رسالت اصلى مجالس حسينى بـنابر آنچه ياد شد، بايد محافل و مجالسى كه به نام آن بزرگواران ، و ياد فداكارى هاى آنـان ، و ذكـر مـصـائب ايـشان بر پا مى شود، از شرح اين مقاصد اصلى و هدف هاى عالى تهى نـبـاشد، و هيچگاه در جهت ضدّ آن مقاصد و هدف ها حركت نكند؛ و گرنه ادامه راه و دنباله رسالت اوليـاى خدا محسوب نخواهد گشت ، و هدف هاى الهى آنان را زنده نگاه نخواهد داشت ، و از آن ارج و ارزشى كه بايد نزد اولياى خدا داشته باشد بى نصيب خواهد بود؛ و در نتيجه ، اجر خدايى را نـيـز از دست خواهد داد. چون اجر و پاداش خدا تابع رضاى اولياى خداست . و رضاى اولياى خـدا تـابـع حـركـت در جـهـت هـدف هـاى الهـى و سـازنـده و تـربـيـتـى ديـن خـدا بـا اجـراى عـدل و قـسـط و تـداوم بـخـشـى بـه راه آنـان اسـت . ايـن مسائل بسيار مهم بايد همواره دانسته باشد، و همواره مورد نظر قرار گيرد.
هـنـگـامـى كـه مـى بـيـنـيـم امام حسين (ع ) مى فرمايد: (ما قيام كرديم تا به داد مظلومان برسيم ) ، بـه خـوبـى روشن مى شود كه جامعه حسينى و امّت عاشورايى نيز بايد در جهت دفاع از مظلومان و ستمديدگان حركت كند (چه ستمديدگان سياسى و چه ستمديدگان اقتصادى )، و مـجالس حسينى بايد القا كننده اين فكر و جهت دهنده اين اقدام باشد. و روشن است كه براى ايـن مـنـظور بايد جامعه را همواره از ظلم و انواع آن ـ به ويژه ظلم اقتصادى و معيشتى كه آثارى ويـرانـگـر دارد ـ آگاه ساخت ، و آثار ويرانگر هر يك را روشن كرد، و همه را به مبارزه با همه انواع آن فراخواند. و نيز نبايد از شناساندن ظالمان و ستمگران ـ به ويژه ستمگران اقتصادى و معيشتى ـ غفلت ورزيد، كه تا آنان شناخته نشوند، چه بسا به جاى اينكه با آنان مبارزه شود و طـرد گـردنـد، مـورد احـترام نيز قرار گيرند، و با كيفيّاتى و هزينه گذارى هايى در همه جا نـفـوذ كـنند، و به مقاصد پست دنيايى خويش دست يابند، و به بيشتر از آنچه دارند برسند، و نـواله اى هـم بـه ايـن و آن بـراى اسـكـات و ارضـا بدهند و خود را به خيلى جاها نزديك كنند، و مـرتـجـعـان را بـفـريبند، و بسته ذهنان را خام سازند، و بى خبران از دردها و مشكلات انسان هاى دردمـنـد و مـشـكـل دار را بـا خـود هـمـسـو گـردانـنـد، و بـه ريش هر چه دردمند و انقلابى و آگاه و انـسـانـدوسـت و مـكـتـب دان و عـلى مـرام و عـاشـوراشـنـاس و عـدل بـاور و قـسط گرا و تعهّد شعار است بخندند... همچنين نيز به خون شهيدان ... و روزگار دردناك جانبازان و معلولان ... آرى ، گردش روزگار عجيب است (و ما عشتَ اءراك الدّهرُ عجباً).