0

خورشید علم وحكمت

 
mohamadaminsh
mohamadaminsh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 25772
محل سکونت : خوزستان

خورشید علم وحكمت


خورشید علم وحكمت

امام هادی(علیه السلام)و علم امامت
بدون تردید، جایگاه علمی و دانش گسترده ائمه هدی(ع) در همه امور،اعم از اعتقادی و اجتماعی ،و توانمندی آنها در پاسخگویی به مسائل مطرح شده توسط اندیشمندان ادیان وصاحبان خرد ودشمنان فرصت طلب در تمام زمینه ها، از پایه های اساسی امامت، در تشخیص امام بر گزیده ازسوی خدا، در جامعه اسلامی شناخته شده بود. لذا ظالمان حق ستیز وعدالت گریز اموی و عباسی، در تقابل ورویا رویی با انوار هدایت وپیشوایان حق به هر اقدامی كه در تثبیت موقعیت آنان وتضعیف موقعیت امامان شیعه(ع) مؤثر بود دست زدند و تا حدودی موفق شدند چهره های وابسته و سست عنصری را در لباس عالمان دین وفقیهان مكتب به مسلمانان تحمیل كنند، ولی هیچ گاه نتوانستند در عرصه علم و فرهنگ و دانش، بر پیشوایان معصوم(ع) پیشی گیرند و آنان را در امواج سؤالهای غرض آلوده خود به بن بست بكشانند، بلكه این خود بودند كه در مقابل جوابهای عمیق و همه جانبه آنان سر تعظیم فرود آورده و جز تسلیم و اعتراف به عجز و ناتوانی، راهی را فرا روی خود نمی دیدند.
اصلی ترین ویژگی علم ائمه(ع)، لدنی و خدادادی بودن آن است.آنان در هیچ مكتب ونزد هیچ فردی درس نخواندند، بلكه در پرتو شایستگیها ولیاقتهایی كه داشتند، خداوند چشمه سارهای زلال دانش ومعرفت را در قلب پاكشان به جریان و جوشش انداخت ووجود مباركشان را به فرموده امام هادی(ع) گنجینه های علم وجایگاههای معرفت خویش قرار داد. و امام هادی(ع) خود نیز میراث دار همین علوم ومعارفی بود كه خداوند آن را تنها نزد اهل بیت عصمت و طهارت(ع) به ودیعه نهاده است. امیر مؤمنان علی بن ابیطالب(ع) در خصوص این ویژگی اهل بیت(ع) می فرماید: "ما از درخت سر سبز رسالتیم واز جایگاه رسالت و محل آمد و شد فرشتگان بر خاستیم، مامعدنهای دانش و چشمه سارهای حكمت الهی هستیم." (نهج البلاغه، 108) امام هادی(ع) در بیان نورانی، به علم گسترده وچشمه جوشانی كه ریشه درزلال وحی دارد اشاره نموده و می فرمایند:اسم اعظم خدا 73 حرف است ونزد آصف بن برخیا، تنها یك حرف از آن بود كه خدا را بدان خواند، زمین حد فاصل بین او و پادشاه سبا برای او درهم پیچیده شد، آصف تخت بلقیس را برداشت و آن را نزد سلیمان برد، سپس زمین (منبسط) شد و به حال اول بازگشت. تمام اینها در كمتر از یك چشم برهم زدن صورت گرفت، ولی نزد ما از اسم اعظم الهی 72حرف است و یك حرف آن نزد خداوند است كه آن را در خزانه علم خود اختصاص داده است. (مناقب ج4 ص406، الكافی ج 1 ص230) بزرگترین خیانت زمامداران اموی و عباسی معاصر ائمه(ع) به بشریت بویژه مسلمانان این بود كه با مشكلات و محرومیتهایی كه به وجود آوردند، مانع نشر و گسترش علوم امامان(ع) در جامعه شده و مردم را از آن فیض عظیم محروم ساختند.این محدودیت نسبت به همه پیشوایان معصوم اعمال می شد، ولی درباره عسكریین، امام دهم و یازدهم(ع) با شدت بیشتر، به گونه ای كه بخش اعظم دوران امامت امام هادی(ع) و تمامی دوران امام عسكری(ع) در "سامرا" كه عنوان پادگان نظامی را داشت، تحت نظارت دقیق نیروهای امنیتی دستگاه سپری شد وبرای مردم امكان دسترسی به آنان و استفاده از محضرشان، وجود نداشت. با همه این محدودیتها و جو خفقان وفشارهای حاكمان وقت، امام هادی(ع) از هر فرصتی استفاده نموده و با افاضه شمه ای از علوم خدادادی خود به صورت كتبی یا شفاهی یا پیشگویی از حوادث آینده وخبر دادن از نیت افراد جامعه بشری را از فروغ دانش خود بهره مند وبدین وسیله انسانها را به شاهراه حق و حقیقت رهنمون می ساخت كه به مواردی از جهاد علمی و تلاشهای فكری و فرهنگی امام(ع) در این مجموعه اشاره می شود.
امام هادی(ع) و علم كلام
اختلاف آراء موجود در میان گروههای شیعه، كار هدایت آنها را برای امامان(ع) دشوار می ساخت. پراكندگی شیعه در بلاد مختلف واین كه گهگاه تحت تاثیر پاره ای از آرای دیگران قرار می گرفتند، مزید برعلت شده بود. در این گیرودار، اصحاب گروههای غیرشیعی و متعصبان ضد شیعه نیز بردامنه اختلاف افزوده وآن را بسیار عمیق تر نشان می دادند.
امامان شیعه(ع) گاهی در برابر پرسشهایی قرار می گرفتند كه سر چشمه برخی از آنها، همین اختلافهای داخلی میان دانشوران شیعی بود كه گاه جنبه صوری داشت و در مواردی عمیق تر بود و ائمه(ع) در آن مداخله می كردند. یكی از این مسائل كلامی، بحث تشبیه و تنزیه بود.
ائمه شیعه(ع) از همان آغاز بر حقانیت نظریه تنزیه تأكید می كردند. خطبه های حضرت امیرالمؤمنین(ع) كه پس از آن بزرگوار همواره در دسترس ائمه طاهرین(ع) وحتی شیعیان آنها بود بهترین گواه این مدعاست. روایات نقل شده از سایر ائمه(ع) نیزكه شیخ صدوق باتلاش گسترده اش آنها را در كتاب "التوحید" گردآورده، بر همین مسأله دلالت دارد. با این حال، تهمت تشبیه، از تهمتهای رایجی است كه اصحاب فرق، همواره آن را به شیعه نسبت داده اند البته آنهایی كه تا حدودی منصف بوده اند، تنها برخی از فرقه های شیعی را بدین امر متهم كرده اند. در برابر، ائمه هدی(ع) نهایت سعی خود را برای رفع این تهمت از دامن شیعه مبذول داشتند؛ چنانكه بعدها علمای شیعه نیز در این باره كوششهای امامان خود را دنبال كردند. از آن جمله، شیخ صدوق است كه انگیزه تألیف كتاب "التوحید" خود را در مقدمه كتابش "دفع شبهه تشبیه از شیعه" یاد كرده است.
حقیقت توحید
از امام علی هادی(ع) درباره حقیقت توحید سؤال شد وایشان پاسخ داد :"خداوند همیشه یگانه بود و هیچ چیز با او نبود سپس مخلوقاتی بی سابقه و بدیع آفرید وبرای خود نامهایی اختیار كرد و نامها و حروف همچنان با حضرت حق قدیم هستند، خداوند همیشه بوده است. سپس هر چه را اراده كرد، به عرصه وجود آورد. هرگز قضای باری تعالی رد نمی گردد وحكمش لا یتغیر است ...." (احتجاج طبرسی)
امام هادی(ع) و نوآوریهای فقهی و علمی
1،متوكل، كاتب و نویسنده ای نصرانی داشت كه به او بسیار احترام می گذاشت و به خاطر علاقه ای كه به او داشت وی را با كنیه "ابو نوح" صدا می زد. عده ای از كاتبان و نویسندگان كاخ، این عمل را نادرست خوانده و گفتند:جایز نیست كافر رابا كنیه صدا بزنیم. متوكل از فقها استفتا كرد و نتیجه منجر به دو گردید: گروهی آن را جایز دانستند وگروهی منع كردند. متوكل ناچار از امام(ع) استفتا نمود وماجرا را نوشت. امام هادی(ع) در پاسخ نوشتند: "این پاسخ بدیع، از بی نظیرترین پاسخهای عالم فتوا به شمار می رود وحضرت با استفاده از این آیه نه تنها جواز كنیه گذاری كافر را ثابت می كند، بلكه وقوع آن را نیز در قرآن یعنی معتبرترین مدرك فتوا نشان می دهد. متوكل نیز از پاسخ حضرت قانع شد و به آن عمل كرد. (تاریخ بغداد، ج12ص57، بحار انوار) 2،پاسخ امام به ابن سكّیت:متوكل از عالم بزرگ عصرخویش یعقوب بن اسحاق مشهور به "ابن سكیت" خواست كه از امام سؤال كند تا حضرت از جواب فروماند وبدین وسیله بتواند از مقام وشوكت امام(ع) بكاهد. ابن سكیت پرسش دشوار آماده كرد ودر جمعی كه از بزرگان علما، متكلمان، فقها و در رأس آنان متوكل در دربار تشكیل شده بود، خطاب به امام(ع) سؤال بدین مضمون مطرح نمود: "چرا خداوند معجزات پیامبران را گوناگون قرار داد؟ چرا خدا موسی را با معجزه عصا و ید بیضاء، عیسی را با معجزه بهبود بخشیدن به افراد مبتلا به مرض پیسی و نابینا و زنده كردن مردگان و محمد(ص) را با معجزه قرآن و شمشیر مبعوث كرد؟"
حكمت اختلاف معجزات
خداوند موسی را با معجزه عصا وید بیضا، در زمانی مبعوث نمود كه "سحر" عنصر غالب جامعه بود، لذا خداوند با این معجزه او را بر انگیخت تا سحر آنان را مغلوب اعجاز خود نماید و آنان را مبهوت و درمانده نماید و حجت را به آنان تمام كند. و عیسی را با اعجاز درمان برص وكوری وزنده كردن مردگان به اذن خدا در زمانی فرستاد كه طب وپزشكی در جامعه غالب بود . وخداوند پیامبر اسلام(ص) را با قرآن وشمشیر در عصر وزمانی برانگیخت كه شعر و شمشیر بر جامعه مسلط بودند، پیامبر نیز با قرآن تابان وشمشیر بران، شاعران را مبهوت و شمشیركشان را منكوب كرد و حجت حق را برایشان ثابت نمود. در مقابل جواب امام(ع) ابن سكّیت پرسید:پس الآن حجت چیست؟ حضرت امام هادی(ع) فرمود:"عقل كه دروغ پرداز بر خداوند را می شناسد و او را تكذیب می كند." ابن سكیت اظهار درماندگی وناتوانی كرد واز ادامه بحث خودداری نمود. یحیی بن اكثم شروع به توبیخ كردن او نمود و گفت:ابن سكیت را چه به مناظره.
خداوند، پیامبران خود را با معجزاتی تقویت وتأیید می نمود كه با عنصر غالب روز وقدرت پذیرفته شده زمان، مطابقت داشته باشد، تا بدان وسیله ناتوانی مخالفان و منكران نبوّت را آشكار سازد و لسان صدقی بر ادعای برگزیدگان حق باشد. با توجه به این نگاه حضرت موسی(ع) با معجزه عصا و ید بیضا .... در جامعه ای عهده دار هدایت می شود كه سحر و ساحری در اوج است و آحاد مردم تسلیم ظرایف و دقایق فن. لذا حضرت موسی با تبدیل عصای خود به اژدها، چشم بندیهای آنان را خنثی می كند و ریسمانهای تبدیل شده به مار را می بلعد و دستی چون خورشید، ناتوانی و عجز ساحران را نمایان می سازد و ثابت می نماید كه معجزه او از جنس سحر نیست و این امر دلیل روشن بر صدق مدعای اوست. در زمان بعثت حضرت عیسی(ع) جامعه در زمینه طب و پزشكی به قلّه كمال رسیده بود و رازهای جسم یكایك كشف می شد و سیطره بیماریها رو به پایان می رفت و پزشكان به عنوان نیروهای معجزه آسای جامعه زبانزد بودند و از دانش آنان سوء استفاده می شد. در چنین موقعیتی، حضرت عیسی(ع) با حقیقتی شبیه حربه آنان به میدان آمد و دست به درمان بیماریهایی زدند كه درمان ناپذیر بود و به اذن پروردگار برمرگ چیره شد. تا آن زمان، هرگز پزشكی موفق به درمان برص و كوری نشده و هرگز كسی به كالبد مرده جان نبخشیده بود. این فقط عیسی(ع) بود كه همه آنها را انجام داد و خرد و اندیشه حیران نمود و دلیلی بر نبوت عیسی(ع) و صدق مدعای او شد. جامعه جاهلی عصر بعثت پیامبراسلام(ص) بر دو پدیده افتخار می ورزیدند و آن را اساس و ركن، خواست و حیات خودمی دیدند وآن دو ركن عبارت بود از "شعر و شمشیر". لذا این جامعه به معجزه ای از نوع خود نیاز داشت و خداوند هم پیامبر امی را با قرآنی مبعوث كرد كه سخن شناسان و ناقدان عرب در برابر این نوع سخن درماندند و آنان را توان مقابله، معارضه، نقد، نقص و تحریف نبوده و نیست و كسی هرگز مانند آن را نشنیده، و پاك طینتان تسلیم حق شده با طیب خاطر نبوت محمد امین را تصدیق می كنند و معاندان، سركشی پیشه ساخته؛ راهی جز تكذیب و دروغ پردازی نمی یابند و ناچار پس از مشورت و همفكری، به جای مقابله كه دعوی قرآن است، بانگ برمی آورند كه:"این سخنان جز سحری كه اثر می كند چیزی نیست" و به جمع آوری احزاب، تحریك قبایل، محاصره اقتصادی و بالاخره به جنگی تمام عیار دست می زنند تا نور توحید را خاموش نمایند.
اینجاست كه دومین معجزه پیامبر پای به عرصه وجود می گذارد (شمشیر بران) یعنی امیر المؤمنین علی(ع) كه باید پاسخگوی شمشیرهای مشركان باشد كه:"الحدید لا یفلح الا بالحدید"، گردنكشان مشرك كه داعیه دلاوری داشتند و فرار از جنگ را ننگی ابد ی می دانستند، یك استثنا قایل شدند و به قانون خود تبصره جدیدی زدند و آن اینكه "فرار ننگ است مگر از مقابل علی(ع) و شمشیر او".
آنچه بیان شد، گوشه ای از جایگاه و گستره علمی امام هادی(ع) بود. حضور ارزشمند امام هادی(ع) اگرچه سالها در زندان، حفاظت نیروهای حكومت وقت و دور از زندگی و متن مشكلات شیعیان بود؛ اما ایشان در همان شرایط هم توانستند به بهترین شكل به مشكلات و سؤالهای كلامی،فقهی و ... شیعیان پاسخ گفته و در پس پرده احتجاب و دوری از جامعه اسلامی، پاسخگوی نیاز علمی و فرهنگی آنان باشند تا علاوه بر رفع مشكلات آن زمان، راه را بر مطالعات صحیح علمی و به دور از انحراف آیندگان نیز بگشایند.

حسین امامی-- روزنامه قدس

کریمی که جهان پاینده دارد               تواند حجتی را زنده دارد

 

دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی

جمعه 27 اسفند 1389  4:21 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها