0

شخصيت علامه اميني

 
mohamadaminsh
mohamadaminsh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 25772
محل سکونت : خوزستان

شخصيت علامه اميني



شخصيت علامه اميني

علامه اميني، روحاني والامقام، دانشمند پرهيزكار، مصلح انديشمند، معلم اخلاق و فضيلت، و به وجود آورنده جنبش فکري است که واکنشي در برابر انحراف‏ها و بيراهه‌روي‏هاي تاريخ‏نويسان پيشين است. وي با اين اثر علمي و خدمت خالصانه، وظيفه‌شناسي و اخلاص خويش را به ساحت جلال اميرمؤمنان علي(ع) ثابت کرد و عهده‏دار هدايت خلقي فراوان گشت و مسير افکار را دگرگون ساخت.
نبوغ علامه در دانش سرشار خلاصه نمي‏شود. او در ايمان عميق، استقامت شگفت‏آور، تقواي کامل، قاطعيت منطق، يقين مطلق، سوز گفتار، شور اصلاح و درستي پندار، نابغه است.
اميني، دانشمند حقيقي است که به وظايف خطير و وجداني خود عمل کرد.
اميني، نويسنده‌اي است كه جز حق و دفاع از حق مطلبي ننوشت.
اميني، يکه‌تاز ميدان 1400 سال تاريخ شد و حق مسلم علي (ع) را احقاق کرد.
اميني، دادنامه پيروان علي (ع) را به محکمه قضاوت افکار جهانيان تسليم کرد.
اميني، سرپرست محکمه قضايي جنايات تاريخ و دادخواه حقوق مظلومان گشت.
اميني، قهرماني است که پرده‏هاي زمان را به کنار زد و با به وجود آوردن يک رنسانس، حقايق صدر اسلام را جلوه‏گر ساخت.
اميني، دانشمندي است که ابديت، بر آثارش سايه افکنده است.
اميني، فرزندي است که مادر ايران او را به عنوان خدمتگزاري صادق در دستگاه روحانيت علوي به خدمت واداشت.
اميني، نمودار تجليات روح ايراني و نشان‏دهنده نبوغ سرشار و حق‏جويي پي‌گير ايرانيان است و چون اختري فروزان در آسمان تاريخ ايران معاصر مي‏درخشد.
اميني، ساليان دراز رنج برد، مبارزه کرد و از همه چيز دست شست تا يک حقيقت اصولي را به جهانيان نشان داد و پرچمدار انقلاب فکري و مذهبي پردامنه‏اي شناخته شد.
و خلاصه اميني، نابغه‏اي است که ميزان شخصيتش، از گنجينه الهي شخصيت علي (ع) بار گرفته است.[1]
معرفي کتاب الغدير
کتاب الغدير في الکتاب و السنه والأدب از برجسته‏ترين کارهاي علمي قرن چهاردهم اسلامي و مدرک عظمت فرهنگ شيعه، اثر پژوهشي علامه اميني است که با بياني شيوا، انشايي بلند، روشي ذوقي، سبکي ادبي، بلاغتي فروزان، گفتاري نغز، منطقي قانع‏کننده، استدلالي صحيح، امانتي سرشار و بي‏طرفي صادقانه، درباره اثبات امامت حضرت علي(ع) و بررسي روايات مربوط به غدير خم و فضيلت‏هاي اميرمؤمنان از منابع اهل سنت است.
در اين کتاب، تحليلي از فلسفه تاريخ اسلام و روشن کردن نتايج حوادث گذشته و علل آنها، حقايق مسلمي را شرح داده شده است.
علامه اميني حدود چهل سال براي تأليف اين کتاب يازده جلدي تحقيق و مطالعه کرد و بيش از ده هزار کتاب را تمام خواند و به حدود صد هزار کتاب، مراجعه مکرر داشت. سفرهاي متعدد او براي يافتن منابع به کشورهاي گوناگون و کاوش در کتاب‌خانه‏هاي هند، ترکيه، ايران، عراق و ...، نشانه شوق و همت او در اين راه است.
کتاب الغدير به فارسي، انگليسي و اردو نيز ترجمه شده و خلاصه‏هايي از آن نيز تدوين گشته است. محور کتاب، موضوع غدير خم است، ولي دائرة المعارفي از اطلاعات گسترده درباره موضوعات تاريخي، اعتقادي، رجال، کتاب‌شناسي، شعر و ادب و نقد ديدگاه‏ها و کتاب‏هاي مغرضان است. اساس مباحث، بر محور معرفي شاعران غدير از قرن اول تا عصر حاضر بوده و مباحث گوناگون در ضمن اين تحقيق ارائه شده است.
تعابيري که عالمان و ناقدان از کشورهايي چون مصر، سوريه، عراق، لبنان، ايران و ... درباره اين کتاب والا داشته‏اند، جاي تأمل دارد. الغدير را با اوصافي چون آرزوگاه پژوهشگران، دايرة المعارفي طرفه و نادر، جهان پهناورشناخت، کتاب اطمينان‌بخش تاريخ و گشايشگر آفاق معرفت، درياي موج‌خيز، همه وقايع تاريخ و صور زمان، کوشش علمي بي‏نظير، کتابي دهشت‏آفرين، کتابي نه چون ديگر کتاب‏ها و ... ستوده‏اند.[2]
نکته
نکاتي درباره زندگي علامه اميني
اشاره
شايد به جرئت بتوان گفت در مورد شخصيت فرزانه و دانشمندي چون علامه اميني هر چه سخن برانيم، كم گفته‌ايم. امثال اين افراد كم‏نظير، ابعاد شخصيتي متمايزي دارند كه براي هر يك، صدها صفحه و هزاران سطر مي‌توان نوشت. در مورد علامه بزرگ اميني، كتاب قابل تأملي در دست است كه مطالب زير از صفحات آن تلخيص و اقتباس شده است. امين زمان نوشته سيد احمد حبيب نژاد از انتشارات مرکز پژوهش‏هاي اسلامي صدا و سيما، به زندگي سراسر نور علامه اميني پرداخته و از زواياي گوناگون ما را با اين شخصيت بزرگ و عالم فرزانه و آثار ايشان، از جمله كتاب الغدير، آشنا مي‌سازد.
• مقيد بود در طول ماه رمضان، پانزده بار قرآن را ختم نمايد. ثواب چهارده ختم را به امامان معصوم (ع) و ثواب ختم آخر را نيز به روح پدر و مادر بزرگوارش هديه كند.[3]
• مرحوم دكتر سيد جعفر شهيدي درباره زهد علامه چنين مي‌گويد: درباره تقواي او بايد همين را بگويم كه به حقيقت، مصداقي بود از آيه كريمه «يُجاهِدُونَ في سَبيلِ اللّهِ وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ».[4]
• اراده پولادين داشت. فرزندش شيخ رضا اميني درباره‌اش مي‌گويد: «علامه، خود را براي همه مشقت‌ها آماده ساخت، در برابر واقعيات تلخ ايستاد، با موانع جنگيد و آنها را تسليم خود ساخت».[5]
• در كارهايش به اصل امانت‌داري بسيار پاي‌بند بود. گاهي براي نقل مستقيم از كسي، سختي‌هاي بسيار و سفر‌هاي طولاني را تحمل مي‌كرد. روزي به فرزندش گفت: «واجب است امانت را در تأليف رعايت كني. هر چيزي خواستي نقل كني، همان‌گونه نقل كن كه نوشته شده است و از تصرف در كتب تاريخي بپرهيز».[6]
• پس از صرف صبحانه، به كتاب‌خانه خود مي‌رفت و تا آمدن شاگردانش، مطالعه مي‌كرد. پس از تدريس و خوردن ناهار، يك ساعت استراحت مي‌نمود. سپس تا نيمه‌هاي شب، به مطالعه و نوشتن مي‌پرداخت.[7]
• مانند ابن خلدون كه به «فيلسوف تاريخ» معروف بود، او را «فقيه تاريخ» مي‌خواندند. در فقه، اصول، تفسير، حديث، تاريخ و رجال، صاحب‌نظر بود و در فقه و تاريخ گوي سبقت را از همگان ربود.[8]
• يكي از ويژگي‌هاي بارزش، سرعت در مطالعه و مهارت در يافتن مطلب مورد نياز بود. با اين حال، نوشتن كتاب الغديرش، چهل سال طول كشيد.[9]
• هنگام سخن گفتن، روح آدمي را جلا مي‌بخشيد و تلاشش اين بود كه به هر نحو ممكن، از ناموس بزرگ الهي، يعني ولايت دفاع كند. سخنراني‌هايش مانند سيد جمال‌الدين اسد آبادي بود؛ گويي قرن‌هاي اسلامي، هان گشوده‌اند تا با تو سخن بگويند.[10]
• عشق و محبت وافري به خاندان عصمت و طهارت داشت. هيچ‌گاه زيارت عتبات عاليات را ترك نمي‌كرد و هنگام ورود به حرم امامان (ع) با صداي بلند مي‌گريست. آيت الله نجومي درباره‌اش مي گويد: «در ايام عاشورا و فاطميه حالش متغير مي‌شد و با صداي بلند مي‌گريست. كمتر عالمي را ديدم كه اين‌گونه بگريد».[11]
• زيارت جامعه كبيره را حفظ بود و بر خواندن زيارت امين الله مداومت داشت. همچنين زيارت كربلايش در شب‌هاي جمعه، هيچ‌گاه ترك نمي‌شد. گاه، مسافت سه روزه نجف تا كربلا را به همراه دوستانش با پاي پياده مي‌پيمود و در طول راه، مردم روستاهاي اطراف را ارشاد و راهنمايي مي‌كرد.[12]
• مظلوميت علي(ع) را به راستي دريافته بود و بسيار بر آن گريه مي‌كرد. به گفته خودش، تنها آرزويش اين بود كه خداوند عمري طولاني به او عطا كند تا از همه كناره گيرد و در گوشه بياباني، تا آخر عمر بر مظلوميت امير مؤمنان(ع) گريه كند.[13]
• با خشك‌انديشي ديني و دور بودن از واقعيت‌هاي معاصر مخالفت مي‌كرد و با جريان‌هاي فكري، فلسفي، سياسي و اجتماعي روز، آشنا بود و به خوبي دريافته بود كه استعمار جهاني امپرياليسم و ضربات استعمار، چگونه اسلام را تهديد مي‌كنند. از اين رو، همه را به مبارزه و عمل به تكليف فرا مي‌خواند تا شعله‌هاي حماسه تشيع، فروكش نكند.[14]
• هرگز درمانده‌اي را رد نمي‌كرد و هيچ آرزومندي را نااميد نمي‌ساخت. خود را به زحمت مي‌انداخت تا مشكل فقير و نيازمندي را حل كند.[15]
• روزي براي تهيه گوشت به بازار رفت. سيد فقيري در كنار قصابي دكان داشت و گويا مي‌خواست مشكلش را با علامه در ميان گذارد، ولي به دليل حضور طلبه‌ها در اطرافش امتناع كرد. علامه خود به سراغش رفت و دريافت كه بسيار مستمند و محتاج است. دست سيد را گرفت تا او را به خدمت اميرمؤمنان ببرد و از كساني كه حقوق شرعي را نمي‌پردازند، شكايت كند. به صحن نرسيده، شخصي آمد و سي دينار به او داد و گفت يكي از عشاير داده تا به شما بدهم. در آن زمان، اين مبلغ براي زندگي يك سال يك خانواده كافي بود. علامه آن را به سيد داد و گفت: «اين حواله جدّت، امير مؤمنان است».[16]
• همواره مي‌كوشيد حق اسلام و مسلمانان را ادا كند و از اشتباهات - مغرضانه يا سهوي - خاورشناسان پرده بردارد. از اين رو، نشريه‌هاي جهاني درباره اسلام را مطالعه مي‌كرد و مطالب غير‌واقعي و تحريف‌شده بيگانگان را آشكار مي‌ساخت و بدين وسيله، مي‏کوشيد جلو تنش‌آفريني ميان فرقه‌هاي اسلامي را بگيرد.[17]
• در نگارش الغدير، ده هزار كتاب را به طور كامل خوانده بود و به صد هزار كتاب، مراجعات پي در پي داشت و به طور متوسط، روزي شانزده ساعت براي نوشتن اين كتاب، به پژوهش پرداخت.[18]
• هدف علامه از نوشتن الغدير، دور كردن شيعه و سنّي از هم نبود. بلكه قصد او رد كردن تهمت‌هاي ناروايي بود كه به شيعه نسبت داده مي‌شد و اهل سنّت را از شيعه دور مي‌كرد. او تمام اين اتهام‏هاي پوچ را با برهان و منطق قوي رد كرد و امير مؤمنان علي ( ع) را به همگان شناساند؛ كسي كه همه بشريت با پيروي از او مي‌توانند به خوش‌بختي دنيا و آخرت برسند.[19]
• كتاب‌خانه خود را كه حدود شش هزار جلد كتاب معتبر و تاريخي داشت، به كتاب‌خانه امير مؤمنان علي(ع) اهدا كرد و در اين زمينه عقيده خاصي داشت. به پسرش چنين مي‌گفت: «اگر ما كتاب‌هاي خود را وقف كتاب‌خانه نكنيم، براي ديگران الگو نخواهد شد.» در پي اين‌كار، برخي از بزرگان و عالمان نجف، كتاب‌خانه‌هاي شخصي خود را به آنجا بخشيدند.[20]

پی نوشت

[1] . داستان غدير، صص134 و 135.
[2] . جواد محدثي، فرهنگ غدير، قم، نشر معروف، 1386، چ5، صص433 و 434.
[3]. سيد احمد حبيب نژاد، امين زمان، قم، مركز پژوهش‌هاي اسلامي صدا و سيما، 1382، چ1، ص 26.
[4]. همان، ص 28.
[5]. همان، ص 31.
[6]. همان، صص 32 و 33.
[7]. همان، ص 34.
[8]. همان.
[9]. همان، ص36.
[10]. همان، ص 37.
[11]. همان، ص 38.
[12]. همان.
[13]. همان، ص 39.
[14]. همان، ص 40.
[15]. همان.
[16]. همان، ص 41.
[17]. همان، ص 43.
[18]. همان، ص 35.
[19]. همان، ص 46.
[20]. همان، صص 72-73.

گلبرگ شماره 104

کریمی که جهان پاینده دارد               تواند حجتی را زنده دارد

 

دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی

چهارشنبه 3 فروردین 1390  4:41 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها