اعتماد به نفس،خودپرستي نيست!
شايد با آنچه تا كنون گفتيم،گمان برده باشيد كه اعتماد به نفس نوعي خودپرستي است.اما بايد توجه داشته باشيد كه خودشيفتگي با خودپرستي خيلي متفاوت است.گرايش خودپرستي اين است،كه خدايا،نه اراده تو كه اراده خودم كرده شود!مي خواهم عمرم را چنانكه دلم مي خواهد،به انجام برسانم،بيگانه از تو و ديگران!از همين روست كه گفته مي شود خودپرستي از بت پرستي بدتر است و كمال شرك است. اما گرايش اعتماد به نفس،اين است:خدايا با فروتني و تواضع به قدرت و توانايي تو يقين دارم و باور دارم كه تو تا ياورم هستي،همواره پيروز و موفقم. شخصي كه روح عالي اعتماد به نفس در اوست،به خود و ديگران عشق مي ورزد چون خود و ديگران را نشانه هايي از آفريدگار مي داند.
خودپرستان عشق به ديگران ندارند. به اينكه آفريده خدا هستند توجهي ندارند. اما صاحبان اعتماد به نفس ، سرشار از احترام و عشق و حمايت ديگران هستند. صاحبان اعتماد به نفس،اگر خودشيفته هستند و به نيازها و عواطف برنامه ها و هدفهاي خود توجه دارند،تنها و تنها به خاطر آن است كه مي خواهند باشند تا براي خود و ديگران ،موثر و مفيدتر باقي بمانند. افراد خودپرست ،به خود توجه دارند براي اينكه مي خواهند همواره خود باشند . آنها به غلط ،توجه به ديگران را نوعي خودشكني مي دانند.
تمرين8
براي خود و ديگران ،تواما ارزش قايل شويد. هم وقتي را براي رسيدن به خود و نيازهاي خود در نظر بگيريد و هم وقتي را به ديگران اختصاص دهيد و در هر زمان با عشق ،به خود و ديگران،خدمت كنيد.