آرامش با طعم ايمان
قسمت دوم و پاياني-- اعتقادات مذهبي و نقش آن در كاهش اضطراب
ايمان مذهبي و كاهش اضطراب
در تعاليم اسلامي، روشها و شيوه هاي گوناگوني براي مقابله با اضطراب ذكر شده اند. اصلي ترين عامل براي رسيدن به آرامش، حفظ آن و غلبه بر "اضطراب، ايمان به خداوند" بيان شده است. حضرت علي(ع) در روايتي كوتاه مي فرمايند: "ايمان بياور تا در امان باشي"(1) آن حضرت همچنين ايمان به خدا را مساوي با آرامش و امنيت مي دانند و مي فرمايند: "ايمان همان امنيت و آرامش است"(2). ويليام جيمز روان شناس معروف قرن بيستم مي گويد: "ايمان بدون شك، مؤثرترين درمان اضطراب است".
ايمان به خداوند آثار متعددي دارد و هر يك به شيوه اي خاص در رفع اضطراب و ايجاد آرامش مؤثرند. در ادامه، به برخي از اين آثار و چگونگي آرام بخشي آنها اشاره مي شود:
1- خوش بيني
يكي از آثار ايمان مذهبي، خوش بيني به جهان خلقت و هستي است. ايمان مذهبي به تلقي انسان از جهان شكل خاصي مي دهد، به اين نحو كه آفرينش را هدفدار و هدف را خير و تكامل و سعادت معرفي مي كند. طبعاً اين طرز تلقي از جهان، ديد انسان را نسبت به نظام كلي هستي و قوانين حاكم بر آن خوش بينانه مي سازد. "ويليام جيمز" مي گويد: "قيافه دنيا در نظر مردم با ايمان فرق مي كند؛ زيرا مردم مذهبي به طور كلي قبول دارند كه هر واقعه و امري كه به زندگي آنها ارتباط دارد، انعكاسي از مشيت الهي است."(3)
حالت فرد با ايمان در كشور هستي، مانند حالت فردي است كه در كشوري زندگي مي كند كه قوانين و دستورهاي حكومتي آن كشور را صحيح و عادلانه مي داند، به حسن نيت گردانندگان اصلي كشور نيز ايمان دارد و قهراً زمينه ترقي و تعالي را براي خودش و همه افراد ديگر فراهم مي بيند و معتقد است تنها چيزي كه ممكن است موجب عقب ماندگي او بشود، تنبلي و بي تجربگي خود او و انسهايي مانند اوست كه مانند او مكلف و مسؤولند.
از نظر چنين شخصي، مسؤول عقب ماندگي او خودش است، نه تشكيلات كشور و هر نقصي وجود دارد از آنجاست كه او و امثال او وظيفه و مسؤوليت خويش را انجام نداده اند. اين انديشه طبعاً او را با خوش بيني و اميدواري به حركت و جنبش وا مي دارد و براي غلبه بر مشكلات، از هيچ تلاشي فروگذار نيست.
اما يك فرد بي ايمان در كشور هستي، مانند فردي است كه در كشوري زندگي مي كند كه قوانين كشور را فاسد و ظالمانه مي داند و چاره اي جز پيروي ندارد. درون چنين فردي همواره پر از عقده، كينه و اضطراب است. او هرگز به فكر اصلاح خودش نمي افتد. چنين كسي هرگز از جهان لذت نمي برد و جهان براي او همواره مانند يك زندان هولناك است و سبب بروز اضطراب در وجود او مي شود. قرآن كريم مي فرمايد: "هر كس از توجه و ياد من رو برگرداند، زندگي سخت و پر از فشاري خواهد داشت" بنابراين، ايمان است كه زندگي و شرايط سخت و پر پيچ و خم آن را در درون جان ما و براي ما آسان مي كند و مانع فشار عوامل روحي و اضطراب آور مي شود.
2- روشن دلي
يكي ديگر از آثار ايمان مذهبي "روشن دلي" است. انسان همين كه به حكم ايمان مذهبي جهان را به نور حق و حقيقت روشن ديد، همين روشن بيني فضاي روح او را روشن مي كند و در حكم چراغي مي گردد كه در درونش روشن شده باشد. چنين فردي به خوبي مشكلات را مي بيند و درك مي كند و با روشنايي نور ايمان و در پرتو عنايت خداوند متعال، به حل مشكلات مي پردازد و كمتر دچار اضطراب مي شود. بر خلاف او، يك فرد بي ايمان جهان در نظرش پوچ است، تاريك است، خالي از درك و بينش و روشنايي است و به همين سبب، خانه دلش هم در اين تاريك خانه اي كه خود فرض كرده، تاريك است و راه حل رفع مشكلات و رفع اضطراب حاصل از آنها بر او بسته است.
3- اميدواري
فرد با ايمان با ابزار خوش بيني و در پرتو روشن دلي، به نتيجه مطلوب تلاشهاي خود اميدوار است. در منطق فرد با ايمان، جهان نسبت به تلاشهاي او بي طرف و بي تفاوت نيست، بلكه دستگاه آفرينش حامي افرادي است كه در راه حق و حقيقت و درستي و عدالت و خيرخواهي تلاش مي كنند: "اگر خدا را ياري كنيد (در راه حق گام برداريد) خداوند نيز شما را ياري مي كند."(4) اجر و پاداش نيكوكاران هرگز هدر نمي رود: "خداوند اجر و پاداش نيكوكاران را ضايع نمي كند"(5) فرد با ايمان به كمك خداوند اميدوار است و در بحران هاي زندگي و براي دستيابي به اهدافش دست ياري به سوي خدا دراز مي كند و اين اميد به خدا مانع از ابتلاي به اضطراب مي شود.
4- اطمينان خاطر
انسان فطرتاً جوياي سعادت خويش است و از تصور رسيدن به سعادت، غرق در مسرت مي گردد، اما از فكر يك آينده شوم همراه با محروميت، سخت دچار دلهره و اضطراب مي گردد. آنچه مايه سعادت انسان مي شود دو چيز است:
الف: تلاش
ب: اطمينان به شرايط محيط.
تكليف انسان با ايمان با خودش روشن است و از اين ناحيه، اضطرابي دست نمي دهد؛ زيرا اضطراب از شك و ترديد پديد مي آيد. انسان درباره آنچه به خودش مربوط است، شك و ترديد ندارد. آنچه انسان را به اضطراب و نگراني مي كشاند و آدمي تكليف خويش را درباره او روشن نمي بيند جهان است. آيا كار خوب فايده دارد؟ آيا صداقت و امانت بيهوده است؟ آيا با همه تلاشها و انجام وظيفه ها، پايان كار محروميت است؟ اينجاست كه دلهره و اضطراب در مهيب ترين شكل رخ مي نمايد.
ايمان مذهبي، به حكم اين كه به انسان كه يك طرف معامله است، نسبت به جهان، كه طرف ديگر معامله است، اعتماد و اطمينان مي بخشد، دلهره و نگراني نسبت به رفتار جهان را در برابر انسان زايل مي سازد و به جاي آن، به او آرامش خاطر مي دهد.
5- لذت معنوي
يكي ديگر از آثار ايمان مذهبي، برخورداري بيشتر از يك سلسله لذتهاست كه "لذت معنوي" ناميده مي شود. انسان دوگونه لذت دارد: يك نوع لذتهايي است كه به يكي از حواس انسان تعلق دارد و در اثر برقراري ارتباط ميان يك عضو با جهان خارج حاصل مي شود؛ مانند لذتي كه چشم از ديدن و گوش از راه شنيدن و دهان از راه چشيدن مي برد. نوع ديگر لذتهايي است كه با عمق روح و جان آدمي مربوط است و به هيچ عضو خاصي مربوط نيست و تحت تأثير برقراري رابطه با يك ماده بيروني حاصل نمي شود؛ مانند لذتي كه انسان از احسان و خدمت، يا از محبوبيت و احترام، و يا از موفقيت خود يا موفقيت فرزند خود مي برد كه نه به عضو خاصي تعلق دارد و نه تحت تأثير مستقيم يك عامل مادي خارجي است.
لذتهاي معنوي از لذتهاي مادي هم قوي تر و هم پايدارترند. لذت عبادت و پرستش خدا براي كساني كه قدر آن را مي دانند از اين گونه لذتهاست. عابدان عارف، كه عبادتشان همراه با حضور و خضوع و استغراق است، بالاترين لذتها را از عبادت مي برند. در زبان دين، از "طعم ايمان" و "حلاوت ايمان" ياد شده است. ايمان حلاوتي دارد فوق همه حلاوتها، لذت معنوي آن گاه مضاعف مي شود كه كارهايي از قبيل كسب علم، احسان، خدمت، موفقيت و پيروي از حس ديني ناشي گردد و براي خدا انجام شود و در قلمرو "عبادت" قرار گيرد. بالاترين و بهترين تأثير لذت معنوي كاهش و رفع اضطراب ناشي از عوامل دروني و بيروني است.
6- كاهش ناراحتي ها
بشر در زندگي، خواه ناخواه، همچنان كه خوشي ها، شيريني ها، به دست آوردن ها و كاميابي هايي دارد، رنج ها، مصايب، شكست ها، از دست دادن ها، تلخي ها و ناكامي ها نيز دارد و روشن است كه بشر موظف است با طبيعت دست و پنجه نرم كند، تلخي ها را به شيريني تبديل نمايد. اما برخي از حوادث جهان مثل پيري قابل پيش گيري و يا برطرف ساختن نيست. انسان، خواه ناخواه به سوي پيري گام برمي دارد، چراغ عمرش رو به خاموشي مي گرايد و ناتواني، ضعف، پيري و ساير عوارض چهره زندگي را دگرگون و فرد را ناراحت مي كنند. علاوه بر اين، انديشه مرگ و نيستي، چشم بستن از هستي، جدايي از كساني كه به آنها دل بستگي داشته است، رفتن و جهان را به ديگران واگذاشتن، به نوعي ديگر انسان را رنج مي دهد و سبب اضطراب مي شود.
ايمان مذهبي در انسان نيروي مقاومت مي آفريند و تلخي ها را قابل تحمل مي گرداند. انسان با ايمان مي داند هر چيز در جهان حساب معيني دارد و اگر واكنش در برابر تلخي ها به نحو مطلوب باشد، به فرض اين كه خود اين تلخي غير قابل جبران باشد، به نحوي ديگر از طرف خداوند متعال جبران مي شود. پيري به حكم اين كه پايان كار نيست و به علاوه، يك فرد با ايمان همواره فراغت خويش را با تلاش و كوشش و عبادت و انس با ذكر خدا پر مي كند، دلپذير و دوست داشتني مي گردد، به طوري كه لذت زندگي در دوره پيري براي مردم خداپرست از دوره جواني بيش تر مي گردد. قيافه مرگ در چشم فرد با ايمان با آنچه در چشم فرد بي ايمان مي نمايد، انتقال از دنيايي فاني و گذرا به دنيايي باقي و پايدار و از جهاني كوچك تر به جهاني بزرگ تر است. از اين رو، چنين فردي نگراني ها و اضطراب خويش را از مرگ، با كوشش در كارهاي نيك، كه در زبان دين "عمل صالح" ناميده مي شوند، برطرف مي سازد و از نزديك شدن مرگ دچار اضطراب نمي شود.
7- سكينه (آرامش روان و خاطر)
"سكينه" در لغت، به معناي وقار، سنگيني و آرامش است. برخي آن را به هيأت خاص جسماني معنا كرده اند كه از آرامش اعضا حاصل مي شود. افراد مؤمن داراي نوعي آرامش و اطمينان هستند كه هرگونه وحشت و دو دلي از آن ها زايل مي شود. اين آرامش زاييده ايمان است. افراد با ايمان هنگامي كه به ياد قدرت بي پايان خداوند متعال مي افتند، اميدوار مي شوند و در پرتو آن مشكلات خود را حل شده مي بينند.
ويليام جيمز مي گويد: "همان طور كه امواج خروشان و غلطان اقيانوس نمي تواند آرامش و ژرفاي آن را بر هم زند و امنيت آن را پريشان سازد، شايسته است كه دگرگوني هاي سطحي و موقت زندگي، آرامش دروني انساني را كه عميقاً به خداوند ايمان دارد، برهم نزند، زيرا انسان متدين واقعي، تسليم اضطراب نمي شود و توازن شخصيت خويش را حفظ مي كند و همواره آماده مقابله با مسائل ناخوشايند است كه احتمالاً روزگار برايش پيش مي آورد.(6)
قرآن كريم مي فرمايد: "سپس خداوند سكينه و آرامش خود را بر پيامبر(ص) و بر مؤمنان نازل كرد" و آرامش را بر كساني كه بهره اي از ايمان داشته باشند، نازل مي فرمايد.(7)
علامه طباطبائي صاحب تفسيرالميزان، ريشه "سكينه" را از ماده سكون به معناي آرامش دل دانسته است؛ آرامشي كه انسان در عزم و اراده خود دارد و هيچ گونه اضطراب و نگراني به خود راه نمي دهد مانند شخص حكيم؛ يعني كسي كه داراي ملكه اخلاقي (حكمت) باشد كه نسبت به كارهاي خودش چنين آرامشي دارد. اين آرامش را هم از خواص ايمان بر شمرده اند. سپس ايشان براي واضح شدن معناي "سكينه" مقدمه اي ارائه مي دهند:
"انسان روي غريزه فطري، كارهاي خود را با تعليق انجام مي دهد يعني يك سلسله مقدمات عقلي كه مشتمل بر مصالح زندگي و مؤثر در سعادت واقعي و موافق با غرض صحيح اجتماعي است، ترتيب داده و از آنها نتيجه مي گيرد كه چه كاري را بكند و چه كاري نكند، در صورتي كه روي اسلوب فطرت مشي كند و جز آنچه براي سعادت حقيقي اش سودمند است، در نظر نگيرد. اين كار فكري با آرامش خاطر و بدون هيچ گونه تزلزل و اضطراب انجام مي گيرد، ولي در صورتي كه به زندگي مادي چسبيده و از هوا و هوس خود پيروي كند، امر بر او مشتبه شده و نيروي وهم و خيال با فريبندگي و آرايشگري مخصوص به خود درافكار و انديشه هايش مداخله مي كند و از طرفي، از راه راست منحرفش ساخته و از طرف ديگر، او را در تصميم خود سست و در اقدام به كارهاي سخت و سنگين، مضطرب مي نمايد."(8)
وي شخص مؤمن را همچون كسي مي داند كه بر تكيه گاهي استوار و پايه اي ويران نشدني تكيه زده و امور خود را بر معارف حقه و اعتقادات غيرقابل شك و شبهه، مبتني ساخته است. او در كارها طبق فرمان الهي اقدام مي كند و چيزي را متعلق به خودش نمي داند تا ترس از بين رفتنش را داشته باشد. شخص مؤمن از فقدان چيزي اندوهگين نمي شود و براي تشخيص خير و شر دچار اضطراب و دودلي نمي گردد. علامه طباطبايي شخص بي ايمان را همچون افراد بي سرپرست مي داند كه به كارشان رسيدگي نمي شود و خيالات و احساسات شوم، از هر طرف بر آنها حمله كرده آنها را دچار اضطراب شديد مي كند. مرحوم علامه براي اين ادعاي خود، شواهدي از آيات قرآن كريم مي آورند:
- "خدا دوست مؤمنان است."(9)
- "خدا دوست كساني است كه ايمان دارند از تاريكي ها به سوي نور بيرونشان مي برد، و كساني كه كفر ورزيدند، دوستانشان گردن كشانند كه از نور به سوي تاريكي ها بيرونشان مي برند."(10)
- "ما شيطان ها را دوستان كساني كه ايمان نمي آورند قرار داديم."(11)
- "آن شيطان به شما نويد مي دهد كه يارانش را به ترس مي اندازد."(12)
- "شيطان به شما نويد فقر مي دهد و به كار زشت وا مي دارد، ولي خدا به شما نويد آمرزش مي دهد." (13)
- "كسي كه شيطان را به جاي خدا دوست بگيرد، در حقيقت زيان آشكاري كرده است. به ايشان نويد مي دهد و آرزومندشان مي سازد و شيطان به ايشان نويدي جز فريب نمي دهد."(14)
- "همانا دوستان خدا نه ترسي بر ايشان است و نه اندوهناك مي شوند."(15)
مرحوم علامه از آيات مزبور استفاده مي كنند كه هرگونه ترس، اندوه، نگراني و اضطراب و فريب خوردگي در طرف كفر و صفات مقابل آن در طرف ايمان قرار دارند. در ادامه، ايشان از اين آيه " آيا كسي كه مرده بود، زنده اش ساختيم و برايش نوري قرار داديم كه در ميان مردم بدان مشي كند، همانند كسي است كه صفتش در تاريكي هاست و از آن بيرون شدني نيست؟" (16) چنين استفاده مي كنند كه كافر به خاطر اين كه در ظلمات است و چشمش جايي را نمي بيند، در رفتار خطا مي كند، اما مؤمن داراي نور الهي است و با آن خير را از شر تميز مي دهد. خداوند حيات تازه اي به مؤمن افاضه فرموده كه اين نور از توابع آن است و اين حيات غير از حياتي است كه كافر هم در آن شركت دارد. حياتي كه خداوند به مؤمن مي دهد، توسط روح مخصوصي است كه لازمه اش ثبوت و استقرار ايمان در قلب مؤمن است. بنابراين، شخص مؤمن از طرف خدا توسط روحي تأييد مي شود كه در اثر آن ايمان در دلش استقرار مي يابد و حيات نويني در كالبدش ونوري درخشان در پيش رويش پديد مي آيد.
علامه طباطبايي در ادامه به طور خلاصه "سكينه" را چنين تعريف مي نمايد: "سكينه عبارت است از يك روح الهي يا ملازم با يك روح الهي كه موجب آرامش دل و اطمينان و آسودگي خاطر مي باشد."
نتايج برخي از تحقيقات
افراد و گروههايي از محققان در سراسر جهان درباره تأثير ايمان به خدا، مذهب و محيط هاي مذهبي و آداب و رسوم ديني در سلامت رواني افراد، بهداشت رواني جامعه و بهبود بخشي بيماران رواني و مقاوم كردن در برابر حوادث و وقايع دردناك و ايجاد آرامش به نتايج مثبت و قابل توجهي دست يافته اند. با وجود اختلاف روشها، محيط ها و موضوعات مورد بررسي، تقريباً تمامي اين تحقيقات بر اين موضوع اتفاق نظر دارند كه در محيط هاي مذهبي و جوامعي كه ايمان مذهبي آنها بيش تر است، ميزان اختلالهاي رواني و بخصوص اضطراب و افسردگي به طور محسوسي كم تر از ميزان آنها در محيطها و جوامع غيرمذهبي است و افراد مذهبي به طور كلي، از سلامت رواني بيشتري نسبت به ديگران برخوردار هستند.
پالينكاس با بررسي نقش سخنراني ها و موعظه هاي مذهبي در كاهش اضطراب اظهار مي دارد كه مراسم مذهبي نوعي حالت حمايتي ايجاد مي كند زيرا دوستي هاي رهايي بخش و شفادهنده مرتبط با حالات روحاني، سلامتي رواني براي آنها ايجاد مي كند. نتايج اين تحقيق نشان مي دهد كه ايمان به خدا و حضور در مكانها و مراسم مذهبي موجب كاهش يافتن ميزان اضطراب و احساس تنهايي مي شود.
"موريس" با بررسي تأثير زيارت اماكن مقدسه بر اضطراب و افسردگي از طريق اجراي تست اضطراب و افسردگي به اين نتيجه دست يافت كه جو مذهبي موجود در اين مكانها با ايجاد اميدواري و تقويت ايمان مذهبي افراد، موجب كاهش علايم و تظاهرات اضطرابي و افسردگي افراد مي شود.
كونيگ با تحقيق در مورد ارتباط ايمان مذهبي و مذهب با سلامت رواني افراد، ثابت كرد كه مذهب براي افراد در برابر عوامل مخرب، زيان آور و تنش زاي محيطي، يك سپر دفاعي ايجاد مي كند و عقايد مذهبي سلسله گسترده اي از اثرات مثبت، خوب و استحكام بخش روان شناختي در افراد ايجاد مي كنند.
كولكاي با بررسي تأثير ايمان مذهبي، نماز و دعا در كاهش اضطراب، به اين نتيجه رسيد كه 42 درصد افراد گزارش داده اند كه نماز اضطراب را پايين مي آورد.
همچنين تحقيقاتي كه در زمينه دين مبين اسلام انجام پذيرفته است بر وحدت بخشي نظام روان شناختي انسان توسط دين اسلام تأكيد دارد. اين تحقيقات نشان مي دهند كه بين ايمان مذهبي و سلامت رواني و همچنين كاهش ميزان اختلالات رواني رابطه اي مستقيم وجود دارد.
باقري با مقايسه ميزان افسردگي و اضطراب دانش آموزان پسر و دختر عضو انجمن اسلامي با ساير دانش آموزان، نقش ايمان مذهبي در سلامت روان را در مقايسه اي آماري مورد بررسي قرار داده و به اين نتيجه دست يافته است كه ميانگين اضطراب و افسردگي دانش آموزان عضو انجمن اسلامي با تفاوت معناداري از ميانگين اضطراب و افسردگي ساير دانش آموزان كمتر است.
ابراهيمي و نصير در مطالعه اي با عنوان بررسي رابطه بين عملكرد دين اسلام و افسردگي، نشان دادند كه ايمان مذهبي نگرشهاي مذهبي و برپاداري نماز، هر كدام به نحوي در حفظ تعادل رواني و استمرار اميدواري انسان ها مؤثرند.
تهراني در بررسي رابطه اضطراب و گرايش مذهبي، با استفاده از مقياسي كه سطح و گرايش مذهبي اسلامي را مورد سنجش قرار مي دهد، به اين نتيجه دست يافته است كه هر چه سطح و گرايش مذهبي افراد كمتر باشد، اضطراب عمومي آنها افزايش مي يابد و تصريح مي كند كه عدم گرايش مذهبي اسلامي و نيز افزايش ضعف شناخت هاي اسلامي با افزايش اضطراب رابطه دارد.
پناهي در يك تحقيق ميداني به بررسي رابطه تقيد به نماز و ميزان اضطراب دانش آموزان دبيرستاني شهرستان قم پرداخته و به اين نتيجه دست يافته است كه هر قدر تقيد به نماز بيش تر است، اضطراب دانش آموز كم تر است.
با اين حال بر طبق آنچه گذشت و با توجه به آيات قرآن كريم، روايات ائمه هدي(ع) ديدگاههاي نظري دانشمندان اسلامي و غيراسلامي و همچنين تحقيقات انجام شده درباره نقش ايمان به خدا، اعتقادات مذهبي و انجام فرايض ديني، مي توان به اين نتيجه رسيد كه ايمان به خدا نقش بسياري در بهداشت رواني افراد و كاهش اضطراب دارد.
پي نوشت ها
1- غررالحكم و دررالحكم ص 88
2- همان
3- ويليام جيمز، دين و روان، ترجمه مهدي قائني ص 168
4- محمد آيه 7
5-توبه آيه 90
6- ويليام جيمز، همان
7- توبه 26
8- محمد حسين طباطبايي، الميزان ص 407 - 411
9- آل عمران 68
10- بقره 257
11- اعراف 27
12- آل عمران 175
13- بقره 268
14- نساء 120
15- يونس 42
16- انعام 122