به اندازه يک نان سنگک
نويسنده:سهيلا ثقفي
پسر يک سبزي فروش بعد از سال ها درس خواندن،سرانجام از دانشگاه فارغ التحصيل شد و چون کاري پيدا نکرد در مغازه پدر مشغول به کار شد.روزي سبزي فروش از پسرش پرسيد:تو در اين سال ها چه ياد گرفتي؟"و پسر شروع به شمردن درس هايي که ياد گرفته بود و پدر با حوصله تمام حرف هاي پسر را گوش کرد.وقتي صحبت هاي پسرش به پايان رسيد پدر پرسيد:"اين همه چيز ياد گرفتي،آيا مي تواني آنها را به بازار ببري و يک نان سنگک بخري!"و پسر جوابي نداشت.مي دانيد چرا؟چون دانش او به پول نزديک نشده بود و در همان ذهن او مدفون گشته بود.
اگر در زندگي بعضي از بچه هاي درس خواني که مي شناسيد دقيق شويد مي بينيد که اغلب آنها با وجودي که در يادگرفتن درس هاي نظري مهارتي وصف ناپذير دارند اما پايشان که به کارگاه و آزمايشگاه باز مي شود يعني وقتي به کارهاي عملي مي رسند عجز و ناتوانيشان ظاهر مي شود و عمده نمره اي که به دست مي آورند به خاطر برتري و دانش نظريشان است نه به دليل مهارتشان در انجام پروژه هاي عملي.اين افراد بعد از فارغ التحصيلي هم بلافاصله قصد ادامه تحصيل مي کنند و فقط و فقط درس مي خوانند و انتظار دارند که جامعه تا بالاترين مقاطع تحصيلي به شيوه هاي مختلف هزينه تحصيل آنها را بپردازد.
اما در زندگي واقعي اوضاع چنين نيست.در زندگي واقعي ثروت و خوشبختي و موفقيت از آن کسي است که بتواند آموخته هايش را به صورت محصول يا خدمتي درآورد که از کنار آن مزد و پولي نصيبش شود.اگر دانش و آموخته انسان نتواند براي او ثروت و دارايي به همراه آورد،ديري نمي پايد که اين شخص بايد براي سير کردن شکمش،خود را در مقابل فرد کم دانشي که توانسته با اندک آموخته اش وارد بازار کار شود خوار و ذليل کند و به خدمت او درآيد.اين واقعيتي غيرقابل انکار است که متاسفانه گروه کثيري از دانش آموزان و دانشجويان ما از آن غافل هستند و احساس مي کنند وظيفه آنها فقط درس خواندن است و وظيفه جامعه و در مرحله اول پدر و مادر فقط تامين هزينه هاي آموزش آنهاست.وقتي زمان مي گذرد و مرز سني بيست و پنج و سي سالگي سپري مي شود تازه جوان تحصيل کرده به اين نتيجه مي رسد که بايد براي خودش کاري دست و پا کند و از دانشي که بخش اعظم آن از خاطرش رفته پولي به دست آورد.
اين شيوه غلط دانش اندوزي براي نسل جوان و همين طور براي تمام کساني که در رشته هاي مختلف تحصيلات عاليه دارند و باز هم به دنبال مدرک بالاتر هستند يک خطر بسيار بزرگ است که تسليم شدن در مقابل آن فرجامي جز فقر و ناکامي و سرخوردگي براي دانش آموخته نخواهد داشت.
آزمون سراسري کنکور امسال نيز برگزار شد و نتيجه آن به زودي اعلام مي شود.عده اي ديگر نيز خود را براي آزمون هاي بعد از اين آماده مي کنند.مهم نيست نتيجه آزمون قبولي يا مردودي شرکت کننده باشد.همه کساني که با هزاران اميد و آرزو منتظر دريافت نتايج هستند بايد به اين نکته کليدي توجه داشته باشند که اکنون ديگر بزرگ شده اند و جامعه به عنوان يک فرد بالغ به آنها نگاه مي کند.شايد پدر و مادر هنوز خود را ملزم به تامين هزينه تحصيلي و زندگي او بدانند اما اين حمايت دوام چنداني نخواهد داشت و دير يا زود همه انتظار دارند که اين عقاب جوان با بال هاي خودش در آسمان زندگي به پرواز درآيد و با چنگال هاي خودش غذا و روزي خود را شکار کند.تصور اينکه در آينده يک ميز حاضر و آماده براي دانش آموخته فارغ التحصيل آماده است و از همان ماه اول فراغت از تحصيل حقوق بالا به حساب او واريز مي شود تصور باطلي است که بسياري از اين فارغ التحصيلان گريزان از کار عملي،بعد از گذر سال ها از عمرشان و از دست دادن جواني تازه متوجه واقعيت مي شوند و سراسيمه سعي مي کنند حداقل درآمدي براي خود دست و پا کنند.
البته اينها همه به اين معنا نيست که درس و دانش چيز بدي است و فرد بدون هيچ مهارت و آموزشي بايد شتابزده وارد بازار کار شود تا بتواند سريع تر به درآمد دست يابد.بلکه منظور اين است که هر شخصي که مي خواهد چيزي ياد بگيرد بايد سعي کند آموخته اش را بلافاصله و در کمترين زمان ممکن به درآمد نزديک کند.اگر هم به فرض در رشته اي درس مي خواند که امکان کسب درآمد مستقيم از آن درکوتاه مدت ميسر نيست،نبايد دست روي دست بگذارد و به اميد حمايت مالي آشنايان و بورسيه فقط و فقط به درس بچسبد.بلکه بايد موازي درس خواندن به کاري مشغول شود و تلاش کند تا درآمدي هرچند ناچيز از آن مسير به دست آورد.
هميشه اين گونه تبليغ مي شود که کلاس هاي آموزش فني و حرفه اي فقط مخصوص افرادي است که دانشگاه نرفته اند و تحصيلات عاليه ندارند.اما اين اصلاً تصور درستي نيست.اين کلاس ها به خصوص براي دانشجويان و کساني که مشغول درس اند يک نعمت و فرصت بسيار ارزشمند محسوب مي شود.با شرکت در اين دوره هاي کوتاه مدت کاربردي شخص ياد مي گيرد که چگونه با حداقل دانش ديپلم خود وارد بازار کار شود و نيازهاي مالي خانواده خود را برطرف کند و به استقلال برسد و همزمان مي آموزد که موقع درس خواندن روي چه موضوعاتي بيشتر تمرکز کند و از فرصت تحصيلات دانشگاهي براي پر کردن نيازهاي اطلاعاتي خود در مهارت و حرفه اي که مشغول آن است استفاده کند.اگر در آزمون امسال قبول نشديد اصلا نگران نباشيد و ازهمه مهم تر درنگ نکنيد.بلافاصله براي يادگيري يک مهارت و ورود به بازار اقدام کنيد.اگر هم قبول شديد و به خيل دانشجويان پيوستيد باز هم درنگ نکنيد و فوراًموازي با درس خواندن در رشته مورد علاقه خود ترجيحاً هم راستا به رشته تحصيلي خويش،به کسب مهارت عملي بپردازيد و وارد بازار کار و درآمد شويد.به ياد آوريد لحظه اي که چندان دور نيست و از شما حتما سوال خواهد شد که آيا با همه دانشي که آموخته ايد مي توانيد نان سنگکي براي خود بخريد؟فقط با پرداختن به درس و غافل شدن از کاربرد عملي دانشي که مي آموزيد جوابي براي اين سوال نخواهيد داشت.
منبع:مجله موفقيت شماره169.