0

شگفتي روزگار

 
sotoodeh
sotoodeh
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
تعداد پست ها : 131

شگفتي روزگار


شيخ محمد تقي بهلول گنابادي، در روستاي بيلند گناباد به دنيا آمد. تحصيلات ابتدايي، مقدمات علوم ديني و فن بيان و خطابه را پدرش، شيخ نظام الدين - مجتهد شهر گناباد- به او آموخت. از شش سالگي در مجالس روضه مي خواند و در اين کار آن قدر مهارت پيدا کرد که در 14 سالگي منبري مشهوري شد، ملقب به بهلول، چرا که کارهايش عجيب و غريب به نظر مي آمد. آن روزها در گناباد برخي فرقه هاي صوفي فعاليت داشتند او هم بالاي منبر از آنها اعلام برائت مي کرد. صوفي ها چند بار تهديدش کردند. شيخ نظام الدين هم خانواده اش را به سبزوار برد. آن سال ها رضاخان، براي اجراي طرح تحول ايران، شاه افغانستان و همسرش را به ايران دعوت کرد. آنها به هر شهر مي رسيدند، جشن و سرور به راه بود. اول محرم وارد سبزوار شدند. آيت الله بهلول از امام جماعات خواست اعتراضي کنند اما آنها سکوت کردند. خودش جلوي باغ ملي رفت و با سخنراني، مردم راآگاه کرد. کار به جايي رسيدکه شهرباني تسليم شد و جشني برگزار نشد.
پس از آن براي تحصيل به قم و کربلا رفت. آيت الله ابوالحسن اصفهاني به او گفت: «ما مجتهد زياد و سخنران کم داريم. به ايران برگرد و عليه شاه سخنراني کن.» به ايران برگشت و در سخنراني مسجد شاه، دستگير و زنداني شد. مردم تهران اعتصاب کردند و او پس از ده روز آزاد شد. بعد از قضيه مسجد گوهرشاد، در مشهد سه روز تحصن کردو براي فرار از دست نظاميان، با گذرنامه جعلي وارد افغانستان شد. اما دولت افغانستان براي حفظ رابطه اش با ايران، او را دستگير کرد. 10 سال وقتش به جوراب بافي و سرودن شعر در زندان گذشت و چون به او قلم و کاغذ نمي دادند، 100 هزار بيت شعرش را از بر کرد. پس ازآزادي به مصر رفت. مدت يک سال و نيمي که آنجا بود، در جامعه الازهر تدريس کرد و از طرف جمال عبدالناصر، رياست بخش فارسي راديو مصر را به عهده گرفت. شيخ محمدتقي بهلول گنابادي - مبارز انقلابي - در اواخر عمر در گناباد و تهران، در منازل اقوام زندگي مي کرد. سرانجام در 105 سالگي فوت کرد و در گناباد دفن شد.
* نام کتابي که زندگينامه اوست
منبع: همشهري جوان، شماره 221.
               
شنبه 3 بهمن 1388  1:43 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها