نويسنده :مرجان توکلي
در اواخر سال 1800 ميلادي ، يک اسقف سرشناس به تمام قسمت هاي ايالات متحده سفر کرده و با رهبران ديني دانشگاهيان به بحث و تبادل نظر مي پرداخت . در يکي از توقف هايش ، از او دعوت شد تا با چند نفر از رهبران صاحب نام در ضيافت شام شرکت کند . هنگام صرف شام ، از اسقف پرسيدند : " فکر مي کنيد در آينده وضعيت ما چگونه مي شود ؟" او بعد از لختي تامل ، پاسخ داد : " آينده بسيار تاريک و سرد است . به عقيده ي من هر آنچه که بايد کشف مي شد کشف کرده ايم ؛ هر آنچه که بايد ساخته مي شد ساخته ايم ؛ و هر آنچه بايد اختراع مي شد اختراع کرده ايم " يکي از حضار گفت : " اما من فکر مي کنم که بشر بايد روزي ياد بگيرد که مثل پرنده ها پرواز کند "
اسقف جواب داد : " تو ديوانه اي ! تنها فرشتگان مستحق پرواز هستند " . اين را گفت و با عصبانيت هر چه تمامتر از اتاق خارج شد . شايد تعجب کنيد : نام خانوادگي اسقف " رايت " بود !
سال ها بعد ، ارويل و ويلبر ـ پسران اين مرد ـ در لجن زارهاي بادگير منطقه کيتي هاک روياي پرواز را تحقق بخشيدند .
$اصل موفقيت
ما انسان ها در دنيايي بسيار غني زندگي مي کنيم . بايد باور تغيير را با آغوش باز بپذيريم .
باورهاي جديد و بهتر براي تلنگر زدن به پتانسيل بالاي اين جهان مورد نياز هستند . هيچ گاه خود و ديگران را دست کم نگيريد . بقيه ، ايده هاي تان را به مسخره گرفته و به شما مي خندند ؛ به يقين اين شما هستيد که سرانجام لبخند پيروزي بر لبان تان مي نشيند .
منبع :مجله موفقيت شماره ي 170.