0

الغدير" و وحدت اسلامي

 
mohamadaminsh
mohamadaminsh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 25772
محل سکونت : خوزستان

الغدير" و وحدت اسلامي



الغدير" و وحدت اسلامي

"وحدت اسلامي"، به عنوان يك پروژه مهم و سرنوشت ساز در تاريخ اسلام، قابل تأمل و بررسي است. امروزه به واسطه مشكلات فراواني كه براي مسلمانان از راه ايجاد اختلاف و ناهماهنگي در پذيرش موقعيتهاي به وجود آمده در جهان و نيز دامن زدن به اختلافهاي عقيدتي و فرهنگي توسط دشمنان مشترك فرق مذهبي، ايجاد شده است، اهميت اين مقوله بيش از پيش روشن و رهبران جوامع اسلامي را به فراگير نمودن و التزام به عملي نمودن آن فرا مي خواند. تاريخ، گواه اين مطلب است كه چشم پوشي علي(ع) از حق مسلم خود، جز براي دستيابي به اين مقصود نبوده است. واقعه غدير همواره به عنوان يك مسأله اختلافي مطرح بوده و تأليفاتي كه پيرامون آن نوشته شده به اثبات حقانيت آن پرداخته است؛ اما "علامه اميني" صاحب "الغدير" با رويكردي نوين به بررسي واقعه تاريخي غدير پرداخته و در ضمن آن مسأله وحدت اسلامي را نيز مدنظر قرار داده است؛ چنانكه بسياري از انديشمندان اهل سنت نيز براين شاهكار علمي علامه اميني مهر تأييد زده و آن را محور وحدت اسلامي در حوزه مسايل عقيدتي دانسته اند. كمتر كسي از دانشمندان اسلام - اعم از شيعه و اهل سنت - يافت مي شود كه با نوشته هاي عميق، محققانه و پراحساس مرحوم علامه اميني(ره) آشنا نبوده و او را به خاطر اثر بي نظيرش - الغدير- نستايد. او از برجسته ترين افرادي است كه به خاطر دفاع از حريم اسلام و تشيع و بخصوص دفاع از مقام والاي بزرگ مرد جهان انسانيت - علي(ع)- قد علم كرد و با فداكاري و اخلاص عجيب و شهامت و ابتكاري كم نظير، رسالت بزرگ خود را به خوبي انجام داد. علامه اميني شخصيتي است كه يك تنه در برابر تاريخ نويسان ديگر قيام كرد و با قلم توانا و آتشين و درعين حال منطقي و علمي خود، پرده ها را كنار زد و حقايق را از لابه لاي زواياي تاريك تاريخ بيرون كشيد. استاد مرتضي مطهري، با نگاهي متفاوت به بررسي نقش الغدير در ايجاد وحدت اسلامي پرداخته است كه در متن ذيل كه توسط فرزند ايشان "دكتر علي مطهري" در اختيار گروه فرهنگي روزنامه قدس قرار گرفته است، مي آيد. كتاب شريف "الغدير" موجي را در جهان اسلام پديد آورده است. انديشمندان اسلامي از زوايا و جوانب مختلف ادبي، تاريخي، كلامي، حديثي، تفسيري، اجتماعي بدان نظر افكنده اند. آنچه از زاويه اجتماعي مي توان بدان نظر افكند، "وحدت اسلامي" است. مصلحان و دانشمندان روشنفكر اسلامي عصر ما، اتحاد و همبستگي ملل و فرق اسلامي را بخصوص در اوضاع و احوال كنوني كه دشمن از همه جوانب بدانها هجوم آورده و پيوسته با وسايل مختلف درپي توسعه خلافهاي كهن و اختراع خلافهاي نوين است، از ضروري ترين نيازهاي اسلامي مي دانند. اساساً چنانكه مي دانيم، وحدت اسلامي و اخوت اسلامي، سخت مورد عنايت و اهتمام شارع مقدس اسلام بوده و از اهم مقاصد اسلام است. قرآن و سنت و تاريخ اسلام گواه آن مي باشد. از اين رو براي برخي اين پرسش پيش آمده كه آيا تأليف و نشر كتابي مانند الغدير- كه به هرحال موضوع بحث آن كهن ترين مسأله خلافي مسلمين است- مانعي در راه هدف مقدس، ايده آل و عالي "وحدت اسلامي" ايجاد نمي كند؟ لازم است به عنوان مقدمه مفهوم و حدود وحدت اسلامي روشن شود، سپس به بررسي نقش كتاب شريف الغدير و مؤلف آن علامه اميني بپردازيم.
 
وحدت اسلامي
مقصود از وحدت اسلامي چيست؟ آيا مقصود اين است كه از ميان مذاهب اسلامي يكي انتخاب و ساير مذاهب كنار گذاشته شود؟ يا مقصود اين است كه مشتركات همه مذاهب گرفته شود و مفترقات همه آنها كنار گذاشته و مذهب جديدي بدين نحو اختراع شود كه شبيه هيچ يك از مذاهب موجود نباشد؟ يا اينكه وحدت اسلامي به هيچ وجه ربطي به وحدت مذاهب ندارد و مقصود از اتحاد مسلمانان، اتحاد پيروان مذاهب مختلف در عين اختلافهاي مذهبي، در برابر بيگانگان است؟
مخالفان اتحاد مسلمانان براي اينكه از وحدت اسلامي مفهومي غيرمنطقي و غيرعملي بسازند، آن را به نام وحدت مذهبي توجيه مي كنند تا در قدم اول با شكست مواجه گردد. بديهي است، منظور علماي روشنفكر اسلامي از وحدت اسلامي، حصر مذاهب به يك مذهب و يا اخذ مشتركات مذاهب و طرد مفترقات آنها - كه نه معقول و منطقي است و نه مطلوب و عملي - نيست. منظور اين دانشمندان، متشكل شدن مسلمانان در يك صف در برابر دشمنان مشتركشان مي باشد.
اين دانشمندان مي گويند مسلمانان اشتراكات بسياري دارند كه مي تواند مبناي يك اتحاد منسجم شود. آنها همه خداي يگانه را مي پرستند و همه به نبوت رسول اكرم(ص) ايمان و اذعان دارند. كتاب همه قرآن و قبله همه كعبه است. با هم و مانند هم حج مي گزارند و مانند هم نماز مي خوانند و مانند هم روزه مي گيرند و مانند هم تشكيل خانواده مي دهند و داد و ستد مي نمايند و كودكان خود را تربيت و اموات خود را دفن مي نمايند و جز در اموري جزئي، در اين كارها با هم تفاوتي ندارند. مسلمانان همه از يك نوع جهان بيني برخوردارند و يك فرهنگ مشترك دارند و در يك تمدن عظيم و باشكوه و سابقه دار شركت دارند. وحدت در جهان بيني، در فرهنگ، در سابقه تمدن، در بينش و منش، در معتقدات مذهبي، در پرستشها و نيايشها، در آداب و سنن اجتماعي خوب، مي تواند از آنها ملت واحدي بسازد و قدرتي بزرگ به وجود آورد كه قدرتهاي بزرگ جهان ناچارند در برابر آنها خضوع نمايند، بخصوص اينكه در متن اسلام براين اصل تأكيد شده است. مسلمانان به نص صريح قرآن، برادر يكديگرند و حقوق و تكاليف خاصي، آنها را به يكديگر مربوط مي كند. با اين وضع، چرا مسلمانان از اين همه امكانات وسيع كه از بركت اسلام نصيبشان گشته، استفاده نكرده اند؟
از نظر اين گروه از علماي اسلامي، هيچ ضرورتي ايجاب نمي كند كه مسلمانان به خاطر اتحاد اسلامي، مصالحه و گذشتي در مورد اصول يا فروع مذهبي خود بنمايند، همچنان كه ايجاب نمي كند آنان درباره اصول و فروع اختلافي فيمابين، بحث و استدلال نكنند و كتاب ننويسند. تنها چيزي كه وحدت اسلامي، از اين نظر ايجاب مي كند، اين است كه براي اينكه در ميان مسلمانان احساسات كينه توزانه اي پيدا نشود يا شعله ور نگردد - متانت را حفظ كنند، يكديگر را سب و شتم ننمايند، به يكديگر تهمت نزنند و دروغ نبندند، منطق يكديگر را مسخره نكنند و عواطف هم را مجروح نسازند و از حدود منطق و استدلال خارج نشوند و در حقيقت حدودي را كه اسلام در دعوت غيرمسلمان به اسلام لازم دانسته است، درباره خودشان رعايت كنند: ادع الي سبيل ربك بالحكمه و الموعظه الحسنه و جادلهم بالتي هي احسن. (1)
براي برخي اين تصور پيش آمد، مذاهبي كه تنها در فروع با يكديگر اختلاف دارند، مانند شافعي و حنفي، مي توانند با هم برادر باشند و با يكديگر در يك صف قرار گيرند؛ اما مذاهبي كه در اصول با يكديگر اختلاف نظر دارند، به هيچ وجه نمي توانند با يكديگر برادر باشند. از نظر اين گروه، اصول مذهبي مجموعه اي به هم پيوسته است و به اصطلاح اصوليون از نوع "اقل و اكثر ارتباطي" است. آسيب ديدن يكي، عين آسيب ديدن همه است. بنابراين آنجا كه مثلاً اصل "امامت" آسيب مي پذيرد و قرباني مي شود از نظر معتقدان به اين اصل، موضوع وحدت واخوت منتفي است و به همين دليل، شيعه و سني به هيچ وجه نمي توانند دست يكديگر را به عنوان دو برادر مسلمان بفشارند و در يك جبهه قرار گيرند.
گروه اول به اين گروه پاسخ مي دهند، مي گويند: دليلي ندارد ما اصول را در حكم يك مجموعه به هم پيوسته بشماريم و از اصل "يا همه يا هيچ" در اينجا پيروي كنيم. اينجا جاي قاعده "الميسور لايسقط بالمعسور" و "مالا يدرك كله لايترك كله" است. سيره و روش شخص اميرالمؤمنين علي(ع) براي ما بهترين و آموزنده ترين درسهاست. علي(ع) راه و روشي بسيار منطقي و معقول كه شايسته بزرگواري مانند او بود، اتخاذ كرد.
او براي احقاق حق خود از هيچ كوششي خودداري نكرد، همه امكانات خود را به كار برد كه اصل امامت را احيا كند، اما هرگز از شعار "يا همه يا هيچ" پيروي نكرد. برعكس، اصل "ما لايدرك كله لا يترك كله" را مبناي كار خويش قرار داد.
علي(ع) در برابر ربايندگان حقش قيام نكرد و قيام نكردنش اضطراري نبود، بلكه كار حساب شده وانتخاب شده بود. او از مرگ بيم نداشت. چرا قيام نكرد؟ حداكثر اين بود كه كشته شود. كشته شدن در راه خدا منتهاي آرزوي او بود. او همواره در آرزوي شهادت بود. علي(ع) بدين نكته رسيده بود كه مصلحت اسلام در آن شرايط، ترك قيام و بلكه همگامي و همكاري است. خود مرتب بر اين مطلب تصريح مي كند. در يكي از نامه هاي خود به مالك اشتر (نامه 62 از نامه هاي نهج البلاغه) مي نويسد: " من از اول دست خودم را پس كشيدم، تا ديدم گروهي از مردم از اسلام بازگشتند و مردم را به نابودي دين محمد(ص)، دعوت مي كنند. پس ترسيدم كه اگر به ياري اسلام و مسلمانان برنخيزم، شكاف يا انهدامي در اسلام خواهم ديد كه مصيبت آن از فوت خلافت چند روزه بسيار بيشتر است."
در شوراي شش نفري، پس از تعيين و انتخاب عثمان توسط عبدالرحمن بن عوف، علي(ع) آمادگي خود را براي همكاري چنين بيان كرد: "شما خود مي دانيد من از همه براي خلافت شايسته ترم و حال به خدا قسم، مادامي كه كار مسلمانان روبراه باشد و رقيبان من تنها به كنار زدن من قناعت كنند و تنها شخص من مورد ستم واقع شده باشد، مخالفتي نخواهم كرد وتسليم خواهم بود." (2)
بررسي مطالب فوق مي رساند كه حضرت علي(ع) اصل "يا همه يا هيچ" را در اين مورد محكوم مي دانسته است. نيازي نيست درباره روش و سيره علي(ع) دراين موضوع بيشتر بحث شود، شواهد و دلايل تاريخي در اين زمينه فراوان است.
علامه اميني و "الغدير"
بايد ديد علامه اميني، مؤلف "الغدير" از كدام دسته است و چگونه مي انديشيده است؟ آيا ايشان وحدت و اتحاد مسلمانان را تنها در دايره تشيع قابل قبول دانسته اند يا دايره اخوت اسلامي را وسيعتر مي دانسته و معتقد بوده اند اسلام كه با اقرار و اذعان به شهادتين محقق مي شود، خواه ناخواه حقوقي را به عنوان حق مسلمان بر مسلمان ايجاد مي كند و مسأله اخوت و برادري كه در قرآن به آن تصريح شده، ميان همه مسلمانان محفوظ است.
علامه اميني به اين نكته كه لازم است نظر خود را در اين موضوع روشن كنند و اينكه نقش "الغدير" در وحدت اسلامي چيست، آيا مثبت است يا منفي، كاملاً توجه داشته اند و براي اينكه از طرف معترضان- اعم از آنان كه در جبهه مخالف خودنمايي مي كنند و آنهايي كه در جبهه موافق خود را جازده اند- مورد سوء استفاده واقع نشود، نظرش را مكرر توضيح داده و روشن كرده است.
علامه اميني طرفدار وحدت اسلامي است و با نظر وسيع و روشن بينانه بدان مي نگرد. وي در فرصتهاي مختلف در مجلدات الغدير، اين مسأله را طرح كرده كه قسمتي از آنها در اينجا نقل مي شود:
در مقدمه جلد اول اشاره كوتاهي مي كند به اينكه الغدير چه نقشي در جهان اسلام خواهد داشت. مي نويسد: "و ما اين همه را خدمت به دين و اعلاي كلمه حق و احياي امت اسلامي مي شماريم."
در جلد سوم، صفحه 77، پس از نقل اكاذيب ابن تيميه و آلوسي و قصيمي، مبني بر اينكه شيعه برخي از اهل بيت را از قبيل زيدبن علي بن الحسين دشمن مي دارد، تحت عنوان "نقد و اصلاح" مي نويسد:
"... اين دروغها و تهمتها تخم فساد را مي كارد و دشمنيها را ميان امت اسلام بر مي انگيزد و جماعت اسلام را تبديل به تفرقه مي نمايد و جمع امت را متشتت مي سازد و با مصالح عامه مسلمانان تضاد دارد."
نيز در جلد سوم، صفحه 268، سخن سيد رشيد رضا را به شيعه مبني بر اينكه "شيعه از هر شكستي كه نصيب مسلمانان شود، خوشحال مي شود تا آنجا كه پيروزي روس را بر مسلمانان در ايران جشن گرفتند." نقل مي كند و مي نويسد: "شيعيان ايران و عراق كه قاعدتاً مورد اين تهمت واقع شده اند و همچنين مستشرقان و سياحان و نمايندگان ممالك اسلامي كه در ايران و عراق رفت و آمد داشته و دارند، خبري از اين جريان ندارند. شيعه بدون استثنا براي نفوس و خون و حيثيت و مال و عموم مسلمانان اعم از شيعه و سني احترام قايل است، هر وقت مصيبتي براي عالم اسلام در هرجا و هر منطقه و براي هر فرقه پيش آمده است، در غم آنها شريك بوده است. شيعه هرگز اخوت اسلامي را كه در قرآن و سنت بدان تصريح شده، محدود به جهان تشيع نكرده است و در اين جهت، فرقي ميان شيعه و سني قايل نشده است."
وي در پايان جلد سوم نيز پس از انتقاد از چند كتاب از كتابهاي قدما از قبيل "عقد الفريد"، "الانتصار"، "الفرق بين الفرق" و... مي نويسد: "هدف ما از نقل و انتقاد اين كتابها اين است كه به امت اسلام اعلام خطر كنيم و آنان را بيدار نماييم كه اين كتابها بزرگترين خطر را براي جامعه اسلامي به وجود مي آورد، زيرا وحدت اسلامي را متزلزل مي كند و صفوف مسلمانان را پراكنده مي كند. هيچ عاملي بيش از اين كتب، صفوف مسلمانان را از هم نمي پاشد و وحدتشان را از بين نمي برد و رشته اخوت اسلامي را پاره نمي كند." علامه اميني در مقدمه جلد پنجم تحت عنوان "نظريه كريمه" به مناسبت يكي از تقديرنامه هايي كه از مصر درباره الغدير رسيده است، نظر خود را دراين موضوع كاملاً روشن مي كند و جاي هيچ ترديدي باقي نمي گذارد، مي نويسد: "عقايد و آرا درباره مذاهب آزاد است و هرگز رشته اخوت اسلامي را كه در قرآن با جمله "انما المؤمنون اخوه" بدان تصريح شده، گسسته نمي كند، هرچند كار مباحثه علمي و مجادله كلامي و مذهبي به اوج خود برسد. سيره سلف و در رأس آنها صحابه و تابعين همين بوده است. ما مؤلفان و نويسندگان در اطراف و اكناف جهان اسلام، با همه اختلافي كه در اصول و فروع با يكديگر داريم، يك جامع مشترك داريم و آن ايمان به خدا و پيامبر خداست. در كالبد همه ما يك روح و يك عاطفه حكمفرماست و آن روح اسلام و كلمه اخلاص است.
ما مؤلفان اسلامي، همه در زير پرچم حق و قرآن و رسالت نبي اكرم(ص) زندگي مي كنيم. پيام همه ما اين است كه: "ان الدين عندا... الاسلام" و شعار همه ما "لااله الاا..." و "محمد رسول ا..." است.
علامه اميني در مقدمه جلد هشتم تحت عنوان "الغدير يوجد الصفوف في الملأ الاسلامي" مستقيماً وارد بحث نقش الغدير در وحدت اسلامي مي شود. وي دراين بحث، اتهامهاي كساني را كه مي گويند الغدير موجب تفرقه بيشتر مسلمانان مي شود، سخت رد مي كند و ثابت مي نمايد كه برعكس، الغدير بسياري از سوء تفاهم ها را از بين مي برد و موجب نزديكتر شدن مسلمانان به يكديگر مي شود. آنگاه اعترافهاي دانشمندان اسلامي غيرشيعه را دراين باره شاهد مي آورند و در پايان، نامه "شيخ محمد سعيد دحدوح" را به همين مناسبت نقل مي كند.
نقش مثبت الغدير در وحدت اسلامي از اين نظر مهم است كه اولاً منطق مستدل شيعه روشن مي كند، و ثابت مي كند كه گرايش در حدود صد ميليون مسلمان به تشيع مولود جريانهاي سياسي يا نژادي و غيره نبوده است، بلكه يك منطق قوي متكي به قرآن و سنت موجب اين گرايش شده است. ثانياً ثابت مي كند كه برخي از اتهامها به شيعه به كلي بي اساس و دروغ است. ثالثاً، اميرالمؤمنين علي(ع) و ائمه معصومين(ع) را كه از مظلومترين شخصيتهاي بزرگ اسلامي هستند و مي توانند مقتداي عموم مسلمانان باشند، به جهان اسلام معرفي مي كند.
برداشت ديگران از "الغدير"
"محمد عبدالغني حسن مصري" در تقريظ خود بر الغدير كه در مقدمه جلد اول، چاپ دوم، چاپ شده است مي نويسد: "از خداوند مسألت مي كنم كه بركه آب زلال شما را (3) سبب صلح و صفا ميان دو برادر شيعه و سني قرار دهد كه دست به دست هم داده، بناي امت اسلامي را بسازند." عادل غضبان، مدير مجله مصري "الكتاب" - در مقدمه جلد سوم- مي گويد: "اين كتاب، منطق شيعه را روشن مي كند و اهل سنت مي توانند با مطالعه آن، شيعه را به طور صحيح بشناسند. شناسايي صحيح شيعه سبب مي شود آراي شيعه و سني به يكديگر نزديك شود و در مجموع صف واحدي تشكيل دهند."
دكتر محمد غلاب، استاد فلسفه در دانشكده "اصول دين" جامعة الازهر در تقريظي كه بر الغدير نوشته، مي نويسد: "كتاب شما در وقت بسيار مناسبي به دستم رسيد، زيرا اكنون مشغول جمع آوري و تأليف كتابي درباره زندگي مسلمانان از جوانب مختلف هستم. بنابراين خيلي مايلم اطلاعات صحيحي درباره شيعه اماميه داشته باشم. كتاب شما به من كمك خواهد كرد و من مانند ديگران درباره شيعه اشتباه نخواهم كرد."
"دكتر عبدالرحمن كيالي حلبي" در تقريظ خود كه در مقدمه جلد چهارم الغدير چاپ شده، پس از اشاره به انحطاط مسلمانان در عصر حاضر، و اينكه چه عواملي مي تواند آنان را نجات دهد، و پس از اشاره به اينكه شناخت صحيح وصي پيامبراكرم(ص) يكي از آن عوامل است، مي نويسد: "كتاب الغدير و محتويات غني آن، چيزي است كه سزاوار است هر مسلماني از آن آگاهي يابد، تا دانسته شود چگونه مورخان كوتاهي كرده اند و حقيقت كجاست. ما به اين وسيله بايد گذشته را جبران كنيم و با كوشش در راه اتحاد مسلمانان به اجر و ثواب نايل گرديم.

پي نوشتها

1- نحل / 125
2- نهج البلاغه، خطبه 72
3- "غدير" در عربي به معناي گودال آب است

کریمی که جهان پاینده دارد               تواند حجتی را زنده دارد

 

دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی

جمعه 27 اسفند 1389  1:15 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها