0

تقليد محض از پيامبر(صلی الله و علیه و آله)، حركت در صراط مستقيم هدايت پيامبر(ص) از سوي خداوند به عنو

 
mohamadaminsh
mohamadaminsh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 25772
محل سکونت : خوزستان

تقليد محض از پيامبر(صلی الله و علیه و آله)، حركت در صراط مستقيم هدايت پيامبر(ص) از سوي خداوند به عنو




تقليد محض از پيامبر(صلی الله و علیه و آله)، حركت در صراط مستقيم هدايت پيامبر(ص) از سوي خداوند به عنوان اسوه و سرمشق بشر برگزيده شده است. از اين رو شناخت همه جانبه آن حضرت(ص) براي همگان امري بايسته است. شناخت آن حضرت(ص) راه هاي گوناگوني دارد كه از آن جمله مراجعه به قرآن است؛ چرا كه قرآن، وحي الهي است و خداوند در اين كتاب معرفي جامع و كاملي از اسوه و سرمشق بشريت ارايه داده تا حجت بر مردم تمام شود. نويسنده بر همين اساس در اين مطلب به سراغ آيات قرآني رفته تا تبيين خداوند را از سيره آن حضرت(ص) در امور و مسايل گوناگون از جمله اخلاقي، اجتماعي و سياسي ارايه دهد. با هم اين مطلب را از نظر مي گذرانيم.

اهميت و ارزش تقليد در آموزه هاي قرآني

انسان موجودي تقليدپذير است؛ چرا كه اين صفت براي آدمي فوايد و آثار بسياري دارد. از جمله آثار تقليد انتقال دانش و تجربيات است. در روان شناسي اجتماعي، علوم تربيتي و اخلاق اجتماعي و همچنين علوم ديگر مرتبط با جامعه شناسي، مسئله جامعه پذيري به عنوان يك مسئله مهم بويژه در حفظ و حراست جامعه و انتقال هنجارهاي اجتماعي به نسل هاي آينده مطرح مي باشد؛ چرا كه بقاي جامعه به حفظ هنجارها، آداب، سنت ها و آيين هايي است كه از نسلي به نسل ديگر منتقل مي شود؛ از اين رو جامعه پذيري خصوصاً درباره نسل هاي آينده جامعه مطرح مي شود تا جامعه در مسير و ريلي كه تعبيه و هدف گذاري شده حركت كند و به اهداف كمالي خود يعني آرامش و آسايش فراگير و عدالت عمومي دست يابد.


تقليد مهم ترين ويژگي انساني است كه حافظ اين امور مي باشد و اسباب انتقال دانش و تجربه را از نسلي به نسل ديگر فراهم مي آورد. البته تقليد نيز مانند هر ويژگي و صفت انساني ممكن است مورد سوءاستفاده قرار گيرد و يا به نادرستي از آن بهره گرفته شود. لذا در آموزه هاي قرآني و نيز علوم تربيتي و اجتماعي، تقليد باتوجه به متعلقات آن مورد ارزيابي و سنجش قرار مي گيرد؛ چرا كه برخي از افراد جامعه به جاي تقليد از هنجارها و آداب و سنت هاي نيك و پسنديده، به تقليد از ناهنجاري ها و رفتارهاي زشت و ناپسند رو مي آورند و جامعه را با خطرات جدي و پديده هاي نادرست مواجه مي سازند و زمينه فروپاشي اجتماعي را فراهم مي آورند.


از نظر عقلي تقليد چهارگونه است: تقليد جاهل از جاهل، تقليد عالم از عالم، تقليد عالم از جاهل، تقليد جاهل از عالم. از نظر قرآن سه قسم نخست از اقسام چهارگانه تقليد، باطل و تنها گونه چهارم آن درست و صحيح است.


از آموزه هاي قرآني برمي آيد كه در تقليد صحيح بايد شروطي احراز شود كه از آن جمله اين است كه مقلد بايد خود به علم و عقل دريابد كه اين پيروي و ملازمت از عالم بر پايه اصول و مباني عقلاني درست و صحيح است. شرط ديگر آن است كه شخص مقلد، علم و عقل كسي را كه مي خواهد از او تقليد كند، احراز نمايد و بر او آشكار شود كه آن شخص، انساني عالم و عاقل است. سومين شرطي كه آيات قرآني براي صحت و جواز تقليد بيان كرده آن است كه تقليد در امور مشروع از نظر شريعت معتبر باشد و از نظر عقلاني و عرفي، معقول خردمندان و مقبول عرف عقلايي باشد. بنابراين لازم است تقليد تنها در اموري باشد كه از نظر عقل و شريعت و عرف معقول، مشروع و معروف (مقبول) باشد. (سوره مائده، آيه 104، و نيز سوره بقره آيه 170 و سوره نحل، آيات 43 و 44 و سوره انبيا، آيه7 و آيات ديگر)


خداوند در آيه 43 سوره نحل، در جواز و صحت و بلكه لزوم تقليد جاهل از عالم عاقل مي فرمايد: فاسئلوا اهل الذكر ان كنتم لاتعلمون؛ اگر نمي دانيد، از اهل ذكر بپرسيد. در اين آيه توجه خاصي به اصطلاح اهل ذكر شده است. ذكر يكي از نام هاي قرآن است؛ چنان كه ذكر بيانگر اين معناست كه شخص همواره در ياد خدا و اهداف آفرينش است و به آن سمت نظر دارد و حركت مي كند. چنين شخصي از نظر قرآن، خردمند و عاقل، مؤمن و معتقد، اهل رفتارهاي معقول، مقبول و مشروع است و از هر نظر قابل اعتماد است و مي توان از وي پرسيد و براساس پاسخ وي عمل كرد. بنابراين مي تواند به عنوان مرجعيت علم و عمل محل مراجعه و تقليد قرارگيرد.


همانگونه كه از آيات قرآني به دست مي آيد، جايگاه سه چيز در تقليد بسيار مهم و اساسي است. اين سه چيز عبارتند از عقلانيت، عقلائيت و مشروعيت. بنابراين شخصي كه به وي مراجعه و از او تقليد مي شود بايد خود داراي چنين صفاتي باشد و ديگر آن كه قول و عمل وي نيز مبتني بر پاسخ و كاري معقول از نظر عقل، معروف (مقبول) از نظر عقلاء و عرف جامعه و مشروع از نظر دين باشد. اين جاست كه مي توان به سادگي تاييد قرآن را بر مسئله برهاني و بينه بودن (انفال، آيه 42)، عرفي و معروف بودن ازنظر خردمندان (اعراف، آيه 199 و آيات بسيار از جمله آيات امر به معروف) و شرعي بودن و مطابقت با احكام الهي معتبر (آيات بسيار قرآن) به دست آورد. براين اساس هرگونه تقليدي كه بيرون از دايره شروط سه گانه عقلاني، عقلايي و شرعي باشد و با آن در تقابل و تضاد قرارگيرد، تقليدي مذموم و ناپسند عقلاني و شرعي و عقلايي است و بايد از آن پرهيز كرد.


از اين رو خداوند در آياتي از جمله 104 سوره مائده تقليد جاهل از جاهل را باطل مي داند، چرا شرط تقليد از عاقل در آن مراعات نشده است و تقليد از غير اهل ذكر را باطل معرفي مي كند؛ چرا كه در آن علم و دانش و شريعت و ايمان و امور ديگر مراعات نشده است.


از نظر قرآن، تقليدهاي برخاسته از تعصب قومي، خانوادگي و قبيله اي مذموم است، زيرا در اين نوع تقليدها، شرط عقلي و يا عقلايي در معقوليت و مقبوليت تقليد وجود ندارد. از اين رو آيات بسياري چنين تقليد را نكوهش كرده و اهل آن را سزاوار سرزنش دانسته است. (بقره، آيه 170و نيز مائده آيه 104 و اعراف آيات 70 و 173، و يونس آيه 78 و ده ها آيه ديگر) همچنين آيات ديگر، برخي از تقليدهاي ناپسند را چون برخاسته از جهل و ناداني (اعراف، آيه 138؛ كهف آيات 4و5) و يا رفاه و خوشگذراني (زخرف، آيه23) و القائات شيطاني و تلقينات ابليسي (بقره، آيات 168 و 170؛ و لقمان آيه21) است، امري ناپسند و مذموم شمرده شده است كه ريشه همه آنها به اصل فقدان عقلانيت و يا عقلائيت برمي گردد.


از نظر قرآن، نتيجه چنين تقليدي جز هلاكت و نابودي (اعراف، آيات 65 تا72)، خشم و انتقام الهي (زخرف، آيات 23 و 25) پيروي از شيطان (لقمان، آيه21) و عذاب در قيامت (بقره، آيات 165 تا 167) چيزي نخواهدبود.


البته قرآن براي تقليد كوركورانه و غيرعقلاني آثار و نتايج ديگري نيز برشمرده است كه مي توان به مانعيت در رشديافتگي فردي و اجتماعي (بقره، آيه 170 و آيات ديگر)، خرافه گرايي، بدعت گرايي و پاي بندي بي دليل و غيرعقلاني به سنت ها (مائده آيه 103 و 104)، حق ناپذيري (يونس، آيات 75 و 78)، استكبارورزي (يونس، همان و قصص آيات 23 تا 39)، توجيه گرايي (اعراف، آيه28)، جمود و دوري از آزادانديشي (بقره، آيه 170 و انبياء آيات 53 و 67)، فسادگرايي و دوري از اصلاح خواهي و اصلاح پذيري (هود، آيات 87 و 88) و مخالفت با حق و حقيقت و پيامبران و هدايت گران و اصلاح طلبان (ابراهيم؛ آيات 9و 10 مائده آيه 104 و آيات ديگر) اشاره كرد.


شناخت پيامبر(ص) بايسته همگاني

با توجه به ديدگاه قرآن درباره تقليد مي توان به آساني دريافت كه چرا پيامبرگرامي(ص) بهترين اسوه براي تقليد و الگوبرداري است تا انسان، زندگي دنيوي و اخروي خويش را براساس سبك زندگي آن بزرگوار سامان دهد؛ چرا كه وي به سبب عصمت از هرگونه خطا، اشتباه، سهو و گناه در فهم و عمل و رفتار و نيز كمال و تماميت عقل و مكارم اخلاقي و ديگر شرايط تقليد، مي تواند از هر نظر جامع و اسوه حسنه و كامل باشد. (احزاب، آيه21)


از اين رو شناخت آن حضرت مي تواند به شناخت از بهترين سرمشق و اسوه كامل و نيك از عقل و عقلاء و شرع بينجامد و انسان را براي حركت در مسير صحيح كمال ياري و مدد رساند.


بر اين اساس بر همگان لازم است تا براي دست يابي به راه و روش درست زيستن و متاله و خدايي شدن، از مسيري استفاده كنند كه مسير مستقيم و مبرا از نقص و كژي است. از اين رو خداوند به صراحت راه رسيدن به محبوبيت الهي يعني رسيدن به مقام عبوديتي كه كنه و گوهرش ربوبيت و مظهريت آن و خلافت الهي است را راه پيامبر(ص) و محبوبيت و خشنودي وي قرار داده و مي فرمايد: قل ان كنتم تحبون الله فاتبعوني يحببكم الله؛ بگو اگر خدا را دوست مي داريد مرا پيروي كنيد تا شما هم محبوب خدا شويد. پس راه مستقيم و صراط راست الهي جهت محبوب شدن در نزد خداوند اين است كه تقليد و پيروي از پيامبر(ص) شود. اين پيروي همان تقليد محض در همه امور است؛ چرا كه تنها در اين صورت است كه خشنودي و محبوبيت الهي رقم مي خورد.


براي شناخت افكار، انديشه ها، اعمال و رفتار پيامبر(ص) جهت تقليد و پيروي، مي توان از راه هاي گوناگوني بهره برد كه از جمله مطمئن ترين و آسان ترين و معتبرترين راه ها، مراجعه به آيات قرآني است كه در آن صراط مستقيم محمدي(ص) بيان و تبيين شده است و انسان مي تواند با بهره گيري و تقليد و پيروي از آن به محبوبيت الهي دست يابد و محبوبيت و عشق دو سويه پديد آيد. (مائده، آيه 54)


خداوند در آيه 21 سوره احزاب، سيره پيامبر(ص) را الگو و سرمشق مناسب زندگي براي همگان بويژه خداجويان رستاخيزباوري مي داند كه ياد خداوند همه وجودشان را گرفته است و او را مقصد و مقصود خويش دانسته اند. بنابراين، هر كسي كه خدا را مي جويد، بايد از مسيرش حركت كند كه پيروي و الگوبرداري از اسوه كامل و نيك الهي يعني حضرت پيامبر(ص) است.


اين پيروي و اطاعت بايد به گونه اي باشد كه در هيچ گوشه اي از آن نقص و كژي و خللي راه نيابد، لذا خداوند در آيه 1 سوره حجرات بر لزوم پيروي از سيره پيامبر(ص) و اجتناب از هرگونه پيشتازي بر آن حضرت(ص) در گفتار و رفتار تأكيد مي كند و مي فرمايد پيشتازي بر آن حضرت(ص) همانند عقب افتادن، عين گمراهي و ضلالت است.


از آيه 20 سوره مزمل چنين برمي آيد كه حتي پيروي از آن حضرت(ص) در اموري كه از واجبات اختصاصي ايشان است نيز امري مستحب است. از اين رو پيروي برخي از ياران از سيره آن حضرت(ص) در شب زنده داري و تهجد را امري پسنديده معرفي كرده و چنين پيروان و ياراني را مورد تشويق قرار مي دهد؛ چرا كه اين افراد با آن كه بر ايشان واجب نيست تا همانند پيامبر(ص) تهجد و شب زنده داري كرده و دو سوم يا نصف يا يك سوم شب را بيدار باشند و به نماز و قرآن مشغول شوند، ولي اين پيروي و همراهي، امري بسيار پسنديده و ستوده است؛ چرا كه زمينه متاله شدن و تحقق اسماي كمالي را به سبب پيروي مطلق و كامل براي آنان فراهم مي آورد.


از نظر قرآن، از نشانه هاي صداقت و درستي در ايمان پيروان، آن است كه اشخاص در همه امور از پيامبر(ص) پيروي كنند. بنابراين، پيرو و مقلد خوب كسي است كه حتي در مقام پيامبر قرار گيرد و مردم را به توحيد خالص و پيراسته از هرگونه شرك دعوت كند و در اين راه همانند پيامبر(ص) عمل كند. (يوسف، آيه108) بطوري كه هر كسي اين پيروان را مي بيند به اين نتيجه برسد كه آنان پيرو واقعي پيامبر(ص) هستند؛ زيرا در همه چيز مي كوشند تا خود را همانند پيامبر(ص) كنند.


نمونه هايي از سيره پيامبر(ص)

از آن جايي كه نمي توان همه سيره هاي اخلاقي، اجتماعي و سياسي پيامبر(ص) را در اين جا بيان كرد؛ چرا كه در اين صورت لازم است تا تفسيري كامل از همه آيات قرآني ارايه نمود، ولي مي توان در اين جا كليات و مباني اصولي و مهمي از سيره را ارايه كرد تا همگان با پيروي از اين اصول و مباني بتوانند سبك زندگي آن حضرت(ص) را سرمشق زندگي خود قرار دهند و در مسير شدن هاي كمالي به درستي و صحت گام بردارند و از صراط مستقيم پيروي از اسوه كامل، بيرون نروند.


سيره اجتماعي

1-ساده زيستي و اجتناب از تشريفات در مقام رهبري: داشتن زندگي عادي و بدون هيچ گونه تشريفات، يكي از مهم ترين ويژگي هايي است كه خداوند در آياتي از جمله 7 و 8 سوره فرقان و 4 و 5 سوره حجرات به ترسيم و تبيين آن مي پردازد. از نظر قرآن، پيامبر(ص) اسوه و سرمشق ساده زيستي رهبران اجتماعي جامعه است. اگر كسي بخواهد در مقام رهبري ، اسوه و سرمشقي بيابد، مي بايست به زندگي پيامبر(ص) مراجعه نمايد كه بدون هرگونه تشريفات، رهبري جامعه را به عهده داشت و مردم به سادگي و آساني مي توانستند با ايشان ارتباط برقرار كرده و مسائل و مشكلات شخصي و اجتماعي خود را بيان و راهكار مناسب تقاضا كنند.


2-امانت داري: هر كسي كه در موقعيت برتر اجتماعي قرار گيرد، از مناسبات قدرت و ثروت بهره مند مي شود و اموال بسياري به سبب مسئوليت اجتماعي در اختيار وي قرار مي گيرد. دراين حالت امانت داري و اجتناب از خيانت و هرگونه مكر و حيله براي عدم استفاده از اموال كلان و هنگفت بسيار سخت است. اما قرآن گزارش مي كند كه آن حضرت(ص) با آن كه اموال فراواني در اختيار داشت، با اين حال از هر نوع خيانت در امانت پاك و منزه است و سيره ايشان و ديگر پيامبران(ع) در طول تاريخ اين گونه بوده است(آل عمران، 161)


3- همدردي با مردم: از ديگر ويژگي هايي كه قرآن براي سيره اجتماعي پيامبر(ص) بيان مي كند، همدردي با مردم در مشكلات و سختي هاي آنان است. خداوند در آيه 128 سوره توبه بيان مي كند كه آن حضرت(ص) به سبب اين كه مردم در سختي و رنج به سر مي بردند، خود را به رنج و سختي مي افكند تا با مردم همدردي كند.


4-امر به معروف و نهي از منكر: از جمله مسئوليت اجتماعي هر انساني دستگيري از ديگران است. اين دستگيري به اشكال مختلف انجام مي گيرد. از جمله راهنمائي ديگران به كارهاي نيك و پسنديده و پرهيز دادن از كارهاي زشت و ناپسند است چرا كه عمل به معروف و ترك منكر، آثار مثبت و منفي در شخص و جامعه به جا مي گذارد و انسان سالم و كامل آن است كه مي كوشد تا همان گونه كه خود از آثار كار خوب و نيك و پسنديده بهره مند مي شود، ديگران نيز با انجام آن از فوايد و آثار آن بهره مند شوند. از اين رو مساله نظارت بر رفتار ديگران براي چنين افرادي، اصالت مي يابد. هر پدر و مادري چنين حالتي نسبت به فرزندان خود دارد و مي كوشد تا آنان نيكوكار باشند و از بدكاري پرهيز نمايند. جامعه براي انسان مومن اين گونه است و هر كسي خود را همانند والدين، ولي جامعه مي داند. پيامبر(ص) نيز سيره دايمي اش اين گونه بود كه همواره بر رفتار جامعه نظارت ولايت و محبت داشت و امر به معروف و نهي از منكر مي كرد. (اعراف، آيه 157)


5- اجراي عدالت: از مهم ترين خواسته هاي هر پيامبري، دعوت و اجراي عدالت در جامعه بوده و خداوند در آيه25 سوره حديد آن را مسئوليت و فلسفه بعثت پيامبران از جمله پيامبر(ص) بيان مي كند. خداوند در آيه15 سوره شوري، اجراي عدالت در ميان مردم به دور از هرگونه تحميل را از سيره هاي عملي آن حضرت(ص) معرفي مي كند. اين بدان معناست كه آن حضرت(ع) همواره دغدغه عدالت داشته و دمي از آن غفلت نورزيده است.


6- انتقادپذيري و گوش شنوا داشتن: از جمله سيره هاي اجتماعي آن حضرت(ص) مي توان به تأثيرپذيري آن حضرت(ص) از سخنان مؤمنان اشاره كرد. البته آن حضرت به همه سخنان مردم از دوستان و دشمنان گوش فرا مي داد و حتي سخنان منافقان را مي شنيد به گونه اي كه دشمنان وي را متهم به سادگي مي كردند و مي گفتند كه وي همه حرفها و سخنان ما را مي شنود و مي پذيرد. اين در حالي بود كه او تنها سخنان آنان مي شنيد و نسبت به آنان واكنش تند نشان نمي داد؛ چرا كه هدف، جلب و جذب قلوب مردم و راهنمايي آنان به حقيقت بود و اين گونه رفتار در راستاي اين هدف انجام مي شد. (توبه، آيه61)


سيره اخلاقي

درباره سيره اخلاقي پيامبر(ص) مطالب بسياري است كه در اين جا نمي توان به همه آن ها پرداخت ولي برخي از اصول سيره اخلاقي آن حضرت(ص) بنا بر گزارش قرآن عبارتند از:


1- خوش اخلاقي: خداوند پيامبر(ص) را به خوش اخلاقي مي ستايد. اين بدان معناست كه پيامبر(ص) در سيره عملي خويش به گونه اي بود كه مي توان او را در اين حوزه، حميد و ستوده شمرد، چنان كه خداوند ايشان را به خلق عظيم و خوي و منش بزرگ مي ستايد. (آل عمران، آيه159 و نيز قلم، آيه4)


2- نرمخويي و پرهيز از خشونت: از ديگر ويژگي هاي آن حضرت(ص) در سيره اخلاقي مي توان به نرمي خويي و پرهيز از خشونت در رفتار و گفتار با ديگران اشاره كرد كه خداوند اين مطلب را در آيه159 سوره آل عمران به عنوان يكي از ويژگي هاي آن حضرت مطرح مي كند.


3- دعا براي مردگان: توجه آن حضرت(ص) مختص به زندگان نبود. ايشان حتي براي مردگان نيز توجه خاص مبذول مي داشتند و براي دعاي جهت اموات به قبرستان ها مي رفت و با حضور بر سر قبرشان برايشان دعا مي كرد و از خداوند طلب مغفرت و رحمت مي كرد. (توبه، آيه84)


4- معاشرت با فقيران: آن حضرت(ص) به همه اقشار اجتماعي بويژه فقيران و بينوايان توجه داشت. خداوند در آياتي از جمله 52 سوريه انعام و 28 سوره كهف از سيره اخلاقي آن حضرت نسبت به فقيران و معاشرت و هم نشيني با بينوايان مؤمن خبر مي دهد.


5- دلسوزي و مهرباني: خداوند پيامبر(ص) را به عنوان رحمت براي جهانيان مي ستايد و او را رحمه للعالمين مي خواند. آن حضرت(ص) البته نسبت به مؤمنان از هر جهت دلسوزي و مهرباني مي كردند و مهرورزي ايشان از نظر قرآن يك سيره دايمي و هميشگي بوده است. (توبه، آيه128)


6- حرص بر سعادت ديگران: انسان كامل كسي است كه تنها گليم خويش را از آب برنيارد بلكه بكوشد تا دستگير ديگران شود. پيامبر(ص) از آن جايي كه رحمت براي جهانيان بود نسبت به هدايت و سعادت بشر حساسيت ويژه اي داشت و حرص آن حضرت(ص) چنان بود كه خداوند وي را از اين كه خود را به رنج افكند برحذر مي داشت؛ چرا كه اين دلسوزي و حرص موجب مي شد تا پيامبر(ص) اذيت شود. خداوند در آياتي از جمله 128 سوره توبه، 37 سوره نحل، 6 سوره كهف و 3سوره شعراء ازحرص آن حضرت(ع) نسبت به سعادت و هدايت و خوشبختي مردم سخن مي گويد و آن را از سيره اخلاقي ايشان برمي شمارد.


7. فروتني و تواضع: از ديگر ويژگي هاي اخلاقي آن حضرت(ص) فروتني در برابر مؤمنان و ابراز مهر و محبت به ايشان است. (انعام، آيه54) اين درحالي است كه آن حضرت در اوج تعالي و قدرت بود و نيازمند تواضع نبود، ولي از آنجايي كه تواضع و فروتني عين ادب و اخلاق است ايشان بر اين سيره زندگي مي كردند.


8. غم خوري: ايشان همواره از كفر و بي ديني و عاقبت به شرشدن مردم در اندوه و غم بود. خداوند در آياتي از قرآن به حزن و اندوه ايشان اشاره مي كند كه به سبب دلسوزي نسبت به كافران بوده است. آن حضرت(ص) از اين كه مي ديد برخي از مردم با كفر، خود را به آتش دوزخ مي افكنند بسيار اندوهگين مي شد و نسبت به آنان غم مي خورد. (كهف، آيه6 و نمل، آيه 70 و لقمان، آيه 23 و فاطر، آيه8)


9. تشويق دوستان: از جمله سيره اخلاقي آن حضرت(ص) تشويق دوستان و مومنان بود تا به رفتار و كارشان خشنود شوند و دلگرم به آن، گام هاي بزرگتري را بردارند. از آيات 218 و 219 سوره شعراء برمي آيد كه آن حضرت(ص) تلاش داشت براي تشويق دوستان و مومنان، آنان را نسبت به وضعيت خودشان آگاه كند و با حضور در ميانشان، آنان را به كار، دلگرم و تشويق نمايد.


سيره عبادي

درباره سيره عبادي به چهار نكته بسنده مي شود:


1. شب زنده داري و تهجد شبانه كه گاه به دو سوم شب نيز مي رسيد و تنها يك سوم شب را استراحت مي كرد. (شعرا، آيه128 و نيز كشاف، ج3، ص341) چرا كه مراد از قيام، همان تهجد شبانه است چنان كه در آيه 20 سوره مزمل نيز به آن اشاره شده و در سوره اسراء بر آن تاكيد شده است.


2. اقامه نماز به جماعت: از ديگر سيره هاي عبادي آن حضرت(ص) توجه به نماز جماعت است. برخي از مفسران از جمله زمخشري در كشاف بر اين باور است كه پيامبر(ص) نماز را با ديگران به جماعت مي خواند (همان) البته با توجه به سيره پيامبر(ص) كه در روايات گزارش شده اين معنا مورد تصديق و تاكيد است.


3. عبادت شبانه روز: از جمله سيره دايمي آن حضرت(ص) تهجد و عبادت درشبانه روز است. ايشان بيشتر شب را به عبادت مي پرداخت و در روز نيز هرگز چيزي چون كار و جهاد و مانند آن وي را از عبادت محض چون نماز و روزه باز نمي داشت. (مزمل، آيه 20 و آيات ديگر)


4. تشويق ديگران به عبادت : حضور در تهجد شبانه اصحاب و نمازگذاري با آنان در مسجد و عبادت از جمله سيره هاي آن حضرت(ص) است كه در آياتي از جمله 20مزمل گزارش شده است. (كشاف، ج3، ص341)


سيره سياسي

در سيره سياسي آن حضرت موارد زيادي وجود دارد كه قابل توجه است ولي در اين جا به مواردي چند اكتفا مي شود:


1. استقامت در برابر فشارها: آن حضرت(ص) در برابر خواسته هاي دشمنان و بهانه جويي ها و فشارهاي بيروني استقامت مي ورزيد و هرگز دربرابر آنان تسليم نمي شد و براين باور بود كه وظيفه اش انجام مأموريت است و نتيجه آن به دست خداوند است؛ چرا كه خود را مأمور به انجام وظيفه مي دانست نه رسيدن به هدف در هر صورت. از اين رو سيره اش بر استقامت در برابر هرگونه فشار و تحمل آن سامان يافته بود. (يونس، آيه 15)


2- اجراي عدالت: چنان كه گفته شد اجراي عدالت در همه ابعاد، از جمله وظايف ايشان بود و آن حضرت(ص) به خوبي در سيره اخلاقي و اجتماعي و سياسي خويش اجراي آن را به نمايش گذاشت. (شوري، آيه 15)


3- مبارزه با شرك و كفر: از ديگر سيره هاي دايمي در حوزه عمل سياسي مي توان به مبارزه همه جانبه با مظاهر شرك و كفر اشاره كرد كه در آياتي از جمله 26 سوره انبياء به آن پرداخته است.


4- انتقادپذيري: گوش دادن به سخنان موافقان و مخالفان از جمله ويژگي هاي آن حضرت(ص) در حوزه عمل سياسي است كه در آيه 61 سوره توبه به آن توجه داده شده است.


سيره تبليغي

در حوزه تبليغ و پيام رساني نيز توجه به برخي از ويژگي هاي سيره تبليغي آن حضرت(ص) مي تواند آموزنده باشد. از جمله اين اصول رفتاري مي توان به موارد زير اشاره كرد:


1- اخلاص: اخلاص و اجتناب از هرگونه درخواست اجرت در قبال تبليغ و رسانيدن پيام الهي و احكام شرعي از جمله سيره آن حضرت است كه در آياتي از جمله 104 سوره يوسف و 72 سوره مؤمنون و 57 سوره فرقان و 86 سوره ص به آن اشاره شده است.


2- پرهيز از تكلف: ايشان از هرگونه تكلف و تصنع و ظاهرسازي در حوزه عمل تبليغي پرهيز داشت و اجازه نمي داد تا تبليغ دين به تظاهر و تكلف و تصنع در عمل آلوده شود (ص، آيه 86 و نيز الميزان، ج 17، ص 228 كه تكلف را به معناي ظاهرسازي و آراستن امر به چيز غيرواقعي معنا كرده است.)


3- سازش ناپذيري در اصول: از جمله سيره هاي آن حضرت كه فراگير در حوزه هاي مختلف از جمله سياسي و تبليغي است، قاطعيت و سازش ناپذيري نسبت به اصول اعتقادي و راهبردي است. ايشان هرگز به خود اجازه نمي داد تا نسبت به اصول از جمله اصول اعتقادي عقب نشيني كرده و نسبت به آن تكاهل و تسامح و تساهل روا دارد. اينگونه است كه همه چيز را فداي اصول مي كرد و ذره اي از آن عقب نشيني نمي كرد. (يونس، آيه 104 و يوسف، آيه 108 و زمر، آيات 11 تا 15 و كافرون، آيات 1 تا 6)


اين ها گوشه هايي از سيره آن حضرت در ابعاد گوناگون است. البته مطالعه آيات قرآني اين امكان را مي دهد تا ديگر سيره هاي آن حضرت در هر بابي شناخته شده و امكان پيروي فراهم آيد.

کریمی که جهان پاینده دارد               تواند حجتی را زنده دارد

 

دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی

دوشنبه 16 اسفند 1389  7:42 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها