مسوولیت پذیری کودکان
کودکان را باید طوری تربیت کنیم که وقتی بزرگ شدند و مسوولیتی به آنان داده شد بتوانند آن را به درستی انجام دهند. در واقع کودک را باید از همان دوران طفولیت مسوولیت پذیر بار بیاوریم، به عنوان مثال وقتی میخواهیم سفره بیندازیم به او بگوییم که آوردن قاشق و چنگال با شما (یا سبزی یا بشقاب و لیوان ...) به این ترتیب کودک کمکم یاد میگیرد کارهایی را که به او محول میکنیم درست انجام دهد؛ همچنین او را تشویق کنیم و کمکم با توجه به سن کودک مسوولیتهایش را نیز بیشتر نماییم؛ مثل خرید از مغازه یا به او بگوییم از این به بعد وقتی با خواهر یا برادر کوچکتر از خود در بیرون از خانه باز میکنی باید مواظب او باشی. اگر کودک توانست در کودکی مسوولیتهایی را که به او میدهیم درست انجام دهد امیدوار باشیم که در آینده هم میتواند در جامعه مسوولیت پذیر باشد و به خوبی از عهده کارهای خود برآید. به بیان روشنتر کودکان را نباید متکی به خودمان بار آوریم؛ بلکه باید به آنها یاد دهیم که خودشان کارهایشان را انجام دهند (کارهایی از قبیل مرتب کردن اتاق و کمد لباس یا شستن جورابها) شاید ابتدا برایشان مشکل باشد ولی کمکم یاد میگیرند که چگونه کارهاشان را درست و رضایتبخش انجام دهند.
تربیت
خانواده اولین کانون پرورش کودک است. کودک در دامان پدر و مادر رشد میکند و آنان اولین مربیان و معلمان فرزند میباشند. پدران و مادران بایستی قبل از هر چیز بدانند که تربیت فرزند کار آسانی نیست؛ بلکه مشکلات و سختیهایی را به دنبال دارد که در این امر مهم باید صبور باشند. فرزندان هم باید پدر و مادر را صمیمیترین افراد نسبت به خود بدانند. حال اگر پدر و مادر افرادی عصبانی و بد اخلاق باشند فرزندان هرگز جرات پیدا نمیکنند مسائل خصوصی و رازهای دل خود را بازگو کرده و مشکلات شان را با آنان در میان بگذارند. در واقع این مساله سبب میشود فرزندان خانواده به افراد بیگانه و شاید غیر قابل اطمینان و منحرف پناه ببرند. امام صادق (ع) میفرماید: نیکی و حسن خلق، خانهها را آباد میکند و بر عمرها میافزاید.
مادر هنرمند
مادر هنرمند کسی است که در برابر فقر و ثروت خانواده خود را نبازد. روزی که ندارد جزع و بیتابی نکند و آن روز که به ثروت و دارایی رسید، به اسراف و ولخرجی دست نزند. همچنین فرزندان خود را از همان کودکی طوری تربیت کند که در همه حال شرایط اقتصادی خانواده را درک کنند و هیچگاه توقع بیش از اندازه نداشته باشند؛ در ضمن پس انداز کردن و صرفهجو بودن را به آنان نیز آموزش دهد. مادری که میخواهد فرزندانی غیر متوقع و قانع پرورش دهد، خود باید الگوی کاملی برای آنان باشد؛ به این معنا که کمتر به فکر چشم و هم چشمی
–
که متاسفانه امروزه رواج زیادی یافته است
–
مدپرستی و زندگی مصرفی باشد. اگر مادران دورنمای آینده فرزند و وضعیت او را در زندگی آینده، در ذهن مجسم کنند قطعاً از زیر بار انجام وظیفه شانه خالی نمیکنند.
باز هم مادر
مادر، قلب خانه و مظهر مهر و عاطفه، عشق و احساس، محبت و صفا است؛ همچنین وی در پیریزی سعادت کودکان سهم فوقالعادهای دارد. او میتواند اعضای خانواده را سعادتمند و بهشتی کند یا زمینه تباهی و فساد را در آنان به وجود آورد. باید گفت که مادر، سرچشمه فضیلت بوده و درس عملی تقوا و خدا ترسی او، راهنما و نافذ در قلب اعضای خانه است؛ اما عکس این حالت میتواند به وقوع بپیوندد و مادر منشا رذیلتها گردد؛ آن گونه که افراد خانواده را به بدبختی و فلاکت بکشاند یا فرزندان را فاسد و شوهر را از زندگی متنفر سازد.
لازم به ذکر است که زن در عین نگرانی و ناراحتی باید روحیه خود را قوی نگه دارد؛ زیرا خانهای که در آن مادر عصبانی باشد به جهنم و آشیانهای برای بدبختی کودک تبدیل میشود. مادر با مهر و محبت خود محیط خانه را دلچسب و اهل خانه را شاد میسازد. در واقع شادیها از سوی او و لبخندها با مشاهده چهره او شروع میشود. به عبارتی مادر خوب بر صد دکتر و مهندس برتری دارد و از صد مربی و معلم بالاتر است. اوست که در زیر دست خود انسان میپرورد، ادب میآموزد، تربیت میکند، اخلاق یاد میدهد. به بیان دیگر، مادری، تنها قنداق کردن و پوشاندن طفل نیست. این اشتباه است که رسالت مادری را کوچک بدانیم. او بانوی خانه و فردی محترم است. اسلام برای زن دنیایی بسیار زیبا ایجاد کرده است؛ دنیایی که همه افراد آن باید به مادر احترام و تعظیم کنند.
سلام کردن
رسول اکرم (ص) میفرماید: هنگام ملاقات با سلام گفتن همدیگر را دیدار کنید. بنابر فرمایشات پیامبر اسلام (ص) سلام، کمترین احترام و محبتی است که هر شخص میتواند نسبت به دیگران ابراز کند و هر کس این کار را نکند فردی بخیل است.
همچنین ایشان در فراز دیگری بیان میکند: بخیلترین مردم کسی است که از سلام کردن خودداری کند. میبایستی متذکر شد که یکی از تاثیرات سلام کردن، از بین بردن کبر و غرور در انسان است.در واقع سلام باعث میشود فرد متواضع گردد و تکبر را کنار بگذارد. با این کار، شخص خود را هم سطح با دیگران میبیند و برای خویش شخصیت دروغین و کاذب نمیسازد؛ همچنین به راحتی با آنان انس میگیرد؛ پس نتیجه میگیریم که سلام کردن موجب میگردد دوستی و محبت در میان مردم برقرار شود.
از طرفی در سلام کردن باید تساوی را رعایت کرد؛ یعنی انسانها نباید در سلام کردن بین افراد دارا و ثروتمند و فقیر و ندار تفاوت قائل شوند، بلکه میبایست به همه به یک شیوه سلام کنند.
نکته قابل توجه این که در فرهنگ اسلامی سلام کردن به چند گروه ممنوع شده است؛ از جمله سلام کردن به کسانی که کارهای ناشایست و نامشروعی مانند: قمار و شراب خواری انجام میدهند یا افراد معروف به فسق و کسانی که آشکارا دست به گناه و مفسده میزنند؛ چرا که سلام کردن به آنان نوعی تایید و صحه گذاشتن بر اعمالشان محسوب میشود و باید در برخورد با این افراد با قیافهای گرفته و نامهربان برخورد کرد؛ ولی اگر بدانیم که با سلام کردن و احوالپرسی صحیح با آنان، باعث هدایتشان خواهیم شد اشکالی ندارد. به راستی، هر یک از ما سلام کردن و آداب آن را از کجا باید بیاموزد؟ جز آنکه خانواده مرکز اصلی این یادگیری و وسیله سبز و زیبای ارتباطی است؟ بنابراین لازم است گلخانه خانواده با چنین پرورشهایی به شکوفایی و خرمی برسد.