0

مجلس خبرگان رهبری

 
mohamadaminsh
mohamadaminsh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 25772
محل سکونت : خوزستان

مجلس خبرگان رهبری



مجلس خبرگان رهبری

ذخيره‌ي معنوي نظام

مجلس خبرگان در حقيقت يك پشتوانه‏ى عظيمى براى نظام است؛ مثل صندوق ذخيره‏ى ارزىِ معنوىِ نظام. يك پشتوانه و يك ذخيره‏ى معنوى است كه بايد حاضر باشد، آماده باشد، پابه‏كار باشد و به‏روز باشد براى هنگام لازم و مورد نياز؛ همچنان كه كشورها نيروهاى مسلحشان را آماده نگه مي‌دارند، سالهاى متمادى درپادگانهايشان هستند و عملاً كارى انجام نمي‌دهند؛ ليكن براى لحظه‏ى مورد نياز به‏روز و آماده نگه مي‌دارند. مسأله‏ى مجلس خبرگان، يك چنين چيزى است. اگر اين مجلس نباشد،در آن ساعتِ فقدان و خلأ رهبرى، هيچ دست و انگشتى، گره‏گشاى مشكلى كه پيش خواهد آمد، نخواهد بود. اين، آن مجلسى است كه كار آن در لحظه‏ى بحران و در لحظه‏ى لزوم گره‏گشايى اساسى است.

اهميت مجلس خبرگان

اين مجلس بايد هميشه باشد، هميشه آماده‏ى به كار باشد، متوجه اوضاع باشد، مسائل جارى، مهم و اساسى كشور را دائماً مورد سنجش قرار دهد و براى آن لحظه‏اى كه نياز هست، آن كار اصلى خودش را - كه انتخاب رهبرى است - انجام دهد. اين، اهميت مجلس خبرگان را نشان مي‌دهد. در لحظه‏ى بحران، نقش‏آفرينى منحصر به اين مجلس است.انسان مى‏بيند كه اين سازوكارى هم كه قانون اساسى براى تشكيل مجلس خبرگان فراهم كرده است، عاقلانه‏ترين و متين‏ترين ساز وكار است.والّا اگر قرار بود در لحظه‏ى نياز، آن وقتى كه بايد از سوى مردم، رهبرانتخاب شود يا از سوى گروه خاصى انجام بگيرد - كه سابقه نداشت - براى آن گروه، قطعاً مشكلات و معضلاتى پيش مي‌آمد كه قابل حل نبود. قانون اساسى، مردم را به شكل انتخابات خبرگان، به طور كامل در متن قضيه وارد كرده است؛ مردم انتخاب مي‌كنند، اين ذخيره‏ى معنوى را براى كشور ايجاد مي‌كنند و اين ذخيره‏ى معنوى در هنگام لزوم، كارى را كه بايد انجام بدهد، انجام مي‌دهد. اين كار اصلى است و اهميت مجلس خبرگان را از اينجا مي‌توان فهميد.

الزامات مجلس خبرگان

اين جايگاه (مجلس خبرگان) و نقش مهم آن، الزاماتي با خود همراه مي‌آورد. اين طبيعى است، هر چه كار مهمتر و نقش اساسى‏تر و محوري‌تر باشد، طبعاً الزامات هشداردهنده‏ترى در كنار آن وجود خواهد داشت.اولين چيزى كه جزوِ الزامات اين جايگاه به حساب مي‌آيد، اين است كه ما مجلس خبرگان را در وضعى قرار دهيم كه هر گونه حركتى كه به تضعيف جايگاه مجلس خبرگان بينجامد، نقطه‏ى مقابل اين رويكرد است. مجلس خبرگان را نبايد تضعيف كرد.
مردم وارد ميدان مي‌شوند، فكر مي‌كنند، مطالعه مي‌كنند، مشورت مي‌كنند و رأى مي‌دهند و اين مجلس تشكيل مي‌شود؛ پس مجلسى است كه خود مردم آن را تشكيل داده‏اند.مردم اعتماد مي‌كنند؛ نبايد اين اعتمادِآنان به هيچ كيفيتى خدشه‏دار شود؛ چه در تبليغات گوناگونى كه مربوط به اين مجلس است - كه حالا اين‏طور چيزها را در پيش خواهيم داشت - و چه در اظهارات گوناگون باانگيزه‏هاى سياسى يا غيرسياسى. چيزى كه مردم را نسبت به اين مجلسِ مهم و مؤثر و اجتناب‏ناپذير مردّد كند و اعتماد آنها را كم كند، نبايستى از افراد صادر شود. اين يكى از الزامات است كه نبايستى بگذاريم با اظهارات نسنجيده، اعتمادى كه مردم دارند و اظهار كرده‏اند و چند دوره اين اظهار اعتماد تكرار شده است، متزلزل بشود. .

وزانت لازم

كار ديگرى كه بايد انجام بگيرد، اين است كه اين مجلس بايد از وزانت برخوردار باشد؛ يعنى كسانى در اين مجلس شركت بكنندكه بعد از آن كه مورد انتخاب قرار گرفتند و اينجا آمدند، آن وزانت و موقعيت لازم را از لحاظ علمى، سياسى، وجهه‏ى اجتماعى و ديانت داشته باشند كه در آن روزى كه آنها بناست يك انتخابى انجام بدهند، اين انتخاب آنها مردم را خاطرجمع كند. پس وزانت اين مجلس هم يكى از مسائل بسيار مهم است.

هدف عمومي و ملّي

اين مجلس جاى مسائل خطى و جناحى و دسته‏بازى و گروه‏بازى نيست؛ هدف اين مجلس و آن مقصود و غرضى كه براى آن به وجودآمده، يك مسئله‏ى كاملاً عمومى و ملى است. مسأله‌ا‌ي نيست كه انگيزه‏هاى جناحى و خطى و مخالفتهاى سليقه‏اى و اينها حق داشته باشند كه در كار اين مجلس دخالت كنند. اين مجلس بالاتر از اين حرفهاست. بنابراين صاحبان عقايد و سلايق سياسى مي‌توانند در همه‌جا، از جمله در اين مجلس حضور داشته باشند؛ ليكن جاى اعمال اين اغراض و اين جناح وخطگرايي‌ها اينجا نيست. بايد از اين انگيزه‏هاى جناحى جداً پرهيز كرد.

جلوگيري از تخريب اشخاص

متأسفانه عده‏اى با انگيزه‏هاى گوناگون، تا فصل انتخابات مي‌شود، تخريبهايشان هم از همان نزديكى انتخابات شروع مي‌شود. حالا بعضى با انگيزه‏هاى سياسى و بعضى با انگيزه‏هاى حتّى دينى، اشخاص ـ چهره‏هاى سياسى، چهره‏هاى دينى، چهره‏هاى انقلابى، موجّهين حوزه‏هاى علميه و حتّى محترمين از علما و روحانيون ـ را مورد تخريب قرار مي‌دهند. اين چه كارى است؟!اين نه منطق شرعى دارد و نه منطق عقلايى؛ نه شرع با اين كار موافق است، نه عقل. اگر واقعاً انسان از يك جهت گيرى‏اى كه خيال مي‌كند فلان كس يا فلان كسان در آن جهتگيرى هستند، ناراضى است، راهش تخريب و اهانت به اشخاص نيست، راهش اسم آوردن از اين و آن نيست، راهش تبيين است. از اول، حركت انقلاب بر اساس تبيين به وجود آمد و حقايقى تبيين شد. وقتى انسان يك جايى روشنايى را معرّفى كرد، تاريكى به خودى خود معرّفى خواهد شد.تخريب كردن چهره‏هاى محترم و موجّه، منطق عقلى ندارد.

منبع:

برگزیده بیانات مقام معظم رهبری در ديدار با اعضاي خبرگان رهبري 9/6/85

کریمی که جهان پاینده دارد               تواند حجتی را زنده دارد

 

دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی

جمعه 20 اسفند 1389  3:10 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها