0

لزوم غلبه انذار

 
mohamadaminsh
mohamadaminsh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 25772
محل سکونت : خوزستان

لزوم غلبه انذار



لزوم غلبه انذار

پرسش:
يكي از مهم ترين ويژگي هاي پيامبران به ويژه پيامبر اعظم(صلی الله علیه وآله وسلم)مبشر و منذربودن است. سؤال اصلي اين است كه پيوند اين دو صفت در رابطه با ساختن فرد و جامعه چگونه است و چه تأثيراتي را به همراه دارد؟
پاسخ:
بدون ترديد در آموزه هاي قرآن اين نكته به نحو مكرر مورد تاكيد قرار گرفته كه پيامبر اعظم(ص) دو ويژگي بارز يعني مبشر و منذربودن را در صدر ويژگي هاي ديگر خود به همراه داشته است. «انا ارسلناك شاهدا و مبشرا و نذيرا (احزاب-45) اما نكته اساسي در اين رابطه اين است كه فلسفه بشارت و انذار براي مخاطب فرد و جامعه چيست؟ و چرا آيات انذار در مقايسه با آيات بشارت بيشتر آمده است؟
فلسفه بشارت و انذار
پيامبران الهي كه از طرف خداوند مأمور به رسالت ابلاغ احكام، قوانين و مقررات الهي به مردم هستند، به طور طبيعي بايد آينده و عاقبت هر دو راه خير و شر، تقوي و فجور، نور و ظلمت و... را براي مخاطبان ترسيم نمايند. به بيان ديگر پيامبر الهي ضمن ارائه نقشه راه تكامل و سعادت انسان، حجت را در همه ابعاد بر او تمام نموده تا مردم روز قيامت براي محاسبه جزاي اعمال خود نتوانند با خدا محاجه نمايند. اين در حالي است كه انسان منفعت طلب و سودجو كه به تعبير علماي اخلاق مبناي رفتار و سلوك او تشخيص منافع و جلب آنها به سوي خود و تشخيص مضار و پرهيز از آنها براي مصون ماندن از آسيب و ضرر براي خود است، بشارت ها و انذارها مي توانند نقش بسيار تعيين كننده و سرنوشت سازي داشته باشند. به تعبير ديگر تشويق و تنبيه از ديرباز به عنوان دو عامل برانگيزاننده و بازدارنده در امور و مسايل تربيتي انسان مورد استفاده قرار گرفته است. بنابراين فلسفه بشارت و انذار در واقع به كيفيت خلقت و موجوديت انسان در اين دنيا بر مي گردد كه با وجود برخورداري از قدرت انتخاب و مخيربودن بالاخره انسان چه راهي را بايد برگزيند و هر كدام چه عواقبي را به دنبال دارد؟ و در نهايت چه راهي مي تواند او را به سر منزل مقصود و غايت خلقت خود كه همانا قرب الهي و سعادتمندي در دنيا و آخرت است برساند؟
غلبه انذار
در راستاي اين بحث سؤال هاي ديگري كه مطرح مي شود اين است كه كداميك از اين دوصفت (بشارت و انذار) براي ساختن فرد و جامعه به لحاظ كمي و كيفي اهميت و تاثيرگذاري بيشتري دارد؟ آيا طرح همزماني اين دو صفت در تعامل با مخاطب بايد مورد توجه و اهتمام قرار گيرد؟ آيا بشارت بايد غلبه داشته باشد و يا اينكه انذار بايد وجه غالب در تعامل با فرد و جامعه باشد؟
براي پاسخ به سؤال هاي فوق لازم است آيات بشارت و انذار را در قرآن كريم مورد بحث و بررسي قرار دهيم تا از نتايج آماري به دست آمده بتوانيم ديدگاه قرآن را در اين زمينه استنباط نمائيم.
در بسياري از آيات قرآن كريم هر دو صفت تبشير و انذار در كنار يكديگر به عنوان دو ويژگي پيامبر اعظم(ص) آمده است، اما در برخي آيات صفت انذار از تبشير جدا و به صورت مجزا مورد تاكيد و بعضا مورد حصر قرار گرفته است. «انما انت منذر»(رعد-7) در حالي كه در مورد صفت بشارت چنين تاكيد و حصري را مشاهده نمي كنيم. به لحاظ آماري با بررسي هاي به عمل آمده در قرآن كريم،66 آيه در باب بشارت و 97 آيه در باب انذار به كار رفته است، و اين نشان مي دهد كه درجه و اهميت انذار براي ساختن فرد و جامعه بيشتر است.
دلايل غلبه آيات انذار
غلبه آيات انذار به لحاظ كمي و كيفي دلايل متعددي مي تواند داشته باشد كه در اينجا به برخي از مهم ترين آنها اشاره مي كنيم:
1-غلبه گرايش انسان به دنيا و امور شهواني
تجربه تاريخي بشر در طول حيات خود نشان مي دهد كه انسان به سوي امور منفي و شهواني گرايش بيشتري داشته است. و بر سبيل هدايت و راه حق ماندن براي او سخت و مشكل تر است. به فرموده علي(ع) «ان امرنا صعب مستصعب»(نهج البلاغه) همانا امر ما (راه و طريق ما) مشكل و مشكل پذير است. كه هر كسي تاب تحمل آن را ندارد. به بيان ديگر در نزاع دروني عقل و هواي نفس، غالبا هواي نفس پيروز ميدان بوده است. بدين معني كه انسان به رغم آگاهي و شناخت نسبت به احكام، قوانين و مقررات الهي، اعمالي خلاف حكم خدا نيز انجام مي دهد چرا كه هواي نفس و غرايز سركش گاهي برخلاف علم و دانش انسان غلبه پيدا كرده و او را از مسير حق و حقيقت دور مي سازد. بنابراين انسان در مسير طبيعي زندگي خود از ابتدا تاكنون هرگاه انذار را فراموش كرده عقلش مغلوب هواي نفسش گرديده و به ذلت و اسارت هواي نفس تن داده است.
2-فراموشكاري انسان
انذار براي زنده كردن ميثاق فطري انسان لازم است زيرا او صرف نظر از نوع تربيت و عوامل ديگر به طور فطري خداجو و خدا آگاه است. لكن عواملي در اين راستا مانع رشد و بروز اين خصيصه الهي مي شوند كه از جمله آنها نسيان و فراموشكاري است و لارم است با بيدارباش انزار مورد تنبهه قرار گيرد.
3-نياز انسان به تذكر
در بسياري از موارد انذار در قرآن عام است و اين مطلب مي تواند ضمن يادآوري عهد و پيمان ابتدايي و فطري انسان به صورت تكرار تاكيدي و تذكر باشد زيرا در موارد متعددي خداوند به پيامبرش مي فرمايد به اينها تذكر بده «فذكر انما انت مذكر» (غاشيه-21) پس به آنان تذكر بده كه تو فقط در مقام تذكردهنده به آنان هستي.
4-ساخته شدن فرد و جامعه با انذار
اگر در بحث ساخته شدن فرد يا جامعه انذار كمتر و يا حداقل برابر با بشارت باشد، انسان به طور طبيعي به جهت برخورداري از عواملي كه برشمرده شد به هدف غايي و كمال مطلوب خود در سطح فردي و اجتماعي نمي رسد. بنابراين يكي از ضروريات حياتي و سرنوشت ساز فرد و جامعه در بحث رسيدن به كمال مطلوب، مقوله انذار است تا انسان و جامعه به تعديل رسيده و راه غفلت و انحطاط را دنبال ننمايد. بر اين اساس بيشتر موارد انذار در قرآن عمومي است اما در برخي آيات علاوه بر انذار عام به طور مصداقي به كفار «تكذيب كنندگان آيات الهي، ظالمين، مشركين و اقوام ديگر... اشاره شده است.»

منبع: روزنامه کیهان

کریمی که جهان پاینده دارد               تواند حجتی را زنده دارد

 

دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی

سه شنبه 2 فروردین 1390  7:09 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها