0

مراد از تعريف دين

 
mohamadaminsh
mohamadaminsh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 25772
محل سکونت : خوزستان

مراد از تعريف دين



مراد از تعريف دين

دين حب است، تسليم است، عبوديت است، اسلام است، عهد است، اينها همه درست است اما تعريف نيست. اگر اقوال و اعمال ديني ديندار را هم در نظر آوريم و وصف كنيم باز آن وصف را نمي توان تعريف دين دانست. مردم شناسان و جامعه شناسان و روانشناسان و فيلسوفان معمولااز بيرون به دين نگاه مي كنند و هر يك از طريقي خاص مي كوشند اوصاف كلي آن را به دست آورند. حاصل جمع و خلاصه اوصافي را كه اين طوايف گرد آورده اند مي توان در دو كلمه خلاصه كرد وگفت كه دين اعتقاد به امر قدسي و عمل به احكام ديني و مناسك مقرر است ولي مشكل درك معني اعتقاد و مخصوصا اعتقاد به امر قدسي است. امر قدسي چيست و ما چگونه و از چه راهي به امر قدسي و متعالي مي رسيم و به آن ايمان مي آوريم. آنكه في المثل منشا اعتقاد به دين را ترس مي داند از امر قدسي چيزي مي فهمد و آن كه بشر را فطرتا موجود ديني مي شناسد امر قدسي در نظرش چيز ديگر است. پيش از آن كه دين را تعريف كنيم بايد بدانيم بشر با دين چه نسبتي دارد. اگر نسبت بشر با دين و بي ديني مساوي است واين نسبت اتفاقا برقرار شده است در واقع آنها دو موجود مستقل از يكديگرند و بشر با نگاهي كه از بيرون به دين مي اندازد مي تواند تا حدي آن را درك كند. اما گر خميره آدمي با دين سرشته شده باشد در شناخت دين وجود شخص ديندار نيز در ميان است و با نظر به دين به عنوان امر بيروني نمي توان به تحقيق در آن پرداخت. با اين بيان در حقيقت تصديق كرده ايم كه دين به ما تعلق ندارد بلكه ما به دين تعلق داريم و متعلق چگونه مي تواند امري را كه به آن تعلق دارد تعريف كند.

کریمی که جهان پاینده دارد               تواند حجتی را زنده دارد

 

دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی

دوشنبه 1 فروردین 1390  11:43 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها