سفر بی بازگشت
|
سفر بی بازگشت
|
... علی بن موسی الرضا(ع) می دانست كه دیگر هیچ گاه به مدینه باز نخواهد گشت، اما چاره ای نبود. روزی كه ایشان عازم خراسان بود، روز تلخی بود و چهره خانواده و یارانش غرق در اشك و اندوه. علی بن موسی(ع) آیینه تمام خوبیها بود و دوستدارانش او را از جان خود گرامی تر می داشتند و از دور و نزدیك به زیارتش می شتافتند.
آن روز، وقتی ایشان از مدینه عزیمت كرد، گویی خورشید در مدینه غروب و در خراسان طلوع كرد.
-:فاصله بین مدینه تا خراسان، مسافت طولانی و راه بسیار سخت و دشواری است.
-:آری. راهی سخت و دشوار... اما اگر عشق به كمكت بیاید، تمام مشكلها نه تنها قابل حل است، بلكه شیرین و قابل تحمل است.
-:منظورت را نمی فهمم. ای "سعد" قدری واضح تر حرف بزن.
-:حوصله كن، بگذار آرام آرام با زمان جلو برویم.
ـ:برویم.
-:غروب مدینه آن قدر سرد و غم افزا بود كه بسیاری از علویان تصمیم گرفتند در جستجوی خورشید مهاجر، دل از خانه و كاشانه بردارند و برای یاری علی بن موسی الرضا(ع)، راهی غربت شوند. آنها با آگاهی از تمام خطرها و سختی های راه، پای در ركاب گذاشتند و پس از طی روزها و شبهای بسیار دشوار و توان فرسا، به دیدار محبوب خود در خراسان نایل شدند.
-:حالا منظورت را از عشق می فهمم. به راستی، وقتی پای عشق در میان باشد، هیچ مشكلی نیست كه آسان نشود. هیچ مشكلی. اما آیا تمام آن كسانی كه پا در این راه نهادند، به مقصد رسیدند؟
-:مقصد، رسیدن نیست. مقصد، هدفی است بسیار بالاتر و والاتر و آنها كه قدم در این راه گذاشتند، این را می دانستند. چه آنها كه به خراسان رسیدند، چه آنها كه در بین راه توسط مأموران مأمون به شهادت رسیدند، و چه...
-:و چه؟ چرا سكوت كردی؟ چرا گریه می كنی؟
-:نمی دانم چرا هرگاه به یاد فاطمه معصومه(س) دختر گرامی موسی بن جعفر(ع) و خواهر ارجمند علی بن موسی(ع) می افتم، بی اختیار اشك از چشمهایم سرازیر می شود.
-:فاطمه معصومه(س)؟. آیا ایشان هم به خراسان رهسپار شد؟
-:آری. آری. اما هرگز به خراسان نرسید...
ـ:چرا؟ چگونه؟
-:فاطمه معصومه(س) آیه راستینی از فضیلت و تقوا بود. او از خانواده ای برخاسته بود كه سرچشمه پاكی و ایمان بود و در آن شرایط نمی توانست در مدینه بماند و از یاری برادر خود كه امام و بزرگ خاندان وحی بود؛ چشم بپوشد. پس با اشتیاق، رنج سفر را بر راحتی نشستن در خانه، برگزید و به سمت خراسان روانه شد، اما...
-:اما چه؟. باز هم سكوت كردی؟ جانم بر لب آمد. بگو چه. زودباش بگو.
-:پس از روزهای فراوانی كه كاروان راه پیمود، وارد سرزمین ایران شد. سرزمینی زیبا، با جلوه هایی دل انگیز، كوههایی بلند و سر به فلك كشیده، چشمه ها و رودهایی زلال و خروشان، بستانهایی سبز و خرم چون بهشت و ... هرچه بگویم، كم گفته ام.
گویی خداوند تمام نعمتهای خود را به مردم این سرزمین ارزانی داشته است. و مردم این سرزمین، مردمانی هستند شیفته و دلباخته خاندان رسالت. و كاروان در چنین سرزمینی به حركت خود ادامه داد تا به شهری به نام "ساوه" رسید. شهری با باغهای فراوان، باغهایی پر از میوه. و هوایی دلپذیر و روح نواز. اما...
-:...
-:اما، در این هنگام ناگهان حال فاطمه معصومه(س) دگرگون و به سختی بیمار شد.
ـ:علت بیماری ایشان چه بود؟
-:نمی دانم. هیچ كس نمی داند. هیچ كس نفهمید. اما شاید...
-:شاید چه؟.
-:بعید نمی دانم كه ایشان را مسموم كرده باشند.
ـ:مسموم؟.
-:آیا فاطمه معصومه(س) در ساوه چشم از جهان فروبست؟
-:هنگامی كه بیماری ایشان رو به وخامت گذاشت، امر فرمودند كه كاروان با سرعت تمام به سمت شهر "قم" حركت كند.
شترها گویی بال درآورده بودند و مانند باد به سوی "قم" می شتافتند. فاطمه معصومه(س) در كجاوه ای نشسته بود و چهره اش از شدت تب مانند گل سرخ برافروخته شده بود. درد هر لحظه بیشتر و بیشتر می شد و هیچ دارویی، تسكین بخش نبود. كاروانیان مستأصل و نگران، لب از گفتار فروبسته بودند و تنها صدای زنگی كه بر گردن شتران آویخته بودند، سكوت ملال آور و زجرآلود بیابان را در هم می شكست.
سرانجام، كاروان به قم رسید. فاطمه معصومه(س) زیر لب زمزمه كرد:"همین جاست" و به ساربان دستور توقف داد. قطره های عرق چون شبنم روی گل سیمایش را پوشانده بود و به سختی نفس می كشید. با این حال، یك لحظه از ذكر غافل نبود تا این كه جان به جان آفرین تسلیم كرد و به ملكوت اعلی پیوست.
وقتی هنگام دفن ایشان فرا رسید، مردمی كه گردآمده بودند از یكدیگر می پرسیدند:چه كسی باید بدن مطهر ایشان را در داخل قبر قرار دهد؟ در این موقع، ناگهان دوسوار، باوقار و ابهتی بی مانند از راه رسیدند و بی هیچ سخنی وارد سرداب شدند و پس از آن كه بر پیكر ایشان نماز خواندند، مراسم تدفین را انجام داده و سپس به سرعت آنجا را ترك كردند.
-:بسیار ماجرای شگفت انگیزی است. آیا خبر این مصیبت به خراسان رسید؟
-:سید ما علی بن موسی الرضا(ع)، در حالی كه به شدت اندوهگین بود، به من فرمود:"هر كس فاطمه معصومه(س) را با معرفت به حقش زیارت كند، سزاوار بهشت می گردد..."
كامران شرفشاهی-- روزنامه قدس
|
کریمی که جهان پاینده دارد تواند حجتی را زنده دارد
دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی
جمعه 27 اسفند 1389 4:25 PM
تشکرات از این پست