نويسنده:امين مويدي
در جامعه ما انواع و اقسام خرافات به نسبت طبقات مختلف اجتماعي بروز و رواج يافته است و هر گروه به يک قسم از خرافات دلبستگي پيدا کرده اند. شايد شما يا نزديکانتان هم بي تمايل به اين خرافات عجيب و غريب و بعضاً هيجان انگيز نيستيد. اين مساله البته گريبانگير نگارنده هم هست و هيچ گاه جلسه اي را که به زور همسر مهربان متحمل شدم، از ياد نمي برم که در قبال جارو کردن! هاله ام آن چنان به خنده افتادم که مجلس به هم ريخت و تا مدت ها مورد خشم و غضب و قهر همسر مهربان واقع شدم. به تازگي هم در مشاهدات خود با ژانر جالبي از خرافات مواجه شدم که برايم بسيار جذاب بود؛ اميدوارم براي شما هم باشد.
قصه از اين قرار است که 2 نوباوه يکي از آشنايان که به نظر نمي رسد مشکلي داشته باشند، از سر بي دردي و به جهت سرگرمي و تفرج سراغ يکي از همين فالگيران بزرگوار رفته و براي حل مشکلاتشان از او ياري خواسته اند. نهايتاً پس از بررسي و انجام معالجات حکيمانه ناگاه به اين نتيجه رسيده اند که علت تمام اين مشکلات نداشته شان، نامشان است و حتماً براي نيل به خوشبختي بايد نامشان را عوض کنند! حتي يک نام خوشبختي آور را هم که از بس دور از ذهن و بي ربط است به ياد نمانده، به ايشان ابلاغ مي فرمايند!! طبعاً عدم ارتباط منفي علت و معلول در اين موارد با توجه به تعريف خرافه زياد غيرمنطقي نيست. جالب اين است که اين 2 نوباوه به حدي جوگير شده اند که اگر کسي به اسامي قبلي خطابشان کند، از ترس مخدوش شدن خوشبختي و سعادتشان جوابش را نمي دهند و لزوماً شما بايد آنها را به اسامي جديدشان که منجر به خوشبختي شان خواهد شد، صدا بزنيد. در هر صورت اين ورژن جديد براي اينجانب که چندان با خرافات پست مدرن هم آشنايي ندارم، بسيار فرح بخش و جذاب بود.
منبع: همشهري جوان، شماره 221.