قلب شكسته
|
قلب شكسته
|
نزديكترين راه لقاي خدا براي اغلب مردم «قلب شكسته» است؛ انا عند المنكسره قلوبهم...
|
براي اين موضوع هم يك شواهدي هست؛ يك وقت كسي قلب شكسته دارد، به در و ديوار عالم بد مي گويد. اين نمي داند يك فرصت خوبي براي مناجات را دارد از دست مي دهد! آخر اين دهن كجي و بد دهني چه مشكلي را حل مي كند؟ انتقاد كردن چيز بسيار خوبي است، اما حالا بد گفتن و عصباني شدن مشكلي را حل نميكند. اما يك وظيفه ديگري هم ما داريم؛ با آن كسي كه تمام گرهها به دست او حل ميشود، با او هم بالاخره يك درد دل بايد بكنيم يا نكنيم؟
اينهايي كه كار بهدست آنها نيست؛ نسبت به اينها گاهي آدم اعتراض مي كند، بد مي گويد، فرياد مي زند، نعره مي كشد؛ كاري هم دست اينها نيست! حالا يا مي كنند، يا نمي كنند. امّا آن كه كار به دست اوست، با او هم بايد يك حرفي داشته باشيم يا نداشته باشيم؟! حق خواهي، قيام، مبارزه كردن، ظلم ستيزي، اينها همهاش درست است. امّا انساني كه دلش شكست، تمام كارهايش، برنامه هايش همين است؛ يا يك شب زنده داري، يك مناجاتي، يك سجده اي!
قلب اگر شكست، انسان از همه جا نا اميد است. اعتراضاتش را هم مي كند، مبارزه اش هم مي كند، ظلم ستيزي هم مي كند، فرياد هم مي زند، داد هم مي كشد؛ اينها همه درست اما كار به دست كيست؟ يك مثالي بعضي از اديبان معرفت پرور ما دارند. ميگويند: گاهي ممكن است انسان مدّتها زحمت بكشد، اين گره هاي كور كيسه ها را باز كند. اگر با دست باز نشد، با دندان اين گره را باز مي كند. خب باز كرديد، اين كيسه خالي است! شما مشكل تان حل نمي شود... مثل يك دانشجو يا طلبه اي كه شب تحصيل تمام تلاش و كوشش اش اين است كه اين جدول ها را حل كند. خب جدول را حل كردي، اين كه علم نيست! اين كه درس نشد! اين گره را باز كرديد، ولي كيسه خالي است؛ يك گره ديگر را باز كنيد كه پر است |
کریمی که جهان پاینده دارد تواند حجتی را زنده دارد
دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی
چهارشنبه 3 فروردین 1390 2:09 PM
تشکرات از این پست