محاسبه نفس
|
محاسبه نفس
|
خداوند متعال در ايهاي از قرآن ميفرمايد: قد افلح من زكها و قد خاب من دسّاها؛به راستي كسي كه تزكيه نفس كرد،رستگار شد و هر كس به كفر و گناه گرويد، زيانكار گشت.و در ايه ديگر ميفرمايد: واما من خاف مقام ربه و نهي النفس عن الهوي فان الجنة هي المأوي؛ و كسي كه از حضور در پيشگاه پروردگار ترسيد و خدا پرست شد و از هواي نفس دوري جست،همانا بهشت منزلگاه اوست.(سوره نازعات،ايات 40 ـ 41)
رسول خدا فرمود:«انسان،مؤمن نخواهد بود،مگر آنكه محاسبه نفس داشته باشد و اين محاسبه بايد سخت تر از محاسبه شخص با شريك خود و حساب كشي مولا از مملوك خود باشد».(بحار الانوار،ج77)
آن حضرت به رزمندگاني كه پيروزمندانه از جبهه جنگ برگشته بودند،فرمود:
«آفرين بر كساني كه جهاد اصغر را تمام كردند و لكن جهاد اكبر باقي مانده است.پرسيدند:جهاد اكبر چيست؟فرمود:اين جهاد،همان جهاد و پيكار با خواسته هاي نفس اماره است».(اصول كافي،ج5)
همچنين فرمود:كسي كه به جاي دشمني با مردم به نفس خويش به ديده دشمني و غضب بنگرد، خداوند وي را از سختي هولناك روز قيامت حفظ خواهد كرد.(وسائل الشيعه،ج15)
بنابراين گفتهاند:عرفا،جز با نفس اماره خود با كسي جنگ و پيكار ندارند.
دشمن تو، نفس كافر كيش توست و آن هواي طبع بدانديش توست
دشمن تو خـود تويي اي تيـره رو! ديگران را بي سبب دشمن مگـو
امام راحل(ره) در كتاب جهاد اكبر مي فرمايد:«هان اي عزيز! از خواب بيدار شو و از غفلت تنبه پيدا كن و دامن همت به كمر زن و تا وقت است،فرصت را غنيمت شمار و تا عمر باقي است و قواي تو تحت تصرف تواست و جواني برقرار است و اخلاق فاسده بر تو غالب نشده و ملكات رذيله بر تو چيره نگرديده، چاره اي كن و دوايي براي رفع اخلاق فاسده و قبيحه پيدا كن و راهي براي اطفاء نايره شهوت و غضب پيدا نما!». (جهاد اكبر)
هفت خصلت طريق بندگي
خداوند متعال به حضرت رسول(ص) فرمود:«اي احمد،ايا مي داني چه وقت بنده من عابد به شمار ميرود؟عرض كرد:نميدانم.فرمود: زماني كه هفت خصلت در او پديد ايد:تقوايي كه مانع از انجام گناه باشد، سكوتي كه مانع از گفتن سخنان بيهوده باشد، ترسي كه گريه را از ترس خداوند زياد كند، حيايي كه در تنهايي از من شرم كند (وگناه نكند)، به غذاي ضروري قناعت ورزد،محبت دنيا را دشمن بدارد؛زيرا من آن را دشمن دارم و با نيكان دوستي كند؛زيرا من درستكاران و نيكان را دوست دارم». (مستدرك الوسائل ج9)
همت پست
كسي كه تمام همتش غذا و شكم باشد،نتيجه و ارزش او همان چيزي خواهد بود كه از او دفع ميشود. (جامع الاخبار)
سخن اهل دل
صاحب دل و سالكي از شخصي كه عمرش را در بيهودگي و بيخبري گذرانده بود، پرسيد:تو بزرگتري يا ريش تو؟ گفت:من قبل از ريش خود متولد شدهام و قبل از روييدن آن سالها در اين جهان بودهام.اهل دل گفت:ريش تو از سياهي به سفيدي برگشته؛ولي هنوز خوي زشت تو برنگشته است،پس واي بر تو! كه دلت از معاصي سياه گرديده،ريش تو بعد از خود تو به وجود آمده،اما در كسب كمال از تو پيشي گرفته است،اما تو به همان حال اول درماندهاي و هنوز قدمي پيش ننهادهاي،مانند آن گياه نا چيزي كه پايش در گل فرو رفته است،اگر چه باد هوي و هوس سرت را مي جنباند.
امام كاظم(ع) فرمود:«كسي كه دو روزش در زندگي (از جهت انجام اعمال نيك) مساوي باشد،او مغبون و كسي كه آخرين روزش بدتر از روز قبلي باشد،ملعون و كسي كه در خود (از نظر معنويت) احساس نقصان كند،براي چنين كسي مرگ بهتر از زندگي است». (بحار الانوار ج 78)
حق هـمي گويد چه آوردي مـرا انـدر اين مهلت كه دادم من تـورا
عمر خود را در چه پايان برده اي؟ قوت و قوت در چه فاني كردهاي؟
گـوهـر ديـده كجـا فرسـودهاي؟ پنج حـس را در كجـا پـالودهاي؟
تقوا
خداوند در قرآن مي فرمايد: وتزودوا فان خير الزاد التقوي واتقون يا اولي الالباب؛زاد و توشه براي آخرت برگيريد كه بهترين توشه اين راه،تقواست و از من پروا كنيد و خدا ترس شويد،اي صاحبان عقل و خرد.(سوره بقره،ايه 197)در ايه ديگري ميفرمايد: و اتقوا يوما لا تجزي نفس عن نفس شيئا؛بترسيد از روزي كه در آن روز، كسي به جاي ديگري مجازات نخواهد شد.(سوره بقره،ايه 48)رسول گرامي اسلام (ص) فرمود:«بيشتر امت من به وسيله دو چيز وارد بهشت ميگردند؛يكي رعايت تقواي الهي و ديگري خوش خلقي».(بحار الانوار،ج 68)امام رضا(ع) فرمود:«لا دين لمن لا ورع له؛ كسي كه ورع و تقوا نداشته باشد،دين هم ندارد.(ميزان الحكمة،ج3)
امام باقر(ع) فرمود:«به راستي،خداوند متعال ميفرمايد:به عزت و جلال،عظمت و بلندي مقام خود سوگند،اگر بندهاي خواسته مرا بر خواسته خودش مقدم بدارد، تمام نيازهاي وي را برعهده ميگيرم و زمين و آسمان،رزق و روزي وي را تضمين ميكنند و من در پي تجارت و سود هر تجارتي از طرق گوناگون، روزي او را ميرسانم».(وسائل الشيعة،ج 15)
تسخير طبيعت از راه تقوا
امام صادق(ع) در سفري وارد كوفه و سپس،راهي مدينه گرديدند، علما و شخصيتهاي كوفه از جمله سفيان ثوري و ابراهيم بن ادهم آن حضرت را بدرقه كردند.گروهي از بدرقه كنندگان،جلوتر از امام حركت مي كردند،ناگهان در مسير خود با شيري رويارو شدند كه از طرف بيابان به سوي آنان ميآمد،همانجا ايستادند.ابراهيم ادهم كه همراه آنان بود گفت:از جاي خود حركت نكنيد،تا جعفر بن محمد(ع) يعني امام صادق(ع) بيايد و چارهاي بينديشد!ماجرا را به امام خبر دادند، آن حضرت،بدون هيج ترسي،به سمت شير رفت، حيوان هم با كمال ادب،به كنار امام(ع) آمد، ايشان گوشهاي شير را گرفته و با اشاره از آن مكان دور كرد،آن حيوان،با حالت سرافكندگي،سربه بيابان گذاشت و رفت. در اين هنگام،امام صادق(ع) رو به حاضران كردند و فرمودند:«ان الناس لو اطاعوا الله حق طاعته لحملوا عليه اثقالهم؛اگر مردم تقواي الهي را كاملا مراعات و خدا را اطاعت ميكردند،خداوند شير را مطيع آنان ميكرد،تا بارها و كالاهاي خود را با آن حمل نمايند و در خدمت آنان باشد».(بحار الانوار،ج47)
موعظه امام حسن مجتبي(ع)
فردي نزد امام حسن مجتبي(ع) آمد و عرض كرد:من مردي گناهكار هستم كه در برابر گناه نميتوانم مقاومت و شكيبايي كنم،بنابراين در اين زمينه مرا نصيحت كن! حضرت فرمود:پنج چيز را انجام بده،آنگاه هر چه مي خواهي گناه كن:روزي حضرت حق را مخور،در اين صورت هرچه مي خواهي گناه كن، به مكاني برو كه خدا تو را نبيند،و هر چه خواهي گناه كن،از ولايت و حكومت خدا بيرون برو،آن گاه،هرچه خواستي گناه كن، وقتي عزرائيل براي گرفتن روح تو آمد،او را از خود دور كن،آن گاه معصيت خدا را بكن، وقتي مالك آتش جهنم خواست تو را به جهنم ببرد،داخل مشو و هر گناهي كه خواستي مرتكب شو!.(الموعظة العددية)
امام حسن(ع):«من عبد اللّه،عبد اللّه له كل شيء؛هر كس خدا را بندگي كند،خداوند متعال همه چيز را بنده و مطيع وي ميگرداند.(بحار الانوار،ح 71)
بنده حقيقي
ابراهيم ادهم،غلامي را خريد و براي خدمت به منزل آورد؛او گفت:اي غلام چه مي خوري؟ غلام گفت:هرچه شما بدهيد.سؤال كرد:چه لباسي را مي پوشي؟ پاسخ شنيد:آنچه شما بر من بپوشانيد.گفت:چه درخواستي از من داري؟ جواب شنيد:مرا با درخواست چه كار، من بنده و خدمتكار تو هستم. ابراهيم ادهم گريست و خطاب به خود گفت:اي مسكين! ايا در تمام عمرت،براي خدا،چنين بندگي كردهاي؟
چوپان با تقوا
از چوپان پارسايي پرسيدند: چگونه است كه با وجود آنكه گرگها به درون گله گوسفندان تو وارد ميشوند،ولي آنها را نمي درند.از چه زماني گرگها با گوسفندان آشتي نموده اند؟ او در پاسخ گفت:از آن زماني كه چوپان با خدا آشتي نموده است(يعني از وقتي كه گناه را ترك نمودهام).
چهار چيز سبب از بين رفتن گناهان
پيامبر(ص) فرمودند: هر كس داراي چهار خصلت باشد،گرچه از سر تا پا غرق در گناهان باشد،ولي خداوند،آنها را به «حسنات» تبديل ميكند و آن چهار خصلت عبارتند از:راستگويي،حياء،خوش اخلاقي و سپاسگذاري از نعمتها.(اصول كافي،ج3)
رفيق شما كه خوش اخلاق بود!
در دوران رسول خدا(ص)شخصي از دنيا رفت مسلمانان جنازه او را به گورستان بردند: گوركنها مشغول كندن قبر شدند،ولي زمين،به اندازهاي سخت بود كه چيزي از آن كنده نشد.آنها نزد پيامبر(ص) آمدند و شكايت كردند و گفتند:«اي رسول خدا(ص)! كلنگ ما در زمين، كاگر نميافتد،مثل اين كه كلنگ خود را بر سنگ ميزنيم!» پيامبر(ص) فرمود:«براي چه؟رفيق شما كه آدم خوش اخلاقي بود؟!»
سپس،حضرت ظرف آبي را خواست و دست در آن برد،آب را بر زمين پاشيد.آنگاه فرمود:«بِكَنيد!»، گوركنها كندند و زمين را مثل ريگ نرمي يافتند.از اين گفتار رسول خدا(ص) كه فرمودند:«رفيق شما كه خوش اخلاق بود پس چرا زمين، سخت است؟!» مشخص ميشود كه خوش اخلاقي،مايه راحتي و آسايش دنيا و آخرت،اما تند خويي،مايه نابودي است.(اصول كافي،ج2)
امام صادق(ع) فرمود:«ان الخلق الحسن يميت الخطيئة كما تميت الشمس الجليد؛به راستي،خوش خلقي، گناهان را از بين مي برد،همچون گرمي آفتاب كه يخ را آب مي كند.(بحار الانوار ج68)
به شيرين زباني و لطف و خوشي تواني كه پيلي به موئي كشي
من نديدم در جـهـان جـستـجـو هيچ اهليت به از خـلق نكو
بشارت ، شماره 66
|
کریمی که جهان پاینده دارد تواند حجتی را زنده دارد
دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی
چهارشنبه 3 فروردین 1390 2:59 AM
تشکرات از این پست