زمزمه ی دلباختگان
ببر از ما سوی آن شه خبری
در این پیکر عالم جانی
سینه پر اخگر و آتش خیز است
به تو ، از غیر تو پرداخته ام
یک نگه کردم و دل باختمت
وارث صدق کلیم اللهی
بهترین پور خلیل اللهی
یادگار و خَلف بوالحسنی
سخت شیدایی آن خال لبم
آب و باد ، آتش و هم خاک نبود
ننهادی به جهان هیچ قدم
قلب خونابه شده چون صهبا
مخلصان غرق کرامت نکنی
کمترین خادم آن درگاهم |
برو ای باد صبا کن گذری
تو مهین پادشه خوبانی
جام دل از غم تو لبریز است
فاش می گویم و دلباخته ام
من همان روز که بشناختمت
تو همان عیسی روح اللهی
آدم و نوح نبی اللهی
تو محمد تو حسین و حَسنی
بهر دیدار تو در تاب و تبَم
گر نبودی تو ، افلاک نبود
آدم بوالبشر از کتم عدم
عدل افسانه شده چون عنقا
حاش لِلَّه که عنایت نکنی
« ناصر» م از کرمت آگاهم
|
آیت الله مکارم شیرازی دامت برکاته