0

آیا کودک شما خلاق است؟

 
matin60
matin60
کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت : آذر 1388 
تعداد پست ها : 147
محل سکونت : اصفهان

آیا کودک شما خلاق است؟

آیا کودک شما خلاق است؟

  روان شناسان در تعریف خلاقیت متفق‌القول نیستند و به خلاقیت از ابعاد گوناگون می‌نگرند. در گذشته محور بحث روان‌شناسان در موضوع خلاقیت «شخص خلاق یا فرایند خلاق» بود. امروزه نیز اگر چه بسیاری از اندیشمندان به خلاقیت به عنوان یک فرآیند می‌نگرند، اما تعریف آنان از خلاقیت مبتنی بر ویژگی «مولد بودن» است. مک کینان در تعریف خلاقیت می‌نویسد: «خلاقیت عبارت است از حل مساله به نحوی که ماهیتی بدیع و نو داشته باشد».

ویلیامز می‌نویسد: «خلاقیت مهارتی است که می‌تواند اطلاعات پراکنده را به هم پیوند دهد، عوامل جدید اطلاعاتی را در شکل تازه‌ای پیوند کند و تجارب گذشته را با اطلاعات جدید برای ایجاد پاسخ‌های منحصر به فرد غیر متعارف مرتبط سازد». هم چنین می‌توان گفت خلاقیت گستره وسیعی از مسایل کوچک روزانه تا پیشرفت‌های مهم تاریخی در علوم و ادبیات و هنر را در بر می‌گیرد و بر خلاف تصور عمومی هر فرد با توانایی‌های شناختی معمولی با قدری تلاش می‌تواند از خود خلاقیت نشان دهد از سوی دیگر، گانیه خلاقیت را نوع ویژه‌ای از حل مساله می‌داند.

ویژگی‌های افراد خلاق

هر عملی که فرد انجام می‌دهد می‌تواند خلاق باشد؛ به شرطی که دو اصل در آن رعایت شده باشد:

1- با آن چه قبلاً انجام داده متفاوت باشد.

2- صحیح، جذاب و معنی‌دار باشد.

در پژوهش‌هایی که توسط استیز (1965)، بارون (1969) و کلارک (1979) صورت گرفته صفت‌های ذیل به عنوان ویژگی‌های افراد خلاق بیان شده است:

- دارای گنجایش فکری و ذهنی زیادی می باشند.

- علاقه آنان به مسائل علمی، هنری، فرهنگی و اجتماعی بیشتر و دامنه اطلاعات آنان در این زمینه وسیع‌تر است.

- درباره مسایل انتزاعی، در مقایسه با مسایل عینی و ملموس، بهتر و عمیق‌تر می‌اندیشند.

- دوست دارند در مباحث عقیده خود را بیان کنند، ولی اصرار به تحمیل عقاید خود ندارند.

- انعطاف پذیرند و بیانشان دارای طنز است.

- علاقه به سوال و پرسش دارند و بسیار کنجکاو هستند.

- محافظه کار نیستند و بیشتر خطر می‌کنند.

- علاقه‌های فراوان و متنوع دارند و دارای فرآیندهای غیر متعارف فکری می‌باشند.

- در فکر و عمل از اصالت و نوآوری بیشتری برخوردارند.

- دارای زندگی تخیلی بوده، درگیری بیشتری با رویاهای خیالی دارند.

- استقلال طلب‌اند و دوست ندارند که از راه و روش‌ زندگی دیگران پیروی کنند.

- اعتماد به نفس خوبی دارند و در مقابل ناکامی‌ها کم‌تر دلسرد و مایوس می‌شوند.

- از معیارها، رسوم و ارزش‌های اجتماعی که به نظرشان قابل قبول نیستند کمتر پیروی می‌کنند و بیشتر متکی به قضاوت شخص خود هستند.

- در رابطه با دیگران رُک، صریح و درستکارند.

- به مسائل مذهبی همچون ارزش‌ها، معنی زندگی و این قبیل امور توجه می‌کنند.

- بر غرایز خود تسلط بیشتری داشته، شخصیت رشد یافته‌تری دارند و کمتر دچار اختلال روحی و روانی می‌شوند.

- دارای حافظه‌ای دقیق‌اند و به جزئیات مسائل توجه می‌کنند.

- توانایی انجام کارهای پیچیده را دارند.

عوامل ایجاد خلاقیت در کودکان

1- داشتن استقلال و حق انتخاب: تحقیقات نشان داده است؛ دانش‌آموزانی که استقلال بیشتری در تصمیم‌گیری دارند و به آنان حق انتخاب داده می‌شود از انگیزه درونی بیشتری برای انجام کار برخوردارند و پیشرفت خلاقیت در آنان قابل ملاحظه است. به عبارتی، ندادن حق انتخاب در دوران کودکی خطر کاهش خلاقیت را به دنبال دارد.

2- محیط خانه و مدرسه: آمابیل و همکارانش (1988) در مصاحبه‌هایی که با 120 دانشمند در بیست رشته مختلف داشتند به این نتیجه رسیدند که عوامل محیطی در رشد خلاقیت نقشی موثر دارد. اولیا و مربیان ما با نیت خیرخواهانه و با قصد شکوفایی استعدادها، دانش آموزان را وادار می‌کنند مطالبی را یاد بگیرند که هدف از یادگیری آن‌ها را نمی‌دانند. این موضوع می‌تواند خلاقیت را در دانش‌آموزان نابود کند. گاه شرایط موجود در خانه و مدرسه به گونه‌ای است که نه تنها به پرورش خلاقیت کمک نمی‌کند، بلکه این موهبت الهی را سرکوب می‌کند. تارنس نیز در مطالعات خود به این نتیجه رسید که منحنی خلاقیت بسیاری از کودکان در حدود ده سالگی افت پیدا می‌کند و آنان هرگز خلاقیت دوره اولیه کودکی را باز نخواهند یافت. مطالعات همچنین نشان می‌‌دهد که مادر نقش بسیار زیادی در ایجاد و بالا بردن خلاقیت دارد.

3- پاداش: اگر چه روان شناسان و خصوصاً رفتارگرایان، پاداش را عاملی مهم برای تقویت رفتار می‌دانند اما اگر این پاداش‌ها به درستی و در جای خود اعمال نشود، نه تنها تاثیر مثبتی ندارد، بلکه حتی خود عاملی برای از بین بردن خلاقیت خواهد بود. استفاده مداوم از مشوق‌های بیرونی که متاسفانه در مدارس و خانواده‌های ما متداول شده است، باعث می‌شود میل و انگیزه‌های درونی از بین برود.

4- تعریف، تایید و ستایش: کودکانی که به طور مداوم از طرف خانواده یا معلمان مورد تعریف و تشویق قرار می‌گیرند، می‌آموزند فقط کارهایی را انجام دهند که مورد توجه والدین یا معلمان آن‌هاست. آنان یاد می‌گیرند که در زندگی آینده به جای خلاقیت و ابتکار، خود را با شرایط سازگار کنند و تنها به دنبال اموری باشند که تعریف و ستایش دیگران را به ارمغان آورد. این امر حتی در مورد بعضی از نوابغ صادق بوده است. «الیوت و داستایوسکی اعتراف کردند پاداشی که به علت اخذ جایزه نوبل و ... گرفتند باعث افسردگی و ناراحتی شدید آن‌ها (به دلیل کاهش انگیزه خلاقیت) شده بود» (آمابیل، ترجمه قاسم زاده، 1375).

5- خود پنداره: خود پنداره یا تصوری که هر فرد از خودش در ذهن دارد، می‌تواند باعث افزایش خلاقیت یا مانع آن باشد. دانش‌آموزانی که از توانایی‌های خود، تصویری مثبت داشته باشند اعتماد به نفس در آنها بالا می‌رود و خلاقیت آنان افزایش می‌یابد. از سوی دیگر خود پنداره منفی باعث کاهش اعتماد به نفس و در نتیجه کاهش خلاقیت می‌شود.

6- ترس یا نترسیدن از شکست:اگر کودک یا دانش‌آموز شما در مواجهه با سوالات و پرسش‌های گوناگون دچار ترس نشود و احساس یاس و ناامیدی به او دست ندهد، زمینه بروز خلاقیت در او بیش‌تر می‌شود. عکس آن نیز صادق است. از آن جا که همه ایده‌ها به جواب نمی‌رسند و احتمال عدم موفقیت نیز وجود دارد، نباید به جواب نرسیدن ایده‌ها را شکست تلقی کرد. وقتی از ادیسون پرسیدند: از این که در راه کشف ماده‌ای برای فیلامان لامپ دو هزار بار شکست خوردی، چه احساسی داری؟ او جواب داد: من شکست نخوردم، من فهمیدم دو هزار ماده وجود دارد که به درد ساختن فیلامان لامپ نمی‌خورد.

7- ایجاد فرصت برای کسب بینش و کشف مجهولات: یکی از مهم‌ترین راه‌ها برای ایجاد خلاقیت کودکان فرصت دادن به آنان برای پاسخگویی، کسب بینش و کشف مجهولات است. هیچ دانش‌آموزی در جهان به کمک آن چه می‌شنود و به یاری آن چه می‌بیند، پیشرفت نمی‌کند، پیشرفت وی به آن چه می‌کند بستگی دارد. دیویی می‌گوید: «اگر دانش‌آموزی برای رسیدن به حقیقتی سه روز وقت صرف کند تا آن را شخصاً کشف کند، به صرفه‌تر از آن است که همین حقیقت را در یک ربع ساعت برایش توضیح دهیم».

روش‌های آموزش خلاقیت

همه روان‌شناسان پرورشی و متخصصان آموزشی معتقدند که توانایی‌های آفریننده و شیوه‌های فکری واگرا را می‌توان به افراد، به ویژه به کودکان و نوجوانان آموزش داد. در این قسمت پیش نهادهای مهم این صاحبنظران درباره روش‌ها و فنون‌ ایجاد آفرینندگی یا خلاقیت مطرح می‌شود:

1- تجارب دانش‌آموزان را به موقعیت‌های خاص محدود نکنید.

کارهای بدیع و تخیلات دانش‌آموزان را مورد تشویق قرار دهید. سوال‌هایی از آن‌ها بپرسید که مشوق تفکر واگرا باشد و از تکرار روش‌های معمول و متداول بپرهیزید. نوع سوالاتی که معلم از دانش‌آموزان می‌پرسد به نحوه تفکر آن‌ها بسیار موثر است. سوالاتی بپرسید که با چرا و چگونه آغاز می‌شود، نه با کجا چه کسی و چه وقت. سوالاتی طرح کنید که دارای جواب‌های متعدد باشند. برای مثال: در درس علوم، معلم به جای تعریف جاذبه می‌تواند از دانش‌آموزان بپرسید: اگر نیروی جاذبه وجود نداشت انسان با چه مشکلاتی رو به رو می‌شد؟

2- برای طرح سوال‌ها و اندیشه‌های غیر معمول و بدیع ارزش قائل شوید.

دانش‌آموزان را تشویق کنید تا سوال‌های گوناگون از شما بپرسند، فراتر از اطلاعات و دانش‌های معمول فکر کنند و راه‌های مختلف برای حل مسائل پیشنهاد کنند.

3- فرصت‌هایی برای خود آموزی و یادگیری اکتشافی در اختیار یاد گیرندگان قرار دهید. اگر فقط حفظ کردن مطالب و راه‌حل هایی قالبی مورد تایید معلمان واقع شوند، دانش‌آموزان به حفظ کردن مطالب تشویق خواهند شد، اما اگر اندیشه‌های اصیل مورد تایید قرار گیرند، دانش‌آموزان به فعالیت‌های خلاق مبادرت خواهند کرد.

4- نسبت به تفاوت‌های فردی یادگیرندگان با احترام برخورد کنید.

از وادار کردن دانش‌آموزان به رقابت و هم چشمی با یکدیگر بپرهیزید. هر یک از دانش آموزان دارای استعداد و قریحه خاص خودش است که شاید از این جنبه با دانش‌آموزان دیگر متفاوت باشد.

5- رفتارهای آفریننده را برای کودکان سرمشق قرار دهید.

مطالعات نشان می‌دهد که روش آموزش از طریق سرمشق دهی بیشتر از روش‌های مرسوم آموزشی منجر به ایجاد رفتارهای خلاق می‌شود.

6- از روش‌ها و فنون ویژه برای بالا بردن سطح آفرینندگی استفاده کنید.

روشهایی‌ مثل: روش بارش مغزی، آموزش مهارت‌های پژوهشی و روش مطالعه آفریننده که در آن دانش‌آموز تنها به این سوال اکتفا نمی‌کند که مولف چه می‌گوید بلکه از خود می‌رسد که چگونه می‌توانم آن چه را که نویسنده نوشته مورد استفاده قرار دهم، در بالا بردن سطح خلاقیت بسیار موثر است.

پیشنهادها

- یکی از مشکلات ما این است که سطح توقعات و انتظارات نظام آموزش و پرورش با آن چه در عمل اتفاق می‌افتد در بعضی از موارد متفاوت است؛ برای مثال، ما خواهان ایجاد و خلاقیت، تفکر انتقادی و ... هستیم، اما این موضوعات در برنامه‌های درسی، روش‌های مدیریتی، روش‌های تدریس، نظام ارزشیابی و ... کم‌تر مشاهده می‌شود. بنابراین، اولین قدم ایجاد تغییر در این رویکرد است.

- با توجه به نتایج تحقیقات، مبنی بر این که سن ایجاد خلاقیت عمدتاً قبل از ده سالگی است (فرنودیان) بنابراین باید به نقش دوره پیش از دبستان و دبستان بیشتر توجه شود و تغییرات اساسی در ساختار این دوره‌ها انجام گیرد.

- از آنجا که افراد خلاق سرمایه‌های اصلی کشور هستند، شناسایی، تحت پوشش قرار دادن و ایجاد امکانات اضافی برای مطالعه آنها بسیار مهم است.

پنج شنبه 24 دی 1388  9:54 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها