مسئله شفاعت
|
مسئله شفاعت
|
از جمله مباحث مهمي كه در خصوص نظام حسابرسي روز قيامت بايستي مورد بررسي و دقت نظر قرار گيرد، مبحث شفاعت است كه ذيلاً به اختصار آن مي پردازيم.
|
آيات نافي
نمونه آياتي كه شفاعت را درباره برخي از گروهها نفي مي كنند، عبارتند از:
-1 ان¬فِقُوا مِمّا رَزَق¬ناكُم¬ مِّن¬ قَب¬لِ ان يَا¬تِيَ يَو¬مٌ لاّ بَي¬عٌ فِيهِ وَ لاخُلَّهٌ وَ لاشَفاعَهٌ (بقره/254)
( از آنچه به شما روزي داده ايم انفاق كنيد، پيش از آنكه روزي فرا رسد كه در آن نه داد و ستدي است و نه دوستي و نه شفاعتي.)
-2 وَ لايُق¬بَلُ مِن¬ها شَفاعَهٌ ( بقره /48( ) و نه از او شفاعتي پذيرفته مي شود........)
-3 فَما تَن¬فَعُهُم¬ شَفاعَهُ الشّافِعِينَ (مدثر/48( ) و شفاعت شفاعتگران آنها را سود نبخشد.)
-4 اللهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ ال¬ار¬ضَ وَ ما بَي¬نَهُما في سِتَّهِ ايّامٍ ثُمَّ اس¬تَوي عَلَي ال¬عَر¬شِ ما لَكُم¬ مِِّن¬ دُونِهِ مِن وَلِيٍّ وَ لاشَفِيعٍ افَلاتَتَذَكَّروُنَ (سجده/4() خدا كسي است كه آسمانها و زمين و آنچه را كه ميان آن دو است، در شش هنگام آفريد، آنگاه بر عرش استيلايافت، براي شما غير از او سرپرست و شفاعتگري نيست؛ آيا باز هم پند نمي گيريد؟.)
آيات مثبت
آياتي است كه شفاعت را مشروط به اذن و فرمان خدا مي كند، مانند: مَن¬ ذَا الَّذِي يَش¬فَعُ عِن¬دَهُ الاّ بِاذ¬نِهِ (بقره/255)
( كيست آن كس كه جز به اذن او در پيشگاهش شفاعت كند؟.)
وَ لاتَن¬فَعُ الشَّفاعَهُ عِن¬دَهُ الاّ لِمَن¬ اذِنَ لَهُ (سبا/23)
( و شفاعتگري در پيشگاه او سود نمي بخشد، مگر براي آن كس كه به وي اجازه دهد.)
آياتي كه شرايطي براي شفاعت شونده بيان كرده است كه گاهي اين شرط را رضايت و خشنودي خدا معرفي مي كند، مانند:
وَ لايَش¬فَعُونَ الاّ لِمَنِ ار¬تَضي (انبياء/28)
( جز براي كسي كه خدا رضايت دهد؛ شفاعت نمي كنند.)
طبق اين آيه شفاعت شفيعان منحصراً شامل حال كساني است كه به مقام ( ارتضاء) يعني پذيرفته شدن در پيشگاه خداوند، رسيده اند. و گاه شرط آن را گرفتن عهد و پيمان نزد خدا معرفي مي كند، مانند:
لايَم¬لِكُونَ الشَّفاعَهَ الاّ مَنِ اتَّخَذَ عِن¬دَ الرَّح¬منِ عَه¬داً (مريم/87)
( آنان اختيار شفاعت را ندارند، جز آن كس كه از جانب خداي رحمان پيماني گرفته است.)
“منظور از اين عهد و پيمان ايمان به خدا و پيامبران الهي است”.
و زماني “صلاحيت شفاعت شدن” را از بعضي از مجرمان سلب مي كند، مانند سلب شفاعت از ظالمان در آي زير:
ما لِلظّالِمِينَ مِن¬ حَمِيمٍ وَ لاشَفِيعٍ يُطاعُ (غافر/18)
( براي ستمگران نه ياري است و نه شفاعتگري كه مورد اطاعت باشد.)
و به اين ترتيب داشتن عهد و پيمان الهي يعني ايمان، و رسيدن به مقام خشنودي پروردگار و پرهيز از گناهاني چون ظلم و ستم، جزءِ شرايط حتمي شفاعت است.1
جمع بندي
نسبتي كه اين دو دسته آيات (نافي و مثبت) با هم دارند، نظير نسبتي است كه دو دسته آيات راجع به علم غيب با هم دارند، يك دسته علم غيب را منحصر در خدا مي كند، دسته ديگر آن را براي غير خدا نيز اثبات نموده، قيد رضاي خدا را شرط مي كند، دسته اول مانند آي (قُل¬ لايَع¬لَمُ مَن¬ فِي السَّماواتِ وَ ال¬ار¬ضِ ال¬غَي¬بَ؛ بگو هر كه در آسمانها و زمين است جز خدا غيب را نمي شناسند( )نمل/65) و آيه وَ عِن¬دَهُ مَفاتِحُ ال¬غَي¬بِ لايَع¬لَمُها الاّ هُوَ (انعام/59( )و كليدهاي غيب نزد اوست. جز او كسي آن را نمي داند.) و از دسته دوم مانند عالِمُ ال¬غَي¬بِ فَلايُظ¬هِرُ عَلي غَي¬بِهِ احَداً الاّ مَنِ ار¬تَضي مِن رَّسُولٍ ... (جن/27-26( )داناي نهان است، و كسي را برغيب خود آگاه نمي كند. جز پيامبري را كه از او خشنود باشد..)
و همچنين نسبت ميانه آن دو دسته آيات شفاعت، نظير نسبتي است كه ميان دو دسته آيات راجع به مرگ، و نيز دو دسته آيات راجع به خلقت و رزق، و تاثير، و حكم، و ملك ، و امثال آن است، كه در اسلوب قرآن بسيار زياد ديده مي شود، يكجا مرگ بندگان و خلقتشان و رزقشان و ساير نامبرده ها را به خود نسبت مي دهد، و جايي ديگر براي غير خود اثبات مي كند، و قيد اذن و مشيت خود را بر آن اضافه مي نمايد.
و اين اسلوب كلام، به ما مي فهماند كه به جز خداي تعالي هيچ موجودي به طور استقلال مالك هيچ يك از كمالات نامبرده نيست، و اگر موجودي مالك كمالي باشد، خدا به او تمليك كرده، حتي قرآن كريم در قضاهاي رانده شده به طور حتم، نيز يكنوع مشيت را براي خدا اثبات مي كند، مثلاً مي فرمايد:
فَامَّا الَّذينَ شَقُوا فَفِي النّارِلَهُم¬ فِيها زَفيرٌ وَ شَهِيقٌ* خالِدينَ فيها مادامَتِ السَّماواتُ وَ ال¬ار¬ضُ الاّ ما شآءَ رَبُّكَ انَّ رَبَّكَ انَّ فَعّالٌ لِّما يُريد*ُ وَ امّا الَّذِينَ سُعِدُوا فَفِي ال¬جَنَّهِ خالِدينَ فِيها مادامَتِ السَّماواتُ وَ ال¬ار¬ضُ الاّ ما شآءَ رَبُّكَ عَطآءً غَي¬رَ مَج¬ذُودٍ (هود/108-106)
( و اما كساني كه تيره بخت شده اند، در آتش فرياد و ناله اي دارند- تا آسمانها و زمين برجاست، در آن ماندگار خواهند بود، مگر آنچه پروردگارت بخواهد، زيرا پروردگار تو همان كند كه خواهد- و اما كساني كه نيكبخت شده اند، تا آسمانها و زمين برجاست، در بهشت جاودانند، مگر آنچه پروردگارت بخواهد، كه اين بخششي است كه بريدني نيست.)
پس روشن مي شود كه سعادت و شقاوت و خلود در بهشت و دوزخ را بااينكه از قضاهاي حتمي او است، و مخصوصاً درباره خلود در بهشت صريحاً فرموده: عطائي است قطع نشدني اما در عين حال اين قضا را طوري نرانده كه العياذ بالله دست بند به دست خود زده باشد، بلكه باز سلطنت و ملك خود را نسبت به آن حفظ كرده، و فرموده: (پروردگارت به آنچه اراده كند فعال است)، يعني هرچه بخواهد مي كند. (هود/107)
كوتاه سخن اينكه نه اعطاء و دادنش طوري است كه اختيار او را از او سلب كند، و بعد از دادن نسبت به آنچه داده ندار و فقير شود، و نه ندادنش او را ناچار به حفظ آنچه نداده مي سازد، و سلطنتش را نسبت به آن باطل مي كند. از اينجا معلوم مي شود: آياتي كه شفاعت را انكار مي كنند، اگر بگوئيم: ناظر به شفاعت در روز قيامت است، شفاعت به طور استقلال را نفي مي كند، و مي خواهد بفرمايد: كسي در آن روز مستقل در شفاعت نيست، كه چه خدا اجازه بدهد و چه ندهد او بتواند شفاعت كند، و آياتي كه آن را اثبات مي كند، نخست اصالت در آن را براي خدا اثبات مي كند، و براي غير خدا به شرط اذن و تمليك خدا اثبات مي نمايد، پس شفاعت براي غير خدا هست، اما به اذن خدا.2
شفيعان روز جزا
از آيات قرآن مجيد، استفاده مي شود كه شفيعان در روز قيامت متعددند، ( و داير شفاعت آنها متفاوت است) از مجموع رواياتي كه از منابع شيعه و اهل سنت نقل شده- و اين روايات بسيار زياد است- استفاده مي شود كه اين شفيعان در قيامت براي گنهكاراني كه زمينه هاي شفاعت در آنها موجود است شفاعت مي كنند.
-1 نخستين شفيع شخص پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) است، چنانكه در حديثي مي خوانيم رسول الله فرمود، “ انا اول شافع في الجنه”3
-2 تمام انبياء از شفعاء روز قيامتند، چنانكه در حديث ديگري از پيغمبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) آمده است كه فرمود، “يشفع الانبياء في كل من شهيد ان لااله الاالله مخلصاً فيخرجونهم منها”4 پيامبران دربار تمام كساني كه از روي اخلاص به وحدانيّت خداوند گواهي مي دهند شفاعت مي كنند، و آنها را از دوزخ خارج مي سازند.
-3 فرشتگان از شفيعان روز محشرند، همان گونه كه از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده: “يؤذن للملائكه و النبييّن و الشهداء ان يشفعوا”5 در آنروز به فرشتگان و انبياء و شهداء اجازه داده مي شود كه شفاعت كنند.
4و-5 ائمه معصومين و شيعيان آنها نيز شفاعت مي كنند چنانكه علي (علیه السلام) مي فرمايد “ لنا شفاعه و لاهل مودتنا شفاعه”6 براي ما شفاعت است و براي ما دوستان ما نيز مقام شفاعت است.
6و7 - علماء و دانشمندان و همچنين شهيدان راه خدا از شفيعانند چنانكه در حديثي از پيغمبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) مي خوانيم، “يشفع يوم القيامه الانبياء ثم العلماء ثم الشهداء “7، روز قيامت نخست انبياء شفاعت مي كنند سپس علما، و بعد از آن شهداء.
حتي در حديثي از همان حضرت (علیه السلام) آمده است كه “ يُشَفَّعُ الشَّهِيدُ في سبعيِنَ انساناً مِن اهل بيتِهِِ”8 شفاعت شهيد دربار هفتاد نفر از خانواده اش پذيرفته مي شود.
و در حديث ديگري كه مرحوم “ علامه مجلسي” در “ بحارالانوار” آورده : “ شفاعت آنها دربار هفتاد هزار نفر پذيرفته مي شود”9
و با توجه به اينكه عدد هفتاد، و هفتاد هزار، هر دو از اعداد تكثير است منافاتي بين اين دو روايت نيست.
-8 قرآن نيز در روز قيامت شفاعت مي كند چنانكه حضرت علي (علیه السلام) مي فرمايد:
“ وَاع¬لَمُوا انَّهُ ( القرآن) شافِعٌ مُشَفَّعٌ “10 بدانيد قرآن شفاعت كننده اي است كه شفاعتش پذيرفته مي شود.
-9 كساني كه عمري در اسلام صرف كرده اند، چنانكه در حديثي از پيغمبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) مي خوانيم: “اذا بلغ الرجل التسعين غفرالله ما تقدّم من ذنبه و ما تاخر و شفّع في اهله”11 هنگامي كه انسان به نود سالگي برسد ( و در مسير ايمان سير كند) خداوند گناهان گذشته و آينده او را مي بخشد، و شفاعت او در خانواده اش پذيرفته مي شود.
-10 عبادات نيز شفاعت مي كنند، چنانكه در حديثي از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آمده است:”الصيام و القرآن يشفعان للعبد يوم القيامه”12
روزه و قرآن براي بندگان در قيامت شفاعت مي كنند.
-11 از بعضي از روايات استفاده مي شود كه اعمال نيك مانند امانتي كه انسان در حفظ آن كوشيده است نيز در قيامت از انسان شفاعت مي كند.13
-12 جالب اينكه از بعضي روايات استفاده مي شود كه خود خداوند هم شفاعت گنهكاران مي كند، چنانكه در حديث ديگري از رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) آمده است: “ يشفع النبيون و الملائكه و المؤمنون فيقول الجبار بقيت شفاعتي”14
در قيامت پيامبران و فرشتگان و مؤمنان شفاعت مي كنند، و خداوند مي گويد شفاعت من باقي مانده است.
باز تكرار مي كنيم كه شفاعت شرايط و قيودي دارد كه بدون آن امكانپذير نيست.15
“نتيجه”
سپاس و حمد و بي اندازه و قياس از ويژگيهاي حضرت ربِّ ودود ذوالجلال و الاكرام ، خداي منّان است كه بشر را بعد از آفرينش و هدايت تكوينيّه به خلعت حركت به سوي كمال به هدايتِ تشريعيّه راهنمايي و مخلّع فرمود ؛ اللهُ وَليُّ الَّذينَ آمَنوُا يُخرِجُهُم مِنَ الظُّلماتِ اِلَي النُّور .
و پاكترين درود و تحيّت و اكرام بر پيامبران و برگزيدگان راه خدا و طريق هدايت به سوي معارف حقّه او باد؛ كه با ارشاد خود بشر را از ظلمت كه جهل به وادي انوار علم و دانش الهيّه رهبري نمودند، و از جمود و ركود به مقام سع اطلاق و گشايش حقايق و واقعيات به پرواز در آوردند؛ خاصّه خاتم پيغمبران حضرت سيّد المرسلين محمد بن عبدالله (صلی الله علیه و آله و سلم) و جانشينان و يازده فرزند امجد او ، كه يكي پس از ديگري عالم را به نور وجود خود منوّر ؛ و با تحمّل اعباء خلافت و امامت الهي ، كاروان بشريت را به ميقات خدا و لقاء او رهنمون شدند؛ و صداي پر طنين جرس قافله را به گوش جهانيان رساندند. در دلهاي مردم از نفحات قدسّيه ، نور و سرور و حبور وارد كرده؛ و آن دلها را به مقام عزّ خدا پيوستند؛ و راه عبور از عقبات مخوفه و كريوه هاي مهول نفس را به راستي و درستي نشان داده ، به مراحل و منازل واقعه در طي طريق آشنا نمودند ؛ و انسان را به آخرين منزل خود كه مقام مقرّبين و صدّيقين و مخلَصين است به حرم امن و امان حضرت پروردگار جميل و جليل رهبري كردند.
با توجه به مجموع مطالبي كه مطرح شد مي توان به اين نتيجه رسيد كه علائم و حوادث آغازين قيامت و حوادث پايان دنيا، و حوادث آغازين قيامت، و صحنه هاي قيامت هشداري است به انسان در زمين فناي اين جهان ، تا آن را سراي جاويدان خود نداند، به آن دل نبندد، به خاطر آن آلود هزاران گناه نشود.
آيات قرآن كريم مكرراً صحنه هاي سخت و سهمگين قيامت را يادآوري مي فرمايد و همين تاكيد ويژه بر ياد قيامت بيانگر اهميت فوق العاده آن روز است.
حال كه ما مي دانيم در روز قيامت اقام قسط خواهد شد و شاهدان اعمال ما انسانها جهت اقامه و اداء شهادت قيام خواهند كرد و در محضر باري تعالي بر اعمال بندگان شهادت خواهند داد. اميد است با بهره گيري از ارشاد پيامبران الهي هر لحظه آماده مسافرت بوده و كوله بار خود را از اعمال خدا پسندانه پر نموده و توش سفر برگيريم.
قبل از سفر دست نياز به درگاه باري تعالي نموده و با ديد گريان و قلب پريشان مي گويم:
بار الها ما را از مؤمناني قرار ده كه بين ما و آتش دوزخ فاصله طولاني باشد و در بهشت برينت به نعمت مادي و معنويش متنعّم و با اوليايت محشور.
پي نوشتها
1 -تفسير نمونه، ج1، ص227 .
-2 ترجم تفسير الميران، ج 1، ص 238-237.
-3 “ صحيح مسلم”، طبع بمطبعه مصطفي البابي الحلبي و اولاده بمصر جماد ثان 1377 ه ، ج1، ص 88.
-4 حنبل ، احمد ، مسند ، ج 3 ، ص12 .
-5 همان منبع، ج5، ص43 .
-6 شيخ صدوق ، ابي جعفر ، “ خصال صدوق” ، مترجم : آيت الله محمدباقر كمره اي ، انتشارات كتابچي ، چاپ هفتم ، 1374 ، ج2 ،ص 417.
-7 يزيد القزويني ابن ماجه ، الحافظ ابي عبدالله ، “سنن ابن ماجه”، تحقيق محمد فواد عبدالباقي ، الجزء الثاني وار احياء التراث ، ج 2، ص 1443 ، ح4313 .
-8 “ سنن ابن داود”، شركه مكتبه و مطبعه مصطفي البابي الحلبي و اولاده بمصر، ج 2، ص15 .
-9 بحارالانوار ، ج100، ص14 .
-10 محمد ، دشتي ، نهج البلاغه امير المومنين علي (علیه السلام) ، خطبه 176، ص334 .
-11 مسند احمد، ج 2، ص 89.
-12 همان منبع ، ج2، ص 174.
-13 ر.ك ، شهر آشوب ، ابي جعفر، مناقب آل ابي طالب(علیه السلام)، ج 2 ، ص .165-161
-14 صحيح بخاري، طبع علي نفقه مكتبه و مطبعه دار التعاون لصاحبها عباس احمد البازر مكه المكرمه ، ج 9، ص .149
-15 تفسير نمونه، ج 25، ص259-257 .
|
کریمی که جهان پاینده دارد تواند حجتی را زنده دارد
دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی
دوشنبه 1 فروردین 1390 11:49 PM
تشکرات از این پست