0

فلسفه واقعي دعا

 
mohamadaminsh
mohamadaminsh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 25772
محل سکونت : خوزستان

فلسفه واقعي دعا



فلسفه واقعي دعا

دعا، خواستن است و خواندن، نيايش کردن است و ستودن، و دامنه آن آن‌قدر گسترده، که مي‌توان از هر کسي طلب نمود. به ويژه اگر دعا کردن فقط براي رسيدن به آنچه مدنظر است، باشد. به سخن ديگر، از هر انساني مي‌توان چيزي خواست، او را به کمک طلبيد و از او پرسش نمود. اما آيا فلسفه دعا و نيايش اين است؟ اگر هدف، فقط دست‌يابي به خواسته‌هاي محدود و کوچک باشد، چه فرقي مي‌کند از خدا باشد يا از غير خدا؟ بنابراين، نتيجه طبيعي و فلسفه واقعي دعا، تکامل آدمي و رشد ارزش وجودي انسان‌هاست که در پرتو دعا به دست مي‌آيد. دعايي که از قادر مطلق و يگانه توانا باشد و در پوشش آن، اظهار عبوديت و اعلام بندگي به وحدانيت او. دعا يعني «إِيّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيّاكَ نَسْتَعينُ».
 
خدا و استجابت دعا
بدون شک يکي از اهداف دعا و نيايش، تقويت روح توحيد و نفي بندگي غير خداست. آدمي آن‌گاه مي‌تواند از خدايش چيزي بطلبد و از به دست آوردنش اطمينان يابد که از جميع مردم نااميد گردد.به سخن ديگر، شرط پاسخ دادن خداوند به دعاي بندگان، نااميدي ايشان از ديگران است. اين معنا را مي‌توان عملي شدن توحيد و اعتقاد به يگانگي خداوند داشتن، دانست. در واقع دعا و مناجات با حضرت حق، از يک‌سو به انسان‌ها کمک مي‌کند تا از اميد داشتن به اين و آن و از دل‌خوش کردن به ديگر بندگان، فاصله گيرد، و از سوي ديگر اين حالت دعا و خداخواني به صورت طبيعي، تکيه‌گاه بودن اعتقاد به خداي واحد را معنا مي‌بخشد. بنده در اين وضعيت دل به يک‌جا مي‌بندد و نقطه اميدش، تنها وجود يگانه‌اي است که يگانه و آفريننده هستي است.
از دعا تا توحيد
توحيد، نخستين و مهم‌ترين اصل اعتقادي اديان الهي است. وجود اين اصل در هر ديني، به آن واقعيت و حقانيت مي‌بخشد. انسان‌ها در تمامي ادوار تاريخ، به مبدأ خالق، اعتقاد داشتند. هر چند در شناخت و پيروي از وي دچار اشتباه و انحراف مي‌شدند، ولي با اين همه، در مقوله دعا و نيايش و راز و نياز با وي چنين نبود؛ اگرچه با واسطه قرار دادن اشياي مادي، مي‌کوشيدند با مبدأ هستي ارتباط برقرار نمايند. با اين پيش‌زمينه، مي‌توان دريافت که رسالت پيامبران، از يک‌سو اثبات وجود خداوند متعالي و در گام بعدي اثبات وحدانيت حضرت حق بوده است و از سوي ديگر، در آموزه‌هاي اخلاقي و ديني آنان لزوم توسل و چاره‌جويي و دعا و تضرع از وجود خالق يکتا مورد تأکيد قرار گرفته است.
اين‌گونه است که بخش زيادي از ادعيه و مناجات حضرات معصومان(ع) سرشار از يگانه‌خواني، يگانه‌جويي و يگانه‌پرستي است.
توحيد در دعاي موحدان
اگر دعا درخواست و طلب چيزي معنا شود که چنين نيز هست، پاسخ شنيدن و جواب مثبت از آن گرفتن، نهايت آرزوست. در ميان تمامي انسان‌ها که به دلايل گوناگون و به مناسبت‌هاي مختلف و به روش‌هاي متنوع و حتي متضاد، دست دعا به سوي خالق خويش و مبدأ وجود برداشته‌اند، دعاي انسان‌هاي کامل، بيش از ديگران، رنگ و بويي توحيدي دارد. اعتقاد آنان به وحدانيت خدا آن‌چنان مشخص و مؤثر است که حتي بيگانگان نيز اين معنا را درمي‌يابند. در ماجراي مباهله که در صدر اسلام ميان پيامبر اعظم(ص) و بزرگان مسيحي به وقوع پيوست، اسقف نجران هنگامي که وجود مقدس انوار خمسه طيبه، يعني پيامبر اعظم(ص) و حضرت علي(ع)، حضرت زهرا (س) و امام حسن(ع) و امام حسين(ع) را در مقابل خويش آماده دعا و تضرع و درخواست از خداي يگانه ديد، بدون ترديد دريافت که اينان اگر از خدا درخواست فروپاشي کوهي را نمايند، خداوند بدون شک آن کوه را نابود خواهد کرد؛[1] چرا که آنان، انسان‌هايي کامل بودند، خدا را چنان که بايد مي‌شناختند و آن‌گونه خداشناسي و ايمان عملي به وحدانيت خدا، از موجبات استجابت دعا به شمار مي‌رفت.
خداوند يکتا و استجابت دعا
بسياري از حوادث غم‌انگيز و گرفتاري‌هاي سخت و مصيبت‌بار، نتيجه گناهان و خطاهاي آدمي است. بدون شک اين حوادث را بايد همانند تازيانه‌اي براي به هوش آمدن و شيپوري براي بيدار شدن انسان‌ها دانست و مصيبت‌ها را کوره‌اي براي تصفيه فلز وجودي بشر پنداشت. اما آن بيداري و اين هوشياري، آن‌گاه به دست مي‌آيد که آدمي در اعتراف به گناهِ خود و توجه به تقصير و کوتاهي خويش، دو نکته را در نظر داشته باشد: اول توجه به حقيقت توحيد و اينکه هيچ معبود و تکيه‌گاهي جز خداي يکتا و آفريننده بي‌همتا وجود ندارد، و دوم آنکه وجود آن خالقِ حکيم، از هر عيب و نقصي و از هر ظلم و ستمي و هرگونه گمان سوئي منزه و پاک است.
پس از در نظر گرفتن اين دو نکته، آدمي به وسيله‌اي نيازمند است تا در آن ضمن اعتراف به کوتاهي در درگاه الهي، از محضر حضرت دوست کمک خواهد و استعانت جويد. دعا در واقع آن‌گاه که با ستايش خدا آميخته گردد و در مضامين آن، خدا، وجود مؤثر دانسته شود، بدون ترديد به اجابت نزديک است و اميد را در دل زنده نگه مي‌دارد.
خدا و فلسفه دعا
در باب آثار تربيتي و رواني دعا بسيار گفته‌اند و بيش از اين نيز مي‌توان گفت و خواهند گفت. اما حقيقت دعا و فلسفه آن و تأکيد بر انجام اين برنامه روحاني، برخاسته از نتايج و دست‌آوردهايي است که هر بشر نيازمندي به آن نيازمند است. در واقع، فقدان دعا و نبودِ نيايش در ميان هر جامعه، با سقوط آن ملت برابر است؛ چرا که انسان‌ها با وسيله دعا، توجه و شايستگي بيشتري براي درک فيض خداوندي مي‌يابند.
به سخن ديگر، دعا و نيايش به درگاه الهي، به گستره استعداد و افزايش لياقت آدميان مي‌انجامد و نتيجه اين تلاش و کوشش، به تکامل دعا کننده منجر مي‌شود؛ نيايشگري که در دعا و بيان نياز خود، بر آن است تا وجود نيازمندي خود را به قوه پايان‌ناپذير و بي‌نيازي پيوند زند که خالق تمام هستي و برآورنده جميع نيازهاست. اتصال به نقطه توحيد، مقامي است که از نردبان دعا ميسر مي‌شود.
از هيچ تا همه چيز
دعا، خوي شايسته پاکان هر دين و آييني است و در حقيقت زبان استعداد هر موجود به شمار مي‌آيد؛ بدين معنا که در فطرت الهي هر موجود، خواندن خداوند، به طور طبيعي وجود دارد و اساساً اصل دعا در هنگامه گرفتاري و درماندگي، و در وضعيت نياز و درخواست، به آموزگار نياز ندارد. آنچه در دعا بايد مورد توجه قرار گيرد، نوع دعا و جايگاهي است که خواسته از آن خواسته مي‌شود. مولاناي ادب فارسي در مثنوي خويش اين مسير را آموزش مي‌دهد که بنده جز نزد خدا، نزد چه کسي دست دعا بردارد، در حالي که هم ميل دعا از اوست و هم اجابت آن به دست اوست. مولانا در ادامه تصريح مي‌کند که:
اول و آخِر تويي، ما در ميان
هيچِ هيچي که نيايد در بيان[2]
ابيات فوق را مي‌توان ترجماني آزاد از کلام خداوند دانست که مي‌فرمايد «اوست اول و آخر و ظاهر و باطن و او به همه چيز داناست.» [3] بنابراين، «هر که در آسمان‌ها و زمين است، از او درخواست مي‌کند».[4]
توحيد رب العالمين در ادعيه سيد الساجدين
در ميان اديان آسماني، اسلام و در ميان مذاهب اسلامي، مذهب حقه جعفري بيشترين و بهترين ادعيه و مناجات و کامل‌ترين آنها را به پيشگاه سحرخيزانِ كامروا و موحدان دردآشنا و يکه‌تازان عرصه توحيد و خداشناسي عرضه داشته است. اما ادعيه جاري بر زبان امامان، اقيانوسي پرخروش است که پيش روي عاشقان خود نهاده‌اند و صحيفه سجاديه، چونان خورشيدي در اين ميان به جلوه‌گري پرداخته است. اين کتاب که وصفش در مختصر نگنجد، با سپاس و ستايشِ خدا آغاز مي‌شود که در اوليت بي‌آغاز و در آخريت بي‌انجام است. همان خدايي که خويشتن را به ما شناسانده و نعمت بزرگ شکر و سپاس‌گزاري را به ما الهام فرموده است. ما را به اخلاص در توحيد و يگانه انگاشتن‌اش راهنمايي نموده و از الحاد و بدکيشي و کژروي و ترديد در امر خويش، دور داشته است.[5]
از وحدانيت تا امامت
از تأثيرات شگرف دعا و نيايش، افزون بر توفيق در شناخت خداوند متعالي، حرکت در مسير مستقيم و ايمن ماندن از خطا و اشتباه است. اگر آدمي، خدا، که در وحدانيت او شکي نيست و پيامبرش، که آخرين پيامبران است و امامان، که راهنمايان بشريتند را نشناسد، بدون شک در شمار گمراهان قرار دارد.
امام صادق(ع) درخواست توفيقِ شناخت خدا و پيامبر و امام را اين‌گونه به جويندگان راه حقيقت آموزش مي‌دهد:
بار پروردگارا! خودت را به من بشناسان؛ زيرا اگر خودت را به من نشناساني، پيامبرت را نخواهم شناخت. خدايا! پيامبرت را به من بشناسان؛ زيرا اگر رسولت را به من نشناساني، حجتت را نخواهم شناخت. خداوندا! حجتت را به من بشناسان؛ زيرا اگر حجتت را به من نشناساني، از دين خود گمراه خواهم شد.[6]
چکيده کلام فوق اين است که خداشناسي و امام‌شناسي، راه رهايي از گمراهي است، آن هم با طلب از درگاه الهي.
امامان، رهنماي موحدان
پيشوايان معصوم(ع)، آموزگاران مکتب توحيدند و خود نيز کامل‌ترين نمونه موحدان عالم؛ خداخواهاني که لحظه‌اي از او غافل نشدند و دعايشان نيز همين بود[7] و خود نيز راهنماي خداجويان و يکتاپرستان شدند.
در اين راه، ادعيه آنان نه تنها زبان حال خويش است و بيان ظاهري ارتباط با مبدأ وجود، بلکه نمونه‌اي اعلا از چگونگي راز و نياز به درگاه آن بي‌نياز، به شمار مي‌آيد. آنان به بشريت مي‌آموزانند خدايي شدن و با خدا بودن را، و بر آنند تا در پيش روي جامعه‌بشري، وسيله‌اي براي دست‌يابي به آن يکتاي بي‌همتا قرار دهند. در قرآن کريم به اين معنا تصريح شده است که «اي ايمان آورندگان! در جست‌وجوي وسيله‌اي براي نزديک شدن به ساحت ربوبي برآييد، شايد رستگار شويد.»[8] وسيله‌اي که بتواند در شناخت احکام او و طريق بندگي او و فهم مکارم اخلاق و مستحبات ديني به انسان کمک کند. آدمي با آن وسيله‌ها به وصل خدا خواهد رسيد. سخن آخر آنکه هر کس به درياي علم و معرفت آنان و به فضاي مهر و محبت آنان وارد شد و دست تمسک زد، بدون شک رستگار خواهد گرديد.
دعا، وسيله قرب خدا
دعا، مغز عبادت و کليد موفقيت است. چراغي در تاريکي‌ها و نور زمين و آسمان‌هاست. دعا، سلاح پيامبران و محبوب‌ترين کار نزد خداوند جهانيان است و اين قول پروردگار است که: «مرا بخوانيد تا اجابت کنم شما را.» [9] و چه درخواستي بالاتر از شناخت خدا و پرستش او و آن‌گاه دست نياز به سوي آن محرم راز دراز کردن. پس اگر دعا، کليد رستگاري است و رستگاري در گرو بندگي خدا، بايد که از بهترين مسير به اين هدف والا رسيد. امام محمد باقر(ع) در اين زمينه مي‌فرمايد: «به وسيله ما خدا پرستش شد، به وسيله ما خدا شناخته شد و به وسيله ما خداي تبارک و تعالي را يگانه شناختند.»[10] بنابراين، اگر در دعا راه نجاتي هست، بدون شک، آن راهي است که با کلمات نوراني پيشوايان معصوم(ع) نورانيت يافته و آن صراط مستقيم الهي است.

پی نوشتها

[1] . ترجمه تفسير الميزان، ج 3، ص 365، تفسير آيه 61 سوره آل عمران.
[2] . مثنوي معنوي، دفتر چهارم، بيت 3501.
[3] . حديد: 3.
[4] . الرحمن: 29.
[5] . صحيفه سجاديه، دعاي اول.
[6] . بحارالانوار، ج 52، ص 146.
[7] . صحيفه سجاديه، دعاي روز پانزده ماه مبارک رمضان.
[8] . مائده: 5.
[9] . غافر: 60.
[10] . اصول کافي، کتاب التوحيد، باب النوادر، ح 10.

کریمی که جهان پاینده دارد               تواند حجتی را زنده دارد

 

دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی

چهارشنبه 3 فروردین 1390  2:10 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها