتند در عهد نامه صلح حديبيه کلمه بسم الله و رسول الله نوشته شود) پس پروردگار ( در اين هنگام) وقار و اطمينان خاطر را بر پيامبر خود و مؤمنان نازل فرمود و آنان را به کلمه (اخلاص و مقام ) تقوا ملازم کرد که آنها سزاوارتر (از ديگران) براى مقام بودند واهليت آنرا داشتند و خداوند به همه امور عالم و دانا است. » [1]
آثار شوم تعصب
اگر انسانى تعصب يا حب و بغض بى مورد نسبت به کسى داشته باشد حقيقت را نمى فهمد و چه بسا که زشت را زيبا و زيبا را زشت تلقى کند . قرآن مجيد اين حقيقت را با بيان بسيار لطيفى مطرح نموده و مى فرمايد: « أَفَمَن زُيِّن َلَهُ سُوءُ عَمَلِهِ فَرَآهُ حَسَنًا ؛ آيا آنکس که عمل زشت او در نظرش زيبا جلوه مى کند با آنکس که حقيقت جو است مساوى است.»
تعصب هاى غلط و سنتهاى دور از منطق آنچنان انسان را کر و کور ساخته و تنزل مى دهد که چه بسا از حيوان نيز پست تر گردد حيوان نسبت به فرزندخود در آغاز زندگى دلبستگى شديدى دارد ولى تعصب آدميزاد آنچنان غرايز و عواطف درونيش را سرکوب مى کند که فرزند کشى براى او عملى زيبا جلوه مى کند و چه بسا از آن لذت برده و افتخار نيز بنمايد.
قرآن مجيد در اين مورد مى فرمايد:
« وَكَذَلِكَ زَيَّنَ لِكَثِيرٍ مِّنَ الْمُشْرِكِينَ قَتْلَ أَوْلاَدِهِمْ [2]؛ همچنين براى بسيارى از افراد مشرک کشتن فرزندان عملى زيبا و نيکو جلوه گر شده است.»
و نيز مى فرمايد: « قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمَالًا الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِى الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعًا [3]؛ بگو آيا به شما
خبر دهم که زيانکارترين مردم چه کسانى هستند؟ آنها که تلاشهايشان در زندگى دنيا گم (و نابود) شده ولى با اين حال گمان مى کنند که کار نيک انجام مى دهند.»
و بالاخره انسان در اثر تعصبات و جهل مرکب طورى در مسير غلط و انحراف مى افتد که در واقع آتشى روشن کرده و با شعله هاى آن خود وجامعه اى را مى سوزاند و امروزه مسأله تعصب در بين احزاب و گروهها و سازمانها بسيار ديده مى شود: و چه بسيار ممکن است که در اثر تعصب همان کارى که مشرکين و بت پرستان دادند ما هم انجام دهيم و پناهم مى بريم به خداى بزرگ.
تعصب روا؟ !
در اينجا سؤالى مطرح مى شود که آيا در اسلام تعصب جايز و مستحسن وجود دارد؟ در جواب مى گوييم خير، تعصب در اسلام اطلاق مى شود به موارى که انسان پيروى کند از جمعيتى بدون دليل و در حالى که آن جمعيت در خط انحرافى باشند و الا اگر انسان پيروى از افراد صالح و شايسته کند نه تنها تعصب نيست بلکه در شريعت اسلام تشويق به اين امر شده، چنانکه از حضرت على بن الحسين (عليهماالسلام) از عصبيت سؤال کردند، حضرت فرمود: «العصيبة التى ياثم عليها صاحبها ان يرى الرجل شرار قومه خيرا من خيار قوم آخرين و ليس من العصيبة ان يحب الرجل قومه و لکن من العصبة ان يعين قومه على الظلم[4]؛ عصبيتى که صاحبش به سبب آن به گناه مى افتد اين است که کسى بدهاى قوم خود را بر نيکان قوم ديگر برترى دهد ولى دوست داشتن کسى قوم خود را عصبيت نيست، بلکه يارى کردن قوم خويش را بر ستم جز عصبيت است.»[5]
پی نوشت
[1]- سوره فتح، آيه 26.
[2]- سوره انعام، آيه 137.
[3]- سوره کهف، آيه 104.
[4]- کافی: ج 2، ص 308.
[5] - برگرفته از كتاب: تكامل در پرتو اخلاق, غلامرضا سلطاني.
|
کریمی که جهان پاینده دارد تواند حجتی را زنده دارد
دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی
جمعه 5 فروردین 1390 6:56 PM
تشکرات از این پست