مجلس خبرگان رهبری
|
مجلس خبرگان رهبری
|
|
ذخيرهي معنوي نظام
مجلس خبرگان در حقيقت يك پشتوانهى عظيمى براى نظام است؛ مثل صندوق ذخيرهى ارزىِ معنوىِ نظام. يك پشتوانه و يك ذخيرهى معنوى است كه بايد حاضر باشد، آماده باشد، پابهكار باشد و بهروز باشد براى هنگام لازم و مورد نياز؛ همچنان كه كشورها نيروهاى مسلحشان را آماده نگه ميدارند، سالهاى متمادى درپادگانهايشان هستند و عملاً كارى انجام نميدهند؛ ليكن براى لحظهى مورد نياز بهروز و آماده نگه ميدارند. مسألهى مجلس خبرگان، يك چنين چيزى است. اگر اين مجلس نباشد،در آن ساعتِ فقدان و خلأ رهبرى، هيچ دست و انگشتى، گرهگشاى مشكلى كه پيش خواهد آمد، نخواهد بود. اين، آن مجلسى است كه كار آن در لحظهى بحران و در لحظهى لزوم گرهگشايى اساسى است.
اهميت مجلس خبرگان
اين مجلس بايد هميشه باشد، هميشه آمادهى به كار باشد، متوجه اوضاع باشد، مسائل جارى، مهم و اساسى كشور را دائماً مورد سنجش قرار دهد و براى آن لحظهاى كه نياز هست، آن كار اصلى خودش را - كه انتخاب رهبرى است - انجام دهد. اين، اهميت مجلس خبرگان را نشان ميدهد. در لحظهى بحران، نقشآفرينى منحصر به اين مجلس است.انسان مىبيند كه اين سازوكارى هم كه قانون اساسى براى تشكيل مجلس خبرگان فراهم كرده است، عاقلانهترين و متينترين ساز وكار است.والّا اگر قرار بود در لحظهى نياز، آن وقتى كه بايد از سوى مردم، رهبرانتخاب شود يا از سوى گروه خاصى انجام بگيرد - كه سابقه نداشت - براى آن گروه، قطعاً مشكلات و معضلاتى پيش ميآمد كه قابل حل نبود. قانون اساسى، مردم را به شكل انتخابات خبرگان، به طور كامل در متن قضيه وارد كرده است؛ مردم انتخاب ميكنند، اين ذخيرهى معنوى را براى كشور ايجاد ميكنند و اين ذخيرهى معنوى در هنگام لزوم، كارى را كه بايد انجام بدهد، انجام ميدهد. اين كار اصلى است و اهميت مجلس خبرگان را از اينجا ميتوان فهميد.
الزامات مجلس خبرگان
اين جايگاه (مجلس خبرگان) و نقش مهم آن، الزاماتي با خود همراه ميآورد. اين طبيعى است، هر چه كار مهمتر و نقش اساسىتر و محوريتر باشد، طبعاً الزامات هشداردهندهترى در كنار آن وجود خواهد داشت.اولين چيزى كه جزوِ الزامات اين جايگاه به حساب ميآيد، اين است كه ما مجلس خبرگان را در وضعى قرار دهيم كه هر گونه حركتى كه به تضعيف جايگاه مجلس خبرگان بينجامد، نقطهى مقابل اين رويكرد است. مجلس خبرگان را نبايد تضعيف كرد.
مردم وارد ميدان ميشوند، فكر ميكنند، مطالعه ميكنند، مشورت ميكنند و رأى ميدهند و اين مجلس تشكيل ميشود؛ پس مجلسى است كه خود مردم آن را تشكيل دادهاند.مردم اعتماد ميكنند؛ نبايد اين اعتمادِآنان به هيچ كيفيتى خدشهدار شود؛ چه در تبليغات گوناگونى كه مربوط به اين مجلس است - كه حالا اينطور چيزها را در پيش خواهيم داشت - و چه در اظهارات گوناگون باانگيزههاى سياسى يا غيرسياسى. چيزى كه مردم را نسبت به اين مجلسِ مهم و مؤثر و اجتنابناپذير مردّد كند و اعتماد آنها را كم كند، نبايستى از افراد صادر شود. اين يكى از الزامات است كه نبايستى بگذاريم با اظهارات نسنجيده، اعتمادى كه مردم دارند و اظهار كردهاند و چند دوره اين اظهار اعتماد تكرار شده است، متزلزل بشود. .
وزانت لازم
كار ديگرى كه بايد انجام بگيرد، اين است كه اين مجلس بايد از وزانت برخوردار باشد؛ يعنى كسانى در اين مجلس شركت بكنندكه بعد از آن كه مورد انتخاب قرار گرفتند و اينجا آمدند، آن وزانت و موقعيت لازم را از لحاظ علمى، سياسى، وجههى اجتماعى و ديانت داشته باشند كه در آن روزى كه آنها بناست يك انتخابى انجام بدهند، اين انتخاب آنها مردم را خاطرجمع كند. پس وزانت اين مجلس هم يكى از مسائل بسيار مهم است.
هدف عمومي و ملّي
اين مجلس جاى مسائل خطى و جناحى و دستهبازى و گروهبازى نيست؛ هدف اين مجلس و آن مقصود و غرضى كه براى آن به وجودآمده، يك مسئلهى كاملاً عمومى و ملى است. مسألهاي نيست كه انگيزههاى جناحى و خطى و مخالفتهاى سليقهاى و اينها حق داشته باشند كه در كار اين مجلس دخالت كنند. اين مجلس بالاتر از اين حرفهاست. بنابراين صاحبان عقايد و سلايق سياسى ميتوانند در همهجا، از جمله در اين مجلس حضور داشته باشند؛ ليكن جاى اعمال اين اغراض و اين جناح وخطگراييها اينجا نيست. بايد از اين انگيزههاى جناحى جداً پرهيز كرد.
جلوگيري از تخريب اشخاص
متأسفانه عدهاى با انگيزههاى گوناگون، تا فصل انتخابات ميشود، تخريبهايشان هم از همان نزديكى انتخابات شروع ميشود. حالا بعضى با انگيزههاى سياسى و بعضى با انگيزههاى حتّى دينى، اشخاص ـ چهرههاى سياسى، چهرههاى دينى، چهرههاى انقلابى، موجّهين حوزههاى علميه و حتّى محترمين از علما و روحانيون ـ را مورد تخريب قرار ميدهند. اين چه كارى است؟!اين نه منطق شرعى دارد و نه منطق عقلايى؛ نه شرع با اين كار موافق است، نه عقل. اگر واقعاً انسان از يك جهت گيرىاى كه خيال ميكند فلان كس يا فلان كسان در آن جهتگيرى هستند، ناراضى است، راهش تخريب و اهانت به اشخاص نيست، راهش اسم آوردن از اين و آن نيست، راهش تبيين است. از اول، حركت انقلاب بر اساس تبيين به وجود آمد و حقايقى تبيين شد. وقتى انسان يك جايى روشنايى را معرّفى كرد، تاريكى به خودى خود معرّفى خواهد شد.تخريب كردن چهرههاى محترم و موجّه، منطق عقلى ندارد.
منبع:
برگزیده بیانات مقام معظم رهبری در ديدار با اعضاي خبرگان رهبري 9/6/85
|
کریمی که جهان پاینده دارد تواند حجتی را زنده دارد
دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی
جمعه 20 اسفند 1389 3:10 PM
تشکرات از این پست