0

مفسران راستين وحى

 
mohamadaminsh
mohamadaminsh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 25772
محل سکونت : خوزستان

مفسران راستين وحى



مفسران راستين وحى

«امام‏شناسى واقع‏بينانه» بدور از افراط و تفريط، متن زيارت جامعه كبيره است در اين سلسله مقالات فرازهاى آن محور بحث بود. در اين مقاله به تبيين فراز ديگر آن مى‏پردازيم.
و تراجمة لوحيه و شما را به عنوان مترجمان وحى خود برگزيد.
 
واژه ترجمه
اين واژه به معناى تبيين و توضيح دادن سخن است فيّومى (از لغوين قرن هفتم متوفاى سال 770 هجرى قمرى) گويد: «ترجَمَ فلان كلامه اذا بيّنه و اوضحه؛ فلانى كلام او را ترجمه كرد يعنى تبيين نموده آنرا واضح ساخت.»
«و ترجم كلام غيره اذا عبرّ عنه بلغة غيرلغة المتكلم؛(1) ترجمه كلام ديگرى نيز بهمين معنى است. توضيح لغتى به لغت ديگر.»
حضرت مولى على(ع) در رابطه با قرآن مجيد در جريان حكمين فرمود: «انّا لم نحكّم الرجال و انما حكّمنا القرآن هذا القرآن انّما هو خط مستور بين الدفتين لاينطق بلسان ولابدّله من ترجمان و انما ينطق عنه الرجال؛(2) ما افراد را حَكَم قرار نداديم بلكه فقط قرآن را به حكميت برگزيديم ولى قرآن خطوطى است كه در ميان دو جلد قرار گرفته و سخن نمى‏گويد بلكه نيازمند به ترجمان است و تنها انسانها(ى آگاه و قرآن شناس) مى‏توانند از آن سخن بگويند.»
واژه وحى
از مجموع عبارت لغويين در معناى وحى استفاده مى‏شود كه به معناى القاء و تفهيم مخفيانه است. ابن فارس گويد: «اصل يدل على القاء علم فى اخفا؛(3) واژه وحى دلالت بر القاء علمى به صورت مخفيانه دارد.»
در قرآن نيز اين معناى كلّى در غالب موارد لحاظ شده لكن در مصاديق گوناگونى به كار رفته:
1ـ در وحى به پيامبر(ص)(4)
2ـ در الهام رحمانى يعنى القاء و خطور در قلب با اين ويژگى كه مبدأ غيبى و الهى داشته باشد مانند وحى به مادر موسى.(5)
3ـ وسوسه (القاء شيطانى)(6)
4ـ تقدير غريزى در حيوان مانند وحى به زنبور عسل.(7)
5 ـ ساخت و پرداخت طبيعت.(8)
6ـ اشاره(9)
نور بودن قرآن و احتياج به تفسير
از اين فراز زيارت جامعه كبيره استفاده مى‏شود كه وحى الهى كه مصداق بارز آن قرآن است نياز به تبيين كننده دارد. اينك اين سؤال مطرح مى‏شود كه در آياتى از قرآن سخن اينست كه قرآن آسان است اين چگونه با نياز داشتن به مبيّن سازگار است؟ در آياتى از سوره قمر مى‏خوانيم: «و لقد يسّرنا القرآن للذّكر فهل من مدّكر؛(10) ما قرآن را براى تذكر آسان ساختيم آيا كسى هست كه متذكر شوند.»
نيز مى‏خوانيم: «فانّما يسّرناه بلسانك لعلّهم يتذكرون؛(11) ما قرآن را بر زبان تو آسان ساختيم شايد آنان متذكر شوند.»
پاسخ اين سؤال آن است كه قرآن آسان‏ترين راه براى انس با خدا در دل و نام خدا بر لب است آسانى قرآن به دليل آشنايى پيام آن با دل و جان انسان است.
اين به معناى آن نيست كه قرآن كتابى بى نياز از مبيّن و مفسر باشد كه خود مى‏فرمايد: «انا سنلقى عليك قولاً ثقيلا؛(12) ما بزودى گفتارى سنگين بر تو القاء مى‏كنيم.»
قرآن كريم قولى سنگين و پرنغز است ولى در عين حال به دليل هماهنگى و آشنايى با فطرت انسان فهميدن آن و بهره مندى از آن براى همگان آسان است.
مفسران قرآن
اينك سخن اينست كه چه كسانى شايستگى اين شأن يعنى تبيين و تفسير قرآن را دارند. بى ترديد در خط مقدّم آنان كه شأن تبيين و تفسير قرآن را دارند، شخص نبى اكرم صلى اللّه عليه و آله است.
«...و انزلنا اليك الذكر لتبيّن للناس ما نزّل اليهم و لعلّهم يتذكرون؛(13)...ما اين قرآن را بر تو نازل كرديم تا آنچه را كه به سوى مردم نازل شده است براى آنها روشن سازى و شايد انديشه كنند.»
اين آيه رسالت تبيين قرآن را به عهده نبى اكرم(ص) گذاشته است.
آيا مخاطب در «تبيين» شخصيت حقيقى پيامبر است يا شخصيت حقوقى آن جناب؟
در شخصيت حقيقى نبى اكرم(ص) مرگ راه دارد كه «انك ميّت و انهم ميّتون؛(14) تو خواهى مرد آنان نيز خواهند مرد.» ولى در شخصيت حقوقى آن جناب مرگ راه ندارد كه شخصيت حقوقى مولى على(ع) در تداوم همان شخصيت حقوقى نبى اكرم(ص) است كه «من كنت مولاه فهذا على مولاه».
و اين شخصيت حقوقى با امامان معصوم تا قيامت تداوم دارد. سخن اينست كه قرآن ابدى مفسر هميشگى لازم دارند اين مفسّر در عصر نبى اكرم(ص) آن حضرت است و در عصر معصومين عليهم السلام اين انوار تابناك الهى هستند و شايد اينهم يكى از رازهاى جدائى‏ناپذير بودن قرآن و عترت تا قيامت است. اين حقيقتى است كه در روايات فراوان آمده است: در روايتى از مولى على(ع) رسيده است كه: «ما نزلت على رسول اللّه آية من القرآن الّا اقرأنيها و املأها علىّ فكتبتها بخطى و علّمنى تأويلها و تفسيرها و ناسخها و منسوخها و محكمها و متشابهها و خاصّها و عامّها؛(15) آيه‏اى بر پيامبر(ص) نازل نشد مگر آنكه حضرت آن را بر من خواند و املاء فرمود و من با خط خودم آنرا نوشتم و معناى واقعى (و مصداق آيه) و تفسير آنرا بيان فرمود نيز ناسخ آن و منسوخ آن و محكم و متشابه و خاص و عام آنرا برايم بيان كرد.»
در روايتى از امام باقر(ع) مى‏خوانيم حضرت به عمرو بن عبيد از سران معتزله فرمود: «فانما على الناس ان يقراوا و القرآن كما انزل فاذا احتاجوا فى تفسيره فالا هتداء بنا و الينا يا عمرو؛(16)بايد مردم قرآن را بخوانند آنچنان كه نازل شده آنگاه كه نياز به تفسير داشتند بايد از ما نور بگيرند و به سوى ما بيايند».
در روايتى از امام باقر(ع) مى‏خوانيم:
«ما يستطيع احد ان يدّعنّ انّ عنده جميع القرآن كلّه ظاهره و باطنه غير الاوصياء؛(17) هيچكس غير از اوصياء (امامان معصوم) نمى‏تواند ادعا كند كه جميع قرآن، ظاهر و باطنش نزد اوست.»
در روايات فراوانى آمده است كه راسخان در علم كه تأويل آيات الهى را مى‏دانند امامان معصوم اند.(18)
به اين ترتيب است كه تفسير «تراجمة وحى اللّه» روشن مى‏شود براستى آنان مترجمان صادق وحى الهى‏اند ولى افسوس كه از زلال اين كوثر معارف نبوى استفاده نشد و آن بر سر امت اسلام آمد كه همه مى‏دانيم.
به ميدان آمدن نااهلان در عرصه تفسير
اهل بيت از جايگاه والاى تفسير قرآن كنار گذاشته شدند و نا اهلانى همچون كعب الاحبارهاى يهودى مفسّر قرآن شدند.
كعب الاحبار نامش كعب بن ماتع و كنيه‏اش ابواسحاق بود او از بزرگان علماى يهود بود در عصر ابوبكر به ظاهر اسلام را پذيرا شد و در زمان حكومت عمر به مدينه آمد. او به مدينه آمده بود تا از آنجا به بيت المقدّس برود ودر آنجا سكونت نمايد. مسيحيان در طول تاريخ اقتدار خويش يهوديان را شكنجه و آزار مى‏كردند بدين جهت يهوديان در بيت المقدس كه براى ايشان سرزمين مقدّس بود نمى‏توانستند براحتى زندگى كنند اما با آمدن اسلام و خارج شدن اين سرزمين از دست حكومت مسيحى، كعب الاحبار مى‏خواست به سرزمين موعود يهود يعنى شام و بيت المقدس برود و در آنجا بماند.
ابن عساكر نويسنده تاريخ دمشق مى‏گويد عمر به كعب اصرار كرد كه در مدينه بماند.(19) و او تا زمان عثمان در مدينه ماند. عثمان 12 سال حكومت كرد در شش سال اول اوضاع را چندان از وضع دو حكومت قبلى دگرگون نساخت بنابراين ناراضى زيادى بوجود نيامد اما از نيمه دوم خلافتش با دخالت دادن بنى اميه و خويشان خود در تمام كارها اوضاع را دگرگون ساخت كعب در اين زمينه از مدينه هجرت كرده و به شام رفت و به معاويه پيوست.
او براى پيشبرد اهداف خود مى‏كوشيد كه تا آنجا كه مى‏تواند در دل قدرتمندان و خلفاء نفوذ كند و با ساخت دروغها به اهداف خود مى‏رسيد. او در يك ملاقات به عمر گفت:
«انا لنجدك فى كتاب اللّه على باب من ابواب جهنم تمنع الناس ان يقعوافيها فاذا متّ لم يزالوا يقتحمون فيها و الى يوم القيامة؛(20) ما نام شما را در كتاب خدا مى‏يافتيم كه البته مقصود او از كتاب خدا تورات بود كه تو بر درهاى جهنم قرار مى‏گيرى و مردم را از وارد شدن در آن باز مى‏دارى اما آنگاه كه از دنيا بروى تا روز قيامت و دائماً مردم وارد دوزخ مى‏شوند.»
آرى اين منحرف در جايگاه تفسير قرار گرفت او كه حتى يك روز پيامبر را نديده!
در تفاسير معتبر اهل سنت آمده است كه عمر از كعب سؤال كرد مقصود از جنّات عدن در آيه 8 سوره غافر «ربّنا و ادخلهم جنات عدن....»چيست؟ او گفت: قصور من ذهب فى الجنة يسكنها النبيّيون و الصديقون و ائمة العدل؛قصرها و كاخهائى از طلا در بهشت كه محل سكونت پيامبران و صديقان و پيشوايان عادل مى‏باشد.(21)
آنچه مايه تأسف است اينست كه خرافات اين يهودى به كتب معتبر حديث اهل سنت پا نهاده و از همه بيشتر و مهمتر تفسير و تاريخ طبرى و الدرّالمنثور و امثال آنرا مشحون ساخته است.(22)
اين تنها يك نمونه از نا اهلانى بودند كه در اين عرصه وارد شدند و نظيرهاى ديگرى هم دارد.
آموزش تفسير
اين مترجمان وحى الهى نه تنها خود مفسّر قرآن بودند بلكه به اصحاب خود آموزش مى‏دادند كه چگونه وارد حوزه تفسير قرآن شوند.
به عنوان نمونه زراره از امام باقر(ع) سؤال مى‏كند كه از كجاى قرآن دانستيد كه بعض سر را بايد مسح كرد حضرت فرمود: چون خداوند مى‏فرمايد: «فاغسلوا وجوهكم؛ يعنى تمام صورت را بشويد» بعد مى‏فرمايد:و ايديكم الى المرافق؛يعنى بايد دستها (از نوك انگشتان تا آرنج شسته شود) اما وقتى مى‏رسد به مسح مى‏فرمايد:و امسحوا برؤسكم از اينها (آوردن باء) مى‏فهميم كه بايد بعض سر را مسح كرد».(23)
در روايتى ديگر زراره و محمد بن مسلم از امام مى‏پرسند كه در آيه قصر نماز (نساء، 101) نيامده كه در سفر حتما نماز را شكسته بخوانيد «افعلوا افصلوا»بلكه فرمود «لاجناح» پس مى‏شود در سفر نماز را تمام هم خواند!!امام باقر(ع) فرمود:در سعى صفا و مروه هم خداوند نفرموده افعلوا بلكه فرموده «فلا جناح عليه ان يطوّف بهما». در حالى كه ترديدى در وجوب سعى صفا و مروه بعد از طواف و نماز آن نيست.(24)
در روايت مفصل ديگرى از حضرت امام جواد(ع) سؤال شد در حد سرقت از كجاى دست سارق بايد قطع شود حضرت فرمود، از مفصل انگشتان، و كف دست را قطع نمى‏كنند پرسيدند چرا؟ حضرت فرمود: چون قرآن مى‏فرمايد: «و انّ المساجد لله؛ يعنى محل‏هاى سجده از آن خداست.» يكى از آن محلها كف دست است چون در سجود 7 جاى بدن بايد بر زمين گذاشته شود بنابر اين كف دست از آن خدا است و آنچه از آن خداست قطع شدنى نيست.(25)
از اين نمونه‏ها در روايات معصومين بسيار است. امامان هم خود مترجم وحى بودند هم آموزش و تفسير داشتند.
خطر تفسير به رأى
امامان معصوم(ع) ضمن آنكه شيوه تفسير را آموزش مى‏داند اصحاب خويش را از تفسير به رأى برحذر مى‏داشتند چون تفسير به رأى استفاده ابزارى از قرآن است تفسير به رأى قرآن را به خدمت گرفتن است نه خود را در خدمت قرآن قرار دادن.
در روايتى از حضرت اميرمؤمنان على(ع) رسيده است كه پيامبر اكرم(ص) از قول خداوند نقل مى‏كند كه: «ما آمن بى من فسّر برأيه كلامى؛(26) به من ايمان نياورده است آنكس كه با رأيش كلامم را تفسير كند.»
در روايتى از حضرت امام صادق(ع) مى‏خوانيم: «من فسّر القرآن برأيه فاصاب لم يؤجر و ان اخطا كان اثمه عليه؛(27) آنكس كه قرآن را به رأيش تفسير كند اگر درست تفسير كند مأجور نيست و اگر خطا كند گناهش بر عهده او خواهد بود.»
در چند روايت اين مضمون از پيامبر اكرم(ص) رسيده است كه آنكس كه قرآن را به رأيش تفسير كرد نشيمنگاهش پر از آتش باد.(28)

پانوشت ها

1. مصباح المنير،ج 1، ص 74، منشورات دارالاجرة.
2. نهج البلاغه، خطبه 125.
3. معجم مقائيس اللغة، ج 6، ص 93.
4. سوره نساء، آيه 163.
5. سوره قصص، آيه 7.
6. سوره انعام، آيه 121.
7. سوره نحل، آيه 68 و 69.
8. سوره فصلت، آيه 12.
9. سوره مريم، آيه 11.
10. سوره قمر، آيات 17 ـ 22ـ 32ـ 40.
11. سوره دخان، آيه 58.
12. سوره مزمل، آيه 5.
13. سوره نحل، آيه 44.
14. سوره زمر، آيه 30.
15. الكافى، ج 1، ص 64 ؛ الخصال، ص 257.
16. تفسير فرات كوفى، ص 258.
17. الكافى، ج 1، ص 228.
18. الكافى، ج 1، ص 213 و...
19. نقش ائمه در احياء دين، ج 6، ص 104.
20. الطبقات الكبرى، ج 2، ص 24.
21. تفسير قرطبى، ج 15، ص 295، تفسير الدر المنثور، ج 5، ص 347.
22. الكافى، ج 3، ص 300.
23. سوره بقره، آيه 158.
24. من لايحضره الفقيه، ج 1، ص 278.
25. تفسير عياشى، ج 1، ص 319 و 320؛ وسائل الشيعه، ج 18، ص 489.
26. امالى شيخ صدوق، ص 6.
27. مقدمه تفسير عياشى، ج 1، ص 17.
28. بحارالانوار، ج 89، ص 111 و 112 ؛ تفسير طبرى، ج 1، ص 27.

پدیدآورنده:حجة‏الاسلام و المسلمين سيد احمد خاتمى-- پاسدار اسلام - شماره 321

کریمی که جهان پاینده دارد               تواند حجتی را زنده دارد

 

دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی

چهارشنبه 3 فروردین 1390  5:01 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها