0

بازيگري هميشگي گرگ

 
mashhadizadeh
mashhadizadeh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1388 
تعداد پست ها : 25019
محل سکونت : بوشهر

بازيگري هميشگي گرگ

نسخه چاپي ارسال به دوستان
به بهانه انتخاب «همسفران» در جشنواره شهيد غني‌پور؛
بازيگري هميشگي گرگ

خبرگزاري فارس: يكي از رمان‌هاي منتشر شده در سال 88، «همسفران» نوشته محمدرضا بايرامي است كه ديروز يكشنبه، به عنوان «كتاب سال دهمين دوره جايزه شهيد غني‌پور در بخش داستان بزرگسال» معرفي شد.

به گزارش خبرگزاري فارس، داستان همسفران در يكي از روستاهاي اطراف اردبيل مي‌گذرد و مثل بسياري از داستان‌هاي بايرامي، گرگ يكي از بازيگران هميشگي و اثرگذار رمان است. اينجا، گرگي خيره و ژوليده كه حيواني هوشمند به نظر مي‌رسد، از نخستين فصل رمان معرفي مي‌شود و سپس، همانند نويسنده، فضاي داستان را تا ورود به عرصه آن زير نظر مي‌گيرد و عاقبت، ضربه اصلي را به يكي از روستاييان وارد مي‌كند.


گرگ گرسنه به روستا حمله‌ور مي‌شود و گوسفندان يكي از اهالي به نام «صفر» را از پاي در مي‌آورد، اما صفر پس از به دام انداختن گرگ خاكستري كه در آغل گوسفندانش اسير شده، با بستن زنگوله شتري به گردن گرگ، اين حيوان مهاجم را آزاد مي‌كند و حوادث و اتفاقات بعدي رمان، يكي پس از ديگري مرور مي‌شود.


همسفران در 46 فصل كوتاه پيگيري مي‌شود و نويسنده در 10 فصل ابتدايي رمان خود، مخاطب را صرفاً با محيط طبيعي روستا، شخصيت‌هاي رمان و زمينه‌هاي بروز حادثه اصلي آشنا مي‌كند.



اين كتاب، پنجمين اثر از متون فاخري است كه كتاب نيستان منتشر كرده و طرح روي جلد آن، همانند چهار كتاب قبلي، تصويري از نويسنده است.


بايرامي در اين كتاب، بازيگران داستانش را به شكل منطقي معرفي مي‌كند تا در نظرگاه مخاطب، شخصيت‌ها از هم تميز داده شوند، اما رخدادهاي داستان با فضاسازي نسبتاً ناهمگون و توصيف‌هاي طولاني به شيوه‌اي نامعقول جلو مي‌رود و به جاي جلب مخاطب، رغبت خواننده را براي پيگيري ادامه داستان از بين مي‌برد. روستا در نهايت عقب‌ماندگي است و مردم، همچنان از ابزارها و روش‌هاي كهنه و ناكارآمد براي زندگي بهره مي‌گيرند. حتي آسياب ده هم در حال آرد كردن گندم اهالي است. اما در همين رمان از موقعيت دكل تلفن همراه در ارتفاعات روستا مي‌خوانيم و سپس از ايجاد هتل‌ها و فضاهاي گردشگري در شهر سرعين.



اينكه چنين اثري از بايرامي در شمار «متون فاخر» كتاب نيستان به چاپ مي‌رسد در نوع خود قابل تأمل است. دست كم، به دليل اهمال جدي در ويراست و نسخه‌خواني قبل از چاپ ـ‌ كه البته به گردن نويسنده نيست ـ نمي‌شود اين اثر را با اين عنوان به مخاطب عرضه كرد. موضوعي كه در رمان «خلوت مدير» نوشته علي‌اكبر والايي هم به شدت آزاردهنده است و اشكالات و اغلاط تايپي و ويرايشي، اعصاب خواننده را به شدت خرد مي‌كند.


با اين وصف، بهره‌گيري بايرامي از ديالوگ‌هاي ساده و نماياندن موقعيت‌هاي روستايي ـ كه نويسنده در آن رشد يافته است ـ مي‌تواند عاملي براي انتخاب اين اثر باشد. چنانكه هيأت داوران نيز در دفاع از انتخاب اين اثر، آن را دربرگيرنده «روايت صميمي از زندگي مردمان صبور دامنه‌هاي سبلان و خلق قصه‌هاي تأثيرگذار از ماجراهاي ساده، ضمن حفظ انسجام و پيوستگي هنرمندانة ماجراها» قلمداد كرده است.



اما به اعتقاد نگارنده، اين رمان بايرامي با توجه به كارهاي قبلي او، اثر چندان قابل اعتنايي به شمار نمي‌رود و شتابزدگي در انتشار و رسيدن به بيست و دومين نمايشگاه كتاب تهران (1388) اجازه مي‌دهد كه كوتاهي ناشر در چاپ پراشكال كتاب را ناديده بگيريم.

    حمید.bmp

 

 

دوشنبه 16 اسفند 1389  7:39 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها