بعضي وقتها هم ما به بچهها قولهايي ميدهيم. قولهايي براي خريدن چيزهايي به مناسبت رسيدن سال نو؛ حالا اسمش را عيدي ميگذاريم يا يك چيز ديگر، خيلي فرقي در اصل موضوع نميكند.
در همه موارد و بويژه در مورد بچهها بايد يادمان باشد وقتي قولي ميدهيم، بدانيم كه بايد به آن عمل كنيم.
عدم رعايت اين اصل (باز هم بويژه در مورد كودكان) آنها را بشدت دچار يك تناقض روحي ميكند. كودكان والدين خود را سمبلهاي اصلي زندگي و الگوهايي قابل تبعيت ميدانند؛ خيلي از اوقات بچهها پدرشان را قويترين مرد جهان تصور ميكنند و مادرشان را مهربانترين فرشتهاي كه خدا آفريده است. ما هم گاهي اوقات بدون توجه به اين نگاه فرزندانمان، با رفتارهايي كه از ديد خودمان چندان اهميتي ندارند، نه تنها آن تفكرات را ميشكنيم و نابود ميكنيم كه سلامت روحي آنها را با خطري جدي مواجه ميسازيم.
شايد ما بدون آن كه بخواهيم، در اثر تراكم كارهاي اداري يا يك فراموشي ساده، نسبت به قولي كه به فرزندمان دادهايم بيتوجهي ميكنيم؛ شايد آن موقع با خودمان بگوييم خب اگر امروز نشد يك روز ديگر آن را برايش ميخرم يا... . اينها از ديدگاه ما كه هر روز با مشغله و فكرهاي مختلفي مواجه هستيم شايد كم اهميت جلوه كند؛ اما بايد بدانيم اثري جدي بر سلامت روح و روان فرزندانمان خواهد گذاشت.
پس اگر قول خريدن اسباببازي يا وسيله خاصي را به عنوان عيدي به بچهها دادهايد، از همين حالا به فكر خريدش باشيد. هر چه به روزهاي پاياني سال نزديكتر شويم، تراكم كارها، فراموشيهاي بيشتري را بر رفتار ما حاكم ميكند.
عيديها را در فرصت مناسبي بخريد و دور از چشم بچهها آنها را در جاي امني پنهان كنيد تا در روز نخست سال جديد، غريو شادي كودكان در خانه بپيچد.