امروز اوضاع كاملا عوض شده و ديكتاتور ليبي مزدوراني از ديگر كشورها اجير كرده تا به مردم معترضي كه از ديدگاه او موش و معتاد هستند، شليك كنند. دستههاي مختلف سربازان در حالي كه بر خودروهاي نظامي سوار هستند، در خيابانهاي طرابلس، پايتخت ليبي به گشتزني ميپردازند تا مردم را مورد هدف قرار دهند. تك تيراندازان در بالاي پشتبامها مستقر شده و بالگردها با پرواز بر فراز آسمان طرابلس و شليك به سمت مردم، ترس را در دل آنها به وجود ميآورند. مردم ليبي انتظار دارند حكومت قذافي هر چه سريعتر سقوط كرده و طرابلس شادي خود را با ديگر شهرها همچون بنغازي تقسيم كند كه در حال حاضر در دست معترضان است. مردم اين كشور در شمال آفريقا در حال حاضر بهاي سنگيني براي آزادي ميپردازند و حتي اين نگراني وجود دارد كه قذافي براي بقاي حكومتي كه اين روزها پايههايش بشدت لرزان است، دست به خشونت بيشتري بزند.
با گسترش بيداري در كشورهاي عرب خاورميانه، هر يك از مقامات اين كشورها براي بقا خشونت بيشتري انجام ميدهد. در تونس، زينالعابدين بنعلي سعي كرد با اعطاي امتيازات فراوان به مقابله با معترضان بپردازد. در مصر، حسني مبارك سعي داشت امتيازات را با نيروي نظامي و خشونت تلفيق كرده و با مردم كنار بيايد. در بحرين، سلطان حمدبن عيسي آلخليفه به خشونت متوسل شد، اما به سمت جنگ و مبارزه نرفت. اما در ليبي، قذافي علاقه فراواني به خون ريختن از خود نشان داد. او حتي در نطق تلويزيوني خود در 22 نوامبر تعهد كرد كه تكتك خانههاي ليبي را از حضور معترضان پاك خواهد كرد.
البته خشونت و شكنجه كار چندان عجيبي براي قدافي نيست و حضور بر مسند حكومت طي 42 سال گذشته در اين كشور دليل محكمي بر اين ادعاست. سركوب شديد مردم ليبي طي اين سالها، حمايت از تروريسم و گسترش خشونت در آفريقا از جمله اقدامات قذافي در اين 42 سال است. طي چند روز ناآرامي در ليبي، تلويزيون دولتي نيز دائما سعي ميكند اوضاع را كاملا آرام و به دور از هر گونه تنش نشان دهد. نظاميان نيز با ارعاب پزشكان و جمعآوري سريع جنازهها از سطح خيابانها، سعي ميكنند تا آمار دقيقي از تعداد كشتهشدگان منتشر نشود. تحليلگران معتقدند اگر قذافي همچنان به اتمام ناآراميها اميدوار است، كاملا اشتباه ميكند. نيروهاي مختلف نظامي از دستورات مقامات بالاتر سرپيچي ميكنند و با گذشت زمان تعداد افرادي كه به جمع مردم ميپيوندند، بيشتر ميشود. ريزش سفراي ليبي در ديگر كشورها نيز همچنان ادامه دارد. اين احتمال وجود دارد كه گسترش اعتراضات به حلقه طرفداران قذافي در باب العزيزيه نيز برسد؛ جايي كه تاكنون به ديكتاتور ليبي وفادار ماندهاند.
آغاز ناآرامي در ليبي بسيار شبيه به ديگر كشورهاي منطقه بود. آنها حضور مسالتآميز خود در خيابانها را از طريق فراخوان در اينترنت آغاز كردند و زماني اين حضور شدت بيشتري گرفت كه نظاميان در واكنش به آن، دست به كشتار مردم زدند. از سوي ديگر دولت ليبي ارتباطات را محدود كرد، دخالت بيگانگان را مورد سرزنش قرار داد و هشدار داد كه در صورت ادامه اعتراضها، ناامني و آشوب به وجود خواهد آمد. حتي سخنان تلويزيوني قذافي و پسرش سيفالاسلام، شباهت فراواني به اظهارات بنعلي در تونس و حسني مبارك در مصر به هنگام بروز ناآراميها داشت. هر دوي آنها در سخنرانيهايشان، بر وحدت تاكيد كرده و در عين حال مردم را به جنگ بيشتر دعوت كردند. البته بايد اذعان داشت ليبي تفاوتهايي با كشورهاي همسايه خود دارد. وسعت و ثروتش بيشتر، جمعيتاش پراكندهتر و به دليل بافت قبيلهاي در اين كشور، حس مليگرايي شكنندهتر است.
شايد اين روزها برخي افراد كهنسالتر ليبي به ياد يكي از سخنرانيهاي قذافي در سالهاي ابتدايي حكومت بيفتند كه در جمع دانشجويان گفت: همانطور كه با قدرت نظامي خود را به عنوان رهبر ليبي معرفي كردم، تنها قدرت نظامي ميتواند من را از حكومت كنار بزند. او همچنين در يكي از آخرين نطقهايش خطاب به مردم ليبي گفت: من كسي هستم كه ليبي را خلق كرد و آن كسي هستم كه آن را نابود خواهد كرد. گويا خصلت هميشگي ديكتاتورها در قذافي نيز وجود دارد كه خود را به جاي كل ملت در نظر ميگيرند.