راه خلوتي است كه كسي از آن نميگذرد و آن راه ، راهي است كه از دغدغه خاطرات كم ميكند و پري براي پريدن دوباره به تو خواهد داد . اينگونه آغاز كنيم:
* وظيفه ي اصلي تو آن است كه خويشتن حقيقي ات را همچون طوماري باز كني .
* تو همچنين وظيفه داري به ديگران نيز كمك كني تا دل و گام هاي خود را استوار سازند و به عنوان افرادي يكه و بي بديل پا در راه بگذارند.
* براي تحقق اين وظايف ، بايد براي ديگران فرصتي فراهم كني تا آنها نيز بتوانند احساسات خويش را ابراز كنند ، آرزوهاشان را نشانت دهند و روياهاشان را با تو سهيم شوند .
* بدي را محكوم كن ، اما نه آدمهاي بد را . آدم هاي بد نيز مانند تو انسان اند و در مسير كامل ساختن خويش تقلا مي كنند .
* با سلاح عشق به پيكار بدي ها برو . هر انساني در طلب بي پايان كشف خويشتن است : اين طلب را دوست بدار و محترم بدان .
* هيچوقت فراموش نكن كه دنيا زشت نيست ، دنيا تيره و تار نيست ، دنيا ويرانگر نيست ، عمل تهي از عشق آدمي دنيا را به اين روز انداخته است .
*تو بايد الگو باشي ؛ اما نه الگويي كامل و بي عيب و نقص و دور از دسترس ، بلكه الگويي انساني و بس انساني .
انسان بودن ، برترين قله اي ست كه مي تواني آن را فتح كني . (( انسانيت ، بام زندگي است .))
* بايد توان بخشيدن خويش را داشته باشي ، اگر هنوز خود را پايين تر از كمال مي بيني .
* بايد بداني كه از دگرگوني گريزي نيست ، و اگر دگرگوني را در مسير عشق و كشف خويشتن خويش بيندازي ، همواره خوب و مثبت خواهد بود . (( زندگي ، عاشقانه زيستن است . ))
* بايد بداني كه براي آموختن ، بايد عمل كرد . بودن ، يعني دست به كاري زدن .
* بايد بداني كه نمي توان محبوب همگان شد . محبوب همگان شدن ايده آل است ، اما عملي نيست . چنين ايده آلي در عالم خاكي به دست نمي آيد . عالمي ديگر ببايد ساخت و از نو ، آدمي . مي تواني آلويي شوي رسيده و درشت و آبدار ، اما فراموش نكن هستند كساني كه آلو دوست ندارند .
* بايد اين را نيز بداني كه اگر بهترين آلوي جهان هستي و محبوب تو آلو دوست ندارد ، توان آن را داري كه سيب باشي . اما فراموش نكن كه اگر سيب شوي ، بهترين سيب دنيا نيستي . در حالي كه مي تواني بهترين آلوي دنيا باشي .
* بايد بداني كه اگر تصميم گرفتي سيب باشي ، سيبي در رده ي دوم خواهي شد . زيرا تو اساسا آلو هستي ، نه سيب . بنابراين ، اين خطر جود دارد كه محبوب تو روزي به دنبال بهترين سيب دنيا بگردد و كسي ديگر را كه اين ويژگي را دارد انتخاب كند . آنگاه تلاش خواهي كرد كه بهترين سيب دنيا باشي ، و اين غير ممكن است . شايد روزي دوباره بكوشي تا بهترين آلوي دنيا باشي ، و اين ممكن است .
* حتي اگر همگان تو را دوست ندارند ، تو همگان را دوست بدار . تو دوست نداري كه دوست داشته شوي ، تو دوست داري كه دوست بداري . مهم آن است كه دلي پر مهر داشته باشي .
* هيچ آدمي را طرد نكن ، زيرا تو پاره اي از وجود هر آدمي هستي ، و هر آدمي پاره اي از وجود توست .
تو با طرد يك فرد ، در واقع ، پاره اي از وجود خود را طرد كرده اي .
* اگر همگان را دوست بداري و يكي از آنها عشق تو را پس بزند ، دليلي براي ياس و سر خوردگي وجود ندارد . او را مقصر ندان . او آمادگي پذيرش عشق تو را نداشته است . تو عشق خود را با قيد و شرط ابراز نمي كني . تو عشق مي ورزي ، زيرا موهبت عشق ورزيدن را داري . تو عشق نمي ورزي كه در ازاي آن محبت ديگران را جلب كني . تو عشق مي ورزي ، زيرا مي تواني عشق بورزي . (( عشق ، هدف عشق است . ))
* اگر يك نفر عشق تو را رد كرد ، صدها نفر ديگر پذيراي عشق تو هستند . اين گمان كه تنها يك عشق درست وجود دارد ، گماني باطل است . عشق هاي درست ، متعددند .
در آخر اين گفتار شايد تا اندازه اي توان عاشقي تو را افزايش دهد . زيرا چنانكه بايسته است كه بداني عاشق بودن ، مستلزم ظرافت يك فرزانه ، انعطاف يك كودك ، حساسيت يك هنرمند ، فهم يك فيلسوف ، گشودگي يك قديس ، بردباري و مداراي يك مومن و آگاهي يك دانشمند است . تمام اين ويژگي ها در كسي كه عشق را بر ميگزيند جوانه خواهند زد و سبز خواهند شد . هنگام آن است كه برخيزي و عاشقانه گام برداري .
از آغاز ،
حرفي در ميان نبود .
گفتن اين حرف ،
اما ،
حرفي به ميان آورد !
فرزانگي در عقل نيست ، در عشق است .