0

زندگی بخشی قیام مهدوی

 
hossein3010
hossein3010
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 1946
محل سکونت : تهران

زندگی بخشی قیام مهدوی

زندگی بخشی قیام مهدوی

تشرف، امام زمان ،مهدی ،جمکران ،تبیان

نهم ربیع الاول سرآغاز امامت امام عصر (ع) و نویدبخش بهاری بیخزان برای جهان و جهانیان است. بهاری که جانهای فسرده آدمیان را حیاتی تازه میبخشد و سرزمینهای خسته از کفر و بیعدالتی را سرشار از طراوت و نشاط میکند. همزمانی بهار طبیعت با این سرآغاز خجسته بشارت دهنده سالی پر خیر و برکت برای همه منتظران منجی عالم بشریت است. با امید به آن که خداوند متعال امسال را سال ظهور آن حضرت قرار دهد و با ظهور حضرتش بساط همه تیرگیها، تباهیها و تاریکیها را از زمین برچیند. با تبریک فرا رسیدن یک هزار و یکصد و شصت و هشتمین سال امامت آخرین حجت الهی، توجه شما را به مقالهای که به همین مناسبت تهیه شده است جلب میکنیم.

هر سال با رسیدن بهار جهان آماده استقبال از رستاخیز طبیعت می شود. زمین و زمان گوش به زنگ اسرافیل بهارند، تا در صور خود بدمد و با دمیدنش زمین مرده دگربار زندگی و طراوت یابد؛ درختان به شکوفه بنشینند و انواع گل و ریحان در دشت و دمن برویند.

به دلیل شباهت های زیادی که میان بهار رستاخیز طبیعت (و قیامت) رستاخیز انسان ها وجود دارد، در قرآن کریم و کلمات معصومان: بارها از زنده شدن جهان طبیعت در بهار، هم به عنوان دلیل و شاهد و هم به عنوان تذکار و اندرز نسبت به زنده شدن انسان ها در روز قیامت یاد شده است.

 

از جمله در یکی از آیات کریمه قرآن می خوانیم:

خدا همان کسی است که بادها را روانه می کند؛ پس [بادها] ابری را برمی انگیزند، و [ما] آن را به سوی سرزمینی مرده راندیم، و آن زمین را بدان [وسیله]، پس از مرگش زندگی بخشیدیم، رستاخیز [نیز] چنین است.( فاطر(35) آیه 9)

اما بهار یادآور رستاخیز دیگری نیز هست. رستاخیزی که هیچ کمتر از قیامت کبرا نیست و در شکوه و عظمت هیچ از زنده شدن مردگان در روز حساب کم ندارد. آری، این رستاخیز چیزی جز رویداد عظیم ظهور نیست. رویدادی که هم نجاتبخش است و هم حیاتبخش؛ هم به انسان ها زندگی دوباره می بخشد و هم به جهان طبیعت. از این رو جا دارد که در آستانه بهار طبیعت، یادی از بهار جان ها داشته باشیم. همو که در زیارت حضرتش خطاب به ایشان می گوییم:

سلام بر بهار مردمان و خرمی بخش روزگاران.1

 

زندگی بخشی قیام مهدوی در آیات و روایات

بسیاری از روایات به زنده شدن انسان و جهان در پرتو انوار حیاتبخش نهضت مهدوی بشارت داده و این موضوع را یکی از ویژگی های بارز این نهضت برشمرده اند، که در اینجا به برخی از آنها اشاره می کنیم:

1. در روایتی که از محمدباقر(ع) نقل شده، آن حضرت پس از اشاره به آیه شریفه:

بدانید که خدا زمین را پس از مرگش زنده می گرداند. به راستی آیات [خود] را برای شما روشن گردانیده ایم، باشد که بیندیشید. (حدید(57) آیه 17)

می فرماید: منظور از مردن زمین، کفر ورزیدن اهل آن است و کافر مرده است، پس خداوند آن را به [ظهور حضرت] قائم(ع) زنده خواهد کرد. پس او در زمین عدالت می ورزد، زمین را زنده می سازد و اهل آن را پس از مرگشان زنده می کند.2

 

بخشی از مقاله ابراهیم شفیعی سروستانی

گروه دین و اندیشه تبیان


1. مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج99، ص101؛ قمی، عباس، مفاتیح الجنان، زیارت حضرت صاحب الأمر به نقل از سیدبن طاووس؛ أَلسّلام علی ربیع الأنام و نضره الأیّام.

2. حسینی بحرانی، سیدهاشم، سیمای حضرت مهدی(ع) در قرآن، ترجمه سید مهدی حائری قزوینی، ص377؛ همچنین ر.ک: صدوق، محمد بن علی بن حسین، کمال الدین و تمام النعمه، ج2، ص668. طوسی، محمد بن حسن، کتاب الغیبه، ص110؛ یعنی بموتها کفر أهلها والکافر میّتٌ، فیحییها الله بالقائم(ع) فیعدل فیها فیحیی الأرض و یحیی أهلها بعد موتهم.

 

یک شنبه 15 اسفند 1389  8:58 PM
تشکرات از این پست
t_b_m_
t_b_m_
کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت : آبان 1389 
تعداد پست ها : 15
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:زندگی بخشی قیام مهدوی

سلام تصمیم گرفتم در این تاپیک موضوعی را به نام جامعه ی آرمانی مهدوی باز کنم اولین مقاله اش را تقدیمتان می کنم


 جامعه آرماني
جامعه آرماني، سه خصوصيت و ويژگي دارد که همه اديان ابراهيمي همينطور فرق و مذاهب اسلامي در آن اتفاق نظر دارند:
1. در دوره آخرالزمان بشر متنعم از مواهب طبيعي دنيا مي شود.
2. در آن دوره، برخوردري انسانها از مواهب، عادلانه خواهد بود.
3. بشر به مرحله اي از رشد و تکامل خواهد رسيد که به معرفت خداوند راه پيدا خواهد کرد و اين زمان، دوره ظهور ولايت الهي و امر الهي در زمين و دوره وجود بلوغ معنوي بشريت است.
آخرالزمان، از دو منظر سيرطبيعي مرحله اي از مراحل زندگي بشر، و همينطور از ديد فلسفه تاريخ مورد تحليل قرار گرفته است. زيرا فلسفه تاريخ، تاريخ را به عنوان يک واقعيت به هم پيوسته مي بيند و آنرا تحليل مي کند.
تحليل و تعليل تاريخ و بررسي آن و تبيين آينده بشر به طور عام، مورد توجه فلاسفه و متفکرين و اديان مختلف قرار گرفته است. فلاسفه و متفکرين غربي به دنبال ره يافت هايي خود از آينده، مطالعات اساسي را در اين خصوص به انجام رسانده اند.
ويژگي شناخت آنها از آينده اولاً معطوف به عمل و عموماً موضع گيري عملي غرب را تبيين کرده است. و ثانياً اين نظريات، ناشي از نظريه هاي علمي اند که ناشي از فلسفه غرب بوده و مکانيزم ها را نيز مورد توجه قرار داده است.
ثالثا اين که نظريات پايان تاريخ انديشه هايي هستند که ناظر به حرکت و جريان کل تاريخ بوده و آن را از نقطه آغاز تا فرجام مورد مطالعه قرار مي دهد.
و در اين ميان به مراحل سير آن توجه دارد. بنابراين، پايان تاريخ از ديدگاه اين دسته از متفکرين غرب عبارت است از آن مرحله کامل حرکت اجتماعي بشر در هنگامي که به جامعه آرماني و ايده آل خودش دست پيدا مي کند. که از رايج ترين اين نظريات، همان نظريه اي است که ليبرال دمکراسي غرب را، فرجام تاريخ و مرحله پاياني آن مي داند.
حال بايد ديد تفاوت بين چنين فلسفه اي (ايده پايان تاريخ)، با انديشه آخرالزمان در چه بوده و يا چه رابطه اي بين انديشه آخرالزمان و اين ايده مي تواند وجود داشته باشد؟
فلسفه تاريخ از ديدگاه اديان ابراهيمي داراي چند ويژگي است:
1. از نظر اين اديان، کل عالم مخلوق خداوند است
2. خداوند ربّ عالم است؛ يعني تکامل عالم به ربوبيت الهي بسته است.
3. انسان در حرکت خودش اراده و اختيار دارد؛ در نتيجه مي تواند خود را عبد و بنده خداوند قلمداد کند و يا در مقابل خداوند کبر بورزد و بر اين اساس است که کفر و ايمان و يا طاعت و عصيان شکل مي گيرد.
4. جريان ايمان و کفر، دو جريان در حال تکامل و رشدند؛ يعني عبوديت و بندگي خداوند به دنبال توسعه خودش است؛ چنانکه کفر هم به دنبال توسعه و رشد نهايي خويش است و بر اساس هر دو جريان، ايمان و کفر خودشان را نظاممند مي دانند. در نظام مؤمنين محور انبياء و استمرار خط امامت است، در حالي که در نظام کفر طواغيت و شيطان، محور قرار گرفته اند. اين دو رويکرد، دو جريان تاريخي است که در همه زمانها در تعارض بوده اند.
در آخرالزمان درگيري بين کفر و عبوديت و بندگي خدا بدين گونه است که کفر به آخرين تلوّن خودش رسيده است و در حقيقت، شيطان ديگر و تلوّني نخواهد داشت و اين، دوره پاياني دنياي کفر است.
بنابراين مي توان گفت:
در آخرالزمان،
1. کفر به اوج اقتدار و نهايت تکامل خودش مي رسد.
2. بشر در درک توحيد و بندگي خداوند رشد قابل توجهي مي يابد. و در نتيجه کبر آدمي، نسبت به خداوند برداشته شده و انسانها به نور و حيات و ثبات و امنيت مي رسند.
و همچنين تنعم و رفاه به معني صحيح خودش تحقق مي يابد و عدل کلي در همه شئون حيات و در مسير خودش قرار مي گيرد.

اگر می توانستم با مرگم کوچکترین روشنی بیاورم و هر حقیقتی را افشا کنم که به نابودی این بیماری کمک کند آن گاه تمامی اعتبار و امتیاز متعلق به خداوندپروردگار کل جهانیان است و تنها خطاها و اشتباهات متعلق به من است.(مالکوم ایکس)

به امید ظهور تنها باقی مانده...........

سه شنبه 17 اسفند 1389  3:18 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها