امتحان الهي يعني چه؟
|
امتحان الهي يعني چه؟
|
يك وقت چيزي را مورد امتحان قرار ميدهند براي اين كه مجهولي را به معلوم تبديل كنند. براي اين كار، شيئي را به عنوان ميزان و مقياس به كار ميبرند، مثل اين كه متاعي را در ترازو ميگذارند تا بفهمند كه وزن واقعي آن چقدر است. ترازو فقط وسيله توزين است. اثرش فقط اين است كه وزن واقعي جسم را معلوم ميكند. خود ترازو در زياد كردن يا كم كردن آن جسم تأثيري ندارد. هم چنين است ميزانها و مقياسها. اثر ميزان الحراره اين است كه درجه گرمي هوا يا بدن انسان را مقياس ميكند. اثر متراژ اين است كه كميت يك طول را معين ميكند. اثر علم منطق كه علم ميزان ناميده ميشود، اين است كه شكل استدلالها را اندازه گيري ميكند و اگر احياناً خللي در شكل استدلال رخ داده باشد، قواعد منطقي آن را معين ميكند. امتحان اگر فقط به معني بكار بردن ميزان و مقياس براي كشف مجهولي باشد، درباره خداوند صحيح نيست.
امتحان معني ديگري هم دارد و آن، از قوه به فعل آوردن و تكميل است، خداوند كه به وسيله بلايا و شدايد امتحان ميكند، به معني اين است كه به وسيله اينها، هر كسي را به كمالي ميرساند كه لايق آن است. فلسفه شدايد و بلايا فقط سنجش وزن و درجه و كميت نيست، زياد كردن وزن و بالا بردن درجه و افزايش دادن كميت است. خداوند امتحان نميكند كه وزن واقعي و حد و درجه معنوي و اندازه شخصيت كسي معلوم شود، بلكه امتحان ميكند؛ يعني در معرض بلايا و شدايد قرار ميدهد كه بر وزن واقعي و درجه معنوي و حد شخصيت آن بنده افزوده شود. امتحان نميكند كه بهشتي واقعي و جهنمي واقعي معلوم شود؛ بلكه امتحان ميكند و مشكلات و شدايد به وجود ميآورد تا كسي كه ميخواهد به بهشت برود، در خلال همين شدايد، خود را شايسته و لايق بهشت كند و آن كه لايق نيست سر جاي خود بماند.[1]
2ـ رابطه شدايد را با الطاف الهي بيان كنيد؟
در آيات قرآن و روايات، اين مضمون زياد به چشم ميخورد كه خداوند فلان پيغمبر يا فلان بنده صالح را در معرض بلاها و شدايد قرار داد به اين معني كه خداوند شدايد و بلاها را مخصوصاً متوجه كساني ميكند كه مورد لطف و رحمت خاصه او هستند به اين معني كه شدايد و سختيها تحفههاي الهي است. مثلاً در حديث است:
ان الله يتعاهد المؤمن بالبكاء كما يتعاهد الرجل أهله بالهداية من الغيبة.
خداوند ياد ميكند و مورد نوازش قرار ميدهد بنده مؤمن را به وسيله فرستادن يك سختي و مشكل آن طور كه يك مرد وقتي كه در مسافرت است، با فرستادن يك هديه خاندان خود را ياد ميكند و مورد محبت و نوازش قرار ميدهد.
يا در حديث وارد شده است:
ان الله اذا أحبّ عبدا غته بالبلاء غتا
خداوند وقتي كه بندهاي را دوست بدارد، او را در شدايد غرق ميكند.
يا وارد شده كه رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) حاضر نبود از غذاي كسي تناول كند كه هيچ وقت شدت و سختي و گرفتاري به سراغ او نيامده است. ايشان اين حالت را علامت عدم قابليت او و دور بودن او از خدا ميدانست.[2]
پس اين گونه امور را نبايد قهر و خشم شمرد، لطف است در شكل قهر؛ خير است در صورت شر و نعمت است در مظهر نقمت.
اي جفاي تو ز راحت، خوبتر
نار تو اين است، نورت چون بود؟
از حلاوتها كه دارد جور تو
عاشقم بر لطف و بر قهرش به جِد
و انتقام تو زجان محبوبتر
ماتم اين، تا خود كه سورت چون بود
و از لطافت كس نيايد غور تو
اي عجب، من عاشق اين هر دو ضد
در اين ميان، عنصرهاي قابل، حداكثر استفاده را از اين لطفهاي قهرنما و نعمتهاي نقمت صورت ميبرند. اين گونه اشخاص مايهدار نه تنها از شدايد موجود بهره ميبرند، بلكه يك نوع حالت ما جراجويي نسبت به شدايد در آنها هست كه به استقبال شدايد ميروند و براي خود شدايد ميآفرينند. مولوي براي عنصرهاي قابل كه از سختيها كمال مييابند و رشد ميكنند و نيرومندتر ميگردند، مثل ميآورد و ميگويد:
هست حيواني كه نامش اسفر است
تا كه چوبش ميزني به ميشود
نفس مؤمن اسفري آمد يقين
زين سبب بر انبيا رنج و شكست
تا ز جانها جانشان شد زفتتر
كو به زخم چوب زفت ولمتر[3]است
او ز زخم چوب فربه ميشود
كو به زخم رنج، زفت است و سمين
از همه خلق جهان افزونتر است
كه نديدند آن بلا قومي دگر
4ـ سختيها و شدايد در منظر حضرت علي (عليهالسلام) چه نتايجي را به همراه دارد؟
علي (عليهالسلام) در نامهاي كه به والي بصره، عثمان بن حنيف نوشته پس از آنكه او را نصيحت ميكند كه گرد تنعم نرود و از وظيفه خودش غفلت نكند، وضع زندگي ساده و دور از تجمل و تنعم خودش را ذكر ميكند كه چگونه به نان جو قناعت كرده و خود را از ناز پروردگي دور نگهداشته است. آن گاه ميفرمايد: شايد بعضي تعجب كنند كه چطور علي با اين خوراك، توانايي برابري و غلبه بر شجاعان را دارد. قاعدتاً بايد اين طرز زندگي، او را ضعيف و ناتوان كرده باشد. خودش اين طور جواب ميدهد كه اينها اشتباه ميكنند. زندگي سخت، نيرو را نميكاهد، بلكه تنعم و ناز پروردگي است كه موجب كاهش نيرو ميگردد. [وي] ميفرمايد:
درختهاي صحرايي و جنگلي كه نوازش باغبان را نديده است، محكمتر است، ولي درختهاي سرسبز و شاداب كه مرتب تحت رعايت باغبان و نوازش او ميباشند نازكتر و كم طاقتتر از كار در ميآيد.
گياهان، صحرايي و وحشي نسبت به گلهاي خانگي هم قدرت اشتغال و افروزش بيشتري دارند و هم آتش شان ديرتر خاموش ميشود، مردان سرد و گرم چشيده و فراز و نشيب ديده و زحمت كشيده و با سختيها و شدايد و مشكلات دست و پنجه نرم كرده نيز طاقت و قدرتشان از مردهاي نازپرورده بيشتر است.
فرق است بين نيرويي كه از داخل و باطن بجو شد با نيرويي كه از خارج كمك بگيرد. مهم اين است كه استعدادها و نيروهاي بي حد و حصر باطني بشر بروز كند. علي (عليهالسلام) ميفرمايد، نگوييد: «اللهم اني اعوذ بك من الفتنة؛ خدايا از فتنهها و مايه گرفتاريها به تو پناه ميبرم»؛ زيرا هيچ كس نيست كه با گرفتاريها مواجه نباشد. بگوييد: «اللهم اني أعوذبك من مضلات الفتن؛ خدايا از فتنههاي گمراه كننده، از جنبههاي گمراه كننده فتنهها، به تو پناه ميبرم.».[4]
5ـ فلسفه برخي از تكاليف دشوار مثل جهاد چيست؟
عبادتها و تمرينهاي مكرر كه در دين مقدس اسلام [به آن] دستور [داده شد،] نوعي ورزش روحي است؛ نوعي ابتلا و تحمل شدايد است. بعضي از آن عبادتها واقعاً سخت است. جهاد يكي از آن عبادتها است. و بديهي است با نازپروردگي و آسايش سازگار نيست. از پيغمبر [اكرم (صلي الله عليه و آله)] نقل شده كه:
من لم يغزو لم يحدث نفسه بغزو مات علي شعبة من النفاق
كسي كه براي دين سربازي نكرده باشد يا در قلب خود آرزوي اينكار را نداشته باشد، با نوعي نفاق خواهد مرد.
برخي از پردهها و كدورتها است كه فقط جهاد و تصادمها و اصطكاكهاي آنطوري آنها را از بين ميبرد، بعضي از اخلاق عالي جز در ميدان نبرد پديد نميآيد، شجاعت و دلاوري با خواندن كتاب و خلوت نشيني و گوشهگيري پيدا نميشود.
حج كه يكي ديگري از عبادات است و بر هر مستطيعي لازم است كه [دست كم] در عمر يكبار اين وظيفه اجتماعي و عبادي را انجام دهد، خالي از مشقت و دشواري نيست. علي (عليهالسلام) درباره كعبه ميفرمايد:
خداوند خانهاي كه بايد مردم گرد او طواف كنند در يكي از ناهموار و نامعمورترين نقطههاي زمين قرار داد و اگر ميخواست ميتوانست در يكي از نقاط پر باغ و درخت و پر ميوه و گردشگاههاي درجه اول جهان قرار دهد، ولي آن وقت ديگر امتحان و آزمايش و تحمل مشقت در كار نبود، مردم براي تنزه هم ميآمدند و منظور مقدسي كه هست، حاصل ميشد.
در ادامه ميفرمايد:
خداوند همواره بندگان خود را به انواع شدايد مواجه ميكند و اقسام كوششها و مجاهدتها جلو پاي آنها ميگذارد، تكاليفي گوناگون بر خلاف طبع آسايش طلب آنها بر ايشان مقرر ميدارد تا غرور و تكبر از دلشان بيرون رود و نفوسشان به عبوديت خدا عادت كند و اين، وسيلهاي است براي اين كه درهاي فضل و رحمت و عنايت پروردگار به روي آنها گشوده شود.[5]
7ـ منظور از اين كه در اسلام عسر و حرج و كلفت و مشقت نيست، چيست؟
ميگويند در اسلام عسر و حرج نيست، كلفت و مشقت نيست. اينها دو مطلب است، درست است كه مقررات دين مقدس اسلام، مبني بر كلفت و بر حرج نيست «ما جعل عليكم في الدين من حرج» به طوري نيست كه عمل به آن مقررات پاي بند بشر و مزاحم او باشد، اين دليل نيست كه اسلام اساس تربيت خود را بر نازپروري و ضعيف پروري نهاده است. نازپروري و در نتيجه ضعيف پروري يك مطلب است. كلفت نبودن و حرج نبودن و مزاحم نبودن و دست و پاگير نبودن تكاليف اسلامي مطلب ديگري است.[6]
پی نوشت
[1] - بيست گفتار: صص 178 ـ 179.
[2] - همان، صص 174 ـ 175.
[3] - درشتتر و فربهتر.
[4] - همان: صص 179 ـ 180.
[5] - همان: صص 183 ـ 184.
[6] - صص 184 ـ 185.
|
کریمی که جهان پاینده دارد تواند حجتی را زنده دارد
دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی
جمعه 5 فروردین 1390 3:21 PM
تشکرات از این پست