غروب خورشيد
سرو بي خزان
غروب خورشيد
شیخ
طوسی از ماندگارترین چهره های فقهی ـ اصولی جهان تشیع است. او تشنگان
معرفت و عرفان مولای پرهیزگاران را که در مرقد او به چلّه نشسته بودند، به
میهمانی در بوستان دانش علوی دعوت کرد و تحفه ای از اندیشه های علوی را به
آنان تقدیم داشت. شیخ طوسی مردی بود آسمانی، با روحی به لطافت شبنم، دارای
اندیشه ای به خروش اقیانوس و اراده خلل ناپذیر و پولادین. او موفق شد تا
نجف را قبله آمال عاشقان علم و اندیشه سازد. در زمان وی حوزه علمیه نجف به
رونق وصف ناپذیری دست یافت؛ وی مردی فقیه، مؤلفی زبردست، صاحب فکری بلند و
ذهن دقیق بود. شیخ طوسی را در برخورداری از عدالت و فقاهت و بهره مندی از
تیزهوشی و فضایل بسیار، کم نظیر شمرده اند.
آري! محرم سال 460 هجري با روزها و شبهاي غم آلود، نزديک مي شود. روزها در پرده عزاي حسيني با شبهاي خرابه
نشينان
آل رسول صلي الله عليه و آله همنوا شده اند. در گوشه اي از نجف اشرف دلي
شکسته و قلبي آکنده از تاءسف و اندوه ، متعلق به پيري وارسته و عارف ،
آخرين آهنگهاي حيات را مي نوازد تا روح خسته و ملول اين جسم مطهر را در
سفري آسماني و روحاني آزاد کند. شب 22 محرم سال 460 ق فرا مي رسد. ملائک
که در انتظار رؤيت خورشيد آسمان عشق و معرفت ، سالها چشم به راه بودند،
عاقبت در اين شب حزن انگيز روح ملکوتي آقا و مراد شيعيان ، شيخ طوسي را
چون نوري آسماني به ميهماني خدا بردند تا در پرتو عظمت آن نفس پاکيزه
تقربي نصبيشان گردد. آري ! اين مرد بزرگ پس از گذاردن 76 سال ، زندگي پر
برکت و سعادت با عشق وصال حق شتابان به سوي خدا رخت بر بست . هزاران نفر
بر جسم مطهرش نماز گزاردند و او را در خانه مسکونی اش در نجف دفن کردند.
این خانه طبق وصیت شیخ تبدیل به مسجد شد و هم اکنون در سمت شمال بقعه علوی
به نام مسجد طوسی معروف است.
اين مسجد که مزار شيخ در آن قرار
گرفته محل متبرکي است که عوام وخواص بدان تبرک ميجويند و از زمان تأسيس
تا کنون دهها حوزه درس در آن تشکيل يافته که بزرگترين فقهاء و اعاظم
مدرسين با استمداد از برکات قبر شيخ جهت کشف غوامض مسائل و مشکلات علوم به
تدريس و بحث مباني دين تا کنون مشغول بوده و ميباشند.
سرو بی خزان
سلام
بر روح باعظمت شیخ طوسی؛ بزرگ مردی که عصاره عبادت و زهد و ورع بود؛ فقیهی
که خورشید فروزان منظومه فقاهت بود. سلام بر مردی که سرمشق حیات با عزت
تشیع بود و با رفتنش شیعیان را در عزای آفتاب نشاند. آری با یاد شیخ طوسی
آن سرو بی خزان است که می توانیم در سایه اش به آرامش برسیم و از آفتاب
بسراییم.