او
چند نوبت به ایران سفر کرده و با حضرت امام (رحمه الله علیه )، حضرت آیت
الله خامنه ای وآقای هاشمی رفسنجانی دیدار نموده و به زیارت حضرت امام
رضا(علیه السلام) هم نایل آمده بود.
نکاتی
از زندگی اداواردو آنیلی : ادواردو به خاطر اسلام آوردنش از طرف
خانوادهاش بسیار تحت فشار بود به او میگفتند تو دیوانه شدهای و او
را میبرند و در یک تیمارستان در بین ایتالیا و سوییس بستری میکنند.
خودش میگفت که پزشکهای آن مرکز هم همه صهیونیست بودند و از این
بابت خیلی نگران بود. در آن جا هم به شدت تحت فشار بود. آنجا
میبستندش و او فرار میکند، از آن جا میآید ایران و مدتی در ایران
میماند.
بوسه امام بر پیشانی ادواردو
در یکی از سفرهایی که به ایران آمده بود، با امام هم دیداری داشت و گفت که امام در آن دیدار پیشانی او را بوسیده!
ادواردو
همواره به دنبال این بود که دوستان و بستگانش را با اسلام آشنا
کند در یکی از سفرهایش به ایران یکی از دوستانش را با خودش آورده
بود و به من گفت که او را تا مرز اسلام آوردهام، جالب است که آن
دوستش هم پسر سلطان شراب ایتالیا بود که بعد از بحث هایی او هم
اسلام آورد و مسلمان شد یعنی اینکه فرزند بزرگترین تولید کننده و
صادر کنندهِ شراب ایتالیا از طریق ادواردو مسلمان شد. الان او هم
زنده است و در ایتالیا منزوی است و در یک آپارتمان در شهر رم
زندگی میکند.
برای
اولین بار که به مشهد رفته بود به او گفتم که چون اولین بار است
که به زیارت میروی هر آرزویی داشته باشی برآورده میشود. وقتی
برگشت از او پرسیدم که از امام رضا چه خواستی گفت از او خواستم
که قلب پدرم را نسبت به من مهربان کند گفتم دیگر چه خواستی؟ گفت
هیچی! گفتم چرا؟ گفت: چون سرش خیلی شلوغ بود، خیلیها بودند که از
او چیزهایی میخواستند.
یکی
از بچههای انجمن اسلامی دانشجویان ایتالیا تعریف میکرد که در آن
شرایطی که منافقین در ایتالیا فعالیت داشتند، ما درگیری هایی با
آنها پیدا کردیم و پلیس هم ما را دستگیر کرد ولی بعد از چند وقت
وکیلی آمد و مارا آزاد کرد، بعد ما فهمیدیم که آن وکیل را ادواردو
فرستاده بود. به هر حال هر کاری که از دستش بر میآمد برای حمایت
از انقلاب و اسلام انجام می داد.
صهیونیستها
با به شهادت رساندن ادواردو هم موجب شدند بخشی از ثروت عظیم پدر به دست یک
مسلمان نیفتد و هم با توجه به وضعیت وارثین ، نیمی از سهم ادواردو نصیب
فرزندان یهودی خواهرش شود.