ایلنا: مقولهي فرهنگ، همواره از نگاه جامعهشناسان و كارشناسان فرهنگي از جايگاه ويژهاي برخوردار بودهاست. تا جايي كه در اغلب اين نظرات، پرداخت به اين مقوله بايد در اولويتهاي مديريتي جامعه قرار گيرد و اهميت آن را حتي فراتر از عرصههاي اقتصاد، صنعت، كشاورزي و ... ميدانند زيرا معتقدند روند رشد و ارتقاء كشور در حوزههاي مذكور، بدون رشد فرهنگي امكان پذير نيست و يا بيارزش است. از طرفي اين باور در ميان كارشناسان وجود دارد كه اگر فرهنگ يك جامعه، فرهنگي مترقي و ارزشمدار باشد، خواهناخواه رشد و تعالي در گرايشهاي ديگر اجتماعي به وقوع خواهد پيوست.
اما عرصهي فرهنگ در كشورمان كه در گرايشهاي مختلف ازسوي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي مديريت ميشود، در طول سالهاي اخير همواره عرصهاي چالش برانگيز بوده به نحوي كه كمتر دورهاي را به ياد داريم كه اهالي فرهنگ و فعالان عرصههاي هنري از عملكرد مديران فرهنگي ابراز رضايت و خشنودي كردهباشند و اين مساله ميتواند روشنگر اين مطلب باشد كه مديريتهاي فرهنگي در ايران، هميشه يك گام عقبتر از ظرفيتهاي فرهنگي و هنري حركت كردهاست.
از آنجايي كه بحث بودجه، در مقولههاي فرهنگي حرف اول را در مديريتهاي فرهنگي كشورمان ميزند و همواره دستآويزي به حق براي مديران است تا كردهها و نكردههاي خود را با ميزان بودجهي تخصيص يافته؛ توجيه كنند، بر آن شديم تا موقعيت بودجهي فرهنگي در سال 89 را مورد بررسي قرا دهيم. البته اين بدان معنا نيست كه ضعفهاي مديريتي در بين مديران وجود نداشته و همه تقصيرها را بايد به گردن كسري بودجه انداخت.
نخست بهعنوان فتحالباب گزارش، برميگرديم به اواخر سال 88. البته پيشتر يادمان هست كه سيدمحمد حسيني در آذرماه سال 88 از قانع شدن رييسجمهور براي حمايت فرهنگي در بودجهي سال 89 خبر داده بود و همچنين در اين گفتگو به موقعيت و نيازهاي فرهنگي اشاره كرد بود و بر تمرکز زدائی در فعالیتهای فرهنگی و تاسيس نهادهاي فرهنگي در استانها و شهرستانها، پيگيري پروژههاي فرهنگي با رويكرد پيوست فرهنگي، افزایش فرهنگ کتابخوانی، فعالیتهای پژوهشی در حوزه فرهنگ و لزوم همکاری اساتید دانشگاهها با نشریات تاكيد كرده بود.
رييسجمهور لايحهي بودجه سال 89 را به مجلس برد و در ارائهي اين لايحه از اشاره كردن به جايگاه حساس فرهنگ در عرصههاي مختلف كشور غافل نشد و در اين مورد با اشاره به یکی از مهمترین ویژگیهای آن كه توجه ویژه به بخش فرهنگ است و اساس حرکت ملت ایران و انقلاب اسلامی یک حرکت فرهنگی بوده و از نگاه اعتقادی ما اقتصاد، تولید، عمران، روابط اجتماعی، تحرکات سیاسی و اصل حکومت باید در خدمت اعتلا و ارتقاء فرهنگ و ارزشهای اخلاقی قرار گیرد، گفت: «برای افزایش نشاط اجتماعی و توسعهي مراکز فرهنگی ازجمله سینماها، مصلاها، مساجد، مراکز نمایشی، حوزههای علمیه و همه کانونهایی که بهطور خاص مسئولیت فرهنگی دارند، بودجه پیشبینی شده است.»
رييسجمهور در لایحهي بودجه 368 هزار میلیارد تومانی سال 1389 کل کشور؛ به بودجهي فرهنگي سال 88 را كه 3500 میلیارد تومان بود، مبلغ 1500 میلیارد تومان به عنوان اعتبارات ارتقاء شاخصهای فرهنگی کشور افزود كه از این 1500 میلیارد تومان، 900 میلیارد تومان آن را به بودجه جاری و 600 میلیارد تومان مابقی را به بودجه عمرانی و زیرساختهای فرهنگی اختصاص داد.
در این بودجه 1500 میلیارد تومانی که در جدول شماره 14 لایحه بودجه برای استانهای مختلف مشخص شده، بودجه استان "خراسان رضوی " 200 میلیارد تومان و بودجه استانهای "آذربایجان شرقی "، "اصفهان "، "شیراز " و "خوزستان " همردیف با استان تهران 100 میلیارد تومان مشخص شده است.
جای سوال است که چرا بودجه "خراسان رضوی " دو برابر تهران تعیین شده و بودجه استان "تهران " با تراکم جمعیتی بسیار بالا، با استانی نظیر "آذربایجان شرقی " مقایسه شده است.
همچنین در بند "9- ج " ماده واحده لایحه بودجه سال 1389 کل کشور؛ مقرر شد به منظور توسعه امور فرهنگی، ورزشی، اجتماعی و حمایتی، 3 درصد از درآمدهای عملیاتی شرکتهای دولتی موضوع ماده (5) قانون مدیریت خدمات کشوری و بانکها و مؤسسات انتفاعی وابسته به دولت در سال 1389، توسط خزانه کسر و به حسابی که به همین منظور؛ واریز و توسط معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور بین دستگاههای ذیربط توزیع شود. از این 3 درصد، یک درصد آن مربوط به حوزهي "فرهنگ "، یک درصد مربوط به حوزه "ورزش " و یک درصد مربوط به حوزه "اجتماعی " اختصاص يافت. هرچندكه اين 3 درصد و سپردن آن به رحيم مشايي رييسن كميسيون فرهنگي دولت، از همان نخست براي برخي از نمايندگان مجلس مبهم بود، آنچنانكه حمید رسایی " عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی" در يكي از گفتگوهايش اشاره كردهبود: ممکن است برخی از نمایندگان به دلیل اینکه برداشتشان این است که این بخش از بودجه در اختیار آقای "رحیم مشائی " رئیس کمیسیون فرهنگی دولت قرار میگیرد، یک مقدار با نگاه منفی به این بخش از امتیاز بودجه فرهنگی نگاه کنند.
هرچند برخي از نمايندگان كميسيون فرهنگي مثل علی مطهری در اواسط بهمن ماه، برخی ردیفهای بودجه ارائه شده را بسیار کلی عنوان كرد و گفت؛ «ردیفهای بودجه کلی دست دولت را برای اینکه آن را به مصرف دلخواه خود برساند باز میگذارد و دیگر اینکه نظارت مجلس را هم محدود میکند» اما به هرتقدير لايحه بودجه سال 89 بسته شد و پيرو جدول شماره 14 لایحه بودجه، اعتبارات اختصاص يافته به استانها براساس مبلغ میلیون ریال از اين قرار بود: مرکزی: 280.000، 168.000 گیلان: 500.000، 300.000، مازندران 600.00، آذربایجان شرقی: 1.000.000، آذربایجان غربی: 600.000، کرمانشاه: 370.000، خوزستان: 1.000.00، فارس: 1.000.000 کرمان: 560.000، خراسان رضوی: 2.000.000، اصفهان: 1.000.000، هرمزگان: 280.000، سیستان و بلوچستان: 500.000، کردستان: 280.000، همدان: 370.000، لرستان: 370.000، ایلام: 200.000، زنجان: 200.000، چهارمحال و بختیاری: 200.000 ، کهگیلویه و بویراحمد: 200.000، سمنان: 200.000، یزد: 200.000، بوشهر: 200.000، تهران: 1.000.000، اردبیل: 230.000، قم: 700.000، قزوین: 230.000، گلستان: 330.000، خراسان شمالی: 200.000، خراسان جنوبی 200.000 .
سال ديگري براي فرهنگ و هنر ايران آغاز شد اما انتقادات ازسوي نمايندگان يكي پس از ديگري به گوش رسيد. انتقاداتي كه عموما بر نحوهي مصرف بودجه در عرصههاي فرهنگي كشور و ابهام موجود در آن اشاره داشت:
ستار هدايتخواه عضو کميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي در پايان سال 89 از اختصاص بودجه ارتقاي شاخصهاي فرهنگي استان ها ابراز نگراني کرد و گفت: در سال 89 تنها بيست درصد از بودجه بخش ارتقاي شاخص فرهنگي استانها تحقق پيدا کرد و اگر سال آينده هم به همين سياق پيش برود، جاي نگراني دارد.
آرين منش؛ نایب رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس نيز نحوه هزینه کرد بودجه فرهنگی سال 89 را شفاف ندانست و گفت: متاسفانه در عمل عدم تخصیص بودجه برابر آنچه تصویب شده است برای دستگاههای فرهنگی مشکلساز شده و عقبماندگی در تخصیص بودجه به دستگاههای فرهنگی موجب اختلال در کار آنها شده است.
اسلامي، نماينده مردم بویراحمد و دنا و سخنگوي كميسيون فرهنگي مجلس هم از نحوه تخصیص بودجه فرهنگی استانها در سال 89 گلایه و انتقاد کرد و گفت: تنها 20 درصد از اعتبار 1500 میلیارد تومانی ارتقای شاخصهای فرهنگی در بودجه سال 89، به استانها پرداخت شده است.
در ادامهي اين مطلب لازم دانستيم نظرات برخي مديران و فعالان گرايشهاي هنري ( سينما، تئاتر و هنرهاي تجسمي) را پيرامون وضعيت و نحوهي پرداخت بودجهي فرهنگي به بخشهاي مربوطه را مورد بررسي قرار دهيم. نخست؛ به سراغ تئاتر ميرويم؛ جايي كه در طولسالهاي اخير همواره حضور مشكلاتي مانند عدم پرداخت به موقع گروههاي نمايشي،عدم پرداخت بودجه به خانهتئاتر، وجود نداشتن فضاي سالني لازم براي اجراي نمايشها، كمبود فضاي تمرين و... لامنقطع وجود داشته و گلايههاي فعالان تئاتر ديگر به گوش تمام مسوولان، آشنا و تكراريست.
حميد شاهآبادي(معاون هنري وزير ارشاد) در نشستي كه ارديبهشت ماه سال 89 با اهالي تئاتر داشت، يكي از مشكلات اصلي تئاتر را بودجه دانست و گفت: هرچند در همین چند سال اخیر هم بودجه تئاتر چند برابر شده است اما اعتبار تئاتر هنوز برای پاسخگوئی به نیازهای این حوزه خیلی اندک است.
وي ضمن تاكيد بر لزوم تغيير رويه تئاتر عنوان كرد: بودجه تئاتر باتوجه به خواسته¬ها و نیازهای بسیاری که در این حوزه است، بسیار ناچیز است و هرساله هم فارغ¬التحصیلانی به این عرصه وارد می¬شوند که برای فعالیت آنها اعتبار بیشتری لازم است.
همچنين شاهآبادي؛ افزايش بودجه تئاتر را در سال 89 را كافي ندانست و ابراز اميدواري كرد كه با پیگیری-های جدی بتوان بودجه بیشتری را برای تئاتر در سال¬های آینده جذب کرد.
هنرمندان حاضر در پايان همين مراسم نيز از مشكلات خود ازجمله کمبود بودجه تئاتر، کمبود سالن نمایش، توجه به تئاتر عروسکی و کودک، بهینهسازی سالن فرهنگسراها برای اجرای نمایش، قانونمند شدن نظارت بر نمایشنامه¬ها و نمایش¬ها و عدم اعمال سلیقه، عدم مرزبندی در تئاتر و هنرمندان، عدم توجه به خصوصیسازی در تئاتر، ایجاد زمینه و امکانات فعالیت بیشتر باتوجه به رشد بخش حرفه¬ای تئاتر و اعزام گروههای حرفه¬ای تئاتر برای اجرا در شهرستان¬ها، بازنگری در جشنواره¬های تئاتر و حذف جشنواره¬های غیرضروری و ... سخن گفتند.
ايرج راد(مديرعامل خانه تئاتر) نيز طي مصاحبهاي پيرامون بودجهي خانهتئاتر در مرداد ماه سال 89 از عدم واريز كامل بودجهي تئاتر در سالهاي اخير به حساب اين نهاد، خبر داد و گفت: ما هرگز این مبلغ را بهطور کامل دریافت نکردیم. همواره در انتهای سال باعنوان کسر بودجه، اعلام میشد که درصدی از بودجه داده نخواهد شد. در تمام این سالها پرداخت بودجه با نوسانات حدود بیست درصد همراه بود و هرگز این مبلغ به طور کامل دراختیار ما قرار نگرفت.
وي ضمن بيان اين مطلب كه «از بودجه سال 1388که 150 میلیون تومان بود، تنها 120 میلیون تومان گرفتیم و سی میلیون تومان بقیه بهعنوان کسری بودجه پرداخت نخواهد شد»، درمورد بودجهي سال 89 (پس از گذشت 5 ماه) چنين اشاره كرد: امسال و تا این لحظه هیچ پولی بابت بودجه سال 89 به ما پرداخت نشده است. ما هرگز بودجه را به شکل منظم و در زمان معینی دریافت نکردیم. گرچه برخی اوقات این پول با تاخیرات کوتاه یک ماهه به ما پرداخت میشد ولی الان در وضعیت بسیار نامطلوبی قرار داریم زیرا اصلا این بودجه پرداخت نشده است.
راد عنوان كرد كه: يكسري از برنامهها را امسال نمیتوانیم عملی کنیم به این دلیل که بودجهای دراختیار ما گذاشته نشده است و مجبوریم کل برنامه را تعطیل کنیم.»
مديرعامل خانه تئاتر؛ از ايجاد مشكل در انتشار خبرنامه و برگزار نشدن مراسم روز خبرنگار ازسوي خانه تئاتر بر اثر كمبود بودجه نيز نام برد.
رحمت اميني؛ مدرس دانشكدهي سينما و تئاتر دانشگاه هنر تهران؛ هم درقالب يك گفتگو عنوان كردهاست: ردیف بودجه به هیچ وجه جوابگوی فعالیتهای فرهنگی و هنری نیست.
او از انبوه جمعيت شهر تهران و كمبود فضاهاي اجرايي ياد ميكند و اين مساله را مشتي نمونهي خروار تئاتر ايران ميداند و از پايين بودن دستمزد بازيگران تئاتر (با قياس كشيدن موقعيت تئاتر در تهران و شهرهاي حومه) سخن گفته است.
اما بهروز غريبپور (كارگردان تئاتر) معتقد است؛ تئاتر ايران بيشاز هرچيز چوب سوءمديريتها را ميخورد. وي طي مصاحبهاي گفت: چرا مسئولان میگویند که تئاتر بودجه کمی دارد و ما با مشکل بودجه مواجه هستیم و به همین خاطر نمیتوانند وضعیت را بهتر کنند، ولی ما همه در جریان افزایش بودجه تئاتر توسط مجلس هستیم و با پیگیریهایی که انجام دادیم بودجه تئاتر افزایش پیدا کرد پس نباید از کمبود بودجه سخن بگویند.
پس از پرداختن به موقعيت بودجهي تئاتر در كلام فعالان و مديران اين بخش، نوبت به سينما ميرسد كه در سال 89 بارها كارش به جنجال خانهي سينما و معاونت سينمايي رسيد. آنچنانكه تا به امروز حدودا 15 ماه ميشود كه خانهي سينما در مطالبه كردن بودجهي اين نهاد از وزارت ارشاد ناكام ماندهاست.
محمد مهدي عسگرپور(مديرعامل خانهي سينما)، در گفتگويي كه از او در اوايل اسفندماه سالجاري منتشر شد، خانهي سينما را دست به گريبان حصر مالي توصيف كرده و گفتهاست: ما امسال فعاليتهاي معيشتي رايج را نتوانستيم انجام دهيم. بارها بعضي اهالي سينما از ما كمك ميخواستند كه ما نميتوانستيم با آنها كمك كنيم و آنها هم ما را نفرين ميكردند! همچنين امسال نتوانستيم جشن صنف برتر و عضو برتر و كتاب برتر و همچنين سمينار بينالمللي را در حوزهي سينما را برگزار كنيم. وضعيت بهگونهاي شد كه حتي بن كتاب كه هر سال به ما داده ميشد، نيز به خانه سينما اختصاص داده نشد.
عسگرپور همچنين به تعلق نيافتن حق 2درصدي از فروش بليط سينماها به خانه سينما اشاره كرده و گفته: بودجه بايد از طريق تفاهمنامه خانهسينما و معاونت سينمايي ارائه شود. 2 درصد از فروش فيلمها براساس قانون تجميع عوارض به خانهسينما ميرسد كه به ما پرداخت نشده است درحاليكه حتي در دورههاي قبلي و در زمان مديريت جعفريجلوه كه يكي از دورانهاي پرتنش بود؛ اين بودجه پرداخت ميشد اما نه تنها اين بودجه پرداخت نشده است بلكه هيچ تفاهمنامهاي نيز وجود ندارد.
مديرعامل خانهسينما كه تلاش كرد تا از مقام خود هم استعفا دهد تا شايد وضعيت خانهسينما سامان يابد اما هربار با مخالفت هياتمديره و شوراي مركزي اين نهاد مواجه شده، درمورد احتمال اصلاح شرايط مالي خانهي سينما درصورت كنارهگيرياش عنوان كرد: جمع بندی عمومی شورای مرکزی خانه سینما و هیات مدیره بر این بود که رفتن من کمکی به خانه سینما نمیکند و آنها به من اعلام کردند که با تمام قدرت به کار خود ادامه بدهم.
علي اكبري(تهيه كننده) نيز بر مشكلات مالي سينماي ايران اذعان دارد. او در مصاحبهاي كه اوايل اسفندماه از او منتشر شد، ضمن اشاره به اين مطلب كه مبلغ تصويب شده بودجهي چشمگيري براي سال 90 نيست، درمورد موقعيت و مخارج سينما گفت: ما در سینمای کشور با مشکلات زیرساختی روبرو هستیم و این مشکلات زیرساختی به سالن سینما، تجهیزات فیلمبرداری و نوری و امکانات لابراتواری برمیگردد. در سینمای ایران فقط دو لابراتوار فعال بدیع و فیلمساز وجود دارد که در جریان برگزاری جشنواره فیلم فجر با ترافیک فیلمها مواجه میشوند. این یکی از کاستیهای جدی سینمای ایران است که باید برطرف شود.
اكبري همچنين از سرنوشت سينماي ايران پس از اعمال هدفمندي يارانهها ابراز نگراني كرده و گفته بود: طبیعی است در روند هدفمند کردن یارانهها؛ هزینهها افزایش پیدا کند و فیلمهایی که با هزینه 500 میلیونی تولید میشدند حالا به بودجه یک میلیاردی نیاز داشته باشند. در این شرایط صد در صد تورم خواهیم داشت و باید با آمادگی نسبت به این مسئله برنامهریزی شود. این افزایش هزینهها از دستمزدها تا مبالغی که به صورت طبیعی برای کارها مصرف میشد، قابل مشاهده خواهد بود.
وي با اشاره به تعداد پايين سينماها و اينكه براي ساخت يك سينما به 5 ميليارد تومان نياز است، بودجهي سينماي ايران را باتوجه به فيلمهاي پرهزينهاي همچون «ملك سليمان» و «راه آبي ابريشم» و... كه عموما در حوزهي دفاع مقدس، انقلاب، دینی و تاریخ ایران صرف ميشود، بسيار ناچيز دانسته و نياز جدی به یک شهرک سینمایی را گوشزد شده و يادآور ميشود كه براي ساخت چنين شهركي دستكم 400 میلیارد تومان نياز است.
فرهاد توحيدي(سخنگوی هیاتمدیره خانهسینما) هم طي گفتگويي در مورد بدهكاريهاي خانهي سينما عنوان كرد: امروز ما بیش از 500 میلیون تومان بدهی داریم که 200 میلیون از آن مربوط به جشن سینمای ایران است. از سال قبل 308 میلیون تومان پرداخت نشده و براساس توافقنامه نیز باید معاونت سینمایی امسال 800 میلیون تومان پرداخت میکرد که 175 میلیون آن پرداخت شده است.
وي همچنين درمورد ماجراي امنيت شغلي سينماگران و بيمهياهالي سينما كه خود به داستاني مفصل در پيچ و تابهاي سياسي بدل شد، گفته است: بخشی از این 500 میلیون تومان مربوط به بیمه تکمیلی اعضای خانهسینماست. متاسفانه ما مجبور بودیم با طرحی که ازسوی صندوق حمایت از هنرمندان با هدف تجمیع بیمه اهالی سینما با سایر رشتههای هنری موافقت کرده؛ تن بدهیم و قرارداد خود را با شرکت بیمهگذار پیشین لغو کنیم و برای این فسخ قرارداد نیز 85 میلیون تومان بپردازیم.
حال وضعيت بودجه در حوزهي هنرهاي تجسمي را پيميگيريم. حوزهاي كه هرچند يكي از مصداقهاي اصلي اقتصاد هنر در هر كشوريست، اما موقعيت مترقي و روشني دستكم بيش از ديگر هنرها در ايران دارد.
حميد شاهآبادي(معاون هنري وزير ارشاد) طي مصاحبهاي در تيرماه 89 اولين مشكل حوزهي هنرهاي تجسمي را كمبود بودجه عنوان كرده و بودجه این نهاد را در مقایسه با بخشهای دیگر اندک ميشمارد. او دلیل پرداخت نشدن هزینه خرید آثار ازسوی مرکز هنرهای تجسمی به نگارخانهها را در جريان اكسپوي هنري؛ کمبود منابع مالی دانسته که بدون محاسبات و برنامهریزی صورت گرفته اند. البته او معتقد است نبايد دولت هم برگزار كنندهي اكسپوها باشد و هم بزرگترين خريدان هنرهاي تجسمي!
معاون هنري وزير فرهنگ و ارشاد در مورد پرداختهاي معوق مانده از خريدهاي غيركارشناسانهي مسوولان برخي از نهاد ها گفتهاست: اینها مشکلات داخلی ما هستند. البته تنها برای گفتن طرح میکنیم نه برای اینکه تاثیری روی این موضوع داشته باشد. بحث اول، بدهی است که از گذشته باقی مانده است . یعنی گاهی بیش از سقف بودجه مصوب در برخی از ادارت کل نمایشی و تجسمی هزینه شده است.
عباس میرهاشمی، دبیرکل جشنواره تجسمی فجر نيز از بودجهي پايين هنرهاي تجسمي در گفتگوي ديماه خود سخن گفت. او بودجهي برگزاري جشنوارهي سال 88 را 500 ميليونتومان عنوان كرده و ضمن پايين خواندن اين مبلغ گفتهاست: شاید دلیل این مسئله جوان بودن جشنواره و دیر آغاز کردن آن باشد با این حال بودجه برگزاری یک جشنواره بین المللی، کمتر از هزینه تولید یک فیلم متوسط سینمایی است و امیدوارم نیاز نباشد که دو دهه را طی کنیم تا جشنواره هنرهای تجسمی به حقش برسد.» اما به هر تقدير او اعلام هزينههاي برگزراي جشنوارهي 89 را به آينده موكول ميكند.
اين گزارش، مروري بود بر وضعيت اقتصادي حوزههاي فرهنگي در سال 89 و مشكلاتي كه در برخي گرايشهاي فرهنگي- هنري كشور، همچنان پررنگ مانده و بايد مورد نظر دولت و مديران فرهنگي قرار گيرد. به هر تقدير آنچه در اين متن آمد، دستكم بيانگر اين مطلب است كه براي نيل به سمت تعالي فرهنگ و هنر كشور از مرتفع ساختن معضلات جاري ناگزيريم زيرا بودجههايي كه همه ساله به اين بخش تخصيص دادهميشوند، هرگز با بضاعت و ظرفيتهاي فرهنگي و هنري فعالان حوزههاي مربوطه، همخواني ندارند. بنابراين اگر به زعم دولت و مديران فرهنگي، مقولهي فرهنگ، نقشي پررنگ در عرصهي مديريتها اجتماعي دارد، معضلات پيشرو ميبايست هرچه سريعتر از پيش رو برداشته شوند.
از طرفي به نظر ميرسد نمايندگان مردم در كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي نبايد تنها به تصويب لايحهي بودجهي فرهنگي اكتفا كنند. بلكه پيگيريها در صدد كنترل و تاييد مبالغ مصوبه در بخشهاي مربوطه برآيند تا شاهد رشد واقعي فرهنگ و هنر به صورتي متوانزن در سطح كشور باشيم.
گزارش از: هادي حسينينژاد