دنياي تصوير - 201
خبرگزاري فارس: دويست و يكمين شماره ماهنامه سينمايي تخصصي دنياي تصوير منتشر شد.
در تازهترين شماره دنياي تصوير علاوه بر آخرين و كاملترين جداول توليد و فروش سينماي ايران در سال 1389 و آخرين اخبار سينماي جهان، ميتوانيد گزارش مفصلي از كليه جوايز سينمايي جهان در سال گذشته را بخوانيد. مرور فيلمهاي بيست و نهمين جشنواره فيلم فجر از نگاه نويسندگان و منتقدان دنياي تصوير، از ديگر بخشهاي اين شماره است. همچنين ميتوانيد در بخش گزارش ويژه دانستنيهاي بسيار خواندني و جالبي از ناپديد شدن مخترع دوربين سينما گرفته تا حذف مافيا از پدرخوانده را بخوانيد!
گزيدهاي از مطالب اين شماره از اين قرار است:
تقديم تاج و تخت اسكار به پادشاه (گزارش كامل اسكار 83 به همراه مروري بر چهار فيلم برتر اسكار : "سخنراني پادشاه"، "شبكه اجتماعي"، "شهامت" و "قوي سياه")
خرسهاي آلماني در دست ايرانيان (شصتويكمين جشنواره فيلم برلين)
بينظم منظم: دست تو سفره، مشت تو صورت!
تازههاي 2011: (عقاب، مكانيك، فقط باهاش برو، جاستين بيبر: هرگز نگو هرگز، حريم، من شماره چهارم هستم، نومئو و ژوليت، مامان بزرگها: پدر و پسر مثل هم، هماتاقي، مراسم، زنبور سبز ، دوراهي، ناشناخته و...)
يك تَن و صَد خنجر ("جرم" كيميايي)
اكشن، لاي صخره، بيحركت! ("127 ساعت" تازهترين فيلم دني بويل چگونه ساخته شد؟)
فرار از گولاگ استالين (همه چيز درباره پيتر وير و اثر جديدش: "مسير بازگشت") فرهنگ كارگردانان: ميشائيل هانكه، هوشيائو شين، مري هارون، تاد هينز، اسپايك جونز. 101 فيلم چهار ستاره تاريخ سينما: كمدي غيرمحتمل (مأمور بانك)، دو ساعت سرگرمي ناب (مكاني در آفتاب)
بر صحنه تئاتر: درهاي باز، درهاي بسته (مروري بر چند اثر برگزيده جشنواره بيستونهم تئاتر فجر)
زوم: اندر احوالات شليك توپ سال تحويل با برنامه هفت!
در بخشي از يادداشت علي معلم در اين شماره آمده است:
بيستونهمين جشنواره فيلم فجر هر چه بود به گفته دوست و دشمن و منافق(!) خالي نبود. هر چه نبود تصوير شفافي بود از حقيقت سينماي ايران. همانطور كه هست، همانطور كه هستيم. و اين خصلت اين سال بود شايد. از اين بابت بايد شكرگزار بود كه دوستان مسئول و برگزاركننده به هر شكلي توانستند روز روشني بسازند كه همه چيز عيان باشد و اين خود هنري است. و اما دستاوردها و از دستدادههاي سينما و سينماگران در اين دوره.
وي در بخش «دستاوردها» نوشته است: اندكي تنوع به اضطرار موقعيت متلّون. امسال محصولات سينماي ايران همه بر گرده نوع خاصي از فيلمسازي نميچرخيد كه خود موهبتي است. هم فيلم فلسفي داشتيم، هم اجتماعي تلخنگر، هم اميدوار سادهدلانه، هم كمدي سرخوشانه، هم بفرموده داشتيم هم نفرموده! هم سياه و سفيد بود و هم زيادي رنگي و هم رنگپريده. اين خود مزيت سينماي ما در اين جشنواره بود.
وي در بخش ديگري از اين قسمت نوشتهاش آورده است: شكست سينماي دولتي و پيروزي سينماي مستقل طليعه عصر نويني براي دست?اندركاران سينماي ملي است اگر قدر دانسته شود.
معلم در بخش «از دسترفتهها» هم نوشته است: «فاعليت در برخورد با مسائل و وجود قهرمان خوندار تقريباً نيست و نابود شده است. جز مورد عجيب كيميايي (جرم) اغلب فيلمها منفعل بودند حتي آثاري كه به ظاهر قهرمان داشتند و اين براي جامعه ما ناگوار است كه از پرورش و ستايش قهرمان خالي شده است. خودزني اجتماعي وفور پيدا كرده است، طبقه متوسط و پائين و بالاي جامعه در آثار مطرح، دائم در معرض نقد بيهوده و فاقد شناخت قرار گرفته بودند. اين همه تلخنگري و چوب به خود زدن براي يك جامعه جوان مثل كشور ما زهر است.»
انتهاي پيام/ا