0

اخلاق در دوران مدرن

 
mohamadaminsh
mohamadaminsh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 25772
محل سکونت : خوزستان

اخلاق در دوران مدرن



اخلاق در دوران مدرن

اخلاق به چه معناست، آيا اصلا گزاره هاى اخلاقى نظير اين كه نبايد دروغ گفت، معنا و مفهوم دارند، آيا اين نوع گزاره ها از عالم واقع حكايت مى كنند يا تنها بيانگر احساسات آدميان هستند. برخى فيلسوفان غربى معتقدند كه گزاره هاى اخلاقى، گزاره هايى بى معنا هستند و نمى توان براى صحت آنها استدلالى ارايه كرد. فيلسوفان اسلامى به حسن يا قبح گزاره هاى اخلاقى معتقدند و اين گزاره ها را معنادار مى دانند.اين موضوع در گفت وگو با حجت الاسلام عليرضا قائمى نيا مورد بررسى قرار گرفته است.
* لطفا درباره چيستى و دامنه ارزش ها توضيح دهيد .
** چيستى و دامنه ارزش ها بحثى است كه دامنه آن بسيار وسيع مى باشد.لفظ ارزش به يك معنا ارزش هاى اخلاقى را در برمى گيرد و به معناى ديگر شامل ارزش هاى اجتماعى و فرهنگى مى شود كه اين مفاهيم خود با يكديگر رابطه دارند.
* ارزش هاى اخلاقى چيستند و از چه زمانى بيشتر مورد توجه قرار گرفتند؟
** در دوران مدرن، ارزش هاى اخلاقى به صورت جدى براى اولين بار مورد توجه كانت قرار گرفت.اينكه ارزش هاى اخلاقى را چگونه مى توان تفسير و توجيه نمود، همچنين ارزش هاى اخلاقى چه رابطه اى با دين دارند، در فلسفه كانت مطرح شد. كانت بر اين باور بود كه جوهره و ماهيت اصلى دين اخلاقيات است و مفهوم خدا پيش فرض اين موضوع است. يعنى اگر از قبل حدود وجودى خداوند تعريف نشود مفهوم اخلاق قابل تعريف نخواهد بود. پيامد مستقيم نظريه كانت اين بود كه با نفى وجود خدا، كم كم حقايق اخلاقى از ميان مى روند و زندگى اى كه كانت آن را مترادف با ارزش هاى اخلاقى مى دانست، بى معنى مى شود.كانت اخلاق را مساوى با دين مى دانست، در حالى كه دامنه دين وسيع تر از اخلاقيات است و شامل اعتقادات، اعمال و فقه نيز مى شود.بنابراين اين كه دين فقط مساوى با ارزش هاى اخلاقى نيست، نقدى بود كه فلسفه كانت وارد شد.واكنش ديگرى در برابر نظريات كانت مطرح شد اين بود كه براى ارزش هاى اخلاقى چه جايگاه معرفتى بايد قايل شد.
* فلاسفه اخلاق پس از كانت، چه جايگاه معرفتى اى براى ارزش هاى اخلاقى در نظر گرفتند؟
** در آغاز قرن بيستم ميلادى، مكتب پوزتويسم منطقى رشد كرد. پوزتويست هاى منطقى كه دل مشغولى اكثر آنها رشته هاى علوم پايه بود، حلقه اى در شهر وين تشكيل دادند و سلسله جلسات علمى بنا نمودند. آنها در حلقه بحث شان كه به حلقه وين شهرت يافت به مطالعه و بررسى برخى اصول مشغول نشدند. يك بحث كلى كه آنها مورد بحث قرار دادند اين بود كه ملاك معنادارى گزاره ها چيست و معنادارى آنها به چه معناست.در واقع شرايط و ملاك هاى معنادارى گزاره چيست؟پوزتويست هاى منطقى معتقد بودند كه فقط گزاره هايى كه مورد تجربه حسى مستقيم قرار گيرند و يا آن كه گزاره هاى تحليلى باشند، معنادار هستند.آنها گزار ه ها را به دو دسته تجربى و تحليلى تقسيم مى نمايند. گزاره هاى تجربى به وسيله تجربه و مشاهده حاصل مى شوند، اما گزاره هاى تحليلى نتايج تحليل عقلانى موضوع و محمول يا مقدم و تالى قضايا هستند.به عنوان مثال گزاره هاى رياضى گزاره هاى تحليلى اند، زيرا رياضيدان براى تحليل مسايل رياضى به ابزار تجربى نيازى ندارد.
* به نظر پوزتويست هاى منطقى، گزاره هاى اخلاقى تجربى هستند يا تحليلى؟
** پوزتويسم منطقى در غرب، در دهه دوم قرن بيستم رشد كرد و ده سال بعد هم افول نمود و اين افول به دليل نقدهاى بسيار جدى اى بود كه بر اين مكتب وارد شد.شايد بتوان گفت همين بحث چيستى ارزش ها به طور جدى پوزتويسم منطقى را به چالش كشيد. اينكه ماهيت و هويت گزاره هاى اخلاقى چيست، سوالى بود كه در برابر پوزتويست هاى منطقى قرار گرفت. به عنوان مثال وقتى مى گوييم نبايد دروغ گفت. اين گزاره ، گزاره اى است نه تجربى و نه تحليلى، اما مى دانيم اين گزاره معنادار است.
* به اعتقاد آنان چه ملاكى براى معنادارى گزاره هاى اخلاقى معتبر است؟
** پاسخ پوزتويست هاى منطقى اين است كه اصلا گزاره هاى اخلاقى را گزاره نمى دانند. در نظر آنها مهم ترين ويژگى يك گزاره اين است كه محدوده خاصى از عالم را توصيف نموده و خبرى از آن بدهد. گزاره هاى تجربى و تحليلى، عالم خارج را توصيف مى كنند، اما سرشت گزاره هاى اخلاقى به گونه اى است كه آنها توصيفى از عالم ارايه نمى دهند و تنها احساسات را بيان مى كنند. وقتى شما به كسى مى گوييد كه دروغ نگويد، منظور شما خبر دادن از يك واقعيت نيست، بلكه منظور شما بيان احساستان نسبت به عمل دروغ گفتن است.اين ديدگاه پوزتويست هاى منطقى را در برخى از آراى جامعه شناسان يا روانشناسان نيز ملاحظه مى كنيد.براى مثال فرويد مى گفت هنگامى كه غريزه جنسى انسان ارضا نشده بلكه سركوب مى شود، اين سركوب در ضمير ناخودآگاه انسان به صورت يك عقده درمى آيد. فرويد اعتقاد داشت كه ارزش هاى اخلاقى همان عقده هاى واپس زده شده اند و واقعيت ندارند.پوزتويست هاى منطقى هم مى گفتند كه ارزش هاى اخلاقى واقعيتى ندارند و تنها بيانگر احساسات اند، فرويد هم مى گويد اين ارزش ها واقعيت ندارند و فقط بيانگر عقده هاى سركوب شده مى باشند.در بين جامعه شناسان نيز اميل دوركهايم، جامعه را مساوى خدا مى دانست.او مى گفت خدا چيزى بيش از جامعه نيست. جامعه براى اين كه هويت خود را كنترل و هويت خويش را حفظ نمايد، مفهومى به نام خدا خلق كرده است تا بتواند هويت خويش را حفظ نمايد.نقطه اشتراك دوركهايم و پوزتويست هاى منطقى در اينجا است كه او هم اخلاقيات را واقعى نمى داند، بلكه آنها را بيانگر احساسات جامعه برمى شمارد.
* مكاتب ديگرى كه پس از كانت مطرح شدند، چه ديدگاه هايى درباره ارزش هاى اخلاقى داشتند؟
** ديدگاه ديگرى كه در قرن بيستم تقريبا به موازات طرح آراى پوزتويست هاى منطقى ارايه شد، به شهود گرايى شهرت يافت. جى مور انگليس و هم برتراند راسل، كسانى بودند كه اين ديدگاه را مطرح ساختند.از ديدگاه مور، گزاره هاى اخلاقى، گزاره هايى توصيفى اند و از عالم خارج گزارش مى دهند. از ديدگاه او عالم خارج محدود به عالم تجربه نمى شود، بلكه واقعيت هاى ديگرى چون واقعيت هاى اخلاقى نيز در عالم خارج وجود دارند.واقعيت هاى اخلاقى واقعيت هاى تجربى نيستند كه حاصل علوم تجربى باشند، بلكه واقعيت هايى شهودى و بديهى اند.البته بنا بر نظر مور تمام ارزش هاى اخلاقى بديهى نيستند، اما به نحوى بر همان ارزش هاى بديهى مبتنى مى باشند.مور باور داشت كه ارزش هاى اخلاقى، از عالم واقع خبر مى دهند و ساخته ذهن انسان و صرفا بيانگر احساسات انسانى نيستند.در مقابل مكتب شهود گرايى مور، مكتب نسبى گرايى اخلاقى پديد آمد. نسبى گرايى معتقد است كه ارزش هاى اخلاقى نسبى اند و نمى توان به طور مطلق آنها را درست دانست. ممكن است ارزش هاى اخلاقى در يك محيط راست و درست باشند و در محيطى ديگر دروغ و نادرست.
عمده ترين اشكالى كه مكتب نسبيت گرايى دارد اين است كه دامنه نسبى گرايى خيلى وسيع نيست و شامل همه ارزش هاى اخلاقى نمى شود.براى مثال مفهوم عدالت كه در مكاتب گوناگون تلقى هاى متفاوتى از آن وجود دارد، در تمام فرهنگ ها و جوامع مختلف و حتى جوامع غيردينى، واژه هاى پسنديده است.ديدگاه ديگرى نيز در قرن بيستم با عنوان ديدگاه تجويزى يا هدايت گرانه شكل گرفت. اين ديدگاه را اولين بار فيلسوفى به نام هير مطرح نمود.او بر اين باور بود كه گزاره هاى اخلاقى برخلاف آنچه پوزتويست هاى منطقى مى گفتند، توصيفى اند. مثالى كه او مى زند اين است كه وقتى به شما بگويم در را ببنديد در اينجا هيچ واقعيتى نيست كه اين گزاره از آن گزارش دهد.من با اين قضيه احساسات خود را نيز بيان نمى كنم، بلكه مى خواهم شما را به انجام عمل خاصى هدايت كنم. از منظر ديدگاه هدايت گرايانه، سرشت ارزش هاى اخلاقى در اين است كه انسان را به انجام يك عمل خاص هدايت كند.
* چگونه مى توانيم ديدگاه فيلسوفان غربى را نقادى كنيم؟
**به نظر من ديدگاه پوزتويست هاى منطقى بسيار تنگ نظرانه است. ما نبايد واقعيت هاى عالم را در واقعيت هاى تجربى خلاصه كنيم.عالم واقعيات بسيار وسيع تر از آن چيزى است كه تاكنون با حواس و يا تئورى هاى علمى بدان رسيده ايم. در صحنه علوم تجربى واقعيت هاى زيادى داريم كه با ابزارهاى امروزى نمى توان بدان رسيد، چه برسد به واقعيت هايى كه فراعلم هستند.به عنوان مثال اكنون موضوع فراروان شناسى مطرح شده است. روانشناسى يك علم تجربى بالينى است كه ابزارها و لوازم آزمايش مشخصى براى خود دارد، اما فرا روانشناسى علم تجربى نيست.موضوعاتى چون هيپنوتيزم، تله پاتى، خواب مصنوعى يا تاثير بر ذهن از راه دور در فرا روانشناسى مطرح اند.پوزتويست هاى منطقى كه شعبه اى از مكتب مادى گرايانه بودند، مى خواستند خيلى راحت و آسان ارزش هاى اخلاقى را نفى كنند.
وجود ارزش هاى مطلقه اى كه همه انسان ها در جوامع گوناگون آنها را قبول دارند نيز شاهدى بر رد مدعاى پوزتويست هاى منطقى است.واقعيت هايى در عالم انسانى وجود دارند كه ارزش هاى اخلاقى از آنها خبر مى دهند و با ابزار هاى علم مادى نيز نمى توان به آنها دست يافت.بنابراين ارزش هاى اخلاقى كاركرد بسيار بالاترى از بيان گرى احساسات جامعه، عواطف و غرايز جنسى دارند.نكته ديگر اين كه ارزش هاى اخلاقى يا مربوط به ساحت فردى انسان اند، يا به ساحت زندگى اجتماعى او؛ يعنى بعضى ارزش ها متعلق به خود انسان است، چه در اجتماع باشد و چه نباشد.براى مثال اين كه انسان نبايد عمر خود را تضييع كند يا به خود ضرر رساند از ارزش هاى فردى است و به زندگى اجتماعى ربطى ندارد، اما بسيارى از ارزش هاى اخلاقى، ارزش هاى اجتماعى اند، انسان نبايد به ديگران دروغ بگويد يا به اجتماع و جامعه خود خيانت كند.ارزش هاى اخلاقى اجتماعى در واقع حافظ اجتماعات انسانى اند و حيات آنها را تضمين مى نمايند. اين ارزش ها نيز از واقعيت هاى فيزيكى و تجربى هستند و محدود كردن واقعيت ها مراتب دارند، يعنى دسته اى از آنها مخصوص همين عالم ماده است و دسته اى ديگر در ساحت هاى غيرمادى يافت مى شوند.
* فيلسوفان اسلامى در خصوص گزاره هاى اخلاقى چه ديدگاهى دارند؟
** از منظر فلاسفه اسلامى گزاره ها به دو ساحت حكمت نظرى و حكمت عملى متعلق اند؛ حكمت نظرى هست ها و يا نيست ها را توصيف مى نمايد.براى مثال علم رياضيات يا فيزيك، متعلق به حكمت نظرى است. در رياضيات بيان مى شود كه مجموع زواياى مثلث ۱۸۰ درجه است يا نيست.در فيزيك اعم از نظرى يا تجربى، صحبت از بودن يا نبودن پديده ها و رابطه هاى فيزيكى در ميان آنهاست. اما دسته اى از گزاره ها وجود دارند كه متعلق به حكمت نظرى نيستند. آنها از هست ها و نيست ها و از وجود و عدم گزارش نمى دهند، بلكه از بايدها و نبايدها بحث مى نمايند. اين گزاره ها به ساحت حكمت عملى تعلق دارند.
چه در حوزه حكمت نظرى، گزاره هايى بديهى وجود دارند. البته ميان بديهيات در حكمت نظرى و حكمت عملى تفاوتى وجود دارد. در حكمت نظرى اگر انسان باشد يا نباشد، بديهيات معتبر هستند. اگر در عالم هيچ رياضى دانى وجود نداشته باشد، دو مقدار مساوى با مقدار سوم، با هم مساوى اند. اما بديهيات حوزه حكمت علمى وابسته به عالم رفتار انسانى اند.اگر انسان ها موجود نباشند، نمى توانيد بگوييد دروغ گفتن امرى زشت و ناپسند است، چون دروغ گفتن مربوط به عالمى است كه عقل و عمل و رفتار انسانى وجود داشته باشد.از ديدگاه روانشناختى نيز گفته مى شود كه اين گزاره هاى بديهى در ضمير ناخودآگاه انسان هستند و ممكن است در اثر عواملى پنهان شوند و در بعضى جاها نيز بروز نمايند. علما اين بديهيات را «حسن و قبح عقلانى» ناميده اند. وقتى شما مى گوييد ظلم قبيح است اين مطلب را همه انسان ها مى پذيرند.
زشت بودن ظلم را نمى شود ثابت كرد، بلكه ظلم قبح ذاتى دارد يا بدون آن كه استدلالى داشته باشيم، مى پذيريم كه عدالت داراى حسن ذاتى است. ارزش هاى اخلاقى كه حسن و قبح ذاتى دارند، مبناى تمام ارزش هاى اخلاقى ديگر هستند.
اگر شما به بديهى بودن دسته اى از ارزش هاى اخلاقى قائل نباشيد، نمى توانيد بگوييد كه خدا بايد در روز قيامت افراد نيكوكار را به بهشت و بدكاران را به جهنم ببرد.

منبع: روزنامه جوان

کریمی که جهان پاینده دارد               تواند حجتی را زنده دارد

 

دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی

سه شنبه 2 فروردین 1390  3:00 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها