«تبار گل»
«تبار گل»
من زندهام به عشق تو و اعتبار تو
هستند ذرهها همگي خاكسار تو
تا چشمهاي سبز هميشه بهار تو
در دامن مناظر سبزه كنار تو
زير هواي ابري ناپايدار تو
سرچشمهي هر آن چه ستاره نثار تو
آقا! نياز ما همه در اختيار تو
اين كار، كار ماست و آن كار، كار تو
چون مشتري كه حلقه زده بر مدار تو
در گنبد طلايي روي مزار تو
پيداست از تلألو خورشيد عيار تو
اين بوده، آشيانه كنم در جوار تو |
اي آب و مهرباني و گل از تبار تو!
اي آفتاب جاري در ذرهها رضا!
بگذار تا كه پنجرههايم شود وسيع
بگذار تا كه رشد كند طفل اشك من
بگذار تا قدم بزنم نرم و باثبات
سرچشمهي خيال مني و نگاه من
تو اختيار داري و ما هم به تو نياز
عمري خطا و معصيت و بخشش و گذشت
بازار حسن و مهر تو گرم است و چشم ما
خورشيد تا هميشهي آئينه حل شده است
جاري است توي آينه و آب، جوهرت
مثل كبوتران حرم آرزوي من
|
کریمی که جهان پاینده دارد تواند حجتی را زنده دارد
دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی
دوشنبه 23 اسفند 1389 2:42 PM
تشکرات از این پست