0

روياي صادقه

 
mohamadaminsh
mohamadaminsh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 25772
محل سکونت : خوزستان

روياي صادقه



روياي صادقه

از عالمان و بزرگترين قاضيان اصفهان بود. شبي يکي از امامان معصوم‰ را به خواب ديد که به او فرمود: نسخه‌اي از کتاب مفتاح‌الفلاح را بنويس و طبق آن عمل کن.» قاضي شگفت‌زده از خواب پريد و صبح زود به ديدار عالمان اصفهان رفت و در مورد کتابي با اين عنوان پرس‌وجو کرد. هيچ‌کس خبري از آن نداشت. مدتي بعد که شيخ بهايي از سفر بازگشت، سراغ او رفت تا از او هم سؤال کند. شيخ بهايي با شنيدن نام کتاب شگفت‌زده شد و گفت: من کتابي در همين سفر نوشته‌ام که درباره دعاهاي رسيده از معصومي(ع) است و نام آن‌را هنوز به هيچ‌کس نگفته‌ام و نسخه‌اش هم هنوز در اختيار کسي نيست، شما اين نام را از کجا شنيده‌ايد قاضي جريان خواب خود را گفت و شيخ بهايي شروع به گريه کرد. شيخ نسخة اصلي کتاب را به قاضي معزالدين محمد داد و قاضي هم نسخة دوم آن را از رويش نوشت.
هر دو از مشاوران عالي‌رتبة شاه عباس بودند و در سفرهاي سياسي ـ مذهبي، شاه را همراهي مي‌کردند و گاه بر سر مسائل علمي با هم اختلاف پيدا مي‌کردند. ميرداماد تنومند و قوي هيکل بود ولي شيخ بهايي لاغر و سبک وزن. آن روز هم همراه اردوي مخصوص شاه به نواحي اطراف شهر مي‌رفتند.
شاه‌عباس که مي‌خواست روابط قلبي اين دو را آزمايش کند، نزديک ميرداماد که عقب اردو بود رفت و گفت: «سيد بزرگوار! ملاحظه بفرمائيد، اين شيخ (شيخ بهايي) چگونه با اسب بازي مي‌کند و با وقار و آرامش راه نمي‌رود. از حضرت‌عالي ياد نمي‌گيرد که با متانت و ادب و احترام حرکت کند.»
ميرداماد پاسخ داد: «خير. مسأله اين نيست. اسب شيخ بهاءالدين از شور شوق اينکه شخصي مثل اين عالم بزرگوار بر او سوار شده، چنين به تکاپو افتاده است.» شاه بهت‌زده افسار اسب را کشيد و حرکت خود را تند کرد تا به شيخ بهايي برسد. به او که رسيد کم‌کم سر صحبت را باز کرد و گفت: جناب شيخ توجه داريد، اين هيکل بزرگ ميرداماد چه بلايي به سر حيوان بيچاره آورده، عالم بايد همانند حضرت‌عالي اهل رياضت و کم‌خرج و سبک‌وزن باشد» شيخ بهايي در پاسخ گفت: «نه، موضوع چيز ديگري است که لازم است شاه بدان توجه داشته باشد. خستگي اسب سيد بزرگوار (ميرداماد) به‌خاطر اين است که کسي بر آن سوار شده که کوه‌هاي استوار هم از حمل علم و ايمان و انديشة گران وي ناتوان‌اند.»
شاه‌عباس وقتي اين احترام متقابل بين دو عالم زمان خود را ديد، از اسب پياده شده و سجده شکر به‌جا آورد.

کریمی که جهان پاینده دارد               تواند حجتی را زنده دارد

 

دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی

چهارشنبه 3 فروردین 1390  4:41 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها